تاثیر پایان اداره خودگردان در سوریه بر مسئله کردهای ترکیه

سرویس جهان- پایان حاکمیت کردها در شمال‌شرق سوریه، هم دست اردوغان را برای سازش داخلی بازتر کرده و هم گزینه‌های کردها را محدودتر کرده است؛ شرایطی که می‌تواند به احیای روند صلح یا تعمیق بی‌اعتمادی بینجامد.

به گزارش کردپرس، با فروکش‌کردن تهدید ادعایی ناشی از مناطق کردنشین سوریه، دولت ترکیه امروز دلایل کمتری برای نگرانی از واکنش ملی‌گرایان ترک در صورت پاسخ‌دادن به مطالبات کردهای خود دارد و در نتیجه، فضای بازتری برای بازگشت به روند صلح فراهم شده است. رجب طیب اردوغان برای حفظ قدرت سیاسی خود ناگزیر است کردها را بار دیگر وارد معادله کند. در سوی دیگر، برای کردها نیز همکاری با ترکیه واقع‌بینانه‌ترین گزینه به‌نظر می‌رسد؛ چرا که پس از عقب‌نشینی ایالات متحده، دیگر حامی خارجی مؤثری برای آن‌ها باقی نمانده است. شاید کردها در نهایت بتوانند اردوغان را ببخشند، اما پرسش اساسی این است که آیا جامعه ترک‌ها آماده همدلی با کردها و پذیرش آن‌ها به‌عنوان شهروندانی برابر هست یا نه. اگر این تغییر صرفاً در سطح دولت باقی بماند و در جامعه درونی نشود، تلاش یک‌قرنی ترکیه برای دستیابی به ثبات و همبستگی اجتماعی همچنان ناکام خواهد ماند.

حمله برق‌آسای نیروهای دولتی سوریه در اواخر ژانویه، به بیش از یک دهه حاکمیت کردها در شمال‌شرق سوریه پایان داد. در این منطقه، حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) ــ که ترکیه ادعا می کند شاخه سوری حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) است ــ به‌همراه شاخه نظامی خود، یگان‌های مدافع خلق (YPG)، و با اتکا به ائتلافی از قبایل عرب در قالب «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF)، از سال ۲۰۱۲ نوعی ساختار حکمرانی ایجاد کرده بود. «اداره خودگردان شمال و شرق سوریه» که به مناطق کردنشین سوریه نیز شناخته می‌شود، حدود یک‌چهارم خاک سوریه و بخش عمده‌ای از منابع حیاتی کشور، از جمله نفت و آب، را دربر می‌گرفت؛ این در حالی بود که کردها کمتر از ده درصد جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند.

مناطق کردنشین سوریه بزرگ‌ترین دستاورد پ.‌ک.‌ک در بیش از چهار دهه فعالیت به‌شمار می‌رفت. این گروه که در مه ۲۰۲۵ رسماً انحلال خود را اعلام کرد، پیش‌تر کارزار نظامی خود در ترکیه را باخته و در شمال عراق نیز تحت فشار شدید آنکارا قرار گرفته بود. بدون تداوم حمایت ایالات متحده، تداوم موجودیت شبه‌دولتی پ‌ک‌ک در سوریه عملاً امکان‌پذیر نبود.

حمله دولت سوریه پس از تغییر رویکرد واشنگتن انجام شد. آمریکا که سال‌ها برای مهار داعش به نیروهای کرد متکی بود و آن‌ها را ــ برخلاف خواست ترکیه ــ مسلح و تأمین مالی می‌کرد، مسیر خود را تغییر داد. تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، اعلام کرد که توجیه همکاری با نیروهای دموکراتیک سوریه تا حد زیادی از میان رفته، زیرا دولت دمشق آماده است مسئولیت امنیت را بر عهده بگیرد.

سقوط مناطق کردنشین سوریه نه‌تنها پیروزی دولت سوریه، بلکه موفقیتی راهبردی برای ترکیه نیز محسوب می‌شود. آنکارا موجودیت یک ساختار نزدیک به پ‌ک‌ک و مورد حمایت آمریکا را در امتداد مرز ۶۰۰ کیلومتری خود تهدیدی وجودی می‌دانست. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، پیش‌تر حذف یگان‌های مدافع خلق را «هدف راهبردی» کشورش خوانده بود.

