کالبدشکافی وعده صلح با کردها در ترکیه
به گزارش خبرگزاری کردپرس، مجله «تایم» در تحلیلی به قلم گالیپ دالای، پژوهشگر ارشد چتمهاوس، روند صلح میان ترکیه و کردها را یکی از تحولات مهم سالهای اخیر در ترکیه و خاورمیانه دانست و نوشت تصویب قانون مربوط به انحلال پ.ک.ک و بازگشت اعضای این گروه به جامعه، میتواند زمینهساز شکلگیری یک «قرارداد اجتماعی جدید» میان دولت ترکیه و کردها شود؛ مشروط بر اینکه روند صلح تنها به خلع سلاح محدود نماند و با تحول همزمان ساختار سیاسی و حقوقی ترکیه همراه شود.
به نوشته «تایم»، ماه اوت ۲۰۲۶ با تحولات مهمی برای ترکیه، کردها و محیط پیرامونی این کشور همراه بود. در ۱۰ اوت، پارلمان ترکیه قانونی را تصویب کرد که چارچوب حقوقی انحلال حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) و روند مرحلهای ادغام اعضای این گروه در جامعه را فراهم میکند.
گالیپ دالای، نویسنده این تحلیل، معتقد است اهمیت این تحول زمانی روشنتر میشود که پیشینه چند دهه مناقشه میان دولت ترکیه و جنبش کردها در نظر گرفته شود. درگیری مسلحانه میان پ.ک.ک و دولت ترکیه طی بیش از چهار دهه، به کشته شدن حدود ۴۰ هزار نیروی نظامی، اعضای گروه و غیرنظامی منجر شده و هزینههای اقتصادی سنگینی نیز بر ترکیه تحمیل کرده است.
به نوشته وی، پ.ک.ک در ژوئیه ۲۰۲۵ با برگزاری مراسم نمادین سوزاندن سلاحها، روند خلع سلاح خود را آغاز کرد و گام مهمی برای پایان دادن به درگیری مسلحانه برداشت. تصویب قانون جدید در پارلمان ترکیه، مرحله حقوقی این روند را تکمیلتر کرده و برای اعضای سابق پ.ک.ک که مرتکب جرایم مشخصی نشدهاند، حمایتهای حقوقی فراهم میکند. این قانون همچنین در برخی موارد امکان تعلیق احکام زندان را ایجاد کرده است.
دالای مینویسد هزاران نفر از هواداران پ.ک.ک، فعالان مرتبط با این جریان و سیاستمداران کرد طی سالهای گذشته برای فرار از پیگرد قضایی در ترکیه به اروپا و دیگر مناطق پناه بردهاند و قانون جدید میتواند مسیر بازگشت بخشی از آنان به کشور را هموار کند.
از نگاه نویسنده «تایم»، اهمیت این قانون صرفاً در پایان دادن به یک مناقشه مسلحانه خلاصه نمیشود، بلکه میتواند نقطه آغاز شکلگیری یک قرارداد اجتماعی جدید میان دولت ترکیه و جامعه کرد این کشور باشد؛ قراردادی که آثار آن میتواند فراتر از مرزهای ترکیه نیز گسترش یابد.
صلح؛ فراتر از پیروزی نظامی
دالای تأکید میکند که ترکیه طی یک دهه گذشته در عرصه نظامی به برتری قابل توجهی در برابر پ.ک.ک دست یافته است. پیشرفت فناوریهای نظامی، اطلاعاتی و سامانههای نظارتی، بهویژه توسعه پهپادهای ترکیه، توانایی آنکارا برای مقابله با شورش مسلحانه را افزایش داده است.
با این حال، به اعتقاد او، برتری نظامی بهتنهایی عامل پایان یافتن مبارزه مسلحانه پ.ک.ک نبوده است.
ترکیه در گذشته نیز توانسته بود شورشهای کردی را با استفاده از نیروی نظامی سرکوب کند، اما سرکوب نظامی به ایجاد فضایی برای تحقق مطالبات کردها منجر نشد و در مواردی، پس از هر دوره سرکوب، شورشی جدید و خشونتبارتر شکل گرفت.
از این منظر، تفاوت اصلی روند کنونی با دورههای گذشته، پذیرش مسیر سیاسی به جای تلاش برای دستیابی به یک پیروزی صرفاً نظامی است. به نوشته دالای، همین رویکرد سیاسی باعث شد روند پایان دادن به درگیری برای رهبری پ.ک.ک و بخشهایی از جنبش کرد قابل پذیرشتر باشد.
