ضرورت بازاندیشی در راهبرد سیاسی کُردها؛ راهبرد امروز: توافق با دولت‌های مرکزی

سرویس عراق و اقلیم کردستان- تحلیلگر مسائل کردها با مرور تجربه‌های تاریخی از توافق ۱۹۷۵ تا رفراندوم اقلیم و تحولات کردستان سوریه می‌گوید تکرار اتکا به قدرت‌های خارجی، کُردها را بارها در موقعیت آسیب‌پذیر قرار داده و اکنون زمان «جسارت سیاسی برای گفت‌وگو» فرا رسیده است.

کردپرس

کُردها در بیش از یک قرن گذشته تقریباً در تمامی نقاط گسست ژئوپلیتیک خاورمیانه حضور داشته‌اند؛ از فروپاشی امپراتوری عثمانی تا جنگ با داعش. با این حال، این حضور غالباً در قالب «نیروی میدانی» تعریف شده و کمتر به تثبیت یک موقعیت پایدار سیاسی انجامیده است. اکنون، در شرایطی که آمریکا در سوریه نقش خود را بازتعریف کرده، ترکیه در پی مدل جدیدی از مواجهه با مسئله کُرد است و معادلات منطقه‌ای دچار جابه‌جایی شده‌اند، این پرسش دوباره مطرح است: راهبرد آینده کُردها چیست؟ اتکا به قدرت‌های فرامنطقه‌ای یا بازتعریف رابطه با دولت‌های مرکزی؟ در حالی که تحولات خاورمیانه بار دیگر معادلات قدرت را دستخوش تغییر کرده و تجربه «روژاوا» به یکی از تازه‌ترین نمونه‌های بازتعریف موازنه‌های منطقه‌ای تبدیل شده است، بحث درباره راهبرد آینده کُردها بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. امیر مام‌والی ناظر سیاسی و نویسندۀ کرد اقلیم کردستان در گفت‌وگو با کردپرس، با مرور تجربه‌های تاریخی از توافق مارس ۱۹۷۵ تا جنگ با داعش و رفراندوم اقلیم کردستان، معتقد است الگوی اتکا به قدرت‌های خارجی بارها به تکرار یک چرخه پرهزینه برای کُردها انجامیده و اکنون اولویت، تعامل سیاسی با دولت‌های مرکزی ـ از بغداد و آنکارا تا دمشق و تهران ـ است.

کردپرس:
درباره وضعیت منطقه و جایگاه کُردها در شرایط کنونی خاورمیانه؛ همان‌طور که آگاهید، کُردها در تمامی تحولات منطقه حضور داشته‌اند؛ از فروپاشی امپراتوری عثمانی تا جنگ با داعش و همه تغییراتی که در خاورمیانه رخ داده است. در هر نقطه‌ای که کُردها حضور داشته‌اند، به نوعی در تحولات نقش داشته‌اند، اما این حضور غالباً مقطعی بوده و بیشتر در قالب نیروی جنگی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

با توجه به این مقدمه، می‌خواهم به مسئله کردستان سوریه بپردازم و آنچه اکنون در آنجا رخ داده است. کُردها در آنجا با یک قدرت خارجی وارد تعامل شدند و سپس رها شدند؛ با قدرت منطقەای نیز تعامل داشتند و بعد در چارچوب محور امنیتی با آنان برخورد شد. پرسش این است: کُردها باید چه کسی را به‌عنوان متحد و شریک راهبردی خود انتخاب کنند؟

امیر مام والی:

وضعیتی که در «روژاوا» شکل گرفت، از زمان جنگ با داعش آغاز شد. کُردهای «روژاوا» از سوی آمریکا حمایت شدند و حجم بسیار زیادی سلاح و تجهیزات دریافت کردند، به‌عنوان بخشی از ائتلاف ضد داعش، و وعده‌هایی نیز به آنان داده شد؛ از جمله اینکه کانتونی مستقل مشابه اقلیم کردستان برایشان ایجاد خواهد شد.

