غرب ایران؛ از مرزهای جغرافیایی تا شریانهای حیاتی تجارت ملی/ منصور اولی
کردپرس- در جغرافیای اقتصادی ایران، استانهای کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی جایگاهی فراتر از مناطق هممرز با عراق دارند. این سه استان، با برخورداری از گذرگاههای تجاری و پیوندهای دیرینه اقتصادی با عراق و اقلیم کردستان، بخشی از شبکه ارتباطی ایران با یکی از بازارهای مهم منطقه را شکل میدهند. از این منظر، مرزهای غربی را نباید صرفاً خطوطی برای عبور کامیون و تبادل کالا دانست؛ این مرزها بخشی از زیرساخت تابآوری اقتصاد ملیاند.
وقتی آمار مرزی به یک پیام ملی تبدیل میشود
تازهترین آمار اعلامشده از عملکرد گمرکات استان کرمانشاه، ابعاد این ظرفیت را بهخوبی نشان میدهد. داریوش صادقی، مدیرکل گمرکات استان، اعلام کرده است که در نیمه نخست سال ۱۴۰۵، ارزش صادرات استان، بدون احتساب گاز، به یک میلیارد و ۳۹ میلیون دلار رسیده و حدود یک میلیارد دلار نیز به ترانزیت مبدأ و مقصد اختصاص یافته است. همچنین به گفته وی، روزانه بهطور متوسط یکهزار و ۲۳۲ کامیون از مرزهای تجاری استان تردد میکنند و در برخی روزها این رقم به یکهزار و ۷۰۰ دستگاه میرسد.
بر اساس همین گزارش، ۴۱ درصد صادرات زمینی ایران به عراق از طریق پنج مرز تجاری استان کرمانشاه انجام میشود؛ آماری که جایگاه این استان را در مبادلات زمینی با همسایه غربی برجسته میکند. مرز پرویزخان نیز با ثبت ۳۱۶ میلیون دلار صادرات در دوره مورد اشاره، بیشترین سهم را در میان مرزهای تجاری استان داشته است.
اما در همین آمار، نکته دیگری نیز وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود: صادرات کرمانشاه در نیمه نخست سال از نظر وزنی ۹ درصد و از نظر ارزشی ۳۱ درصد کاهش یافته، درحالیکه واردات قطعی استان با رشد ۱۰۰ درصدی به ۱۳۸ میلیون دلار رسیده است. این ارقام یادآور آناند که برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب، بهتنهایی برای تضمین رشد پایدار تجارت کافی نیست؛ مزیت مرزی باید با سیاستگذاری مؤثر، زیرساخت مناسب و کاهش هزینههای مبادله همراه شود.
اهمیت این آمار، بنابراین، تنها در حجم صادرات یا شمار کامیونها خلاصه نمیشود. پیام اصلی آن است که شبکه مرزی غرب ایران ظرفیت اقتصادی قابلتوجهی دارد؛ ظرفیتی که میتوان آن را برای تقویت تجارت خارجی، حمایت از تولیدکنندگان و کاهش آسیبپذیری کشور در برابر اختلالهای حملونقلی به کار گرفت.
مزیت غرب ایران؛ دسترسی به بازار، نه صرفاً مجاورت با مرز
کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی، هرکدام با موقعیت جغرافیایی و گذرگاههای خاص خود، امکان دسترسی به بخشهایی از بازار عراق و اقلیم کردستان را فراهم میکنند. این مزیت زمانی ارزشمندتر میشود که از نگاه استانی فراتر برویم و سه منطقه را اجزای مکمل یک شبکه اقتصادی ببینیم.
کرمانشاه با گذرگاههایی مانند پرویزخان، خسروی، سومار، شیخصله و شوشمی، از جایگاهی مهم در تجارت با بخشهای مختلف عراق برخوردار است. کردستان از طریق مرز باشماق، سیرانبند و اگر مسئولان همت کنند سیف سقز، دیگر ظرفیتهای مرزی خود، پیوندهای تجاری ایران با اقلیم کردستان را تقویت میکند. آذربایجان غربی نیز با گذرگاههایی از جمله تمرچین، امکان ارتباط تجاری با اقلیم کردستان و بازارهای شمال عراق را گسترش میدهد.
این شبکه، در صورت توسعه هماهنگ، میتواند امکان توزیع جریان کالا میان چند مسیر را فراهم کند، فشار بر گذرگاههای پرتردد را کاهش دهد و انعطافپذیری بیشتری در اختیار صادرکنندگان و شرکتهای حملونقل قرار دهد.
در چنین چارچوبی، مزیت اصلی این سه استان فقط نزدیکی به عراق نیست؛ بلکه امکان ایجاد یک پهنه پیوسته تجاری است که در آن تولید، حملونقل، انبارداری، خدمات گمرکی و دسترسی به بازار مقصد به یکدیگر متصل شوند.