عبدالله اوجالان نیز در این روند نقش مهمی ایفا کرد و توانست اعضای سازمان را به انحلال، کنار گذاشتن مبارزه مسلحانه و حرکت به سمت مبارزه سیاسی متقاعد کند. نویسنده معتقد است تغییر شرایط منطقهای و کاهش جایگاه گروههای مسلح و شورشی نیز در اتخاذ این تصمیم مؤثر بوده است.
مشروعیت سیاسی؛ شرط ماندگاری صلح
در تحلیل «تایم» تأکید شده است که دوام روند صلح در نهایت به میزان مشروعیت راهحل سیاسی در نگاه کردها بستگی دارد. هدف روند کنونی این است که مبارزه مسلحانه پایان یابد و مطالبات مربوط به حقوق و هویت کردها از مسیر سیاسی و غیرخشونتآمیز دنبال شود.
دالای معتقد است این تحول میتواند رابطه دولت ترکیه با جامعه کرد داخل کشور را تغییر دهد و همزمان بر مناسبات آنکارا با کردهای عراق، سوریه و ایران نیز اثر بگذارد.
از دیدگاه نویسنده، رهبران جنبش کرد به این نتیجه رسیدهاند که از طریق سیاست میتوانند دستاوردهای بیشتری نسبت به مبارزه مسلحانه به دست آورند. اما این تحول فقط به تغییر در ساختار و رفتار جنبش کرد محدود نیست؛ بلکه دولت، نظام سیاسی و ساختار حقوقی ترکیه نیز باید همزمان تغییر کنند.
دالای بر این باور است که آیندهنگری باید جایگزین گرفتار ماندن در منازعات و شکایتهای گذشته شود. به اعتقاد او، پرسش اصلی این نیست که چه کسی در گذشته پیروز شده یا شکست خورده، بلکه این است که چگونه میتوان آیندهای سیاسی ایجاد کرد که مطالبات کردها در چارچوبی مسالمتآمیز و دموکراتیک دنبال شود.
صلح بدون میانجی خارجی
یکی دیگر از نکاتی که نویسنده «تایم» بر آن تأکید دارد، ماهیت داخلی روند صلح ترکیه است. به نوشته او، ترکیه و کردها این روند را بدون اتکا به میانجیگری قدرتهای خارجی پیش بردهاند.
فرآیند خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک در داخل طراحی، اجرا و نظارت شده و میانجی خارجی در آن نقشی نداشته است. مذاکرات میان سازمان اطلاعات ملی ترکیه، عبدالله اوجالان و دیگر رهبران پ.ک.ک در قندیل و اروپا انجام شده است.
پارلمان و احزاب سیاسی ترکیه نیز از طریق یک کمیته پارلمانی که در اوت ۲۰۲۵ برای بررسی ابعاد حقوقی و سیاسی انحلال پ.ک.ک تشکیل شد، وارد این روند شدند. به نوشته دالای، مشارکت طیفهای مختلف سیاسی در این روند به ایجاد حمایت گستردهتر از فرآیند صلح کمک کرده است.
با این حال، از نگاه وی، مرحله بعدی دشوارتر خواهد بود؛ زیرا روند صلح اکنون به حمایت گستردهتر سیاستمداران، قانونگذاران، افکار عمومی و نهادهایی نیاز دارد که مسئول اجرای قانون جدید هستند.
دالای هشدار میدهد که برای تثبیت این روند، سیاستمداران ترکیه باید برای جامعه توضیح دهند که چرا صلح اهمیت دارد و چه آیندهای را برای کشور و کردها وعده میدهد.
ضرورت بازتعریف دولت ترکیه
در بخش دیگری از این تحلیل، دالای مسئله کردها را در چارچوب گستردهتری از مفهوم دولت-ملت در قرن بیستم بررسی میکند.
به نوشته وی، بسیاری از دولتهای ملی در قرن بیستم، هویت ملی را بر مبنای یک هویت واحد تعریف کردند و در برابر هویتهای دیگر رویکردی جذبکننده، طردکننده یا سرکوبگر داشتند. پیامد این سیاستها در بسیاری از موارد، سیاسی شدن و بسیج گروههایی بود که قرار بود هویتشان در ساختار مسلط حل شود.
ترکیه نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. جمهوری ترکیه بر مبنای هویتی واحد و ساختاری بسیار متمرکز شکل گرفت؛ ساختاری که بخشی از آن ریشه در ناامنیهای ناشی از تجربه فروپاشی امپراتوری عثمانی داشت.
