چرا ارمنی های سوریه از ترکیه روی گردانند / سیبل هورتاس
به خاطر جنگ داخلی سوریه که از سال 2011 آغاز شد، بر اساس آمارهای رسمی اینک سه میلیون و 585 هزار و 738 (3,585,738) پناه جوی سوری در ترکیه به سر می برند.
در نتیجۀ این جنگ کردها و ترکمن ها به کشورهای همسایۀ سوریه مانند اردن، لبنان و ترکیه پناه بردند. همۀ گروه های قومی سوریه به ترکیه هجوم بردند، غیر از ارمنی های این کشور. این امر توجه سردار کوروجو را جلب کرد، روزنامه نگاری که در جوامع پناه جویان در امتداد مرز تحقیق می کند. کوروجو به المانیتور گفت وقتی دیده است که واقعاً ارمنی ها در میان پناه جویان دیده نمی شوند به خودش گفته است «این نمی تواند تنها به دلیل نسبت پایین ارمنی ها در جمعیت کل سوریه باشد، بلکه باید دلیل دیگری داشته باشد.»
وی هنگام بررسی این موضوع با یک ارمنی سوری در ترکیه دیدار کرد و از او پرسید «وقتی ترکیه تا این حد نزدیک است، چرا ارمنی های سوریه به اینجا نمی آیند؟» او در جواب گفت: «بله، مرز ترکیه خیلی نزدیک است، اما در رندگی واقعی بسیار از ما دور است.»
کوروجو این فاصله را به چیزی مرتبط می داند که در ترکیه آن را «حوادث سال 1915» می خوانند و ارمنی ها به آن می گویند نسل کشی ارمنیان.
کوروجو گفت: «ارمنی های سوریه کسانی هستند که حدود یکصد سال پیش از آناتولی به حلب گریختند. خاطرات آنها از نسل کشی هنوز آنقدر تازه است که تصمیم گرفته اند وارد ترکیه نشوند.» او گفت خاطرات نسل کشی باعث شده است ارمنی ها مسیرهای دشوارتر و خطرناک تر را بر رفتن به ترکیه ترجیح دهند و برخی به لبنان، برخی به ارمنستان و آنها که توانستند به کشورهای غربی رفتند.
کوروجو با 22 تن از ارمنی های سوریه که در ارمنستان ساکن شده اند مصاحبه کرد و این مصاحبه ها را به صورت یک کتاب منتشر کرد که عنوان آن را می توان «غایبان حلب» ترجمه کرد.
مانوئل خسیسیان از حلب به کوروجو گفت: «من در حلب به دنیا آمدم. پدرم هنگامی که خانواده اش از نسل کشی فرار می کردند به دنیا آمده بود. ما همیشه داستان های آنها و حماسه های دوران نسل کشی را می شنیدیم. ما می دانیم پدر و پدر بزرگمان به ما چه می گویند. یک و نیم میلیون ارمنی کشته شدند. ماراس ما [منطقه و استان فعلی قهرمان مرعش در جنوب ترکیه] است. نوادگان ما باید بدانند که ما میهن خود را داشتیم و از آن بیرون رانده شدیم.»
همۀ کسانی که با کوروجو گفتگو کردند خاطراتی مانند خاطرات خسیسیان دارند. همۀ آنها به خاطرات و مشاهدات پدر بزرگ ها و مادر بزرگ هایشان که سال 1915 از آناتولی بیرون رانده شدند، دربارۀ آن کوچ خطرناک و جانکاه برای رسیدن به سوریه، دربارۀ آن همه مردمی که هنگام فرار جان خود را از دست دادند و دربارۀ این که چگونه زندگی خود را در حلب از نو بنا نهادند، گوش داده اند. کوروجو با اشاره به درگیری های در جریان در سوریه گفت صد سال پس از «آن نسل کشی، این مردم یک ضربۀ سنگین دیگر خوردند.»
ساغیک راستگلنیان، که اینک در ایروان ارمنستان ساکن است، دربارۀ سلسله فجایعی که او باید با آنها کنار بیاید سخن گفته است. او به کوروجو گفت: «زندگی ما به عنوان ارمنی پر از ماجرا و تراژدی است. این سرنوشت ما است. من همیشه در مراسم 24 آوریل [روز یادبود نسل کشی ارمنیان] شرکت می کنم. بسیار درد آور است. اما درد به ما یادآوری می کند که ما در عین حال قوی هستیم.»
لنا شاملیانیز سردار در ایروان با کوروجو گفتگو کرد و به او گفت: «این جنگ داخلی سوریه دومین نسل کشی ما است. پدر بزرگ من از نسل کشی اول و فرار از اورفا به سوریه در سال 1915 جان به در برد.»
شاملیانیز سعی کرد این گونه توضیح دهد که چرا از نسل کشی دوم سخن می گوید: «بحث نسل کشی در سوریه دربارۀ کشتار ارمنی ها نیست، بلکه کشتار ایزدی ها است. آنچه ایزدی ها تا پیش از آن که توسط YPG [گروه کرد سوری یگان های مدافع خلق] نجات داده شوند، تحت تسلط داعش [دولت اسلامی عراق و شام] تجربه کردند، توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به عنوان نسل کشی خوانده شد. چرا برخی ارمنی های حلب تجربۀ خود را نسل کشی می نامند؟ این همان زخم نسل کشی اولیه است. ارمنی ها در حوادث 6 و 7 سپتامبر سال 1955، موسوم به کشتار استانبول نیز همین تجربه را داشتند. ارمنی های استانبول از این کشتار که در اصل یونانی ها را هدف قرار داده بود، آسیب چندانی ندیدند، اما آن زمان نیز معتقد بودند با یک نسل کشی جدید رو به رو شده اند.»
آیا هنگام فرار از مرگ در سوریه، انتخاب مرگ و زندگی در خودداری از پناه بردن به ترکیه تنها حاصل خاطرات است؟ کوروجو می گوید عوامل دیگری نیز در کارند: «ارمنی های سوریه فکر می کنند اگر به ترکیه بیایند مورد بدرفتاری قرار خواهند گرفت، چون ارمنی هستند. یکی از آنها که من در ایروان با او دیدار کردم، گفت وقتی در ترکیه از هویتم سؤال می کردند، چیزهای متفاوتی می گفتم. به جای این که بگویم سوری یا ارمنی هستم، بسته به وضعیت روحیم می گفتم لبنانی یا بلغاری هستم. در ترکیه خشمی نسبت به لبنانی ها وجود ندارد، چون آنها نمی آیند که بمانند. اما سوری ها تصویر بدی دارند. من تلاش می گردم از این قضاوت بگریزم.»
در کتاب کوروجو تنها یک مصاحبۀ بی نام وجود دارد؛ یک ارمنی کاتولیک اهل سوریه که ماندن در ترکیه را برگزید. کوروجو گفت این شخص نمایندۀ ذهنیت و احساس غالب ارمنی های سوریه است. کوروجو گفت: «من از سال 2013 با پناه جویان سرو کار دارم. من با صدها تن از آنان در ترکیه مصاحبه کرده ام اما هیچ گاه با تردید و تنشی که در این زن ارمنی در انتاکیه دیدم، مواجه نشده بودم.»
منبع: المانیتور
ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس ترکیه
بیشتر بخوانید:
12 سال 13 گلوله: داستان کشته شدن یک کودک کرد در ترکیه
اردوغان در مقابل آتاترک: نبرد اسطوره ها / یاووز بایدار
چرا HDP محبوبیت خود را از دست داد؟/ مهمت دمیر
ترکیه باید اتحاد قوی آمریکا – YPG را بپذیرد / یاشار یاکیش
پزشکان کرد در ترکیه جایی ندارند / فاروق بالکچی
راه دشوار روزنامه نگاران کرد در ترکیه / شرزان امید
کردهای سوریه برای حملۀ احتمالی ترکیه آماده می شوند / سیمون اسپیکمن کوردال
تصمیم آمریکا دربارۀ سران PKK ترکیه را خام نمی کند / برهان الدین دوران
صالح مسلم: تا مسألۀ کردها حل نشود، صلح و ثبات در خاورمیانه به دست نمی آید
دیدگاه کاربران