به گزارش کردپرس: احمد خلف (دیوانیه عراق- 1943) سعی دارد در دنیای رمانها و داستان هایش تناقضهای اجتماعی- فرهنگی و استبداد سیاسی را تحلیل کند و در جهت بنای جامعه­ی برخوردار از دموکراسی که به آرای مردم احترام میگذارد قدم بر دارد.سال 1961 با مظفر النواب شاعر بزرگ عرب آشنا شد این آشنایی و تشویقهای او باعث شد که احمد با سرعت بیشتری در مسیر افتخار و ابداع قدم نهد.ابتدا در مجلهی مهم الاقلام قلم زد سپس به عنوان سردبیر منصوب شد.دانشگاه الیرموک اردن کتاب "تیمور الحزین" را به عنوان نمونهی داستان کوتاه برای تدریس به دانشجویان رشته ادبیات برگزید.در سال 1969 کتاب "کلاه خودی برای مرد نیمه مرده" در مجله الآداب بیروت چاپ شد و توجه بسیاری را به خود جلب نمود.سال 1974 کتاب " گردش در خیابانهای متروکه" را منتشر در سال 1978 کتاب بعدی اش با نام " خانهی عروسی ها" منتشر شد.اما نخستین رمانش (ویرانی زیبا) را سال 1981 منتشر کرد.سال 1986 کتابی در نقد داستان و رمان معاصر عراق را به زیور چاپ آراست.سال 1990 کتاب "فریاد در جعبه" و رمان "ندای قدیم" را به چاپ رساند.سال 1995 کتاب " پاییز وطن" را منتشر کرد و در همان سال به عنوان بهترین کتاب داستان کوتاه انتخاب شد.
سال 2000 "کتاب تیمور غمگین"، سال 2001 گزیدهی داستانهای کوتاهش، سال 2002 رمان معروفش " مرگ پدر"، سال 2005 کتاب " حمل کنندهی آرزوها" و در سال 2008 کتاب " رنج ونوس" را چاپ کرد که به مسأله مظلومیت سیاسی و اجتماعی مردم عراق و مصیبتهای آنان پیش از سقوط نظام حزب بعث میپردازد.
وی به عنوان رئیس باشگاه ادبی داستان کوتاه عراق انتخاب شد و جشنواره جهانی داستان کوتاه در بغداد را برگزار کرد.سال 2009 رمان " آرزوی عظیم" را چاپ کرد.سال 2010 به عنوان رئیس مجله الادیب العراقی انتخاب شد.
اما به بهانهی چاپ آخرین رمانش که با استقبال پر شوری مواجه شد(سیدمهدی حسینی نژاد) شاعر و مترجم ایلامی با ایشان برای نخستین بار گفت و گویی انجام داده و در اختیار سرویس فرهنگ و هنر کردپرس گذاشته که آن را با هم میخوانیم:
استاد احمد خلف این نخستین مصاحبهای است که به زبان فارسی با شما صورت میگیرد به مخاطب فارسی زبان چه میگویید؟
قطعاً مایه سعادت و شادی من است که مخاطبان ایرانی با فعالیتهای ادبی ام آشنا شوند و تمنا دارم شناخت بیشتری از ادبیات معاصر ایران به دست آورم.
دربارهی ادبیات فارسی در دو عصر جدید و قدیم چه نظری دارید؟
ادبیات فارسی ادبیاتی غنی و سرشار از فرهنگ خاص و زیبایی شعر است از شاعران فارسی زبان بسیار آموخته ایم از جمله: سعدی، عطار، مولوی، حافظ و خیام و... اما ترجمه اندکی از ادبیات معاصر ایران صورت گرفته است.
با وجود نزدیکی زیاد دو فرهنگ فارسی و عربی چرا جز اندکی از آثار بزرگ دو ادبیات چیزی ترجمه نمی شود؟
این موضوع به ضعف حرکت ترجمه در کشورهای فارسی و عربی زبان بر میگردد. علاوه بر این موضوع بیشتر مترجمان موجود در خاورمیانه بیشتر تمایل دارند از ادبیات اروپا که نوگرایی، زیبایی و ابداع بیشتری به زعم آنان در آن موجود است ترجمه کنند.
بیشتر مترجمان به این میاندیشند که ترجمه از فارسی به عربی و بالعکس عواید مالی چندانی به همراه ندارد. دلایل دیگری مانند بحثهای سیاسی نیز وجود دارد که مانع از ترجمه میشوند.
در مورد رمان و داستان کوتاه معاصر ایران چه نظری دارید؟
متأسفانه اطلاعات دقیقی دراین باره ندارم که این موضوع به عدم ترجمه رمانها و مجموعههای مهم داستانی فارسی بر میگردد.
اما بدون شک جریان رمان و داستان کوتاه در ایران جریانی پویا و مهم است که جا دارد به خوبی به آن پرداخته شود. رمان ایران در جهان عرب خلاف سینمای ایران است که با پیشرفت و قدرت رقابتش با سینماهای جهانی شناخته شده و مهم است.
