خبر ۱۴۰۵/۰۷/۰۵ ۰۹:۲۴ زمان مطالعه: 7 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

روایت اعلام مرگ‌ دیرهنگام اعضای پ.ک.ک

سرویس جهان- انتشار تدریجی نام اعضای پ.ک.ک که در سال‌های گذشته جان خود را از دست داده‌اند، در هفته‌های اخیر خانواده‌های کرد در بخش‌هایی از کردستان ترکیه را بار دیگر با خاطرات و سوگ‌های قدیمی روبه‌رو کرده است؛ برخی خانواده‌ها برای نخستین بار پس از چند سال از مرگ فرزندان، خواهران و برادران خود مطلع شده‌اند و در مراسم‌های جمعی تسلیت، میان اندوه شخصی و هویت و همبستگی اجتماعی پیوندی آشکار شکل گرفته است.

به گزارش کردپرس به نقل از نشریه آلمانی «آمارگی»، در شهرهایی مانند باتمان، آمد و شرناخ، تصاویر اعضای کشته‌شده پ.ک.ک در سالن‌های تسلیت در کنار یکدیگر قرار گرفته و خانواده‌ها در پشت این تصاویر می‌نشینند. حاضران نیز به جای آنکه مستقیما نزد خانواده فرد مورد نظر خود بروند، از مقابل همه تصاویر عبور می‌کنند، با خانواده‌ها احوالپرسی می‌کنند و در برخی موارد آنها را در آغوش می‌گیرند. در این مراسم‌ها شعارهایی به زبان کردی نیز شنیده می‌شود.

این مراسم‌ها تنها محل سوگواری خانواده‌ها نیست و به فضایی برای گردهمایی بخشی از جامعه و بازتاب نمادهای سیاسی و هویتی تبدیل شده است. در برخی از این مراسم‌ها تصاویر عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ.ک.ک و بنرهای مرتبط با جنبش کردی نیز دیده می‌شود و از کودکان تا سالمندان در کنار خانواده‌های داغدار حضور دارند.

خبر مرگ‌هایی که سال‌ها به تأخیر افتاد

بر اساس این گزارش، پ.ک.ک در هفته‌های اخیر اسامی اعضایی را که در سال‌های مختلف کشته شده‌اند، به صورت گروهی منتشر کرده است. مراد کاراییلان، از بنیانگذاران و رهبران پ.ک.ک، ۲۸ اوت اعلام کرده بود که نام ۲۳۰ نفر در روزهای قبل منتشر شده و قرار است نام ۵۲۰ نفر دیگر نیز اعلام شود. او تأخیر در اعلام این اسامی را عمدتا ناشی از شرایط جنگی و محدودیت‌های ارتباطی در سال‌های گذشته دانسته است.

اما آنچه برای خانواده‌ها اهمیت بیشتری دارد، نه تعداد اسامی، بلکه سال‌هایی است که میان مرگ عزیزانشان و اطلاع از آن گذشته است. یک خانواده در باتمان می‌گوید پدرشان در سال ۲۰۲۳ درگذشته بود، در حالی که آنان سال‌ها از برادرشان خبری نداشتند و حتی از اینکه در زمان مرگ پدرشان تماسی با خانواده نگرفته بود، از او دلخور بودند. بعدها متوجه شدند برادرشان پیش از پدر خانواده کشته شده است.

در خانواده‌ای دیگر، یکی از بستگان با اشاره به سال‌هایی که پس از مرگ عضو خانواده گذشته بود، گفته است آنان در این مدت ازدواج کرده، جشن گرفته و زندگی عادی خود را ادامه داده بودند، بی‌آنکه بدانند عزیزشان سال‌ها پیش جان باخته است. انتشار نام‌ها اکنون خانواده‌ها را وادار کرده است سال‌های گذشته را دوباره مرور کنند؛ از تماس‌هایی که هرگز برقرار نشد تا امید به بازگشت فرزندی که دیگر زنده نبوده است.

با وجود این، بسیاری از خانواده‌هایی که با آنها گفت‌وگو شده، تأخیر در اعلام مرگ عزیزانشان را لزوما به عنوان انتقاد از پ.ک.ک مطرح نمی‌کنند. برخی می‌گویند شرایط جنگی و محدودیت‌های ارتباطی را درک می‌کنند.

خاطره میگزین و نگاه مادر به سال‌های غیبت

یکی از روایت‌های برجسته گزارش به میگزین آکباش، معروف با نام سازمانی «آرین سوزدار»، مربوط است. خانواده او می‌گوید در سال ۲۰۱۵ به پ.ک.ک پیوست و بر اساس اطلاعات ارائه‌شده از سوی این سازمان، در ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۹ در هفتانین جان خود را از دست داد.

مادر میگزین می‌گوید ماه‌ها از دخترش خبری نداشت و یک روز در تصاویر منتشرشده در اینترنت او را دید. نخستین چیزی که توجه او را جلب کرد، کفش‌های نو دخترش بود؛ موضوعی که به گفته او باعث آرامش خاطرش شد، زیرا یک نیروی مسلح که در مناطق کوهستانی حرکت می‌کند، به کفش مناسب نیاز دارد.

او می‌گوید پیش از رفتن دخترش به او گفته بود میان «خیانت» و «شهادت» یکی را انتخاب کند و نمی‌پذیرد که دخترش به مبارزه خود پشت کند. این مادر پس از دریافت خبر مرگ دخترش نیز بر حفظ شأن او و پرهیز از گریه در مراسم عمومی تأکید کرده است.

