آیا ترکیه راهبرد صدساله در قبال کردها را ادامه می‌دهد؟

سرویس جهان- تشدید فشارهای نظامی و سیاسی ترکیه علیه کردهای سوریه و مواضع آنکارا در قبال نیروهای دموکراتیک سوریه، این پرسش را بار دیگر مطرح کرده است که آیا ترکیه در سیاست خود نسبت به کردها دچار تحول شده یا همچنان همان راهبرد تاریخیِ مبتنی بر جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه جایگاه سیاسی برای کردها در منطقه را دنبال می‌کند.

به گزارش کردپرس، موضع آشکارا خصمانه ترکیه در قبال کردهای سوریه و حتی حمایت ضمنی آن از حملات ارتش سوریه به مناطق کردنشین و مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد)، بار دیگر توجه‌ها را به سیاست آنکارا در قبال مسئله کردها جلب کرده است. این تحولات، پرسش‌های اساسی درباره اهداف کنونی ترکیه و آینده‌ای که برای کردهای سوریه متصور است، مطرح می‌کند.

از لوزان تا امروز؛ آیا سیاست ترکیه تغییر کرده است؟

پس از بازترسیم نقشه خاورمیانه با امضای معاهده لوزان در سال ۱۹۲۳ و تأسیس جمهوری مدرن ترکیه، کردها عملاً بدون هرگونه جایگاه سیاسی رها شدند. علیشان آکپینار، تاریخ‌نگار و پژوهشگر، تأکید می‌کند که هسته اصلی سیاست ترکیه پس از ۱۹۲۳ این بوده است که کردها در هیچ‌یک از کشورهای خاورمیانه به موقعیت یا حقوق سیاسی دست نیابند.

به گفته آکپینار، از آنجا که بزرگ‌ترین جمعیت کردها در داخل مرزهای ترکیه زندگی می‌کنند، دولت ترکیه همواره هرگونه دستاورد سیاسی کردها در خارج از مرزهایش را تهدیدی مستقیم برای خود تلقی کرده است. این نگرانی نه‌تنها سیاست داخلی ترکیه، بلکه راهبرد منطقه‌ای و خاورمیانه‌ای آن را نیز شکل داده و تا پایان جنگ سرد در دهه ۱۹۹۰ تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.

نقطه عطف عراق و تغییرات محدود

پس از جنگ اول خلیج فارس و شکل‌گیری حکومت اقلیم کردستان عراق در سال ۱۹۹۲، روندی تدریجی از تغییر آغاز شد. حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و تثبیت ساختار فدرال اقلیم کردستان، نخستین نمونه به‌رسمیت‌شناسی موقعیت سیاسی کردها از سوی قدرت‌های بین‌المللی پس از معاهده لوزان بود.

آکپینار یادآوری می‌کند که ترکیه در ابتدا با شدت با تشکیل اقلیم فدرال کردستان مخالفت کرد و آن را تهدیدی وجودی و اقدامی خصمانه می‌دانست. با این حال، از سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ به بعد، آنکارا به‌تدریج این واقعیت را پذیرفت، کانال‌های ارتباطی با احزاب و رهبران کرد در عراق گشود و روابط نزدیکی با اقلیم کردستان برقرار کرد.

به گفته آکپینار: «تا دهه ۱۹۹۰، سیاستی مطلق مبتنی بر انکار هرگونه حق یا جایگاه برای کردها حاکم بود. با پایان جنگ سرد و شکل‌گیری نظم سیاسی جدید در خاورمیانه، این رویکرد تا حدی بازبینی شد، اما ماهیت آن تغییر نکرد.»

تداوم همان منطق تاریخی

با وجود این تغییرات محدود، آکپینار تأکید می‌کند که سیاست کنونی ترکیه همچنان با منطق تاریخی آن همخوان است. به گفته او، ترکیه از یک‌سو تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد تا مانع کسب هرگونه موقعیت سیاسی از سوی کردهای سوریه شود و از سوی دیگر، درصدد است از هم‌اکنون شکل‌گیری هرگونه ساختار خودگردان مشابه خودگردانی کردهای سوریه را—در صورت بروز بحران یا فروپاشی سیاسی—خنثی کند.

در عراق نیز هدف آنکارا جلوگیری از تقویت بیشتر جایگاه اقلیم کردستان و جلوگیری از گسترش حوزه نفوذ آن، به‌ویژه در موصل و کرکوک، است.

آکپینار سیاست تاریخی ترکیه را چنین جمع‌بندی می‌کند: «ایده‌آل این بوده که کردها هیچ جایگاهی نداشته باشند؛ و اگر ناگزیر به داشتن جایگاه هستند، این جایگاه باید ضعیف، قابل کنترل و وابسته به ترکیه باشد.»

مناطق کردنشین سوریه و معادله منطقه‌ای

در چارچوب تحولات منطقه‌ای، ترکیه امروز چه سیاستی را در قبال کردهای سوریه دنبال می‌کند؟ به گفته آکپینار، هدف اصلی همچنان جلوگیری از شکل‌گیری موقعیت سیاسی کردهاست، اما ترکیه آگاه است که در شرایط کنونی منطقه‌ای و بین‌المللی، دیگر نمی‌تواند این هدف را مانند گذشته به‌طور کامل محقق کند.

آکپینار آغاز مرحله کنونی را به حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ مرتبط می‌داند؛ رخدادی که به حمله گسترده اسرائیل به غزه، تشدید درگیری‌ها با حزب‌الله در لبنان و در نهایت سقوط حکومت اسد در سوریه انجامید. به باور او، این تحولات بخشی از یک فرایند راهبردی گسترده‌تر است.

وی به نشست ۶ ژانویه در پاریس میان اسرائیل، ترکیه، ایالات متحده و دولت موقت سوریه اشاره می‌کند و معتقد است تشدید حملات هیئت تحریرالشام (HTS) پس از این نشست‌ها تصادفی نیست، بلکه مستقیماً با بازآرایی چندلایه قدرت در سوریه ارتباط دارد.

محدودیت‌های سیاست ترکیه در مناطق کردنشین سوریه

به گفته آکپینار، توافق امضاشده میان قسد و دمشق در ۲۹ ژانویه نشان می‌دهد که سیاست ترکیه در قبال کردهای سوریه دیگر صرفاً بر حذف کامل آن متمرکز نیست. رد ادغام فردی نیروهای قسد در ارتش سوریه و پذیرش استقرار یگان‌های این نیرو در قالب لشکرهایی در مناطق عمدتاً کردنشین، بیانگر آن است که همه مطالبات آنکارا تحقق نیافته است.

با این حال، او تأکید می‌کند که این امر اصل سیاست ترکیه را تغییر نمی‌دهد، بلکه نشان می‌دهد تحولات منطقه‌ای و فشارهای بین‌المللی، دامنه عمل آنکارا را محدود کرده‌اند.

«آنچه در غزه انجام شد، قرار بود در مناطق کردنشین سوریه تکرار شود»

آکپینار رویکرد ترکیه در قبال مناطق کردنشین سوریه را با سیاست اسرائیل در غزه مقایسه می‌کند. به گفته او، ترکیه در پی آن بود که در مناطق کردنشین سوریه همان کاری را انجام دهد که اسرائیل در غزه انجام داد. اما یک تفاوت اساسی وجود داشت: در حالی که حماس از نگاه غرب دشمن تلقی می‌شود، نیروهای کرد در سوریه متحدان غرب در میدان هستند. به همین دلیل، انتظارات ترکیه محقق نشد.

با این حال، به باور آکپینار، پیام آنکارا به کردهای سوریه همچنان روشن است: «شما نباید به‌عنوان یک سوژه سیاسی یا حاکم بر خود وجود داشته باشید؛ تنها می‌توانید به‌عنوان یک خرده‌فرهنگ حضور داشته باشید.»

او سیاست ترکیه را چنین خلاصه می‌کند: «طرح اولیه، حذف کامل کردهای سوریه بود. وقتی این امکان فراهم نشد، راهبرد به عقب‌راندن تدریجی آن به شرق فرات، سپس خارج کردنش از دیرالزور و رقه تغییر کرد. در صورت امکان، هدف نهایی سقوط حسکه و کوبانی و محدود کردن کردها به قامشلو است.»

مقاومت و عامل تعیین‌کننده

در کنار این فشارها، قسد هم‌زمان با ادامه مقاومت نظامی، کانال‌های مذاکره را نیز برای جلوگیری از کشتار گسترده باز نگه داشته است. در سطح جهانی نیز موجی از واکنش‌ها علیه حملات به مناطق تحت کنترل کردهای سوریه شکل گرفته است.

به گفته آکپینار، مقاومت نظامی و اجتماعی قسد نه‌تنها مانع وقوع یک فاجعه انسانی احتمالی شده، بلکه موقعیت کردها را در میز مذاکره نیز تقویت کرده است.

او در پایان تأکید می‌کند که در قلب همه این تحولات، آگاهی جمعی خاصی قرار دارد که کردها طی یک قرن گذشته شکل داده‌اند که علی‌رغم شکست‌ها و نسل‌کشی‌ها، بدون داشتن کیان شکل گرفته و بر مدلی بسته استوار نیست، بلکه ظرفیت ارائه یک پروژه دموکراتیک اجتماعی در خاورمیانه را دارد.

نشنال کانتکست

کد مطلب 2793119

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha