گفتگو ۱۳۹۸/۰۵/۳۰ ۱۱:۱۹ زمان مطالعه: 5 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ
مریوان حلبچه ای مترجم در گفت و گو با کُرد پرس،

«حصار و سگ های پدرم» اتفاق تازه ای در ادبیات کُردی است

سرویس کردستان- 27 مرداد ماه در کافه کتاب آتن در تهران، نشست معرفی و خوانش روانکاوانه رمان «حصار و سگ‌های پدرم»، اثر شیرزاد حسن، نویسنده کُرد با حضور مریوان حلبچه‌ای، مترجم اثر برگزار شد. کُرد پرس در حاشیه این مراسم گفت و گویی با مریوان حلبچه ای انجام داد که می خوانید:

باتوجه به اینکه شما خودتان اهل ایران و فارس زبان نیستید چه شد که تصمیم گرفتید کتابی به زبان فارسی ترجمه کنید. برای مخاطبان این موضوع جالب است که چطور ممکن است شخصی که خودش فارس زبان نیست اینگونه روان و سلیس بتواند کتابی را به زبان فارسی ترجمه کند؟

من متولد حلبچه هستم و 7ساله بودم که شیمیایی شدم. همراه با خانواده برای درمان به تهران آمدیم و به مدت 9 ماه دربیمارستان بستری بودم و از آنجایی که اکثر پزشک ها فارس زبان بودند و کسی نبود که زبان کردی بداند از همین رو زبان فارسی را آموختم، بعد از آن هم در اردوگاههای آواره های حلبچه در مدارسمان همه دروس به زبان فارسی تدریس می شد؛ بنابراین ارتباط من با زبان فارسی به بعد از فاجعه حلبچه و آواره شدن و آمدن من به تهران بر می گردد. بعد ها به شهرهای کردنشین و در واقع به کُردستان یعنی استان کرمانشاه رفتم در چهارده سالگی مجددا به تهران بازگشتم و تا به امروز بیش از 20 سال است که در تهران زندگی می کنم، اگرچه در ماه هایی از سال در کردستان عراق هستم اما بیشتر رابطه های کاری و فرهنگی من در تهران است.

آغاز کار ترجمه من از زبان کردی به زبان فارسی بود، اما به دلیل اینکه پنج کتاب ترجمه کرده بودم در دهه 70 یعنی حدود 17 سالگی و به دلایلی هیچ کدام از کتابهایم در اینجا چاپ نشد . بعد از این اتفاقات ترجمه زبان فارسی به زبان کردی را همزمان شروع کردم و به دلیل اینکه در کُردستان عراق نیازی به مجوز نداشت به آنجا می فرستادم و کتابها به سرعت در آنجا چاپ می شدند.

چند کتاب تا کنون از شما به چاپ رسیده است؟

در حال حاضر بیش از 38 کتاب از نویسنده های ایرانی و خارجی به زبان کردی به فارسی و فارسی به کردی به چاپ رسیده است.

چه شباهت هایی بین رمان «حصار و سگ های پدرم» و بوف کور صادق هدایت وجود دارد و آیا این کتاب توانسته است به همان میزان محبوبیت در میان اهالی کتاب پیدا کند و چه تحولی در ادبیات کردی ایجاد کرده است؟

نمی توان گفت که خیلی مستقیم تشابهاتی بین این دو کتاب وجود دارد. «بوف کور» رمانی تعیین کننده و خاص در ادبیات فارسی است و امروز این رمان یگانه و خاص نه تنها در ادبیات فارسی بلکه در جهان است. کتاب «حصار و سگ های پدرم» با آنکه نزدیک به یک دهه اجازه چاپ نداشت و با سانسور چاپ شد؛ اما با چاپ آن ادبیات کردی را به یک جور پس و پیش از خودش تقسیم بندی کرد و با آمدن «حصار و سگ های پدرم» یک اتفاق تازه ای در ادبیات کُردی افتاد و همه منتقدین در ستایش آن نوشتند و صحبت کردند. به یک مفهوم می توانم بگویم که این رمان، ادبیات کردی را به دو بخش تقسیم کرد و این ویژگی های این اثر مدرن و جسورانه شیرزاد حسن است و جسارت، نگاه بسیار خاص عمیق و انتقادی که در هردو رمان وجود دارد را می توان یکی از تشابهات بین این دو کتاب دانست چرا که این خصوصیات را ما در کتاب بوف کور صادق هدایت هم شاهد هستیم.

به نظر شما چرا این رمان شیرزاد حسن را نقطه عطفی در ادبیات کردی می دانند؟ این کتاب چقدر توانسته است در معرفی ادبیات کردی نقش ایفا کند؟

این کتاب کمک بزرگی به معرفی ادبیات کُردی کرده است . در همان زمان که کتاب چاپ شد منتقدین در کردستان مقاله های بی شماری را در باره این کتاب نوشتند و یک اتفاقی در تهران برای این کتاب افتاد که بسیار مورد ستایش قرار گرفت، یعنی هیچ کتابی تا به اندازه «حصار و سگ های پدرم» مورد ستایش هم مخاطبین هم منتقدین و موسسات آکادمییک قرار نگرفته بود، این اثر از هر لحاظ موفق بود. این کتاب ادامه ی تفکر نویسنده درمجموعه داستان (تنهایی) بود؛ داستان هایی در دهه 70 میلادی که جهانبینی خاص شیرزاد حسن هستند که در مجموعە دوم گل سیاه ادامه پیدا می کند و در «حصار و سگ های پدرم» به اوج خودش می رسد. وقتی شیرزاد حسن اولین داستان های کوتاه خودش را می نویسد از همان اولین داستان ها به جهانبینی خاص خودش می رسد و تحت تاثیر هیچ نویسنده کُردی نیست و با نگاه جامع و روانشناسانه افراد، اجتماع، سرکوب های جنسی، احزاب و استبداد را می بیند و هم فضای کلی را در نظر می گیرد فضای استبدادی جامعه و بالا دستی ها و گروه های عظیمی که قدرت را در دستان دارند مورد انتقاد قرار می دهد که اینها همه خاص است و کمتر نویسنده ای در آن زمان و در کوردستان با آن نگریسته و مورد انتقاد قرار دادە بود. نگاه شیرزاد حسن یک نگاه خاص است.

باتوجه به اینکه شما ارتباط نزدیکی با نویسنده این داستان دارید چقدر موضوع این داستان را به زندگی شیرزاد حسن

نزدیک می بینید؟

یکی از ویژگی های رمان در هر ادبیات جدی و مدرن دیگری بحث اغراق است چرا که داستان را زیباتر می کند و در این کتاب هم به همین صورت است این است که این رمان خیلی نمادین و سمبلیک است. نمی شود گفت که این کتاب خیلی به زندگی شیرزاد حسن نزدیک است اما نمونه ها و نشانه هایی در رمان وجود دارد که در زندگی شیرزاد حسن وافراد دیگری در آن محیط می بینیم و همینطور در زندگی خود من هم مشاهده می کنیم. حتی نسل جوان تر هایی که این کتاب را خوانده اند چه دراینجا و چه در کردستان همه گفته اند که شباهت های بسیاری بین زندگی خودشان و این رمان یعنی محرومیت ها و سرکوب ها وجود دارد..

این کتاب در حال حاضر با سانسور نسبتا کمتری به چاپ رسیده است امیدوار هستیم که بیشتر خوانده شود و به جایگاه حقیقی خودش برسد.

گفت و گو/ وجیهه زمانی

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.