سوگ شخصی و موضع عمومی

گزارش آمارگی نشان می‌دهد در این مراسم‌ها میان سوگواری خانوادگی و رفتار عمومی تمایزی شکل گرفته است. یکی از حاضران در مراسم باتمان، پس از اطلاع از مرگ دوستش «جیوان ریحان» با نام حقیقی هاکان عارف جان، در همان مراسم متوجه می‌شود یکی دیگر از دوستانش، «ساواش»، نیز کشته شده است.

مادر ساواش پس از دیدن او، ضمن در آغوش گرفتنش، از وی می‌خواهد که قوی بماند و می‌گوید گریه در خانه انجام خواهد شد و در مراسم عمومی باید استوار بود. این روایت نشان می‌دهد مراسم تسلیت برای این خانواده‌ها فقط محل نمایش اندوه نیست، بلکه صحنه‌ای برای بازتعریف نحوه مواجهه جمعی با مرگ نیز هست.

«ما تنها نیستیم»

در شهرهایی مانند شرناخ، خانواده‌ها تاکید دارند که حضور گسترده مردم، بخشی از بار روحی و حتی هزینه‌های مادی سوگواری را کاهش می‌دهد. زوزان آکسو، خواهر سما آکسو، که سال‌ها پس از مرگ خواهرش از سرنوشت او مطلع شده، می‌گوید حضور خانواده‌ها و مردم در کنار یکدیگر به بازماندگان احساس تنها نبودن می‌دهد و به آنها قدرت ادامه زندگی می‌بخشد.

به گفته خانواده آکسو، سما در ۱۷سالگی، زمانی که دانش‌آموز دبیرستان بود، به پ.ک.ک پیوست و در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۸ در خاکورک کشته شد. خانواده او مشکلات مربوط به استفاده از زبان کردی در مدرسه و مخالفت با نظام آموزشی را از جمله عواملی می‌دانند که بر شکل‌گیری دیدگاه سیاسی او تأثیر گذاشت.

زوزان می‌گوید خانواده‌اش از ابتدا خود را «خانواده‌ای میهن‌دوست» می‌دانستند و مادرشان نیز فرزندان را از این جریان سیاسی دور نکرده بود. او تاکید می‌کند که خانواده‌اش از مرگ سما ابراز پشیمانی نمی‌کند و به گفته او همچنان خود را متعهد به ادامه راه او می‌داند. این مواضع، البته روایت و دیدگاه خانواده‌هاست و لزوما نشان‌دهنده دیدگاه همه خانواده‌های کشته‌شدگان نیست.

فرزند خانواده یا فرزند یک جنبش؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این گزارش به تغییر نگاه خانواده‌ها به مفهوم «فرزند» پس از مرگ مربوط می‌شود. ایلیهان اوستک، مادر نسبیه اوستک، می‌گوید دخترش پس از مرگ دیگر فقط متعلق به خانواده نیست، بلکه در ذهن خانواده در کنار سایر اعضای کشته‌شده این جریان قرار گرفته است.

او حتی درباره محل دفن دخترش نیز تاکید می‌کند که ترجیح می‌دهد بقایای او به خانه بازگردانده نشود و در کنار دیگر نیروهای کشته‌شده باقی بماند؛ زیرا از نگاه او آنها همگی «فرزندان» یک جمع بزرگ‌تر هستند. همین نگاه در سخنان برخی دیگر از خانواده‌ها نیز دیده می‌شود و نشان می‌دهد که مرگ، در این روایت‌ها، مرز میان عضو یک خانواده و عضوی از یک جامعه سیاسی و اجتماعی را کم‌رنگ می‌کند.

خاطره‌ای که از سوگ فراتر می‌رود

برخی خانواده‌ها می‌گویند در سال‌هایی که این افراد کشته شدند، امکان برگزاری علنی مراسم یا بیان آشکار هویت آنان وجود نداشت. مادر میگزین آکباش در این باره گفته است در آن زمان بسیاری از خانواده‌ها نمی‌توانستند علنا درباره کشته‌شدن اعضای خود سخن بگویند، پرچم ها را برافراشته کنند، شعار بدهند یا هویت کردی خود را به شکل عمومی بیان کنند.

در عین حال، این گزارش نشان می‌دهد که تجربه این خانواده‌ها لزوما به معنای اعتماد به دولت نیست. یکی از مادران به صراحت می‌گوید که به دولت اعتماد ندارد، اما در مقابل به جنبشی که عضو خانواده‌اش در آن حضور داشته، اعتماد دارد. این موضع، بخشی از روایت همین خانواده‌هاست و نباید آن را به کل جامعه کردستان ترکیه تعمیم داد.

در مجموع، گزارش آمارگی از مراسم‌های جمعی تسلیت در باتمان، آمد و شرناخ، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در آن مرگ نیروهای پ.ک.ک، گاه سال‌ها پس از وقوع، دوباره به یک تجربه عمومی تبدیل می‌شود. انتشار اسامی کشته‌شدگان، برای خانواده‌ها تنها دریافت یک خبر دیرهنگام نیست؛ بلکه بازگشت به سال‌هایی است که میان امید به بازگشت، انتظار، خشم، زندگی روزمره و بی‌خبری گذشته است. به این ترتیب، سوگ خصوصی به خاطره‌ای جمعی تبدیل می‌شود؛ خاطره‌ای که در مراسم تسلیت، همزمان با اندوه خانواده‌ها، پیوندهای اجتماعی و سیاسی بخشی از جامعه نیز در آن بازتاب پیدا می‌کند.

 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.