اما همان‌طور که دیدیم، چند سال پس از پایان جنگ داعش، آمریکا به‌صراحت و از طریق نماینده خود که مجری سیاست‌های دولت فعلی دونالد ترامپ بود، اعلام کرد: «ما تا زمانی از کُردها حمایت کردیم که به جنگ با داعش نیاز داشتیم؛ اکنون که جنگ پایان یافته، مأموریت شما نیز تمام شده است.»

اجازه دهید خیلی کوتاه به چند نکته تاریخی اشاره کنم. این نخستین بار نیست که کُردها از سوی قدرتی بزرگ مانند آمریکا رها می‌شوند. اگر به توافق مارس ۱۹۷۵ نگاه کنیم، وعده‌های بزرگی به ملا مصطفی داده شد مبنی بر اینکه دولت کُردی تشکیل خواهد شد و از کُردها حمایت می‌شود، اما در توافقی، آمریکا از کُردها دست کشید و آنان را تنها گذاشت.

در دهه ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۱ نیز اقدامات متعددی علیه حکومت عراق با محوریت کُردها صورت گرفت، اما در جریان انفال، بمباران شیمیایی و کشتارها، آمریکایی‌ها موضع رسمی مؤثری در حمایت از کُردها اتخاذ نکردند.

به همه‌پرسی اقلیم نگاه کنیم؛ آمریکا که خود را قدرت بزرگ جهان می‌داند، ببینید برای اسرائیل چه کرده است. روشن است که اگر حمایت آمریکا نبود، اسرائیل توان ماندن در میان آن همه دولت عربی و دشمن را نداشت. اما در رفراندوم اقلیم کردستان، آمریکا موضعی بسیار ضعیف اتخاذ کرد؛ در حالی‌که اقلیم در جنگ با داعش همکاری گسترده‌ای با آمریکا داشت. در همان رفراندوم نیز بار دیگر کُردها تنها گذاشته شدند و ۵۱ درصد از خاکی کە در اختیار اقلیم بود از دست رفت و آمریکا صرفاً نظاره‌گر بود.

امروز نیز در «روژاوا» بار دیگر شاهد آن هستیم که آمریکا کُردها را رها کرده است. شاید از نگاه آنان تا زمانی که منافع‌شان اقتضا کند دوست هستند، اما این نوعی بی‌اخلاقی در رفتار سیاسی با کُردهاست؛ اینکه نیرویی سیاسی را تا زمانی که به کارتان می‌آید استفاده کنید و سپس آن را به دشمنانش بسپارید.

کردپرس:
این سیاست آمریکا مبتنی بر منافع است و اگر کسی جز این تحلیل کند، برداشت سیاسی درستی ندارد. آیا این دیدگاه را درست می‌دانید؟

امیر مام والی:

در سیاست نمی‌توان تمام معیارهای اخلاقی را کنار گذاشت و صرفاً معیار مادی را ملاک قرار داد؛ این بی‌اخلاقی است. البته همان‌قدر که می‌توان از بی‌اخلاقی آمریکا سخن گفت، به همان اندازه نیز باید از ضعف در محاسبه سیاسی در میان رهبران کُرد سخن گفت. باید به ریشه مسئله پرداخت؛ چه در «روژاوا»، چه در اقلیم کردستان و چه در هر نقطه‌ای که کُردها درگیر یک منازعه سیاسی هستند.

کردپرس:
یعنی معتقدید بخشی از ناکامی‌ها و مشکلات کُردها در فرآیند سیاسی، متوجه خود رهبری کُرد نیز هست؟

امیر مام والی:

در فرهنگ کُردی ضرب‌المثلی هست که می‌گوید «انسان دو بار از یک سوراخ مار گزیده نمی‌شود»، اما کُردها در مراحل مختلف چندین بار از یک سوراخ گزیده شده‌اند.

کردپرس:
پس کُردها چه باید بکنند؟

امیر مام والی:

بسیار درباره اینکه کُرد چه باید بکند سخن گفته شده است. اگر بخواهیم کوتاه بگوییم، پیش از هر چیز وحدت و همگرایی مردم کُرد اهمیت دارد. اما در این مرحله، مهم‌ترین کار این است که، برای مثال، کُردهای اقلیم کردستان با بغداد تعامل داشته باشند، نه اینکه بخشی از منازعه سیاسی یک کشور دیگر علیه بغداد شوند. یعنی کُرد باید با دولت کشور خود تعامل کند.

