به گزارش کردپرس، الیزا مارکوس، روزنامهنگار و پژوهشگر آمریکایی و نویسنده کتاب خون و باور، در گفتوگو با نشریه پرسپکتیو، روند جدید صلح میان ترکیه و حزب کارگران کردستان (پکک) را متفاوت از همه تلاشهای پیشین دانست و تأکید کرد که این بار ابتکار عمل از سوی عبدالله اوجالان آغاز شده است.
مارکوس معتقد است مهمترین تفاوت روند کنونی با مذاکرات گذشته این است که اوجالان پیش از دریافت هرگونه تضمین مشخص از دولت ترکیه، خواستار پایان جنگ و کنار گذاشتن سلاح از سوی پکک شد. به گفته او، در حالی که تماسها و گفتوگوها پیش از این نیز جریان داشت، پس از اعلام پایان مبارزه مسلحانه، دو طرف عملاً وارد مرحلهای شدند که تلاش برای دستیابی به توافق در آن جدیتر به نظر میرسد.
این پژوهشگر دو عامل اصلی را در تصمیم اوجالان برای آغاز این مسیر مؤثر میداند. نخست، تغییر موازنه نظامی به زیان پکک. به گفته او، پیشرفت فناوریهای نظامی ترکیه در یک دهه گذشته، توان عملیاتی این گروه را به شدت کاهش داده و آن را از بخش عمده مناطق جنوبشرق ترکیه عقب رانده است. در نتیجه، بخش اصلی درگیریها به کوهستانهای اقلیم کردستان عراق منتقل شد و حتی در آنجا نیز نیروهای پکک ناچار شدند عمدتاً به صورت مخفیانه فعالیت کنند. از نگاه مارکوس، این وضعیت قدرت چانهزنی آنکارا را افزایش داد و به دولت ترکیه امکان داد که خلع سلاح را پیش از هر توافق سیاسی مطالبه کند.
به اعتقاد او، دومین عامل، تغییرات ژئوپلیتیکی منطقه بود. مارکوس میگوید اقلیم کردستان عراق دیگر مانند دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ منطقهای مناسب برای استقرار پایگاههای پ.ک.ک نیست، بلکه به یک ساختار سیاسی شناختهشده در سطح بینالمللی تبدیل شده است. به همین دلیل، حضور پکک در این منطقه بیش از گذشته به مسئلهای برای حکومت اقلیم نیز تبدیل شده و فضای مانور این گروه را محدود کرده است.
مارکوس همچنین تحولات شمال و شرق سوریه را از عوامل مهم شکلگیری روند جدید صلح میداند. به گفته او، ادامه جنگ میان ترکیه و پکک مانعی جدی بر سر برقراری روابط میان حزب دموکرات کردستان عراق و اداره خودگردان شمال و شرق سوریه بود؛ روابطی که میتوانست به افزایش مشروعیت و امنیت این منطقه کمک کند. او همچنین یادآور میشود که ترکیه همواره حضور پکک را به عنوان یکی از دلایل عملیات نظامی خود علیه مناطق کردنشین سوریه مطرح کرده است. از این رو، کاهش تنش با آنکارا برای آینده روژاوا نیز اهمیت راهبردی پیدا کرده است.
با این حال، مارکوس معتقد است کنار گذاشتن سلاح آسانترین بخش این روند است و چالش اصلی تازه پس از پایان جنگ آغاز میشود. او میگوید مسئله اساسی این است که پکک پس از کنار گذاشتن مبارزه مسلحانه چگونه خود را بازتعریف خواهد کرد. به باور او، عبدالله اوجالان تاکنون جزئیات روشنی درباره ساختار آینده این جنبش ارائه نکرده و مشخص نیست سازمانی که دههها مشروعیت و نفوذ خود را بر پایه مبارزه مسلحانه بنا کرده، از این پس با چه برنامه و هویتی به فعالیت ادامه خواهد داد.
این پژوهشگر هشدار میدهد که اگر پکک قصد دارد پس از پایان مبارزه مسلحانه همچنان در سیاست کردها نقش مؤثری ایفا کند، ناگزیر است راهبرد سیاسی منسجم و برنامه عملی روشنی برای دوران جدید تدوین کند.
مارکوس همچنین دشوارترین مرحله روند صلح را نه خلع سلاح، بلکه ادغام سیاسی نیروهای پکک میداند. او میگوید خلع سلاح فرآیندی قابل راستیآزمایی است، اما بازگرداندن هزاران عضو آموزشدیده و سازمانیافته این گروه به زندگی سیاسی و مدنی، چالشی بسیار پیچیدهتر خواهد بود. به اعتقاد او، بسیاری از اعضای پکک که سالها در کوهستان حضور داشتهاند، خود را شایسته ایفای نقشهای رهبری در سیاست کردهای ترکیه میدانند، اما هنوز مشخص نیست ساختار سیاسی ترکیه آمادگی پذیرش چنین تحولی را داشته باشد.
مارکوس در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به تجربه شکست روند صلح ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، بازگشت پکک به مبارزه مسلحانه پس از موفقیت انتخاباتی حزب دموکراتیک خلقها را «یک اشتباه تاریخی» توصیف میکند. او معتقد است این گروه میتوانست با حفظ آتشبس و تمرکز بر فعالیت سیاسی، از فضای مثبت ناشی از مبارزه با داعش و موفقیت انتخاباتی کردها بهره بیشتری ببرد، اما انتخاب دوباره جنگ باعث از دست رفتن آن فرصت شد.
به گفته مارکوس، مهمترین توصیه به پکک در شرایط کنونی این است که حتی اگر مذاکرات به کندی پیش برود، به مسیر مسالمتآمیز پایبند بماند؛ زیرا اعتماد متقابل تنها زمانی شکل میگیرد که طرفین نشان دهند در شرایط دشوار نیز از بازگشت به خشونت خودداری خواهند کرد.

نظر شما