با این حال، بسیاری از سیاستمداران و فعالان کرد در ترکیه از این تحول ابراز نگرانی کردند. آن‌ها معتقدند ترکیه می‌توانست به‌جای حمایت از دولت دمشق، کردها را در مدار خود نگه دارد. به‌گفته آنان، شادی بخشی از افکار عمومی ملی‌گرای ترکیه از شکست کردها، به یک «گسست عاطفی عمیق» در میان کردهای ترکیه انجامیده است. تونجر بکرهان، رئیس مشترک حزب دموکراسی و برابری خلق‌ها (DEM)، هشدار داد که کردها ممکن است برای ترکیه «از دست رفته» باشند.

پیامدها

آنچه در واقع از میان رفته، چشم‌انداز شکل‌گیری نوعی «اداره خودگردان بزرگ» است؛ موجودیتی که می‌توانست کردها را در دو سوی مرز ترکیه و سوریه به یکدیگر پیوند دهد. تداوم حیات اداره خودگردان کرد سوریه می‌توانست مطالبات خودگردانی در جنوب‌شرق ترکیه را تقویت کند؛ امری که دلیل اصلی نگرانی دولت ترکیه بود.

در سال ۲۰۱۳، آنکارا با همین نگرانی مذاکرات صلح را با عبدالله اوجالان آغاز کرد، اما پ‌ک‌ک به‌جای تمرکز بر گفت‌وگو، کوشید با اتکا به پایگاه سوری خود کنترل مناطق شهری کردنشین ترکیه را به‌دست بگیرد؛ تلاشی که به فروپاشی روند صلح در سال ۲۰۱۵ انجامید. روند جدید صلح در اواخر ۲۰۲۴ نیز زمانی متوقف شد که شاخه سوری پ‌ک‌ک حاضر نشد کنترل مناطق خود را به دولت مرکزی سوریه واگذار کند.

اکنون با حذف عامل خودگردان کرد سوریه، دولت ترکیه آزادی عمل بیشتری برای احیای روند صلح دارد. تا زمانی که پ‌ک‌ک از پشتوانه سرزمینی و حمایت آمریکا برخوردار بود، اردوغان نمی‌توانست به‌راحتی به مطالبات کردها پاسخ دهد. هرچند در جامعه ترکیه حمایت گسترده‌ای از پایان خشونت وجود دارد، اما شکاف انتظارات همچنان پابرجاست زیرا ترک‌ها صلح را پایان درگیری می‌دانند، در حالی که کردها خواهان برابری و کرامت هستند.

در سوم فوریه، دولت باغچلی بار دیگر بر آزادی اوجالان، آزادی صلاح‌الدین دمیرتاش و بازگرداندن شهرداران کرد تأکید کرد. هم‌زمان، مقامات حزب حرکت ملی بر لزوم پایبندی ترکیه به احکام دادگاه حقوق بشر اروپا اشاره کردند. این مواضع هم پیام تداوم روند صلح به کردهاست و هم تلاشی برای آماده‌سازی افکار عمومی ترکیه.

در سوریه، سقوط مناطق کردنشین سوریه به ادغام سیاسی کردها در ساختار دولت انجامیده است. احمد الشرع، رئیس‌جمهور سوریه، کردها را به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های بنیادین کشور به رسمیت شناخته و زبان کردی را رسمی اعلام کرده است. با این حال، بعید است ترکیه در کوتاه‌مدت گام‌هایی مشابه، به‌ویژه در حوزه حقوق فرهنگی گسترده، بردارد.

ترکیه از آغاز بر پایه پروژه‌ای از بالا به پایین و با هدف یکسان‌سازی هویتی شکل گرفت. چهار دهه درگیری با پ‌ک‌ک نشان داد که این پروژه هرگز به‌طور کامل موفق نبوده است. سازش کنونی با کردها نیز، بیش از آنکه حاصل یک تحول اجتماعی باشد، نتیجه محاسبات دولت است.

چالش اصلی نه در سطح تصمیم‌گیری سیاسی، بلکه در سطح جامعه قرار دارد. شاید کردها بتوانند اردوغان را ببخشند، اما پرسش تعیین‌کننده این است که آیا جامعه ترکیه آماده است کردها را نه به‌عنوان تهدید یا مسئله، بلکه به‌عنوان شهروندانی برابر بپذیرد. بدون چنین تحولی، همبستگی اجتماعی و ثبات پایدار در ترکیه همچنان دست‌نیافتنی خواهد ماند.

منبع: ترکی آنالیست

کد مطلب 2793204

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha