ترکیه و ایالات متحده در سوریه: متحد، دوست-دشمن، یا بدتر؟ /احمد ک. هان و بهلول اوزکان
رئیس جمهور ترامپ پس از دیدار با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، در کاخ سفید در ماه می، به روابط دوجانبه دوران جنگ سرد بین ایالات متحده و ترکیه اشاره کرد. اظهارات ترامپ یادآور این نکته است که در طول یک ربع قرن پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی تا کنون چه میزان تغییرات روی داده است. ترامپ اظهار داشت: «ترکیه ستون جنگ سرد علیه کمونیسم بود. سنگری علیه گسترش اتحاد جماهیر شوروی بود. و شجاعت ترکیه در جنگ افسانه ای است.» اما امروز، جنگ سرد و اتحاد شوروی به یک خاطره دور تبدیل شده است و روابط دوجانبه امریکا و ترکیه دیگر بر اساس مبارزه با یک دشمن مشترک استوار نیست.
با وجود اینکه ایالات متحده و ترکیه در بسیاری از بحزان های ژئوپلیتیک از آسیای مرکزی تا لیبی، از سومالی تا بوسنی همکاری کرده اند، به طور کامل، معادلات جدیدجایگزین بحث های مربوط به جنگ سرد شده است. در این میان ، به ویژه پس از 11 سپتامبر، این باور وجود دارد که تغییر رژیم در کشورهای استبدادی خاورمیانه، با حمایت از بازیگران سیاسی میانه رو مسلمان که اقتصاد بازار و دموکراسی در انتخابات را پذیرفته اند، بهتر صورت خواهد گرفت. تلاش های آمریکا و ترکیه برای سرنگونی رژیم اسد پس از سال 2011، گرچه از انگیزه ها و اولویت های مختلف و روش های متفاوت است، و نه لزوما رقابتی، نشأت گرفته تا کنون به آخرین معیار سنجش این باور تبدیل شده است. شش سال پس از آن، سیاست خارجی آمریکا و ترکیه به صراحت پذیرفته است که روش های انها شکست خورده است. در ماه جولای سال جاری ایالات متحده به برنامه های خود برای مسلح کردن و آموزش مخالفان سوری پایان داد. این اقدام پنهانی توسط سازمان مرکزی اطلاعات امریکا، که با هزینه 1 میلیارد دلاری انجام شد، بزرگترین این نوع عملیات ها، از زمان تجهیز مجاهدین افغان بود.
در حدود یک سال پیش، ترکیه در اقدامی تقریبا مخالف با سیاست های خود، با روسیه به توافق رسید که کمپین نظامی موسوم به سپر فرات را آغاز کرد. ترکیه در این عملیات، کنترل یک منطقه حائل استراتژیک را به دست آورد: مثلث اعزاز-جرابلس-الباب، بین دو منطقه در شمال سوریه تحت کنترل حزب اتحاد دموکراتیک (پ.ی.د.) و واحدهای محافظت از خلق (ی.پ.گ.)، گروه های وابسته به حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک.) گروهی که از جانب ایالات متحده و اتحادیه اروپا به عنوان تروریست شناخته شده است. این امر و بحران دیپلماتیک اخیر میان عربستان سعودی و قطر، به طور رسمی منجر به منحل شدن ائتلاف ضد اسد بین ایالات متحده، ترکیه، قطر و عربستان سعودی شد که پس از سال 2011 تشکیل شده بود.
در پی دیدار ترامپ با اردوغان، وی اظهار داشت که ایالات متحده از ترکیه در برابر «گروه های تروریستی مانند داعش و پ.ک.ک.» حمایت کرده است. با این وجود، آنکارا هیچ فرصتی را برای اشاره به حمایت ایالات متحده از حزب اتحاد دموکراتیک و ارتش دموکراتیک سوریه، یک گروه ائتلافی ضد داعش تحت سلطه پ.ی.د و ی.پ.گ که مبارزه ترکیه با تروریسم را تضعیف می کند، از دست نداده است. کمک نظامی ایالات متحده به ارتش دموکراتیک سوریه به ترس آنکارا از این ممکن است ایالات متحده، حزب اتحادی دموکراتیک را به عنوان یک بازیگر سیاسی مشروع بپذیرذ و اینکه سلاح هایی که دریافت می کند ممکن است روزی بر علیه ترکیه مورد استفاده قرار گیرد، دامن می زند. ترکیه اکنون در حال بررسی گزینه های گوناگونی است، از جمله گسترش حوزه های فعالیت مشترک با روسیه در سوریه و اجرای عملیات مشترک نظامی با ایران علیه پ.ک.ک. - حتی اگر ایران به سادگی این اقدام را نپذیرد.
رئیس جمهور پوتین، طی سخنانی در اتحادیه اروپا، پیش از مداخله نظامی روسیه در سوریه در سال 2015، با تروریست نامیدن تمام گروه های مسلح حاضر در سوریه جز «نیروهای مسلح اسد و شبه نظامیان کرد» ، چنین تلاش هایی را پیچیده کرده بود. اردوغان نگرانی خود را در مورد گشایش دفتر حزب اتحاد دموکراتیک در مسکو درسال گذشته به هنگام دیدار با پوتین ابراز کرد. اما پوتین فقط پاسخ داد که این اولین بار است که در این مورد چیزی می شنود و از نزدیک بر وضعیت موجود نظارت خواهد داشت. پوتین که عضو سابق کاگب (اداره اطلاعات و امنیت اتحاد جماهیر شوروی سابق) بوده است، بدون شک از هر گونه اقدام مهمی در روسیه مطلع است و این انکار نشان دهنده بی اعتمادی دوجانبه ای است که پشت مشارکت کنونی ترکیه-روسیه وجود دارد.
رویدادهای سوریه پس از شکست طرح ایالات متحده-ترکیه-عربستان-قطر نشان می دهد که ائتلاف های دراز مدت جدیدی در برنامه نیستند. با توجه به فضای محدود، همکاری های کوتاه مدت و عملیات مشترک ناشی از ضرورت در برنامه وجود دارد. از همه مهمتر، توافق ضمنی میان روسیه و امریکا است که بر طبق آن نیروهای اسد منطقه را تا غرب رود فرات کنترل خواهند کرد. در حال حاضر، استثنائا، مناطق تحت کنترل حزب اتحاد دموکراتیک در مناطق عفرین و منبج و منطقه تحت کنترل ترکیه در بین آن هاست. آنچه که در شرق رود فرات رخ خواهد داد، بستگی به نتیجه مبارزه با داعش توسط ارتش دموکراتیک سوریه و قبایل عرب تحت حمایت آمریکا دارد. ارتش دموکراتیک سوریه احتمالا رقه را تسخیر خواهند کرد، در حالی که شهر دیر الزور و میدان نفتی العمر (نیمی از تولید نفت سوریه را برعهده دارد) در کرانه فرات تا شمال آن به دست ارتش سوریه خواهد رسید. گروه داعش در این مناطق یک ماه مقاومت خواهد کرد، اما روزهای حضور آنها در شرق سوریه به پایان خود نزدیک شده است.
آینده شرق سوریه همچنین بر آینده مناطق شمال غربی سوریه ازجمله ادلب، عفرین و مناطق تحت کنترل ترکیه تاثیر خواهد گذاشت. آنکارا در گفتگو با مسکو اشاره کرد که احتمال همکاری با روسیه در ادلب وجود دارد. روسیه با وجود مسائل جدی در مورد حزب اتحاد دموکراتیک، این گروه را یک شریک بالقوه می داند. مسکو به پایگاه های هوایی ایالات متحده، نیروهای ویژه، و 909 کامیون تسلیحات حزب اتحاد دموکراتیک به عنوان اسب تروا می نگرد و امیدوار است که حزب اتحادیه دموکراتیک را پس از اتمام جنگ با داعش به درون مدار خود بکشد. روسیه با استفاده از حضور نظامی ترکیه به عنوان یک تهدید پس از تایید سپر فرات، یک محیط سیاسی- نظامی موثر را برای همسو کردن حزب اتحاد دموکراتیک با خود فراهم کرد. پس از شکست داعش، روسیه قطعا می تواند حزب اتحاد دموکراتیک را وادار کند که روابط خود با آمریکا را کاهش دهد یا آن را بسته به روابط با رژیم اسد کاملا قطع کند.
وضعیت روابط روسیه، حزب اتحاد دموکراتیک و ایالات متحده، آینده منطقه حائل ترکیه در سوریه را تعیین خواهد کرد. اگر حزب اتحاد دموکراتیک بر علیه منافع روسیه اقدام کند، احتمال این وجود دارد که نیروهای نظامی مسکو و آنکارا به هم بپیوندند و منطقه عفرین را تحت فشار قرار دهند که عملا پایگاه سیاسی مناطق تحت کنترل حزب اتحاد دموکراتیک است. در صورت عملیات ترکیه از شمال و شرق، تنها مسیر فرار کنونی از عفرین یک دالان باریک است که به حلب که تحت کنترل رژیم اسد می باشد منتهی می شود و برای نظامیان فاجعه ای به بار خواهد آورد. روسیه همانطور که در قفقاز این کار را کرد، از توازن قدرت در شمال سوریه استفاده می کند تا بازیگران محلی وابسته به خود را ایجاد کرده و نفوذ خود بر منطقه را به عنوان یک عامل کنترل رویدادهای غیرقابل پیش بینی، در دهه های آینده، تضمین کند.
ادلب آخرین قطعه در این پازل پیچیده جغرافیایی است. شاخه القاعده در سوریه که به جبهه النصره معروف است، در ادلب بسیار قدرتمند است، جایی که شمار افراد جهادی به هزاران نفر می رسد. ترکیه به ویژه علاقه شدیدی به آینده ادلب دارد و نگران این مسئله است که این جنگجویان در صورتی که منطقه از عناصر افراطی پاکسازی شود، به کجا خواهند رفت. اگرچه تایید نشده است، باور بر این است که افسر پلیسی که سفیر روسیه در ترکیه را در دسامبر 2016 به قتل رساند، با جبهه النصره ارتباط داشته است. نیروهای اسد در پاسخ، گفته می شود که در ادلب که جبهه النصره عملا به شکل های مختلفی که آخرین آن ها هيئت تحرير شام است در آن جا حکومت می کند از سلاح های شیمیایی استفاده کرده اند.
تهاجم جهت تسخیر کامل منطقه ادلب یک مسئله ژئوپلیتیک و استراتژیک برای اسد است که به طور کامل و بدون مانع بر ساحل سوریه نظارت کند، که از مرز ترکیه در ختای اغاز شود و از ادلب به حلب-حما-حمص و ارتفاعات جولان کشیده می شود. بنابراین، آینده منطقه ادلب نه تنها بر سیاست ترکیه، بلکه بر امنیت داخلی آن نیز بسیار تاثیر خواهد گذاشت. چنین حرکتی علیه ادلب، پناه دادن به 50.000 شبه نظامی مسلح که بیشتر آنها وابسته به هيئت تحرير شام هستند، حتی می تواند تا حدودی از حمایت آمریکا برخوردار باشد. پیشروی ستیزه جویان فراری می تواند از دو مسیر صورت گیرد: از شمال غرب به ترکیه و یا از شمال به عفرین، که موجب ایجاد اختلال در مثلث اعزاز- ترابلس و الباب خواهد شد.
حزب اتحاد دموکراتیک در عفرین ممکن است سعی کند از این وضعیت استفاده کند و با منافع روسیه و آمریکا علیه یکدیگر بازی کند. همکاری فعلی بین حزب اتحاد دموکراتیک/یگانهای مدافع خلق و رژیم اسد و متحد روسی آن ممکن است یک ستون از این بازی دو جانبه باشد. اگر ایالات متحده ببیند که اسد و روس ها به سوی ادلب حرکت می کنند، ممکن است تصمیم بگیرد که به منظور جلوگیری از موج مشکلات مواجهه النصره با یگان های مدافع خلق در عفرین که منجر به تأمین سلاح بیشتر برای یگان های مدافع خلق از سوی پنتاگون خواهد شد، به ادلب حمله کند.
برای ترکیه، اجازه به موج جدید پناهندگان برای عبور از مرز بدتر از گزینه دشوار بستن مرز است. از نقطه نظر کاملا امنیتی و استراتژیک و بدون توجه به ملاحظات بشردوستانه، پرواز گروهها از جمله هيئت تحرير شام، در ادلب به سوی عفرین بهترین نتیجه را برای ترکیه در پی خواهد داشت. با این حال، سطح و سهولت مدیریت این اقدام نیز بستگی به این دارد که در چنین شرایطی، چه کسی در جنگ داخلی درون ادلب قدرت را به دست خواهد داشت. در چارچوب یک منطق بسیار غیر انسانی، ترکیه ممکن است در صورتی که انشعابات ادلب حزب اتحاد دموکراتیک و یگانهای مدافق خلق را در عفرین از بین ببرند از این فرصت استقبال کند. حتی در این صورت، چندین پرسش بی جواب باقی خواه ماند: آیا رهبران جدید عفرین سعی خواهند کرد که ترکیه را عصبانی کنند و چگونه؟ ایا حضور قوی جهادیون در عفرین بر ثبات شدید مثلث اعزاز- ترابلس- الباب تاثیر می گذارد؟
البته، ارتش ترکیه برای مداخله در عفرین کاملا آماده است. با این حال، این گزینه هنوز با توجه به پیامدهای عملی چنین حرکتی و تاثیر بر توانایی های نظامی تردید برانگیز است. حتی سپر فرات که تحت شرایط مساعد سیاسی و نظامی برای ترکیه به دست آمد نیز 216 روز طول کشید. علاوه بر این، این عملیات با توافق با روسیه انجام گرفت و عدم فعالیت رژیم سوریه را تضمین می کرد و رضایت ضمنی ایالات متحده را نیز به همراه داشت، چیزهایی که ممکن است عملیات عفرین از آن برخوردار نباشد. دشمن ظاهری در آن پرونده داعش بود. در عفرین، رقیب ترکیه با آمریکا متحد است و از حمایت موثر روسیه برخوردار است. در یک سناریوی محتمل دیگر، ترکیه ممکن است قادر نباشد که به چنین شرایطی دست یابد و تصمیم بگیرد که حزب اتحاد دموکراتیک /یگانهای مدافع خلق را در شرق، در نزدیکی مرز عراق، مورد حمله قرار دهد. همچنین ممکن است که ترکیه و روسیه بر سر تقسیم کار به توافق دست یابند و در حالی که روسیه در ادلب از آزادی عمل برخوردار باشد، ترکیه عفرین را بی اثر کند، اقدامی مشابه با آنچه که سپر فرات را ممکن ساخت.
در مواجهه با این واقعیت که مناطق بزرگی از سوریه اکنون توسط حزب اتحاد دموکراتیک،داعش و هيئت تحرير شام اداره می شوند ، ایالات متحده و ترکیه می توانند دریابند که پیش بینی های آنان در مورد سوریه چقدر اشتباه بود و سعی کنند رویکرد جدیدی را در هماهنگی تلاش های خود اتخاذ کنند. برای رسیدن به چنین نتیجه ای، این دو متحد ناتو باید اعتماد متقابل را بازسازی کنند و توافق کنند که مسئولیت و منافع آن به صورت مساوی بین آنها تقسیم شود. چنین رویکردی برای آینده روابط دو جانبه یکنواخت دائما لازم است، حتی اگر به دلیل تکرار مکررات کهنه شده باشد. انتقال مسئولیت و دنبال کردن منافع خود، هیچ نتیجه ای برای هیچ حزبی در برنخواهد داشت؛ احتمالا به استثنای روسیه. در این مرحله ترکیه به تنهایی نمی تواند پاسخگوی مشکلاتی باشد که ممکن است در آینده رخ دهد. وضعیت کنونی روابط ایالات متحده و ترکیه را شاید بتوان با ضرب المثل ترکی « دوستان قدیمی دشمن نخواهند شد » توصیف کرد. با این حال، در عرصه ی روابط بین الملل، این منافع است که در نهایت به حساب می آید نه دوستی. و بدون شک منافع آمریکا و ترکیه هنگامی که بحث بر سر سوریه می رسد، از هم جدا می شود.
GMF Organization
دیدگاه کاربران