اکنون با این کارنامه ادبی وقتی به پشت سر مینگری چه چیزی توجهت را به خود جلب میکند؟ وقتی به آینده مینگری چه چیزی بیشتر به حرکت ادبی وادارت میکند؟
وقتی به تجربهی ابداعی ام در نوشتن مینگرم درک میکنم زندگی ادیب در جهان سوم تا چه اندازه دشوار و سخت است، سالهای زیادی از زمان قدم نهادن من در عرصهی فرهنگ و ادب میگذرد حتی یک روز پیش نیامد که احساس کنم ادبیات را به عنوان حرفه یا مصدر رزق و روزی بیابم. آنچه میماند فقط بحث عشق و علاقهای است که آن را تمرین میکنیم. چون در ادبیات تعبیر دردها و دغدغه هایمان را، مجاهدتهای مردمانمان را میبینیم. گام نهادن در این مسیر طولانی را ضروری میبینم چون این مسیر مسیر دیدگاههای ماست که پیرامون ما اتفاق میافتند. با این وجود میطلبد که توجه بیشتری نسبت به آنچه مینویسیم داشته باشیم.
ویرانی زیبا عنوان نخستین رمان شماست چرا ویرانی؟ چرا زیبا؟ چگونه میان این دو متناقض وحدت ایجاد نمودی؟
رمان ویرانی زیبا سال 1981 چاپ شد اما سال 1979 آن را نوشتم و آن زمان زمانهی داغ شعر نو بود و بر ماست که به خاطر داشته باشیم که شعر چه نقش و تأثیر مهمی بر ادبای عراق دارد خصوصا در دهههای 70 و 80 م.
آن اسم به نوعی ایقاعی از شعر داشت که به صورت تصادفی در قسمتی از یکی از شعرهای شاعر معروف جهان عرب أدونیس آمده بود. این عنوان سرشت شاعرانه دارد که به اضداد در کشمکش معروفشان اعتماد دارد.
ابهام/ تناقض/ و... در نام رمانها و مجموعهی داستان هایتان به چشم میخورد. برای مثال: چرا گردش در خیابانهای متروکه؟ چگونه این عنوانها را برگزیدی و چرا؟ و چه رابطهای بین این نامها و متن رمان یا داستانها وجود دارد؟
تناقض در عنوان عموماً در میان ادبای عرب و خصوصا ً در میان ادبای عراق امری غریب نیست احتمالاً شما میدانید یکی از ابواب شعر عربی باب نقایض است... و توجه من به جمع نمودن 2 متناقض است در عنوانی واحد که مقصودش تلاش برای توضیح یک معنا یا رسم نقطه ای، یا مسیری است برای موضوع مثلاً وقتی میگوییم: « گردش در خیابانهای متروکه» یعنی بر ماست که داستان را بخوانیم تا بدانیم آیا راوی در خیابان هایی گرفتار شده است که خانواده اش را کوچاندند؟ یا گردش در خیابان هایی که پر از خالی است چگونه میتواند باشد؟ به همین سبب وقتی شب و روز را در یک سبد جمع میکنیم تا به روشنی این موضوع برایمان مشخص شود و آن عمق و توجه ویژهای که در رمانها و داستانها برایمان مهم است.
به یک ابداع مهم دست زدی در این مورد چه نظری داری؟ ( منظورم رمان گامها شتاب زده تر به راه افتادند)
بیش از یک سال و نیم برای نوشتن این رمان وقت صرف کردم، همهی وقتم را به آن اختصاص دادم، با شخصیتهای رمان بحث میکردم، قرار میگذاشتم دیدار میکردم و خیلی از جزئیاتش را در ذهنم تکرار میکردم و آماده میکردم و میخواستم تمام اشرار جهان را محکوم کنم... و این رمان به درسی که کاملاً آمادهی ارائه شدن باشد شباهت دارد و در مسیر ادبی من خیلی اهمیت دارد چرا که تقریباً فی البداهه به سرانجام رسید... که درباره­ی عملیات ربودن یکی از شخصیات تئاتری عراق است که پس از خروج از خانه این اتفاق برایش رخ میدهد، و عملیات ربوده شدن در زندگی اش تغییر بسیاری ایجاد کرد تا آن حد که بسیاری از دوستانش نسبت به بحث ربوده شدن او و تغییر در روحیاتش شکایت داشتند و این دردهایش را بیشتر میکرد... اما در نهایت حرفش را به کرسی مینشاند و حق بر باطل پیروز میشود.
دربارهی این رمان مطالب بسیاری نوشته شد و این رمانی است که در میان رمان هایم از جایگاه ویژهای برخوردار است.
بیشتر رمان هایت در رابطه با شخصیتهای متفاوتی است که از محور اشکالات آنها سیاست است، گاهی بحثهای جنسی، گاهی بحث دربارهی راههای شناخت است... این شخصیتها در بحث دربارهی واقعیتهای اجتماعی فکری به کجا میرسد؟
بیشتر شخصتهای رمان هایم به واقعیت آنها در جامعهی عراق باز میگردد، یا به تعبیر دیگر آنها در این واقعیت پر از مشکلات اجتماعی و انسانی عذاب آور به وجود آمده اند و معلوم بودن دیدگاه نویسنده نسبت به این واقعیت در مورد بحث سیاست یا جامعه و نوشتن ابداع گونه شعر یا داستان یا رمان. به همین جهت داستان هایم جنگها ضد شرارت واقعیت تلخ موجود رخ میدهند آن هم با آگاهی کامل سپس در همان معرکه رمان هزینهها را میپردازند و با وجود شرایط موجود در نهایت به پیروزی میرسد.
اگر بخواهی به رمان عراقی با استفاده بعضی از بزرگان این عرصه بنگری که صبغهی شخصی به رمان هایش داده میشود چگونه مینگری؟
می­توان تاریخی تقریبی را برای رمان عراق در نظر گرفت که با چاپ کتاب "جلال خالد نوشته محمود احمد السید سال 1920 " آغاز میشود و از آن زمان تا کنون رمان عراق سعی در تثبیت افتخاراتش روی لوحهی تاریخ ادبیات دارد. رمان عراق با رمان نویسانی چون عبدالمجید لطفی، ذنون ایوب و سپس عبدالحق فاضل و فؤاد التکرلی به مسیرش ادامه داد و... اما رمان عراقی از اهمال و پذیرفته نشدن حتی پس از ورود نسل جدیدی از نویسندگاه بزرگ چون عبدالرحمن مجید الربیعی، عبدالخالق الرکابی، عبدالرزاق المطلبی و لطیفه الدلیمی رنج میبرد.
رمان عراقی به دلیل بحثهای موضوعی و سیاسی که کشور عراق در دورانهای مختلف با آن دست و پنجه نرم کرده است و پیش از اشغال عراق توسط آمریکا در دهههای 60 از قرن بیستم م. و پیش از آن تا اینکه نسلهای جدیدی آمدند تا تصویر تاریک شدهی رمان عراقی را روشن کنند، انتشاراتهای مختلف نیز از رمانهای جدید استقبال کردند ونامهای تازهای نیز در در عرصهی رمان عراق از جمله: بدر وارد سالم، عبدالستار البیضانی، حمید المختار، لؤی حمزه، عباس لطیف و حامد فاضل و... که رمان عراقی توانست شرایط تازهای را به وجود بیاورد در جهان عرب نیز رمان عراقی به جایگاه مهمی دست یافت و جوایز و افتخارات متعددی را کسب کرد که میتوان به آخرین مورد آن اشاره کرد احمد السعداوی نویسنده جوان عراقی توانست به جایزهی جهانی بوکر دست یابد.
از داستان چه میخواهی؟ میخواهی داستان چه کاری انجام دهد؟
داستان کوتاه گونهی ادبی پیشرفتهی دشواری است. اگر بخواهیم با آن تعاملی هم چون یک هنر ساده را داشته باشیم و این گونه بیندیشیم که این نوع گونهای ساده است و نیاز به توانایی بالایی ندارد و یک نویسندهی تازه کار هم میتواند به خوبی بنویسد.
چرا که داستان کوتاه دارای قدرت تعبیر کم نظیری است که مشابه آن در قصیده النثر ( شعر سپید) وجود دارد.اما داستان کوتاه نویسندگان بزرگی دارد که آن را در قالب هنری قرار میدهند که به تمام خواسته هایمان پاسخ میدهد. و شاید این یکی از موضوعات مهمی باشد که ما از نوشتن داستان کوتاه انتظار داریم.
چگونه رمان مینویسی، آیا از پیش نقشهی نوشتن را طراحی میکنی یا اینکه مینویسی سپس الهام میآید و فصلی پس از فصل دیگر را مینویسی؟
آری حتماً یک فکر اصلی پیش از آغاز رمان وجود دارد و ممکن است در هنگام نوشتن آن را از یک فکر به رمانی مکتوب گسترش داد رمانی برای خواندن و لذت بردن...
آیا موضوعات خاصی وجود دارد که شما را به نوشتن وا دارد؟
آری مطالعه مهم ترین موضوعی است که مرا به نوشتن وادار میکند هم چنین نقاشی و تماشای فیلمهای سینمایی.
در پایان به نویسندگان جوان چه توصیهای دارید؟
ممکن نیست که ادیب در حرفه اش به پیشرفتهای زیادی دست یابد مگر اینکه به صورت مستمر مطالعه کند و توجه حرفهای به عمل نوشتن داشته باشد و این سرنوشتی است که به دست شماست هر چه بیشتر بهتر بنویسید مردم شما را بیشتر دوست دارند و در پی یافتن کتابها و ابداع شما میگردند و این یکی از اهدافی است که حرفهی ابداعی ما خواستار آن است. عشق و علاقهی مردم برای ماست.

نظر شما