در ترکیه نیز اکنون عبدالله اوجالان تصمیمی هوشمندانه و تاریخی گرفته و خواستار مذاکره و مشارکت سیاسی با حکومت موجود ترکیه شده است. آنان نمی‌خواهند ابزار کشورهای خارجی شوند و قربانی گردند.

در «روژاوا» نیز بهتر است در این مرحله با دمشق به توافق برسند. ممکن است همه چیز مطابق میل کُردها نباشد، اما بهتر از آن است که ابزار کشوری خارجی شوند و بعد همان کشور با دولت مرکزی توافق کند و کُردها را قربانی کند.

در مورد کُردهای ایران نیز به همین شکل است. بهتر است با حاکمیت سیاسی موجود در تهران وارد توافق شوند؛ از طریق روابطی که اقلیم و احزاب کُرد با جمهوری اسلامی ایران دارند، به توافقی دست یابند. تلاش‌هایی در زمان مرحوم مام جلال و کاک نوشیروان صورت گرفت و اخیراً نیز شیخ لاهور طالبانی برای نزدیک کردن نیروهای کرد مخالف ایران و حاکمیت تلاش کرد، اما این تلاش‌ها تاکنون به نتیجه نرسیده است؛ زیرا نیروهای سیاسی استقلال تصمیم‌گیری ندارند.

کردپرس:
یعنی معتقدید کُردهای ایران باید در چارچوب قانون اساسی و از طریق تهران، مطالبات خود را از مسیر قانونی پیگیری کنند؟

امیر مام والی:

باید واقع‌بین بود. ببینیم آیا کُرد بخشی از امنیت ملی این کشورها محسوب می‌شود یا نه. به نظر من، ترکیه هنوز کُرد را تهدید امنیتی می‌داند، اما ایران کُرد را بخشی از امنیت ملی خود می‌داند.

اگر داده‌ها را مقایسه کنیم، میزان خونریزی میان اپوزیسیون کُرد در کردستان ایران و حاکمیت ایران قابل مقایسه با درگیری‌های پ.ک.ک و دولت ترکیه نیست. این نیازمند جسارت سیاسی برای تصمیم و توافق است. منظور ما تسلیم شدن نیست، بلکه مشارکت واقعی است؛ همان‌گونه که ترک‌ها و آذری‌های ایران در ساختار سیاسی حضور دارند و مناصب رسمی در اختیار دارند. این حقوق می‌تواند برای کُردها نیز فراهم شود؛ از وزارت تا استانداری و حتی امکان نامزدی ریاست‌جمهوری.

به نظر من، در این مرحله بهترین اقدام برای نیروهای کُرد مخالف ایران، توافق با حاکمیت سیاسی ایران با میانجیگری اقلیم یا کشوری همسایه است.

کردپرس:

من از سخنان شما این‌گونه برداشت کردم که گروههای کردی مخالف ایران باید با حاکمیت تهران و با دولتی که در ایران حاکم است به تفاهم برسند و حقوق خود را در چارچوب قانون اساسی مطالبه کنند. همان‌طور که آگاهید، وضعیت حقوق کُردها در آن چهار کشوری که در آن‌ها تقسیم شده‌اند تا حدی متفاوت است و میزان حقوقی که به دست آورده‌اند نیز یکسان نیست.

کُردهای ایران از مسیر قانونی و حقوقی، در مقایسه با دو بخش دیگر (که درباره اقلیم کردستان ـ به عنوان ساختار فدرالی ـ سخن نمی‌گوییم)، تا حدی به حقوق بهتری دست یافته‌اند. اما همان‌طور که خودتان هم می‌دانید، ما شماری از جریان‌های معارض کُردی داریم ـ منظورم احزاب مسلح کُرد است ـ که از نظر وجودی و ایدئولوژیک با این موضوع مسئله دارند. آیا این‌ها قابل گفت‌وگو هستند؟ یعنی آیا می‌توان درباره این‌که حقوق خود را از مسیر سیاسی مطالبه کنند، با آن‌ها وارد گفت‌وگو شد یا آنان با تهران وارد گفتگو شوند؟ به عبارتی آیا گروه‌های مسلح کُرد ایران می‌توانند وارد فرآیند سیاسی شوند؟

امیر مام والی:

پیش از هر چیز، اگر ما به دور از احساسات، هیاهو، شور و هیجان تصمیم بگیریم و بیندیشیم، به نتیجه بهتری خواهیم رسید. باید مشخص کنیم که آیا کُرد بخشی از امنیت ملی کدام‌یک از این چهار کشور پیرامون ماست؟ به نظر من، ترکیه همچنان کُرد را بخشی از تهدید علیه امنیت و ثبات خود می‌بیند؛ اما کشوری مانند ایران، کُرد را بخشی از امنیت ملی خود می‌داند. یعنی در اظهارات و مواضعی که بیان می‌شود، کُرد به‌عنوان تهدید علیه کشور تلقی نمی‌شود؛ برخلاف رویکرد دولت پیشین سوریه و حتی سوریه کنونی، یا برخلاف وضعیت عراق در مقاطعی از گذشته.

می‌خواهم به احزاب اپوزیسیون ایران هم اشاره کنم. بیایید واقع‌بین باشیم؛ از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۲۶ چه میزان خون میان پ.ک.ک و دولت ترکیه ریخته شده است ـ چه در دوران دولت‌های چپ و چه در دوره حکومت کنونی اردوغان که نزدیک به بیست سال بر سر کار است؟ در مقایسه، چه میزان خون میان اپوزیسیون کُرد در کردستان ایران و حاکمیت سیاسی ایران ریخته شده است؟ اگر به داده‌ها نگاه کنیم، قابل مقایسه نیست. اگر آنجا ده‌ها هزار کشته بوده، اینجا چنین رقمی وجود ندارد.

این مسئله نیازمند شجاعت سیاسی برای تصمیم‌گیری و رسیدن به توافق است. ما نمی‌گوییم گروههای کردی مخالف ایران با تهران توافق کنند و خود را تسلیم کنند. مقصود ما این نیست. در مقابل، نمونه آذری‌های ایران را داریم که چگونه در ساختار سیاسی و رسمی کشور مشارکت دارند و در سطوح مختلف مدیریتی حضور یافته‌اند. اگر چنین حقوق و فرصت‌هایی به کُرد نیز داده شود و یک کُرد از شرق کردستان بتواند به‌طور واقعی در سیاست مشارکت کند ـ برای مثال وزارتخانه‌ای را بر عهده بگیرد، استاندار شود، یا حتی نامزد ریاست‌جمهوری شود ـ طبیعی است که مردم رأی بدهند یا ندهند، اما امکان مشارکت وجود داشته باشد.

منظورم این است که برای کُردهای شرق کردستان، در این مرحله بهترین اقدام آن است که با میانجی‌گری ـ چه از سوی اقلیم کردستان مانند حزب دموکرات و اتحادیه میهنی، و چه از سوی کشوری همسایه ـ به توافقی با حاکمیت سیاسی کنونی ایران برسند. در شرایط فعلی، این گام را بهترین گزینه می‌دانم.

کُردپرس:
پرسش به‌طور روشن این است: ایران در طول تاریخ، کمک‌های زیادی به احزاب سیاسی اقلیم کردستان ارائه کرده و رهبران کُرد نیز خود به این موضوع اذعان داشته‌اند. اما سؤال این است که آیا جریانی که سلاح به دست گرفته و علیه حکومت مرکزی می‌جنگد، ماهیت فعالیتش، قابلیت آن را دارد که به یک روند سیاسی تبدیل شود؟

امیر مام‌والی:

بله، چنین امکانی وجود دارد؛ همان‌گونه که نمونه ترکیه را ذکر کردیم. جنبش پ.ک.ک در برابر ترکیه مسلحانه بود، اما اکنون در پی آن است که به یک جریان سیاسی تبدیل شود و مشارکت سیاسی داشته باشد. این کار دشوار نیست؛ تنها به تصمیمی شجاعانه نیاز دارد، تصمیمی که از اتهام و تخطئه نهراسد.

