هدف از این توافق داشتن واکنشی قوی تر نسبت به خطر تغییر اقلیم بوده و به دنبال ارتقای اجرای چارچوب پیمان نامه سازمان ملل در تغییر اقلیم است. در این میان ایران گرچه عضو این توافق نامه است اما آن طور که باید به اجرای آن نپرداخته و توجه چندانی هم به این معاهده ندارد. کشوری که بر اثر تغییرات اقلیمی با کاهش بارندگی مواجه شده و دچار وضعیت فوق بحرانی آبی است.
در همین زمینه «آرسِن ژوسیپ. Arsen Zhusip» فعال محیط زیست و گردشگری اهل کشور قزاقستان که مدتی به ایران سفر کرده بود نسبت به وضعیت محیط زیست کشور ایران هشدار داده و بی توجهی مردم در این باره و سهل انگاری دولت در خصوص توافق نامه زیست محیطی پاریس را نگران کننده دانست. او در مقاله ای از اهمیت توافق نامه پاریس برای مقابله با تغییرات اقلیمی گفته و آن را یک مسئله ای فراتر از سیاست عنوان کرده است.
در این مقاله که نسخه ای از آن در اختیار خبرگزاری کردپرس قرار گرفته آمده:
تغییرات اقلیمی دیگر یک مسئله علمی دور از دسترس نیست. این موضوع از قبل در افزایش دما، خشکسالیهای طولانی، سیل، طوفانهای گرد و غبار، کاهش منابع آب و افزایش فشار بر کشاورزی و بهداشت عمومی قابل مشاهده است. در سراسر کره زمین، بیثباتی زیستمحیطی به یکی از چالشهای تعیینکننده قرن بیست و یکم تبدیل شده است.
برای کشورهایی مانند ایران، این موضوع به ویژه فوری است. کمبود آب، تخریب زمین و آلودگی هوا به طور فزایندهای بر زندگی روزمره و ثبات اقتصادی بلندمدت تأثیر میگذارد. مقامات ایرانی بارها در مورد تنش شدید آبی و کاهش سطح آبهای زیرزمینی هشدار دادهاند و امنیت آب را به عنوان یک نگرانی عمده ملی برای دهههای آینده توصیف کردهاند. این کشور همچنین با چرخههای خشکسالی مکرر روبرو است که فشار بیشتری بر کشاورزی و سیستمهای تأمین شهری وارد میکند.
آلودگی هوا یکی دیگر از چالشهای جدی است. در شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان و شیراز، کیفیت پایین هوا عواقب بلندمدت قابل توجهی برای سلامت عمومی دارد، از جمله افزایش خطرات بیماریهای تنفسی و قلبی عروقی. همچنین کیفیت کلی زندگی را کاهش میدهد و بار اضافی بر سیستمهای مراقبتهای بهداشتی وارد میکند.
در سطح جهانی، چارچوب اصلی همکاری اقلیمی، توافقنامه پاریس است که در سال ۲۰۱۵ تصویب شد. هدف اصلی آن محدود کردن افزایش دمای جهانی به زیر ۲ درجه سانتیگراد بالاتر از سطوح پیش از صنعتی شدن است، در حالی که تلاشها برای محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه سانتیگراد ادامه دارد. این توافقنامه کشورها را ملزم به ارائه برنامههای ملی اقلیمی (NDC) میکند، پیشرفتها را به طور منظم به صورت شفاف گزارش میدهد و اقدامات را در طول زمان تقویت میکند. همچنین حمایت مالی و فناوری از کشورهای توسعهیافته را برای کشورهای در حال توسعه تشویق میکند.
یکی از ویژگیهای کلیدی این توافقنامه ساختار انعطافپذیر آن است: اهداف کاهش انتشار یکسانی را به همه کشورها تحمیل نمیکند. در عوض، هر کشور بر اساس ظرفیت اقتصادی و سطح توسعه خود، سهم تعیینشده ملی خود را تعیین میکند.
بیشتر کشورهای جهان عضو این توافقنامه هستند. چارچوب پاریس تقریباً توسط همه کشورهای جهان، با حدود ۱۹۵ عضو (از جمله اتحادیه اروپا)، امضا یا تصویب شده است که آن را به یکی از پذیرفتهشدهترین معاهدات بینالمللی در تاریخ تبدیل میکند. تنها تعداد بسیار کمی از کشورها خارج از مشارکت کامل باقی ماندهاند، در حالی که برخی دیگر در مراحل مختلف امضا، تصویب یا اجرای داخلی هستند. ایران این توافقنامه را امضا کرده، اما تصویب و اجرای کامل آن را تکمیل نکرده است. لیبی عضو این توافقنامه نیست. ایالات متحده در سال ۲۰۱۷ در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ از این توافقنامه خارج شد و در سال ۲۰۲۱ در زمان ریاست جمهوری جو بایدن دوباره به آن پیوست. از آن زمان، سیاست اقلیمی ایالات متحده منعکس کننده اختلافات سیاسی گستردهتری در مورد استراتژی انرژی و مقررات زیستمحیطی بوده است.
در مورد ایران، برخی از تحلیلگران معتقدند که یک سیستم نظارتی متمرکزتر، در اصل، میتواند اجرای مؤثر استانداردهای زیستمحیطی را در صورت اولویتبندی در سطح ملی، امکانپذیر کند. در عین حال، محدودیتهای اقتصادی و دسترسی محدود به برخی فناوریهای بینالمللی میتواند گذار زیستمحیطی را چالشبرانگیزتر کند.
تعامل کامل با چارچوبهای بینالمللی آب و هوا همچنین میتواند جایگاه جهانی یک کشور را بهبود بخشد و همکاری در زمینههایی مانند انرژیهای تجدیدپذیر، مدیریت آب، کنترل آلودگی و توسعه پایدار شهری را تسهیل کند. چنین همکاری میتواند مزایای بلندمدتی برای حفاظت از محیط زیست، سلامت عمومی و نوسازی اقتصادی فراهم کند.
سیستمهای زیستمحیطی روی زمین عمیقاً به هم پیوسته هستند. گرد و غبار از صحرای بزرگ آفریقا از طریق اقیانوس اطلس حمل میشود و ذرات غنی از مواد معدنی را در جنگلهای بارانی آمازون در برزیل و سایر نقاط آمریکای جنوبی رسوب میدهد و به حفظ حاصلخیزی خاک در یکی از مهمترین اکوسیستمهای جهان کمک میکند.
مثال مهم دیگر، ذوب شدن یخهای قطب شمال است. قطب شمال با بازتاب تابش خورشیدی به فضا، به عنوان یک تنظیمکننده دمای جهانی عمل میکند. با ذوب شدن یخها، سطوح تیرهتر اقیانوس گرمای بیشتری را جذب میکنند و گرمایش جهانی را تسریع میکنند. این فرآیند بر گردش جوی و جریانهای اقیانوسی در سراسر جهان تأثیر میگذارد و به تغییر در الگوهای بارندگی، امواج گرمایی قویتر، تغییرات در مسیرهای طوفان و افزایش سطح دریاها که مناطق ساحلی را در سطح جهان تحت تأثیر قرار میدهد، کمک میکند. بنابراین، تغییرات در قطب شمال اثرات سیستمی بر کل سیاره دارد.
بشریت همچنین نشان داده است که اقدام هماهنگ جهانی میتواند بحرانهای بزرگ زیستمحیطی را حل کند. واکنش به تخریب لایه ازن ناشی از کلروفلوئوروکربنها (CFC) منجر به پروتکل مونترال شد. از طریق همکاریهای بینالمللی و محدودیتهای مرحلهای بر مواد شیمیایی مضر، لایه ازن نشانههای روشنی از بهبود را نشان داده است. این پروتکل همچنان یکی از قویترین نمونههای مدیریت موفق محیط زیست جهانی است.
تغییرات اقلیمی در نهایت نه یک مسئله شرقی است و نه یک مسئله غربی. نه ایدئولوژیک است و نه سیاسی. طوفانهای گرد و غبار و افزایش دما به مرزها احترام نمیگذارند. هر دولتی - چه در تهران، واشنگتن، پکن یا بروکسل - مسئولیت نسلهای آینده را بر عهده دارد.
چالش اصلی نه تنها امضای توافقنامهها، بلکه تضمین اجرای مداوم، همکاری علمی و اعتماد بلندمدت بین ملتها است. بدون این موارد، سیاست جهانی آب و هوا در معرض خطر نمادین ماندن به جای تحولآفرین بودن است. با این حال، آب و هوای جهانی نه به روایتهای سیاسی، بلکه به واقعیت فیزیکی پاسخ میدهد. بشریت با پذیرش ابزاری که در وهله اول انسانها را به قویترین گونه تبدیل کرده - ارتباطات - به اندازه کافی قدرتمند شده است تا از سیاره خانه خود مراقبت کند.

نظر شما