یادداشت ۱۳۹۶/۱۱/۰۶ ۲۰:۳۳ زمان مطالعه: 8 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

نبرد عفرین و ضرورت تغییر روند نظامی به سیاسی/ مجید کریمی *

سرویس سوریه- بنظر نمی رسد که با تجربه خیانت های گذشته و حال و نبود اراده سیاسی بین المللی برای بازداشتن ترکیه از ادامه مداخله نظامی در خاک سوریه، بتوان ماشین جنگی توسعه طلب اردوغان را که کاملا به جنگ افزارهای اهدایی 65 ساله ناتو متکی است، متوقف کرد.

اقدام اخیر ارتش ترکیه که با آغاز عملیات اشغالگرانه در منطقه عفرین شمال سوریه همراه بود؛ نقض آشکار قوانین بین المللی و صلح در منطقه خاورمیانه در شرایط حساس کنونی به شمار می آید. به نظر می رسد که کشورهای قدرتمند جهانی از جمله آمریکا، روسیه، انگلیس و فرانسه از این اقدام نامشروع ترکیه در کمال ناباوری گاه دو پهلو و گاه صریح استقبال کرده اند و آن را حق مشروع ترکیه نامیده اند. شورای امنیت سازمان ملل نیز که در اصل یک نهاد حافظ صلح جهانی است برای حفظ ظاهر هم که شده تشکیل جلسه داد و در کمال شگفتی بدون محکومیت آشکار ترکیه در نقض حاکمیت ارضی کشور سوریه، سمفونی ابراز نگرانی ها را تکرار کرد. از آن مهم تر اینکه در آخرین تحولات بین المللی، معاون دبیرکل ناتو نیز که به ترکیه سفر کرده از محکوم کردن این تجاوز و توقف عملیات سخن نگفته است.

شوربختانه آنکه همه بازیگران سیاسی جهان تنها با ابراز نگرانی از همه طرف ها خواسته اند که از خود خویشتنداری نشان داده و جان غیر نظامیان را به خطر نیندازند. تاسف بارتر از آن اینکه رسانه های جهانی که در غرب در هر رویداد جنگی، صدای عالم را از نقض حقوق انسانی کر می کنند اینبار بنای سکوت اختیار کرده اند تا مبادا ترکیه را از خود برنجانند.

جدای از ترسیم این صحنه دردناک در عفرین و شرمساری دوباره برای نهادهای بین المللی و حتی فراتر از آن مجامع حقوق بشری، باید به اصل دفاع از خود که رئیس جمهور ترکیه آن را توجیه عملیات نظامی "شاخه زیتون" بخوانید "اشک تمساح" عنوان کرده است کمی اندیشید. نخست آنکه منطقه عفرین در شمال سوریه طی پنج سال گذشته امن ترین و با ثبات ترین منطقه در جنگ های داخلی سوریه بوده است و کمترین درگیری نظامی را با گروه های معارض داشته است. دوم آنکه هرگز طی این مدت تعرض و تهدیدی متوجه مرزها و امنیت کشور ترکیه و حتی شهروندان این کشور نشده است. سوم آنکه این کانتون همواره خود را در چارچوب کشور سوریه معرفی کرده و از هرگونه اقدام تجزیه طلبانه که بر امنیت داخلی ترکیه تاثیر بگذارد حمایت نکرده است.

اکنون با وضعیتی دشوار و ناعادلانه در میدان نبرد عفرین روبرو هستیم. جنگ نابرابر و تحمیلی که بر بخشی از مردم کشور سوریه تحمیل شده است نیازمند نگاهی هوشمندانه و جدای از احساسات و اندیشه های حماسی است. بنظر نمی رسد که با تجربه خیانت های گذشته و حال و نبود اراده سیاسی بین المللی برای بازداشتن ترکیه از ادامه مداخله نظامی در خاک سوریه، بتوان ماشین جنگی توسعه طلب اردوغان را که کاملا به جنگ افزارهای اهدایی 65 ساله ناتو متکی است، متوقف کرد.

در این میان پرسش مهمی که فراروی رهبران سیاسی منطقه و مسئولان منطقه عفرین قرار دارد آن است که چگونه می توان با این اشغالگری رویارویی کرد؟ در این موضوع که فرماندهان نظامی کرد سوریه درمنطقه عفرین به دفاع از خود ادامه خواهند داد و یا مقاومت خواهند کرد شکی نیست. اما در آنسوی دیگر میدان نبرد این مسئولیت سیاستمداران منطقه کردستان سوریه است که آخرین راه های سیاسی برون رفت از این مجادله نظامی نافرجام را بررسی کنند و با درایت و فراست هدف های اولیه و ثانویه ترکیه را ارزیابی کرده و بدانند که اگر ترکیه وارد عفرین شود دیگر از آنجا خارج نخواهد شد. آنچه را که ترکیه اکنون در عفرین پی گرفته بحث مقابله با تروریسم در عفرین نیست. ترکیه اکنون به یک جنگ نیازمند است و رجب طیب اردغاان به یک پیروزی نظامی برای بهره برداری در سیاست داخلی خود محتاج است. برنامه ترکیه طرحی است که بقول شخص اردوان 94 سال است که ترکیه برای آن صبر کرده است.

