به گزارش کرد پرس، این دیگر یک «حادثه» نیست؛ این نتیجه مستقیم سال ها بی عملی، بی برنامگی و بی تفاوتی است؛ شهرداری سنندج و شورای اسلامی شهر بارها از سوی رسانه ها، شهروندان و خانواده ها نسبت به خطر گسترش سگ های بلاصاحب هشدار دریافت کرده اند. بارها تصاویر حمله سگ ها به کودکان و شهروندان منتشر شد، بارها خانواده ها فریاد زدند و بارها رسانه ها نوشتند؛ اما خروجی همه این هشدارها، تنها سکوت بود.
گویی تا امروز، جان هیچ کودکی آن قدر ارزش نداشت که مدیران شهری از پشت میزهای خود بلند شوند؛ امروز افکار عمومی حق دارد بپرسد شهردار سنندج دقیقاً در قبال کدام وظیفه پاسخگو است؟ اگر تأمین امنیت ابتدایی ترین حق شهروندان و کودکان وظیفه مدیریت شهری نیست، پس وظیفه چیست؟
شورای شهر نیز که باید ناظر عملکرد شهرداری باشد، در سال های گذشته چه اقدامی انجام داده است؟ چند جلسه علنی درباره این بحران برگزار شده؟ چند بار از شهردار توضیح خواسته شده؟ چند مصوبه اجرایی تصویب شده که نتیجه آن در خیابان های سنندج دیده شود؟
پاسخ روشن است؛ تقریباً هیچ؛ تأسف بارتر آنکه پس از هر حادثه، همان چرخه تکراری آغاز می شود؛ ابراز تأسف، وعده بررسی، تشکیل جلسه و سپس فراموشی. اما خانواده ای که امروز فرزند سه ساله خود را از دست داده است، دیگر نه وعده می خواهد و نه جلسه.
سنندج امروز عزادار کودکی است که می توانست زنده بماند؛ اگر مسئولان شهری، هشدارهای سال های گذشته را جدی گرفته بودند.
هیچ کس مخالف برخورد علمی و انسانی با حیوانات نیست؛ اما هیچ اصل اخلاقی و هیچ استاندارد جهانی، بی تفاوتی نسبت به جان انسان ها، به ویژه کودکان، را توجیه نمی کند. مدیریت جمعیت سگ های بلاصاحب باید علمی، مستمر و مسئولانه باشد؛ نه اینکه شهروندان هزینه ناکارآمدی مدیران را با جان خود بپردازند.
اکنون دیگر وقت تعارف نیست؛ امروز سؤال مردم سنندج ساده و صریح است:
چند کودک دیگر باید قربانی شوند تا شهردار از خواب بیدار شود؟
اگر پاسخ این سؤال همچنان «هیچ برنامه ای وجود ندارد» باشد، آن گاه بزرگ ترین بحران مدیریت شهری سنندج، دیگر سگ های بلاصاحب نخواهند بود؛ بلکه مدیری است که سال هاست در برابر این بحران، تنها نظاره گر مانده است.

نظر شما