گفتگو ۱۳۹۷/۱۱/۰۳ ۱۳:۴۹ زمان مطالعه: 11 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ
«سالار ارکان» عکاس برگزیده کردستانی در گفت وگو با کردپرس

حمایت ارگانیک و منطقی از عکاسان در کردستان صورت نمی گیرد/ استعدادهای درخشان عکاسی در کردستان به وفور وجود دارد

سرویس کردستان- عکس دختری استوار و قد برافراشته با مشعلی در دست که حکایت های زیادی از فرهنگ زندگی در کوهستان با خود دارد، این روزها برای همه آشنا است. عکس دختری از دیار کُردستان که توسط جوانی از همین دیار ثبت و جایزه جشنواره فائو با همین نام را دریافت کرد.

سالار ارکان جوان 22 ساله خوش ذوق و خوش آتیه کردستانی خالق این تصویر ناب است. او تا به حال در جشنواره های مختلف جهانی جوایز مهمی را کسب کرده است. این عکاس خوش آتیه در گفت وگویی با خبرگزاری کردپرس از نحوه ورود خودش به این این عضره و مشکلات هنر عکاسی در استان می گوید. حاصل این گفت وگو را می خوانید:

ابتدا خود را معرفی کنید و چه طور به این عرصه دست پیدا کردید؟

سالار ارکان متولد 1376 هستم 2 سال و نیم الی سه سال در حرفه عکاسی مشغول فعالیت هستم، اینکه چه طور به این عرصه وارد شده ام دوستی داشتم که هر دو به هنر عکاسی علاقه مند بودیم در ابتدا با گوشی موبایل عکس های خاصی می گرفتم بیشتر دوستم من را به طرف هنرعکاسی سوق داد و خود به آهنگ سازی مشغول شد اما بعد از گذشت یک الی دو هفته با خرید یک دوربین عکاسی به طور رسمی فعالیت خود را در این هنرآغاز کردم.

چه فعالیت هایی در زمینه عکاسی داشته اید؟

عکاسی یک فیلم بلند و سه فیلم کوتاه وعکاسی دو تئاتر را انجام داده ام، حدود 9 جشنواره جهانی مقام اول و 10 جشنواره داخلی مقام اول تا سوم را کسب کرده ام و فعالیت هایم در زمینه نمایشگاهی به 30 جشنواره راه پیدا کرده، برگزاری 30 نمایشگاه گروهی و 2 نمایشگاه انفرادی از جمله فعالیت هایم در زمینه عکاسی بوده است.

مهم ترین موفقیت هایی که در زمینه عکاسی به دست آورده اید چه بوده است؟

پیدا کردن ژانر خودم بزرگترین موفقیم بوده، به نظر من هرعکاسی ازابتدای شروع این حرفه مهمترین بخش حرفه ای بودن عکاس، پیدا کردن سبک و ژانر مخصوص به خود است تا بتواند هدفمند فعالیت کند.جشنواره هایی که در این زمینه وجود دارند صرفا برای محک دادن انسان هاست شاید از دید خیلی از افراد این جشنواره ها زمینه موفقیت باشد ولی جشنواره بیشتر برای محک دادن عکاس است که بداند فعالیت او در چه سطحی قرار دارد.

چون هنر عکاسی بخش های مختلفی مانند مستند عکاسی یا مستند خبری را شامل می شود بنابراین از عکاسی بیشتر به عنوان آیینه می توان نام برد، بدون اینکه طرز تفکر خودعکاس مد نظر باشد بیشتردر بازتاب دهنده یک فضا نقش دارد تا مخاطب بتواند بدون هیچ گونه دخل و تصرفی برداشت خود را داشته باشد به طوری که مخاطبان ازعکاسان برداشت های مشابه داشته که بی طرف عمل می کنند و این سبک مرسوم ترین سبک در هنرعکاسی محسوب می شود.

موفقیت من درعکاسی سبکی اصلی فاین آرت است که درعکاسی دنبال کردم وعکاسی استیج ( به معنی چیدمان یا عکاسی چیدمان) زیر شاخه این سبک است، درعکاسی مستند نیز این چیدمان انجام می گیرد. در سبک فاین آرت با فضایی مواجه می شوید که ساخته و پرداخته ذهن خود عکاس است و صرفا به عنوان آینه عمل نمی کند.عکاس به عنوان یک هنرمند دغدغه دارد و آن را رشد و پرورش می دهد و در مرحله پیش تولید تا تولید زمان صرف می کند تا به عکس مبدل کند و به معرض نمایش قرار دهد واین موضوع خیلی کم در ایران اتفاق می افتد چون به اندازه یک فیلم هزینه در بردارد.

از جشنواه بین المللی که موفق به کسب رتبه نخست شده اید توضیح دهید؟

از بین جشنواره هایی که تا به امروز شرکت کرده ام معتبرترین آن ها جشنواره فائوکه مربوط به سازمان ملل متحد است بوده، این جشنواره بین 45 کشور و حضور 140 عکاس برگزار شد که موفق به کسب مقام اول شدم. جشنواره دیگر که با عنوان «فرهنگ من، زبان من» در دانشگاه ورشو لهستان برگزار شد در دو بخش مقام دوم و سوم را کسب کردم و مدال که دریافت کردم مدال ویکتورپولینسکی قرقیزستان در بخش پرتره بود همچنین تقدیری چهارمین دوره جشنواره کلدینگ ارکید آمریکا، شهر نویورک، را کسب کردم .جشنواره مهم دیگر که سال گذشته در پرتغال با موضوع کوهستان مقام اول را به دست آوردم در سال جاری تقدیری این جشنواره را دریافت کردم که این موفقیت بر روی جلد یک مجله پرتغالی چاپ شد. برای جایزه جشنواره نمایشگاه انفرادی برگزار کردم که از 20 آذرماه سال جاری افتتاح شده و تا سه ماه بعد فعال است و همچنین یک هفته سفر رایگان به پرتغال را جایزه گرفتم ولی به دلیل عدم خدمت سربازی متاسفانه نتوانستم ازاین سفراستفاده کنم.

در مورد مضمون عکس هایی که به جشنواره های مختلف راه پیدا کرده اند و به عنوان عکس برتر شناخته شده اند توضیح دهید؟

عکس هایی که موفق شده اند بیشتر در مورد مردمان کردستان بوده در ایران شاهدیم که فرهنگ های متفاوت ولی مشابه وجود دارند، عکسی که در جشنواره پرتغال با موضوع کوهستان به موفقیت دست یافت دختری بود در روستای پالنگان که مشعلی دربالای روستا در دست داشت و زمانی که به بک گراند این تصویر نگاه می کنی سمت چپ و راست روستای پالنگان مشخص شده که در داخل کوه قرار گرفته و تصویر را به گونه نشان می دهد که گویی خانه ها دروسط کوه بنا شده اند و این شیوه زندگی کردن برای کسی که در اروپا زندگی می کند جدید است و خیلی کم با این تصاویر مواجه می شود و بیشترعکس هایی از مردمان کشور چین و کشورهای اطراف دیگررا با تصاویر متعدد از فرهنگ آن ها مشاهده می کند عادی و بی تفاوت شده ولی زمانی که از فرهنگ مردمان کرد،با وجود اینکه به مردم معرفی شده ولی این معرفی از شیوه های دیگر مانند شعر، ادبیات و خلق و خوی مردم کردستان بوده ولی در کنار آن بخشی از ظرافت های خاص هم وجود دارد که من به عنوان یک عکاس بیشتر این ظرافت ها را در عکاسی مستند دنبال می کنم نه اینکه صرفا روحیه ظریف یا لطیف داشته باشم ولی معتقدم که منطقه کردستان مناطقی زیبا دارد وافرادی دیگر بهترازمن هم می توانند این درد ها و ظرافت ها را نشان دهند.

عکاسان معمولا می گویند ما دنبال سوژه می گردیم که البته صحیح است ولی در این میان شانس نیز بی تاثیر نیست و پیدا کردن سوژه مناسب بیشتر به شانس بستگی دارد به عنوان مثال فردی ازکشور اروپا به این منطقه سفر کند این احتمال وجود دارد که در مدت یک روز اتفاقی بیافت که صد سال دیگر برای عکاسی این منطقه یا هر عکاس دیگری تکرار نشود، من به عنوان یک عکاس تا به امروز بیشتر با صحنه های خوب مواجه شده ام و این باعث شده که عکس های خوبی از منطقه کردستان درفضایی شاد و معرفی کننده فرهنگ داشته باشم، چون عکس گرفتن ازغم و ناامیدی خیلی راحت تر ازعکس های شاد است و این ارتباط برقرار کردن دشوار است مثلا زمانی که به عنوان یک عکاس ازطرف مقابل در خیابان یک عکس شاد گرفته شود بلافاصله اخم می کند و سپرمقاوتی ازخود نشان می دهد تا اینکه خوشحال شود.

بیشتر در چه زمینه هایی عکاسی کرده اید؟

بیشترتمرکز من در یکی دو سال اخیربر روی مراسمات نوروزمنطقه کردستانات وهمچنین فرهنگ حاکم بر این منطقه بوده است، چون با گذر زمان این فرهنگ ها کم رنگ ترومجلسی ترمی شود و این مراسمات درسال های بعدی برگزار نمی شود ویا اگر برگزار شود، بیشتر تصنعی بوده و هرسال از آن جنبه اصالت خود دورمی شود و بیشتر به طرف جذب توریست پیش می رود تا اینکه به عنوان فرهنگ محسوب شود.

بیشتر فعالیت من در مورد فرهنگ ها بوده ، مدتی با عشایر و مدتی در سرپل ذهاب که برایم دغدغه بود فعالیت داشتم. عکاسان به دلیل اینکه در موقعیت ها مختلف نظاره می کنند خیلی بهترمی توانند یک موقعیت را برای همکار خود توضیح دهند و به محض اینکه از موقعیت سرپل ذهاب در زمان زلزله اطلاع پیدا کردم 47 روز در آنجا مشغول فعالیت عکاسی بودم همچنین 17 روز در میان عشایرمنطقه گیلانغرب بودم ، بیشتر تاکید من در این هنر بر روی فرهنگ این مناطق بوده است .

در مورد موضوع نوروزمنطقه کردستان فعالیت بهتری داشته ام وحتی افرادی دیگر بعد ازمن می توانند بهتر فعالیت کنند و دنبال این هدف نیستم که به صورت جدی تراین موضوع را پی گیری کنم چون به عقیده من فعالیت بیشتردر این موضوع زیاد روی است.

بنا به گفته آقای فرجوند فردا که گفت ارتباط ارگانیک و ساختاری بین عکاسان فراهم نیست نظر شما در این مورد چیست؟ چه اندازه زمینه برای پیشرفت عکاسان جوان فراهم است؟ هنرعکاسی در استان در چه وضعیتی قرار دارد و آیا به این حرفه اهمیتی داده می شود؟

متاسفانه هنرعکاسی درمنطقه کردستان ومخصوصا شهر سنندج وضعیت خوبی ندارد و هیچ اداره و سازمانی ساماندهی آن را به عهده نگرفته است، در بین مطالبات عکاسان کمترین موضوعی که وجود دارد به رسمیت شناسی عکاسان است اما هیچ ارگانی آن ها را به رسمیت نمی شناسند، انجمن سینما جوان و اداره ارشاد می گویند ما نمی توانیم برای عکاسان کارت عکاسی صادر کنیم وحتی مرکز مشخصی که بتواند عکاسان را حمایت کند وجود ندارد درحالی که شهر سنندج به یک پیشکسوت یا خانه عکس واقعی نیازمند است. به عنوان مثال زمانی که بخواهم در خیابان عکاسی کنم این دغدغه را دارم که مامورین نیروی انتظامی مانع فعالیت من شوند و دوربین من را توقیف کنند و به دلیل اینکه در جامعه رسمیتی به عنوان عکاس ندارم نمیتوانم هیچ کاری انجام دهم.

آیا در خواست کرده اید که خانه عکاسان یا انجمنی برای تان احداث شود؟

من تا به حال این موضوع را دنبال نکرده ام و چون به تازگی در دنیای عکاسی مشغول شده ام باعث شده تمام انرژی و فکر خود را روی این فعالیت قرار دهم تا بتوانم تولیدات بهتری داشته باشم، من به تنهایی نمی توانم بلکه باید کسی که روحیه مدیریت داشته باشد بتواند آن را پیگیری کند و شاید دلیل آن نیز این باشد که چون روحیه عکاسان انفرادی ست نتوانسته اند این موضوعات را پیگیری کنند.

هنرعکاسی در دنیا روبه کجا پیش می رود؟ آیا پیشرفت کرده یا منسوخ شده و تکنولوژی چه تاثیری بر روی آن داشته است؟

بحث منسوخ یا ماندگار بودن عکاسی بحثی نیست که به آن توجه نشدهباشد بلکه در تمام دنیا در این مورد بحث می شود و در حال حاضرنیز قابلیت های جدید روی کار آمده است. در یکی از جشنواره های معروف عکسی که مقام برتر را کسب کرد عکسی بود که از یک ویدئو اسکرین شات گرفته شده بود شاید خیلی از افراد معتقد باشند که این شیوه به عکاسی لطمه وارد می کند ولی تجربه ثابت کرده که عکس و عکاسی صرفا گرفتن عکس نیست وشاید دلیل منسوخ نشدن آن هم همین باشد چون در پس این حرفه دانشی نهفته و زمانی که از محیطی ترکیبی بسته می شود این ترکیب بسته به تجربیاتی ست که ازقبل کسب شده و باعث کمک کردن به محتوا می شود و اگر هر کسی قادر به انجام این کار باشد دیگرعکاسی وجود ندارد، با این وجودعکاسی روبه پیشرفت حرکت می کند و تکنولوژی نیز به کمک آن آمده است.

ایران و همچنین استان کردستان هم راستای هنرعکاسی وتکنولوژی جهان حرکت می کند؟ آیا عکاسی در ایران به عنوان یک حرفه و صنعت در بین مردم جایگاه خود را به دست آورده است؟

عکاسان منطقه کردستان پتانسیل های زیادی دارن به عنوان مثال آقای ساجر حق شناس به دلیل زندگی در تهران در پروژه های بزرگی شرکت می کند وبه صورت آکادمیک پیش می رود. تکنولوژی از طرف دیگر به عکاسی ضربه وارد کرده و سلسله مراتب برای عکاس حرفه ای و غیر حرفه ای راحت تر شده که در میان آن ها بسیاری از افراد هدف، ارائه اثر ندارند بلکه هدف آن ها ارائه خود است یعنی چنانچه فضای مجازی قطع شود قطعا خیلی از افراد دیگر به حرفه عکاسی ادامه نمی دهند.

با این وجود آینده هنر در منطقه کردستان روشن است چرا که منطقه کردستان در تمام زمینه های هنری همیشه سردمداری داشته ولی در راستای جهانی خیلی کند پیش می رود و منابعی که به مراتب در کردستان و ایران تدریس می شود نسبت به جهان کند حرکت می کند و زمانی که زمینه رقابت وجود داشته باشد باعث می شود که افراد پله های موفقیت بیشتری را طی کند درحالیکه در این منطقه به این موضوع اهمیتی داده نمی شود و جشنواره ها خیلی به ایران لطمه وارد کرده چون صرفا کار جشنواره محک دادن افراد است، عکاسی فقط جشنواره نیست بلکه باید به دنبال ارائه تفکر باشیم همچنین جامعه مانند یه بچه است و تفکر به منزله غذایی است که به آن بچه داده می شود تا به عکس تبدیل شود.

در واقع عکاسی پلاتفروم و بستر است و زمانی که عکاسی وجود نداشته باشد باید به دنبال چیزهای دیگر برای ارائه تفکر خود حرکت کرد و چون هدفی وجود ندارد بنابراین جشنواره ضربه بزرگی به این هنر در رابطه با همسو بودن نسبت به جهان وارد کرده زیرا که جهان به دنبال جشنواره نیست بلکه دنبال ارائه تفکراست.

بنابراین امیدوارم بستری فراهم شود که عکاسان به رسمیت شناخته شوند و شهر های کوچک مانند ملایر و ملکان و خاش انجمن عکاسان و خانه عکاسان دارند اما در شهر سنندج کمبود آن خیلی احساس می شود وتکیه گاه محکمی برای این موضوع وجود ندارد بلکه خود ساز و خود جوش پیش می رود.

گفت وگو/ سحرملایی

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.