کردهای منطقه عفرین باید به سه نکته بسیار استراتژیک توجه داشته باشند و آن این است که ترکیه برای حضور دائم و استقرار در خاک سوریه وارد می شود. دوم قصد بر هم زدن آرایش قومی را در منطقه شمال غرب سوریه دارد و سوم در پی آن است که منطقه ای به زعم خود آزاد به انضمام ادلب ایجاد نماید تا به رویای ترکمنستان غربی خود کمی نزدیک تر شود. اگر این سه هدف تحقق یابد طبعا جایی برای عفرین در روی نقشه نخواهد بود. در اینجا پرسش بعدی آن خواهد بود که آیا در این صورت رهبران عفرین چه ترفند و چه توان داخلی و خارجی برای عبور از این جنگ ناعادلانه خواهند داشت؟

این نکته که ترکیه برای این حمله از همه کارت های بین المللی و سیاسی با مذاکراه با طرف ها استفاده کرد و پیش از آنکه تصمیم به حمله بگیرد چراغ سبز روسیه و امریکا را گرفته بود، بسیار مهم است. این بدان معناست که اگر این دو کشور رضایتمندی خود را نشان نمی داند، ارتش ترکیه کماکان پشت مرزها در انتظار نشسته بود. این واقعیت تلخ نشان می دهد که کردهای عفرین در این جنگ تقریبا تنها مانده اند. رهبران نظامی و سیاسی عفرین نیز بخوبی می دانند که روند اوضاع در عفرین ابدا قابل مقایسه با کوبانی نیست. در این محور رویارویی نظامی بسیار سخت تر است. در آن زمان کوبانی ها با داعش و نه با یک کشور تا دندان مسلح می جنگیدند. در ضمن از پشتیبانی ائتلاف بین المللی هم بهره مند بودند. داعش نیز قدرت برتر هوایی نداشت. بنابراین حتی در صورت مقاومت جانانه و حماسی در عفرین، جنگ دست کم روی نقشه نظامی به نفع ارتش ترکیه پیش می رود و روند نظامی میدان جنگ نیز قابل تغییر نیست.

در این مرحله سرنوشت ساز کردهای سوریه باید بدانند که تنها کارت باقی مانده برای برهم زدن توطئه تجزیه خاک سوریه و آغاز جنگ های جدید در این منطقه و سرانجام از دست رفتن هویتی بنام عفرین، ائتلاف با دولت مرکزی سوریه در دمشق است. تنها عاملی که در محاسبات ترکیه چندان جدی گرفته نشده است، دولت بشار اسد است. آنکارا مطمئن است هرگونه توافق میان کانتون عفرین و دولت دمشق ناممکن است و با سیاست مشت آهنین عفرین را له خواهد کرد. حتی اگر کردها به مقاومت جانانه سختی دست بزنند و بتواند تا مدتی روند پیشروی ارتش ترکیه را کندتر کنند نیازمند هم پیمانی با دمشق هستند تا بتوانند در درازمدت دستاوردی داشته باشند.

اما باید به بازی های پشت پرده سیاست هم نظری انداخت و متوجه بود که ترکیه هم ممکن است که در روزها و یا هفته های آینده تماس هایی با دمشق برقرار کرده و کوشش کند تا این تنها امید کردها را نیز ناکام گذارد. باید توجه داشت که ارتش ترکیه بخوبی می داند که تنها راه عفرین به دنیای خارج ، محور مواصلاتی از حلب به عفرین است که بوسیله ارتش سوریه بسته شده است. این بدان معناست که چنانچه این محور را ارتش سوریه بازکند و به سمت مرزهای ترکیه در عفرین حرکت کند بازی اردوغان بهم خواهد خورد. اما اگر قرار باشد که در روند پیشرفت عملیات نظامی در روزهای آینده، ترکیه از گزینه تماس با دولت سوریه برای کم کردن خطرات زمین گیر شدن در عفرین استفاده کند چرا مقامات عفرین از چنین کارتی برای تقویت محور دمشق- عفرین با باز کردن خطوط مواصلاتی حلب – عفرین سود نبرند. آنها دست کم موجودیت یکدیگر را در چارچوب کشور سوریه پذیرفته اند و سالهای نیز در کنار هم زندگی کرده اند و مهمتر از همه اینکه دمشق دست کم تاکنون بمراتب قابل اعتمادتر از آنکارا برای کردهای سوریه است.

در چنین شرایطی عفرین نیازمند تغییر روند سیاسی نبرد است. اگر چه گفتگو های عفرین- دمشق در گذشته چندان نتیجه بخش نبوده است اما اکنون خطر برای هر دو طرف احساس می شود و می توان امیدی به شکل گیری محورهمکاری های تازه ای داشت. چرخش روند سیاسی نبرد تنها با اعلام توافق با دولت مرکزی و ورود ارتش سوریه به معادله جنگ خواهد بود. اگر نیروی های ارتش سوریه وارد کارزار عفرین شوند ترکیه با شکست سیاسی همراه خواهد شد و آنوقت جریان منطقه ای و بین المللی به نفع ائتلاف عفرین– دمشق رقم خواهد خورد. در این صورت ارتش ترکیه جریان نبرد رویارو با ارتش سوریه را متوقف کرده و سرخورده و دست از پا درازتر از منطقه خارج و یا متوقف خواهد شد. اگر چه دستیابی به این توافق چندان ساده نخواهد بود ولی تنها گزینه سیاسی موجود است که می توان و باید به آن هر چه زودتر فکر کرد.

سرآخر اینکه تجربه اقلیم کردستان عراق باید فرا روی رهبران سیاسی کرد منطقه باشد که تنها محورهای سیاسی و معادلات سیاسی هستند که می تواند روند اوضاع نظامی را تغییر دهد. در شرایط سخت این نظامیان نیستند که باید جریان دیپلماسی را پیش ببرند که البته وظیفه شان هم نیست، بلکه این رایزنی های سیاسی و معاملات سیاسی است که تعیین کننده است. همانگونه که می دانیم آنکارا پیش از آغاز حمله در پشت صحنه جنگ عفرین با برخی طرف ها معاملاتی کرده است.

مجید کریمی – ایروان دانشکده شرق شناسی- خبرنگار سابق شبکه خبر در لندن

Karimmj@yahoo.com

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.