مسیر دشوار برقراری آشتی میان ترکها و کُردها
به گزارش کردپرس، تصمیم یکجانبه دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا به خروج نیروهای خود از سوریه احتمالا به داعش کمک خواهد کرد استراتژی جدیدی در پیش بگیرد و همزمان که به قتل غیرنظامیان می پردازد به توسعه قلمرو خود اقدام کند. این اقدام همچنین به معنای خنجر زدن از پشت به نیروهای متحد خود یعنی کُردها است.
اما همه چیز برای کردها تمام نشده و آنها از مدتها قبل به عنوان بازیگر مهمی ظاهر شده اند که قادر به توسعه ارتباطات سیاسی و دیپلماتیک هستند.
حزب حاکم عدالت و توسعه ترکیه یک دهه پیش یک سری از اصلاحات را با نام گشایش کردی آغاز کرد و اقدام به مذاکرات رسمی با مقامات حزب کارگران کردستان ترکیه یا پ.ک.ک کرد. این اولین بار نبود که ترکیه با پ.ک.ک تماس می گرفت اما برای اولین بار روند چند لایه مذاکره آغاز شد و به این مذاکرات اعتبار بخشید.
با این حال، تقابل داخلی 40 ساله در ترکیه پایان نیافت و در تابستان 2015، مذاکرات جای خود را به سرکوب خشمگینانه دولت داد.
کمتر از گذشت دو سال از شکست خوردن مذاکرات میان آنکارا و پ. ک.ک، دفتر کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرد به دلیل عملیات های نظامی ترکیه از جولای 2015 تا دسامبر 2016، نیم میلیون شهروند کرد خانه های خود را ترک کرده اند.
ارتش ترکیه بعد از اعلام خودمختار دموکراتیک از سوی پ.ک.ک، وارد شهرها و مناطق کردنشین شد و این مناطق را گاهی تا حدود 90 روز تحت حالت فوق العاده نگاه داشت.
این تحولات این پرسش را مطرح کرد که چرا مذاکره میان دولت ترکیه و پ.ک.ک با هدف بررسی تقابل قومی در ترکیه و پدید آوردن صلح شکست خورد؟
اینها دلایل شکست روند صلح میان پ.ک.ک و دولت ترکیه است:
ادامه رویکرد کنترل سفت و سخت
اگرچه به شدت روی مذاکرات کرد-ترکی مانور داده شد اما اتکای دولت ترکیه به خشونت دست کم گرفته شد.
انتظار می رود که دولت ها مناطقی را که در حوزه قلمرو آنها قرار دارد کنترل کنند اما وقتی که دولتی در تلاش برای برقرای دموکراسی و و مذاکره در هنگام روند صلح، اقدام به گسیل داشتن نیرو و کنترل کردن منطقه و ایجاد خشونت در مناطق عمدتا اقلیت نشین می کند، چه اتفاقی می افتد؟
و چگونه برنامه ترکیه برای این مناطق بر تمایل این کشور برای حل منازعه با کردها تاثیر می گذارد؟
تحقیقات گسترده ای در مورد قلمرو، دولت و اختیارات در دیگر بخش های جهان مانند، اسرائیل و فلسطین، ایرلند، بالکان، آسیا و آفریقا انجام شده که پیشنهادهای مفیدی از دل این تحقیقات بر آمده است.
اما در مورد مرزهای مناطق کردنشین ترکیه، مسئله جنبه های قلمرو تقابل نادیده گرفته شده است.
تحقیقی که من در مرزبندی مناطق کردنشین ترکیه در سال 2013 و 2014 انجام دادم نشان داد که دستور کار ترکیه در مورد قلمرو را با انجام کار میدانی قوم نگاری در این مناطق بهتر می توان مشاهده کرد.
مرزبندی مناطق کردنشین ترکیه مناطقی جنگ زده هستند که دارای پویایی های مخصوص به خود هستند. طرفین متقابل تمایل دارند در این مناطق به تقابل و تعامل با یکدیگر بپردازند.
در این وضعیت ناپایدار مردم بیشتر تمایل داشتند داستان خود را با من شریک شوند و این زمانی بود که من می خواستم با آنها بیشتر آشنایی پیدا کنم. مصاحبه های من نشان داد که مذاکرات روند صلح به این خاطر شکست خورد چون ترکیه از «استراتژی» به نظر من «دوگانه» در زمان ایجاد اصلاعات دموکراتیک و با هدف برقراری صلح پیروی کرد.
این برنامه دولت ترکیه در مورد قلمرو مذکور است که در کنار تاکید دولت بر مذاکره بر سر تقابل ترکی-کردی از طریق کانال دموکراتیک وجود داشت.
کردها به اصلاحات چگونه نگاه کردند؟
مطالعه من روی کنترل قلمرو در طی 12 ماه روی دو مجموعه عوامل تمرکز داشت که هر کدام از این عوامل دارای عناصر مختلفی بودند.
من در سطح دولت، اصلاحات دموکراتیک را بررسی کردم و نیز مکانیسم های کنترل قلمرو را نشان دادم.
همچنین در سطح کردها، به واکنش عوامل سیاسی کردی و خود کردها برای درک رویکرد کردها در برابر روند اصلاحات نگاه کردم. من داستان کردها را از دهه 1990 تا دهه 2000 برای نشان دادن تجربه انها از کنترل قلمرو در مناطق کردنشین بیان کردم.
هر دوی این دو مجموعه عامل، دو بخش عمده نوع شناسی کنترل قلمرو بود. در سطح کلان، دولت سیاست اجرا می کند و عوامل سیاسی کردی واکنش نشان می دهند. در سطح خرد، دولت مکانیسم های مختلفی از جمله بررسی دقیق، اخراج، کنترل اداری، ملی کردن منطقه و کنترل تحرکات مرزی را به کار می گیرد.
در همان حال، کردها از این روند به عنوان آواره شدن و از دست دادن اموال، میلیتاریزه شدن، از بین رفتن فرهنگ اقلیت، ناامیدی و انکار و از دست رفتن میراث فرهنگی اقلیت یاد می کنند. تحقیق من با تمرکز بر کنترل قلمرو محدودیت های اصلاحات دموکراتیک را که فقط بر حقوق فرهنگی تمرکز کرده و حقوق قلمرو را نادیده گرفته توضیح می دهد.
روند کنترل قومی در جریان روند صلح ترکی-کردی در مناطق کردنشین خاص مانند حکاری، شرناخ و وان بیشتر از جاهای دیگر کردنشین ترکیه اجرا شد. این کنترل های تاکتیکی، تاثیر روند موسوم به گشایش کردی را در ترکیه از بین برد.
چرا دولت ترکیه به کنترل قلمرو در برخی مناطق نسبت به مناطق دیگر بیشتر اهمیت می دهد و آن را ادامه داده است؟ زیرا این مناطق حوزه های مرزی در مناطق صعب العبور بوده و احتمالا زمینه انجام حملات را بیشتر فراهم می کنند.
کنترل بیشتر بر برخی مناطق مرزی
مناطق مرزی نه تنها خطوط مرزی میان ایران، عراق و ترکیه را که به طور کامل فنس کشی نشده در بر می گیرد بلکه برخی روستاها و شهرهای داخل ترکیه را نیز که دورافتاده بوده و من آن مناطق را حوزه تقابل نامیده ام، در بر می گیرد.
مکانیسم های کنترل قلمرو در طی 12 ماه تحقیق من در برخی مناطق متوقف شدند اما این مسئله در دیگر مناطق به وضوح قابل مشاهده بود. در مناطق داخلی تر در ترکیه جابه جایی افراد و گرفتن اموال ابزار اصلی کنترل قلمرو بود اما در شهرها و روستاهای مناطق مرزی بیشتر از استقرار نظامیان و کنترل قومی استفاده می شد.
دولت ترکیه مناطق مرزی را به یک جور کنترل نمی کند بر خلاف این که دولت در برخی جاها دست به جابه جایی می زد اما در برخی دیگر از مناطق ترجیح می داد به جای این که منطقه خالی از سکنه باشد، غیرنظامیان در آن مناطق حضور داشته باشند.
یکی از روستانشینانی که بیش از یک دهه به عنوان محافظ روستا عمل کرده، به من گفت که به آنها گفته شده بود که باید اجبارا در روستا بمانند و به عنوان یک مانع میان نیروهای ارتش ترکیه و گریلاهای پ.ک.ک عمل کنند.
بیشتر مردم فارغ از گرایشات ایدئولوژی سیاسی آنها، متفقند که هر کدام از افراد این مناطق برای یک بار هم شده اموالی را از دست داده است. بیشتر آنها هم اعتراض می کنند که این دست از رفتن اموال به صورتی منصفانه و کامل جبران نشده است.
یکی از اعتراضات شایع فارغ از وابستگی سیاسی این بوده که آنهایی که برای ازدست رفتن اموال خود خسارت دریافت کرده اند نسبت به وجود سیستم فاسد اعتراض کرده اند زیرا بر اساس گفته های این افراد، سیستم قضایی باعث بوجود آمدن برخی گروه های منتفع خاص در اثر وضعیت شکننده امنیتی این روستاها شده است.
اهمیت ایدئولوژی
شگفت آور نیست که وابستگی حزبی و ایئدولوژی سیاسی در ترکیه همچنان اهمیت دارد.
آنهایی که به طور آشکار ارتباط بیشتری با حزب کردگرای دموکراتیک خلقها یا hdp -که دارای نماینده در پارلمان ترکیه است- دارند، بیشتر نسبت به کنترل قلمرو و اعمال خشونت و همچنین ادامه آن انتقاد دارند. بخشی از آن به خاطر این است که رای دهندگان به hdp شاهد و تحت تاثیر عمیق اجرای سیاست کنترل قلمرو بوده و بیشتر جنبه های زندگی آنها تحت تاثیر سیاست قرار گرفته است.
بیشتر شرکت کنندگان از مناطق مرزی کردنشین، با توجه به مقاومت سیاسی شان نسبت به روند صلح شک داشته و بدبین هستند زیرا از نظر آنها این روند دستکاری شده است. اما آنها می بایست از آن استقبال می کردند زیرا این ایده توسط عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ.ک.ک پیشنهاد شده است.
جالب است که بیشتر این افراد آنهایی هستند که می بایست تحت عنوان محافظ روستا، گروه های شبه نظامی مسلح خدمت کرده و از سوی دولت برای مقابله آنها با پ.ک.ک پول پرداخت شده است.
داستان های این محافظان روستا پیچیدگی و تناقضات این تقابل به درازا کشیده شده را نشان می دهد.
سیستم محافظ روستا به عنصر اصلی ادغام کردها و اقدامات وابستگی توسط دولت برای خنثی کردن عوامل مستقل و حفظ کنترل بر مناطق مرزی به شدت تحت نظر نظامی نزدیک ایران و عراق تبدیل شده است.
ایجاد دموکراسی مسیری طولانی است که به شجاعت، تعهد و و انصاف نیاز دارد. اما در راس ایجاد دموکراسی مذاکرات شکننده ترکی- کُردی قرار گرفته است.
درک مذاکرات ترکی-کردی و محدودیت های آن مستلزم درک مکانیسم ها و تجارب حاصل از اجرای سیاست کنترل قلمرو است. حذف حقوق قلمرو از بسته های سیاسی تدارک دیده شده برای اسکان اقلیت ها در این بستر متفرق، به این معنی است که روند صلح ترکی-کردی مسیری طولانی در پیش خواهد داشت.
منبع: کنورسیشن
نویسنده: دیلان اوکچواوغلو، دانشجوی دوره دکترا
ترجمه: خبرگزاری کرپرس- سرویس جهان
کد خبرنگار: 40101
دیدگاه کاربران