البته این ظرفیت به معنای یکسان بودن عملکرد یا سهم تجاری هر سه استان نیست. ارزیابی دقیق سهم هر استان، به آمارهای همدوره و قابلمقایسه نیاز دارد. بااینحال، ضرورت برنامهریزی هماهنگ برای توسعه زیرساختها و تسهیل تجارت در این پهنه، مستقل از تفاوتهای آماری، قابلطرح است.
در روزگار اختلال مسیرهای دریایی و هوایی، گزینههای زمینی اهمیت بیشتری دارند
یکی از درسهای مهم بحرانهای تجاری و حملونقلی این است که اتکای بیش از اندازه به یک مسیر یا یک شیوه انتقال کالا، آسیبپذیری اقتصاد را افزایش میدهد. اختلال در مسیرهای دریایی، محدودیت پروازها، افزایش هزینه بیمه و حمل یا دشوار شدن عملیات لجستیکی میتواند زمان و هزینه دسترسی به بازارها را تغییر دهد.
در چنین شرایطی، مرزهای زمینی غرب ایران میتوانند بخشی از جریان تجارت با عراق و اقلیم کردستان را حفظ کنند و به کاهش فشار ناشی از محدودیت سایر مسیرها کمک برسانند. این ظرفیت بهویژه برای کالاهایی اهمیت دارد که بازار مقصد نزدیکتری دارند یا حمل زمینی آنها از نظر زمان و هزینه توجیهپذیر است.
البته کامیون و جاده نمیتوانند جایگزین کامل حملونقل دریایی شوند. ظرفیت جابهجایی، هزینه تمامشده، نوع محموله و فاصله بازارها، حدود این جایگزینی را مشخص میکند. اهمیت مرزهای غربی در واقع در فراهم کردن یک گزینه مکمل و قابل اتکاست؛ گزینهای که به اقتصاد ایران اجازه میدهد در مواجهه با اختلال در یک مسیر، تمام ظرفیتهای موجود را برای استمرار مبادلات به کار گیرد.
از این منظر، تنوع مسیرهای تجارت خارجی نه یک انتخاب تجملی، بلکه بخشی از مدیریت ریسک اقتصادی کشور است. هرچه شبکه تجاری متنوعتر و زیرساختهای آن هماهنگتر باشد، امکان مدیریت اختلالها و کاهش هزینههای ناشی از آنها نیز بیشتر خواهد شد.
مرز باز، بدون لجستیک کارآمد، مزیت کامل نیست
با وجود همه این ظرفیتها، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد: باز بودن گذرگاه مرزی الزاماً به معنای تجارت سریع، ارزان و پایدار نیست.
صف کامیونها، محدودیت ظرفیت پایانهها، تشریفات طولانی گمرکی، تفاوت رویههای دو سوی مرز، ناهماهنگی ساعات کاری، مشکلات بیمه و تسویه مالی و تغییرات پیشبینیناپذیر مقررات، همگی میتوانند مزیت جغرافیایی را تضعیف کنند. در تجارت کالاهای فسادپذیر، حتی چند ساعت تأخیر نیز ممکن است هزینههای قابلتوجهی به صادرکننده تحمیل کند.
از همین رو، توسعه مرزهای غربی نباید صرفاً به احداث جاده یا افزایش ظرفیت فیزیکی گذرگاهها محدود شود. بهبود نظام نوبتدهی کامیونها، توسعه تبادل الکترونیکی اسناد، هماهنگی گمرکی با طرف عراقی، ایجاد پارکینگها و پایانههای استاندارد و گسترش خدمات انبارداری و سردخانهای، به همان اندازه اهمیت دارند.
معیار موفقیت نیز نباید فقط افزایش تعداد کامیونهای عبوری باشد. کاهش زمان توقف، پایین آمدن هزینه حمل، کاهش عدم قطعیت برای صادرکنندگان و افزایش سهم بنگاههای محلی از منافع تجارت، شاخصهاییاند که تصویر دقیقتری از کارآمدی مرزها ارائه میکنند.
از گذرگاه تجاری تا موتور توسعه منطقهای
مرزهای فعال زمانی به مزیت پایدار تبدیل میشوند که منافع آنها در اقتصاد محلی نیز باقی بماند. اگر نقش یک استان مرزی فقط به عبور کالا محدود شود، بخش مهمی از ظرفیت توسعهای آن بلااستفاده میماند.
توسعه مراکز لجستیکی، انبارهای استاندارد، سردخانهها، مراکز بستهبندی و فرآوری محصولات کشاورزی، خدمات تعمیر و نگهداری ناوگان، شرکتهای حملونقل و مراکز توزیع میتواند تجارت مرزی را به منبعی برای ایجاد اشتغال و سرمایهگذاری تبدیل کند.
برای نمونه، نزدیکی به بازار عراق هنگامی برای تولیدکننده ایرانی ارزش بیشتری خواهد داشت که بتواند محصول خود را با کیفیت استاندارد، بستهبندی مناسب، زمان تحویل قابل پیشبینی و هزینه رقابتی عرضه کند. این هدف بدون پیوند دادن تولید داخلی به زیرساختهای تجاری و لجستیکی محقق نمیشود.
بنابراین، توسعه مرزهای کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی باید با سیاستهای حمایت از تولید، تکمیل زنجیره ارزش محصولات، تسهیل فعالیت بنگاههای کوچک و متوسط و گسترش خدمات تخصصی همراه باشد. در چنین مدلی، مرز دیگر فقط محل خروج کالا نیست؛ به بستری برای شکلگیری فعالیتهای اقتصادی جدید تبدیل میشود.
ضرورت یک راهبرد ملی برای سه استان مرزی
ظرفیتهای موجود، تدوین برنامهای هماهنگ برای توسعه تجارت غرب ایران را ضروری میکند. برنامهای که از تصمیمهای مقطعی و پروژههای پراکنده فراتر برود و ارتباط میان سه استان، شبکه حملونقل کشور و بازار عراق را در نظر بگیرد.
در این چارچوب، پنج اولویت باید مورد توجه قرار گیرد. نخست، تکمیل زیرساختهای مرزی و حملونقل: ارتقای پایانهها، مسیرهای دسترسی، پارکینگ کامیونها، تجهیزات گمرکی و امکانات نگهداری کالا، بهویژه در گذرگاههای پرتردد.
دوم، تسهیل تجارت رسمی: کاهش تشریفات تکراری، توسعه خدمات دیجیتال، هماهنگی ساعات کاری و رویههای گمرکی با طرف عراقی و ایجاد امکان پیشبینیپذیرتر شدن مقررات.
سوم، ایجاد شبکه مکمل میان سه استان: برنامهریزی بر اساس ظرفیت واقعی هر گذرگاه، نوع کالا، مقصد تجاری و نیازهای صادرکنندگان، بهجای رقابت غیرضروری میان استانها.
چهارم، تقویت سرمایهگذاری و ارزش افزوده محلی: حمایت از مراکز لجستیکی، صنایع تبدیلی، بستهبندی، سردخانهها و شرکتهای خدماتی که میتوانند سهم اقتصاد محلی از تجارت را افزایش دهند.
پنجم، پایش مستمر عملکرد: انتشار منظم آمارهای همدوره درباره ارزش و وزن صادرات، واردات، ترانزیت، زمان ترخیص و هزینه حمل، بهمنظور سنجش دقیق عملکرد هر استان و شناسایی گلوگاههای تجاری.
در کنار این اولویتها، حفظ روابط کاری پایدار با طرف عراقی و پیشبینی سازوکارهای مشترک برای مدیریت اختلالهای مرزی نیز ضروری است. تجارت پایدار بیش از هر چیز به قواعد روشن، اعتماد متقابل و امکان برنامهریزی برای فعالان اقتصادی نیاز دارد.
همچنین نباید توسعه تجارت با عراق را به معنای بینیازی از سایر بازارها تلقی کرد. هرچند عراق و اقلیم کردستان برای اقتصاد غرب ایران اهمیت زیادی دارند، تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و مسیرهای حملونقل باید همچنان بخشی از راهبرد ملی کشور باقی بماند.
مرزها را باید به سرمایه اقتصادی کشور تبدیل کرد
آمار تردد روزانه بیش از یکهزار و ۲۰۰ کامیون از مرزهای کرمانشاه، تصویری روشن از ظرفیت تجارت زمینی در غرب ایران ارائه میدهد. اما اهمیت این ظرفیت زمانی دوچندان میشود که آن را در کنار توانمندیهای مرزی کردستان و آذربایجان غربی و ضرورت تنوعبخشی به مسیرهای تجارت خارجی کشور قرار دهیم.
در شرایطی که محدودیتهای دریایی و هوایی میتوانند هزینه و پیچیدگی تجارت خارجی را افزایش دهند، مرزهای زمینی غرب کشور فرصتی برای حفظ بخشی از جریان مبادلات، دسترسی به بازارهای منطقهای و کاهش آسیبپذیری زنجیرههای تأمین فراهم میکنند. بهرهبرداری از این فرصت، به معنای جایگزین کردن یک مسیر با مسیر دیگر نیست؛ بلکه به معنای ساختن شبکهای متنوعتر، انعطافپذیرتر و کارآمدتر برای اقتصاد ایران است.
مسئله اصلی امروز این نیست که صرفاً چه تعداد کامیون از مرز عبور میکنند؛ مسئله این است که چگونه میتوان این ظرفیت را به صادرات پایدار، کاهش هزینه تولید، افزایش اشتغال، سرمایهگذاری منطقهای و امنیت اقتصادی تبدیل کرد.
مرزهای غربی ایران زمانی به یک مزیت راهبردی واقعی تبدیل میشوند که از حاشیه جغرافیای کشور به متن سیاستگذاری اقتصادی راه پیدا کنند. کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی میتوانند در این مسیر نقشی تعیینکننده داشته باشند؛ مشروط بر آنکه توسعه مرزها نه اقدامی مقطعی برای عبور کالا، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای تقویت تابآوری اقتصاد ملی تلقی شود.
دیدگاه کاربران