به گزارش خبرگزاری کردپرس، انتخابات پارلمانی اخیر در مناطق کردنشین شمالشرق سوریه، بار دیگر شکافهای سیاسی، قومی و جمعیتی این کشور را آشکار کرده و پرسشهای مهمی درباره جایگاه آینده کُردها در ساختار سیاسی سوریه پس از جنگ مطرح ساخته است.
کمیسیون عالی انتخابات مجلس سوریه، پس از ماهها تأخیر، روز ۲۴ مه انتخابات پارلمانی را در استان حسکه و منطقه کوبانی در حومه حلب که در جریان انتخابات سراسری اکتبر ۲۰۲۵ همچنان تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) قرار داشتند و رأیگیری در آنها انجام نشده بود، برگزار کرد.
این انتخابات در شرایطی برگزار شد که آینده سیاسی کُردهای سوریه همچنان با ابهامهای جدی روبهروست. هرچند روند مذاکرات میان دولت دمشق و اداره خودگردان کُردی در شمالشرق سوریه ادامه دارد، اما اختلافات بنیادینی همچنان حلنشده باقی مانده است؛ از جمله مسئله حقوق زبانی و فرهنگی کُردها، میزان اختیارات واقعی در نظام تمرکززدایی، سرنوشت نیروهای مسلح وابسته به SDF و سهم کُردها در نهادهای رسمی حکومت مرکزی.
انتخاباتی محدود و کنترلشده
آمار مشارکت و سازوکار رأیگیری، بیش از هر چیز ماهیت محدود و غیررقابتی انتخابات را نمایان کرد. در حوزه حسکه، ۱۳ نامزد برای سه کرسی رقابت کردند، اما تنها ۱۵۰ نفر عضو هیئت انتخابکننده بودند. در قامشلی، هفت نامزد برای چهار کرسی با رأی ۱۹۸ نفر رقابت کردند و در کوبانی نیز ۱۲ نامزد برای دو کرسی، تنها از سوی ۱۰۰ نفر انتخاب شدند.
به این ترتیب، انتخابات نه بهعنوان یک فرآیند عمومی و مردمی، بلکه بیشتر بهعنوان سازوکاری گزینشی و کنترلشده از سوی دولت تلقی شد.
توازن قومی؛ عربها بیشتر از کُردها
نتایج انتخابات نیز حساسیتهای قومی و جمعیتی منطقه را برجسته کرد. در حسکه، دو نامزد عرب و یک نامزد کُرد وابسته به «شورای میهنی کُردهای سوریه» (KNC/ENKS) موفق به کسب کرسی شدند. در قامشلو نیز دو عرب، یک چهره مستقل کُرد و یک نامزد نزدیک به KNC پیروز شدند. در مناطق دیگر نیز الگوی مشابهی دیده شد.
در مجموع، از استان حسکه تنها چهار نماینده کُرد وارد پارلمان شدند، در حالی که شمار نمایندگان عرب به پنج نفر رسید. بر این اساس، در سه استان شمالی حسکه، رقه و حلب، تنها حدود ۸ تا ۹ نماینده کُرد از میان ۱۴۰ نماینده منتخب حضور خواهند داشت.
این نسبت، بهطور ضمنی نشاندهنده برآورد دولت سوریه از جمعیت کُردها در حدود ۶ درصد کل جمعیت کشور است؛ رقمی که بهشدت مورد مناقشه قرار دارد. بسیاری از برآوردهای مستقل، جمعیت کُردهای سوریه را بین ۱۰ تا ۱۲ درصد از جمعیت حدود ۲۶ میلیونی کشور تخمین میزنند.
نبود سرشماری رسمی از سال ۲۰۰۴، موج گسترده آوارگی ناشی از جنگ داخلی و همچنین دههها محرومیت بخشی از کُردهای فاقد تابعیت از ثبت رسمی، باعث شده آمار دقیق جمعیتی در سوریه همچنان محل اختلاف باشد.
یک منبع کُرد مطلع به (Eye on Kurdistan) گفته است که احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، ممکن است از اختیار خود برای انتصاب یکسوم نمایندگان پارلمان استفاده کرده و سهم کُردها را به حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش دهد؛ هرچند تاکنون موضع رسمی در اینباره اعلام نشده است.
غیبت مسیحیان و ایزدیها
یکی دیگر از نکات قابل توجه انتخابات، نبود نمایندگی برای اقلیتهای مذهبی شمالشرق سوریه، بهویژه مسیحیان و ایزدیها بود. این موضوع با توجه به تنوع قومی و مذهبی تاریخی منطقه، حساسیت ویژهای دارد.
وضعیت ایزدیها از این جهت پیچیدهتر است که دولت سوریه همچنان آنان را در اسناد رسمی هویتی بهعنوان «مسلمان» ثبت میکند.
شکاف عمیق میان SDF و شورای میهنی کُردها
انتخابات همچنین شکاف سیاسی میان جریانهای اصلی کُرد سوریه را آشکارتر کرد. جریان نزدیک به SDF و حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) انتخابات را تحریم کرد و در نتیجه، بیشتر کرسیهای کُردی به نامزدهای وابسته یا نزدیک به شورای ملی کُردهای سوریه رسید.
دستکم سه نماینده کُرد منتخب، مستقیماً عضو KNC بودند و یک نماینده دیگر نیز به این جریان نزدیک توصیف شد.
مقامهای PYD تحریم انتخابات را اعتراض به «نبود عدالت در نمایندگی» و تبدیل پارلمان به نهادی فاقد کارکرد واقعی دانستند. آلدار خلیل، از رهبران PYD، اعلام کرد که این تحریم به معنای مخالفت با اصل مشارکت سیاسی یا انتخابات نیست، بلکه اعتراض به ساختاری است که از نظر آنان فاقد عدالت و شفافیت است.
در مقابل، چهرههای نزدیک به KNC از روند انتخابات استقبال کردند. عبدالحکیم بشار، رئیس پیشین این شورا، انتخابات را نشانه ورود جنبش کُردی سوریه به مرحلهای جدید و مهم در مسیر حضور در نظم سیاسی آینده سوریه توصیف کرد.
«انتخابات» یا سازوکار انتصابی؟
بخش مهمی از انتقادها متوجه ماهیت کلی فرآیند رأیگیری است. منتقدان معتقدند آنچه در سوریه برگزار شد، بیش از آنکه انتخاباتی آزاد و رقابتی باشد، نوعی فرآیند گزینشی تحت کنترل حکومت بود.
در این مدل، نهتنها نامزدها، بلکه حتی بدنه رأیدهندگان نیز بهصورت محدود و گزینشی تعیین شدند؛ موضوعی که از نگاه بسیاری، انتخابات را از مفهوم مدرن مشارکت عمومی و حاکمیت مردم دور میکند.
برخی ناظران، این مدل را به ساختارهای سنتی «شورا» در تاریخ سیاسی اسلام تشبیه کردهاند؛ سازوکاری که در آن گروهی محدود از نخبگان، بزرگان قبایل و شخصیتهای بانفوذ، به نمایندگی از جامعه تصمیمگیری میکنند.
هرچند پارلمان جدید سوریه در ظاهر قرار است نقش مجلس مؤسسان را ایفا کرده و در تدوین قانون اساسی و نظارت بر دولت مشارکت داشته باشد، اما تمرکز گسترده قدرت در دست احمد الشرع و ساختار سیاسی کنونی سوریه، تردیدهای زیادی درباره میزان استقلال و اثرگذاری واقعی این نهاد ایجاد کرده است.
منبع: eye on Kurdistan

نظر شما