بازگشت شیخ: یادداشتی دربارۀ ناسیونالیسم کاملاً جدید ترکیه / امید اوزکرملی
منظرۀ به یاد ماندنی و نفس گیری بود. رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه یک دختر کوچک را که لباس نظامی به تن کرده بود با خود روی صحنه آورد. وی در حالی که به اشک هایی که از چشم دخترک سرازیر بودند توجه نشان می داد، گفت: «ببینید، ما کماندوهای خودمان را داریم. کماندو ها که گریه نمی کنند.» رئیس جمهور سعی کرد او را آرام کند و ادامه داد: «[با اشاره به دخترک] نیروی ویژۀ ژاندارمری، سرهنگ، کماندو... ماشاءالله. او یک پرچم ترکیه در جیب خود دارد. اگر شهید شود پیکرش با این پرچم پوشانده خواهد شد. او برای همه چیز آماده است، اینطور نیست؟»
این صحنۀ آزار دهنده مرا یاد رویداد مشابه دیگری در سال 2008 انداخت، وقتی به یاشار بویوکانیت رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه پرچمی دادند که روی آن خون 13 دانش آموز دبیرستانی نقش بسته بود. روزنامه هایی که آن مراسم را پوشش می دادند نوشتند «آن پرچم وی را احساساتی کرد.»
پس از آن به عنوان گزارشی فکر کردم که جان هالپین، میشل وِرز، آلان ماکووسکی و ماکس هافمن از مرکز ترقی آمریکا (CAP)، یک اندیشکدۀ بی طرف در واشنگتن، در آن نتایج یک تحقیق دربارۀ درک مردم ترکیه از خود و هویت خود ارائه و تحلیل شده بود. این نویسندگان پرسیده اند «آیا ترکیه یک ناسیونالیسم جدید را تجربه می کند؟» و پاسخ آنها مثبت است. یقیناً تحقیق مذکور مقداری اطلاعات جدید و بی سابقه به دست آورده است، وگرنه چرا نویسندگان احساس می کنند باید به یک «روح ناسیونالیسم جدید» اشاره کنند؟
متأسفانه این تحقیق که توسط مرکز نظرسنجی Metropoll انجام شده و برای انجام آن با 2,453 تن از 28 استان ترکیه مصاحبۀ حضوری صورت گرفته است، تنها تکرار دانسته های ما از رهگذر ده ها تحقیق مشابه دیگر است که در دو دهۀ گذشته انجام شده اند. می توان این تحقیق را به نحوی تکمیل تحقیق «ابعاد قطبی شدگی در ترکیه» دانست، که توسط دانشگاه بیلگی انجام شد.
اکثریت قابل توجهی از پاسخ گویان (86 درصد) گفته اند «ترک بودن» بخش مهمی از هویت آنها است. اعتقاد به استحکام خانواده در کنار ترکی سخن گفتن و مسلمان بودن سه مؤلفه ای هستند که از طرف اکثریت (68 درصد) پاسخ دهندگان برای تعریف «ترک بودن» بسیار مهم ارزیابی شده اند.
یافته های تحقیق در نشان دادن شیوع سندروم سور ناتوان نبوده است. سندروم سور یعنی باور به اینکه غرب مصمم به تجزیۀ ترکیه است، همان گونه که امپراتوری عثمانی را [با معاهدۀ سور] تجزیه کرد. حدود 84 درصد از پاسخ گویان معتقدند «اقتصاد جهانی و نخبگان سیاسی نفوذ زیادی در ترکیه دارند و باید این نفوذ را محدود کرد.» این باور با حساسات قوی ضد پناه جویان ترکیب شده است. 78 درصد موافق هستند که «ترکیه وقت و پول خیلی زیادی برای مراقبت از پناه جویان صرف می کند و باید بیشتر به شهروندان خودش توجه کند.» یک یافتۀ جالب دیگر این تحقیق که چندان دور از انتظار هم نیست، (عمدتاً در میان حامیان حزب عدالت و توسعه) اعتقاد به این است که «ترکیۀ تحت رهبری اردوغان دارد به آرمان آتاترک دربارۀ یک کشور قوی و مستقل نزدیک می شود.»
این ها یافته های مهمی هستند، اما چه چیزی نویسندگان گزارش را وا می دارد نتیجه بگیرند این «روح ناسیونالیسم جدیدی است که عمیقاً در اسلام و دشمنی با ملل غربی و شهروندان غیرترک ریشه دارد»؟
وقتی نویسندگان گزارش به موافقت 80 درصدی پاسخ دهندگان با این جمله استناد می کنند که «اسلام نقشی محوری در زندگی من ایفا می کند.»، اشارۀ آنها به مرکزیت اسلام در تعریف «ترک بودن»، اطلاعات پیش پا افتاده ای است که همۀ ناظران سیاست ترکیه، اعم از متخصص و غیرمتخصص از آن آگاهی دارند.
اگر هدف آنها جلب توجه به «شکل جدیدی از ناسیونالیسم ترکی» است، باز هم در اشتباه هستند چرا که دست کم از زمان گذار ترکیه به سیاست چند حزبی، اسلام جزء لاینفک چندین جریان ناسیونالیست ترکی بوده است. همان گونه که صاحب نظران متعددی گفته اند، این جریان ها تنها در میزان تأکید آنها بر برجستگی مذهب در تعریف «ترک بودن» با گفتمان کمالیست رسمی تفاوت دارند.
از این مهمتر نویسندگان گزارش از رابطۀ پیچیدۀ میان ناسیونالیسم سکولار رسمی و اسلام چشم پوشی کرده اند، در حالی که نخبگان جمهوری خواه از آن برای گرد آوردن توده های مردم آناتولی حول اهداف رادیکال انقلاب کمالیستی استفاده می کردند. در حقیقت، راه حلی که ضیا گوک آلپ یکی از دو بنیان گذار ترکیسم برای معمای هویت این ملت تازه پر و بال در آورده پیشنهاد می کند، سنتزی است که سه عنصر «ترک بودن» از منظر وی را با هم ترکیب می کند: یعنی ترکیسم، اسلامیسم و مدرنیسم که در این شعار جمع بندی شده اند: «از ملت ترک، دین اسلام و تمدن اروپایی بودن».
این درست است که بنیان گذاران جمهوری ترکیه هنگامی که معنای یک «ترک مدرن بودن» را تعریف می کردند، نقش اسلام را اندک جلوه دادند. آنها یک نگرش انطباق گرایانه تر نسبت به دین اتخاذ کردند که دین را تحت کنترل در آورند نه اینکه آن را از میان ببرند. اسلام ابزاری بود که حزب دموکرات (DP) از 1950 به این سو برای به چالش کشیدن هژمونی حزب جمهوری خواه خلق (CHP) مورد استفاده قرار داد.
آنچه ما امروز شاهد هستیم ظهور یک ناسیونالیسم جدید نیست، بلکه بازگشت ضیا گوک آلپ است، کسی که یوسف آکچورا دیگر بنیان گذار ناسیونالیسم ترکی او را «شیخ» به معنی مرشد و راهنمای روحانی نامید. همین جایگاه مرشدی و شیخوخت بود که جوانان ترک را به عضویت در «کامل ترین انجمن اخوتی که تا کنون وجود داشته، یعنی انجمن اخوت ناسیونالیسم ترکی» متقاعد کند.
گوک آلپ گفت ترک ها ملتی بودند با فرهنگی غنی اما تمدنی فقیر. آنها «به جای اینکه تمدن خود را بنا نهند نهادهایی را از خارجیان قرض گرفته و از آنها تمدنی ساختگی ایجاد کرده بودند.» این گفته همچنین توضیح می دهد که فرهیختگان به واسطۀ خلیج از «مردم عادی» جدا شده اند. [منظور خلیج شاخ طلایی استانبول است که بخش تاریخی شهر را از سایر بخش ها جدا می کند.] برای پل زدن روی خلیج فرهیختگان باید به میان مردم بروند و مبانی فرهنگ ملی را از آنها بیاموزند و همچنین تمدن مدرن را به آنها بشناسانند. فرمولی که گوک آلپ پیشنهاد داد ساده و بسیار سر راست بود: «بیایید تلاش کنیم همۀ فنون را از اروپا بگیریم، اما بگذارید فرهنگمان را تنها در روح ملی خودمان بیابیم.» آیا این فرمول برای شما آشنا به نظر نمی رسد؟
منبع: پایگاه خبری احوال
ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس ترکیه
دیدگاه کاربران