کُردها از سال ۱۹۷۹ در ایران بیش از آنکه در موقعیت برخورداری باشند، در موقعیت هزینه دادن بوده‌اند. لازم است از این پس گام‌های جدی‌تری برداشته شود. همان‌طور که گفتیم، پایان دادن به خونی که تاکنون ریخته شده بسیار بهتر از خونی است که ممکن است در آینده بیشتر ریخته شود. وقتی وضعیت را با ترکیه یا با دولت بشار اسد مقایسه می‌کنیم ـ که اساساً به حقوق کُرد باور نداشتند و حتی هویت و زبان کُردی را به رسمیت نمی‌شناختند ـ درمی‌یابیم که رسیدن به توافق امر ناممکنی نیست و می‌توان در قبال آن به مجموعه‌ای از حقوق دست یافت.

کُردپرس:
بسیاری از ناظران نیز بر این باورند که مدل حزب و پیشمرگه، مدلی متعلق به دوران جنگ سرد بوده و کارکرد تاریخی آن به پایان رسیده است؛ اکنون تصمیم نهایی با رهبری سیاسی است.

امیر مام‌والی:

بله، یک نکته دیگر باقی مانده است. همان‌طور که گفتم، نباید از سر هیجان یا تحت تأثیر سخن این و آن تصمیم گرفت. سخن ما این نیست که صددرصد راضی هستیم یا می‌گوییم کُردهای ایران باید با همه شرایط حاکمیت کنونی ایران کنار بیایند. چنین چیزی نگفته‌ایم و نباید این‌گونه برداشت شود که ما حاکمیت سیاسی ایران را بر کُرد تحمیل می‌کنیم.

به یک نمونه ساده اشاره می‌کنم: ایران از سال ۱۹۷۹ ـ به‌ویژه در فاصله ۷۹ تا ۸۳ ـ از جنبش‌های سیاسی و حتی مسلحانه کُرد حمایت کرده است. پس از توافق سال ۱۹۸۸ نیز می‌توانست مانند آمریکا اقلیم کردستان را رها کند، اما چنین نکرد. در دوران کوچ اجباری، انفال و بمباران شیمیایی، ایران به کُردهای اقلیم کردستان کمک کرد و این موضوع واقعیتی قابل مشاهده است. در جریان همه‌پرسی نیز اگر برخی مداخلات صورت نمی‌گرفت، وضعیت اقلیم بسیار دشوارتر می‌شد. در جنگ با داعش نیز مسئولان کُرد خود اذعان دارند که اگر ایران نبود، شاید اربیل سرنوشتی مشابه موصل پیدا می‌کرد.

مقصود من این است که تحلیل‌های ژئوپلیتیک به تناسب جغرافیا دائماً تغییر می‌کند. برای مثال، در حلبِ دوران بشار اسد، اکثریت سنی این شهر مخالف ایران بودند، اما در همان زمان جنگ غزه رخ داد و حماس که متحد ایران بود، از سوی همان جامعه عربی حلب حمایت شد. یعنی دشمنی سیاسی مانع از آن نشد که در یک مقطع خاص همکاری شکل بگیرد.

پیام من این است که کُرد در مناطق کردنشین ایران نباید تصور کند که همه باید دقیقاً مانند او بیندیشند. طبیعی است که دیدگاه‌ها متفاوت باشد. در نهایت ما دشمن یکدیگر نیستیم؛ تاریخ مشترک داریم و از نظر زبان و دین و جغرافیا به کشورهای خود نزدیک‌تریم تا آنکه ابزاری در دست دیگران شویم. بهتر آن است که با دولت‌های خود به تفاهم برسیم تا اینکه دیگران از ما استفاده ابزاری کنند

کد مطلب 2793448

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha