به گزارش کردپرس، « هوره» در گذشتههای دور، مضمونی مذهبی داشته و بیشتر به آواز کردن آیات کتب آسمانی یا آموزههای منظوم مذهبی پرداخته است اما امروزه مضمونی عاشقانه دارد.
آواز هوره قدمتی به بلندای تاریخ دارد که از گذشتههای دور تاکنون سینهبهسینه نقلشده و کمتر بهصورت نوشته مکتوب موجود بوده ،شاید این مسئله یکی از دلایل ناآشنایی نسل جدید از این آواز پرهیبت است. «هوره» در دیواندره دارای جایگاه خاصی است در این ارتباط با « عبدالله مرادی» پژوهشگر و مدرس تاریخ در دانشگاه گفت و گویی انجام دادیم که در ادامه می خوانید.
یکی از پرسش هایی که برای همه سوال شده همین است که چرا تو مناطق کردنشین بجز کرمانشاه به طرف مهاباد و ماکو در رابطه با آواز روح بخش هوره فقط منطقه ی دیواندره ( سارال، چل چه مه، هه وه تو و خود دیواندره ) با آواز موسیقایی هوره آشنا و همانند کرمانشاهی ها بافوت وفن خواندن هوره تبحر دارند.
قبل از اینکه سوال را جواب بدم این بحث را می بایست به صورت حرفه ای واکاوی کرد که چرا دقیقا هوره دراین منطقه رواج داشته، آیا دیواندره ای ها از همان نژاد کورد کلهر هستند یا به قول دیگه این موضوع هیچ ربطی به کلهر بودن دیواندره ای ها ندارد این مبحث را به صورت مستند و علمی که از طریق تحقیقات میدانی حقیر به انجام رسانده ام بررسی کرده ام.
آماده شنیدن توضیحات شما در این باره هستم.
در وهله ی اول می بایست اذعان کرد آواز هوره در دیواندره فقط منوط به طایفه وعشیره ی خاصی چون طایفه گوران نیست ، لازمه بدانیم تمام مناطق دیواندره از روستاهای آن تا خود شهرستان یعنی مجموعه طوایف ساکن آن همراه با عشیره های زیر مجموعه آن از گه لواخی تا قالقالی، از گوران تا جاف ، منمی تا کلهر ، زند تا برازنده ، قفقاز تا روسی ، یهودیان تا گوران ، تیلکو تا تموم سادات ساکن این شهرستان و روستاهای آن با آهنگ طنین انداز و روح بخش هوره آشنایی و همگی به آواز هوره تسلط دارند.
بیشتر درباره آواز باستانی «هوره» حرف بزنید.
درابتدا باید اشاره کنم آواز الهه بخش هوره به هزاره های قبل از میلاد و همچنین دوره هایی از تاریخ باستان بر می گردد. کتاب زرتشت اوستا نام دارد، این کتاب متشکل از دومیلیون قطعه شعر است جالب است همگی ما می بایست بدونیم اجداد وپیشینیان کورد ما کتاب اوستا رو با آهنگ الهی هوره تلاوت و قرائت می کردند
قابل توجه است دوستان و جوانان کورد ما بدانند ؛ ۷۰ درصد کتاب اوستا به زبان کوردی و خاصتا لهجه ی اورامی و همچنین دیگر لهجه های کوردی چون : پهلوی کرمانشاهی ونیز لهجه ی کرمانجی آمیخته شده است.
بهترین و موثق ترین گنجینه ی تاریخ وادبیات کوردی ما را در زبان کوردی خودمان می بایست جستجو کرد فقط از این طریق می توانیم تاریخ نهفته ی خود را از طریق کلمات و هزاران مباحث زبانی دیگر چون واگویه ها ، ضرب المثل هاو غیره جستجو کرد.
آواز هوره تحسین برانگیزترین جلوه هنر و کهنترین و ستبرترین ستون کاخ برافراشته هنر است و از گذشتههای دور آواهای سنتی در بیشتر مناطق جهان بهویژه ایران رواج داشته است
دلیل اینکه چرا در این منطقه تنها در میان دیواندره ای ها هوره وجود داشته را برای خوانندگان بیان کنید.
دلیل اول، طایفه ی جاف که در ابتدا خاستگاه آنان جوانرود کرمانشاه بود با آواز هوره تبحر خاصی داشتند این بود در روند تاریخی مسیر مهاجرتشان از جوانرود به کردستان عراق و از آنجا به دیواندره این آواز هوره را با خود برای دیواندره ای ها به میراث گذاشته اند ، این همسایگی و حشر و نشر طایفه ی جاف و عشیره های زیر مجموعه ی آن با طوایف دیگر از جمله گه لواخی، گوران، قال قالی، منمی، کلهر، برازنده، زند، تیلکو وطوایف دیگر دیواندره و روستاهای اطراف آن موجب شد که با آواز هوره آشنایی و تبحر پیدا کنند.
دلیل دوم، شهرستان دیواندره در دوره ی خوانین از زمان قاجاری تا پهلوی برای مراسمات عروسی خود از کرمانشاه خواننده می آوردند تا مراسم عروسی انها را برگزار کنند پیش میامد خوانین جاف و همچنین خوانین گلواخی این خوانندگان ( گورانی ویژ) را مدتها پیش خود نگه می داشتند تا همراه با خوانندگان دیگر محلی رقابت ی (گورانی شه ره ) کنند در این بین خوانندگان محلی با فوت وفن آواز هوره کم کم آشنا شدند.
دلیل دیگری که برای جواب این سوال که چرا دیواندره ای ها با آواز هوره آشنایی دارند می توان در تشریح ۷۲ های دیواندره پیدا کرد که این مورد به صورت اجمالی و مختصرتشریح خواهیم کرد
۷۲ های دیواندره مردمانی بودند که هر خانواده ی از آنان از طایفه ی خاص بودند که اکثر آنان از شهرستان ها واستان های همجوار دیواندره از جمله: لرستان، کرمانشاه ، همدان، ملایر، طالش و سلیمانیه و غیره به این شهرستان نقل مکان و مهاجرت کردند
تعدادی از خانواده های ۷۲ این شهرستان در طول سالیان دور یعنی به صورت تقریبی ۱۰۰ الی ۲۰۰ سال قبل از شهرهایی چون لرستان و کرمانشاه به دیواندره مهاجرت کرده بودند اینان با آواز هوره آشنایی داشتند این بود تاثیر بسزایی برروی مردمان دیواندره گذاشتند.
از افرادی که در دیواندره بدرستی آواز هوره را می خوانند می توانید چند نفر را اسم ببرید؟
از افرادی که در منطقه دیواندره بخوبی آواز هوره را بخوبی بیان می کردند می توان به مصطفی عزیز جاف، محمدامین جاف، عارف کتکی ، جلال محمدی زرینه، عبدالله ابراهیم آباد، امین سور کلکان، عبدالله احمدی غیبی سور و محمد حسین احمدزاده در روستای بست اشاره کرد.
محققینی هستند که به صورت میدانی در استان های کردستان، کرمانشاه و ایلام در رابطه با آواز هوره کار کرده اند، اما در این رابطه که چرا از کرمانشاه به این طرف آواز هوره کمرنگ می شود و در دیواندره همان قوت خود رو پیدا می کند و همچنین بررسی تاریخی آواز هوره که کوردها ناجیان هوره بوده اند دراین باره به صورت پژوهشی تا به حال کارنشده است.
عبدالله مرادی در بخشی جداگانه در مورد واژه شناسی و ریشه یابی کلمه هوره این چنین بیان می کند:
کلمه هوره از هزاره های قبل از میلاد تا به اکنون به شیوه های مختلفی ازجمله : خوره ، اوره و سرانجام هوره تغییر واجه یافته است.
سوال اینجاست کلمه هوره به چه معناست جالب است بدونیم کلماتی چون: ارومیه، اورامان ،اورارتو، اورشلیم ، اورمزد و خود کلمه اهورا ؛همگی این کلمات که با اور شروع می شود دقیقا همان بارمعنایی رو می دهد که هوره دارد .
در دنیای باستان اور به معنی خورشید و روشناییست . برای مقدمه این حقیقت هویدا شد که هوره یک واژه ی باستانیست وریشه ی آن از کلمه اور گرفته شده و به معنی خورشید و روشناییست، اینجا برای ما روشن ومبرهن شد ما بایک مدنیتی به نام کورد روبرو هستیم که در دنیای باستان برای همه چیزش فلسفه ای داشته یعنی بدون دلیل چیزی رو نامگذاری نمی کردن.
چیزی که اینجا درک شد خورشید است کوردها قبل از اینکه دین اسلام را پذیرش کنند زرتشتی بودند و قبل از اینکه دین زرتشتی رو بگیرند میتراییسم بودند یعنی اجرام آسمانی ازجمله خورشید، ماه و ستارگان را پرستش و برای آن احترام قائل بودند به این خاطر در معابد مذهبیشون ؛ با اشعاری مدح آمیز از طریق آواز هوره اجرام آسمانی رو ستایش می کردند
بعدها طی سده ها و هزاره ها در دنیای باستان پیامبری به اسم زرتشت ظهور کرد و دین یکتایی رو به مردمی که صدها سال دین میتراییسمی داشتند ترویج کرد، جالب است بدونیم زرتشت پیامبری کورد بود که از غرب ایران ظهور کرد و فلسفه ی دینش رنگ وبوی فرهنگ مذهبی مردمان کورد نشین کوهستان های زاگرس، البرز و آراراتی داشت
برای یادآوری بگم اصل و ریشه مردم شمال و غرب کشور یعنی سلسله جبال کوههای البرز ، زاگرس، وآرارات و دوسوم کشور عراق و همچنین دوسوم کشور ترکیه و کشور آذربایجان در دنیای باستان محدوده ی قلمرو ابا و اجدادی کوردها بوده اما متاسفانه بعدها اقوام ترک درحدود هزار سال قبل به این ور در طی مهاجرت خودشان از غرب کشور چین به کشور ایران و سرزمین کوردها در شمال وغرب ایران و همچنین کشور آذربایجان و ترکیه مستقر و طی جنگهای متمادی که بحثش اینجا لازم نیست جایگزین کوردهای محلی وبومی می شوند.
این مدرس دانشگاه در باره تاریخچه هوره نیز چنین می گوید:
- آهنگ موسیقایی هوره که مردم دنیای باستان از طریق آن به ستایش و نیایش خورشید می پرداختند میان میتراییسمهای ایران بویژه درمیان کوردها سده ها و هزاره ها ادامه پیدا کرد ، طوری که با اومدن دین زرتشتی در دوره زرتشت هم از بین نرفت بلکه در دوره ماد و دوره های بعد بیشتر هم به آن پروبال داده شد. هرچند در مقطی ازتاریخ ، زمانی که اسکندر مقدونی ؛ ایران هخامنشی را فتح کرد دوران فطرت و خلائی در آواز هوره ایجاد شد چون اسکندر وجانشینانش قصد از بین بردن دین زرتشتی و تحمیل کردن دین هلنی و یونانی خود که شباهت های زیادی به دین میترایی ایران و بویژه قلمرو کوردها داشت بودند.
سرانجام سیاست دینی یونانی ها در ایران موجب شد آواز هوره که تموم کتاب اوستا را در سینه مردم داشت در مراسمات دینی برگزار نشود، این موجب شد که روحانیون زرتشتی و خود مردم از آواز هوره که کتاب اوستا در بطن ومتن خود حفظ کرده بودند منع شوند ، پایان این کار باعث شد کم کم مردم اوستا رو که نسل به نسل از طریق آواز هوره برای فرزندانشون قرائت می کردند رو به افول گذاشته شود.
هوره از ديرباز زبان ارتباط نسل هاي گذشته با دنياي پيرامون بوده و در آتشکدهها با اين زبان به گفت و گو با اهورامزدا پرداختهاند. اين شيوه از آواز از ارکان موسيقي امروز به شمار ميآيد و ميتوان آن را مادر و خاستگاه شيوههاي آوازي و موسيقي امروز ايران و حتي جهان برشمرد.
هوره يكي از مزامير باستاني در ستايش (اهورا مزدا) بوده و (اهوره) پاره نخست اهورا مزدا است كه در بسياري ازجاهاي اوستا به تنهايي به كار رفته است. (اهوره) دراوستا به معني بزرگ و سرور به عنوان صفتي براي (ايزدان مهر) و به معني فرمانروا و سالار و بزرگ در مورد آدميان نيز آمده است.
هوره ازنواهاي باستاني مردم كرد است و "باربد" و "نكيسا" براي خسرو شيرين "هوره" مي خواندند. باربد كه در برخي كتابها نام او را (بهلبد) ، (فهلبد) نيز آمده بنا به برخي روايات ، كرد بوده است.
تحقيقات نشان ميدهد هوره نخست يك آواي نيايشي و آواي خوانش متون باستاني بوده و كلمه هوره نيز از لفظ اهورامزدا گرفته شده است. هوره مادر آواهاي باستاني است اما متاسفانه كساني كه امروز هوره گوش ميكنند يا ميخوانند مورد بيمهري و كم لطفي و حتي تمسخر قرار ميگيرند و اگر كسي موسيقي بيگانه گوش كند به قول امروزيها نشانه باكلاسي است.
اما هوره شناسنامه فرهنگي و شفاهي ما است و اگر بخواهيم بگوييم ايراني هستيم هوره را نشان ميدهيم. در واقع هوره يك ظرف موميايي بوده كه بسياري از فرهنگهاي گذشته را تا امروز سالم به ما رسانده در حالي كه بسياري از عناصر فرهنگي ما به دليل اينكه مكتوب نبوده از بين رفته است .
مردم عشاير به دليل شرايط خاص زندگي خود از ميراث داران و حفظ كنندگان سنتها هستند و گروهي ازمحققان ادبيات عاميانه معتقدند كه قديمي ترين اجرا كنندگان و سازندگان ترانه هاي عاميانه ، مردمان جوامع عشايري و چوپانان بوده اند كه در هنگام چراندن گله در مراتع و كوهپايه هاي سرسبز از سر ذوق يا دلتنگي بدان پرداخته اند. طایفه ی جاف که از این قضیه جدا نیست گوچروان و عشایری بودند که از گذشته های دور به دامداری می پرداختند
ناگفته نماند هنر هوره ، محمل و ظرفي براي حفظ و نگهداري اشعار عاميانه بوده و ادبيات زيبا و دلنشين را از نسلي به نسل ديگر انتقال داده و حفظ كرده است و يكي از عوامل زنده نگهدارنده ي زبانها و گويش هاي محلي بوده است.
گفت و گو از: هیوا محمدپور

نظر شما