دالای معتقد است ترکیه امروز به تعریف جدیدی از دولت-ملت نیاز دارد؛ تعریفی که هویتهای متفاوت را در چارچوب یک نظام سیاسی فراگیر به رسمیت بشناسد.
از دیدگاه او، دولت قدرتمند دیگر نمیتواند صرفاً بر تمرکزگرایی و حذف هویتهای متفاوت استوار باشد. تمرکزگرایی همراه با طرد اجتماعی میتواند نارضایتی ایجاد کند و در نهایت، به جای تقویت دولت، آن را تضعیف کند.
چالش اصلی ترکیه، به نوشته دالای، ایجاد یک هویت ملی فراگیر است که ضمن پذیرش هویت کردها، رشتههای مشترک میان گروههای مختلف جامعه را نیز حفظ کند.
او معتقد است آینده روند صلح ترکیه و سیاست کردی این کشور دقیقاً به همین مسئله وابسته است: ایجاد برداشتی فراگیر از هویت ملی که بتواند هویت و مطالبات کردها را در خود جای دهد.
پایان مبارزه مسلحانه یا آغاز چرخهای تازه؟
دالای روند جاری را بخشی از یک تحول گستردهتر در خاورمیانه میداند. به نوشته او، فضای سیاسی امروز منطقه و حتی جهان دیگر مانند گذشته عرصه قدرتگیری گروههای مسلح و شورشی نیست، بلکه روند کلی به سمت ادغام این گروهها در ساختارهای دولتی یا خلع سلاح و انحلال آنها حرکت میکند.
اما نحوه اجرای این فرآیند اهمیت تعیینکنندهای دارد.
اگر خلع سلاح صرفاً بر اجبار و فشار متکی باشد و با اقناع سیاسی و چشمانداز تحول متقابل همراه نشود، احتمال آن وجود دارد که انحلال یک گروه مسلح تنها مقدمه شکلگیری دور جدیدی از خشونت، این بار با نام و پرچمی متفاوت، باشد.
به اعتقاد نویسنده، فرآیند خلع سلاح زمانی موفق خواهد بود که چشمانداز روشنی از تحول متقابل وجود داشته باشد. گروه مسلح باید بتواند خود را منحل و به یک بازیگر سیاسی تبدیل کند؛ بازیگری که دیگر در برابر دولت قرار ندارد، بلکه در روند تحول سیاسی کشور مشارکت میکند.
در مقابل، دولت و ساختار سیاسی نیز باید همزمان دستخوش تحول شوند و تعریف فراگیرتری از هویت ملی و سیاسی ارائه دهند.
در مورد ترکیه، این امر به معنای پذیرش هویت کردی، احترام به حقوق سیاسی، دموکراتیک و فرهنگی کردها و همچنین تغییر نگاه به کردهای خارج از مرزهای ترکیه است؛ بهگونهای که آنها نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان بخشی از محیط منطقهای و حتی شرکای بالقوه دیده شوند.
پیوند تحولات ترکیه و کردهای منطقه
از نگاه دالای، انحلال پ.ک.ک میتواند برداشت ترکیه از مفهوم «تهدید» را تغییر دهد و در نتیجه، سیاست آنکارا در قبال کردهای عراق، سوریه و ایران نیز دستخوش تحول شود.
او مینویسد که حتی پیش از تکمیل روند خلع سلاح، ادبیات مقامهای ترکیه و بازیگران کرد در سراسر منطقه نسبت به یکدیگر به شکل محسوسی تغییر کرده است.
این مسئله بهویژه در تحولات سوریه اهمیت دارد. نویسنده معتقد است ترکیه، خلع سلاح پ.ک.ک در داخل و روند ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه در ساختار دولت سوریه را بخشی از یک فرآیند گستردهتر در نظر گرفته است.
پس از سقوط حکومت بشار اسد، یکی از مهمترین چالشهای حکومت جدید سوریه، بازگرداندن انسجام سرزمینی کشور بود. نیروهای دموکراتیک سوریه در مقطعی نزدیک به یکچهارم خاک سوریه را تحت کنترل داشتند و درگیریها و فشارهای نظامی در ابتدای سال ۲۰۲۶، بخش قابل توجهی از مناطق تحت کنترل این نیروها را کاهش داد.
به نوشته «تایم»، وجود روند صلح در ترکیه و ارتباط نزدیک نیروهای دموکراتیک سوریه با پ.ک.ک، به هموار شدن مسیر ادغام این نیروها در ساختار دولت سوریه کمک کرد.
اوت ۲۰۲۶ در این زمینه نقطه عطفی بود؛ از یک سو پارلمان ترکیه قانون مربوط به انحلال پ.ک.ک، ادغام اعضای آن و کنار گذاشتن پیگرد قضایی در موارد مشخص را تصویب کرد و از سوی دیگر، نیروهای دموکراتیک سوریه انحلال خود و ادغام در ساختار دولت سوریه را اعلام کردند.
دالای نتیجه میگیرد که تجربه سیاست ترکیه در سوریه و تحولات اخیر در ایران یک پیام مشترک دارد: سیاست و مشروعیت سیاسی میتوانند در تأمین امنیت ملی، گاه بیش از قدرت نظامی اثرگذار باشند.
به نوشته او، ترکیه در هر دو مورد از طریق تعامل سیاسی توانست به دستاوردهایی برسد که صرفاً با استفاده از قدرت نظامی دستیابی به آنها دشوار بود. از این منظر، هر دکترین امنیت ملی که فاقد ظرفیت سیاسی و قدرت تصور راهحلهای سیاسی باشد، ناقص خواهد بود.
تغییر رابطه ترکیه و آمریکا
روند صلح کردی همچنین میتواند پیامدهایی برای روابط ترکیه با قدرتهای بزرگ، بهویژه آمریکا، داشته باشد.
دالای معتقد است جنگ داخلی سوریه یکی از مهمترین عوامل اختلاف میان آنکارا و واشنگتن در سالهای گذشته بود. در مرکز این اختلاف نیز مسئله کردهای سوریه و بهویژه یگانهای مدافع خلق قرار داشت؛ نیرویی که به نوشته نویسنده، ترکیه آن را وابسته به پ.ک.ک میداند و این نیرو بعدها در قالب نیروهای دموکراتیک سوریه سازماندهی شد و از حمایت و مشاوره نظامی آمریکا برخوردار شد.
به اعتقاد دالای، ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه در ساختار دولت سوریه و همزمانی آن با روند خلع سلاح پ.ک.ک، یکی از مهمترین موانع روابط ترکیه و آمریکا را کاهش داده و میتواند زمینه همکاری نزدیکتر دو کشور در سوریه و دیگر مسائل منطقهای را فراهم کند.
هزار کیلومتر پیش رو
دالای با اشاره به موضع عبدالله اوجالان درباره قانون جدید ترکیه، مینویسد او این قانون را «گام نخست یک مسیر هزار کیلومتری» توصیف کرده است.
از نگاه نویسنده، این تعبیر نشان میدهد که روند کنونی را نباید پایان مناقشه دانست. اگرچه خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک، تصویب چارچوب حقوقی جدید و آغاز ادغام نیروهای کرد، نقاط عطف مهمی محسوب میشوند، اما چالشهای اساسی همچنان باقی است.
مهمترین مسئله، به باور دالای، تبدیل تصمیمات حقوقی و امنیتی به یک تحول سیاسی پایدار است؛ تحولی که در آن هم جنبش کرد از مبارزه مسلحانه به فعالیت سیاسی منتقل شود و هم دولت ترکیه در تعریف هویت ملی، حقوق شهروندی و رابطه خود با کردها تغییر ایجاد کند.
او تأکید میکند که هیچ دو جنگ یا فرآیند صلحی کاملاً مشابه یکدیگر نیستند، اما تجربه ترکیه میتواند حامل یک پیام عمومی باشد: صلح امکانپذیر است و نقش رهبری سیاسی در تحقق آن تعیینکننده است.
در جمعبندی این تحلیل، دالای مناقشات طولانیمدت بر سر هویت را سرنوشت محتوم جوامع نمیداند، بلکه آنها را مسائل سیاسی قابل حل معرفی میکند؛ مسائلی که میتوان از طریق مذاکره، اصلاح ساختارهای سیاسی و ایجاد مشروعیت متقابل درباره آنها به توافق رسید.
به نوشته «تایم»، در جهانی که همچنان با جنگ و ناامنی تعریف میشود، تجربه صلحسازی در ترکیه نشان میدهد که پایان دادن به مناقشه تنها به معنای خاموش شدن سلاحها نیست؛ بلکه زمانی میتواند پایدار باشد که هم بازیگران مسلح و هم دولت، خود را برای ساختن یک نظم سیاسی جدید و فراگیر متحول کنند.
دیدگاه کاربران