رفیق صابر از اواخر دهه ۱۹۷۰ به همراه تنی چند از شاعران همنسل خویش، جنبشی نوگرایانه را پایهریزی کرد که هدف آن عبور از رمانتیسم سنتی و دستیابی به فرمی مدرن در ادبیات کردی بود؛ اما انسداد سیاسی حاکم بر عراق و مواضع فکریاش، او را ناگزیر به ترک وطن، پیوستن موقت به صفوف مبارزان پیشمرگه و سپس آغاز دوران طولانی هجرت ساخت. این عزیمت، نقطه عطفی در تطور فکری او محسوب میشد، چرا که با ورود به بلغارستان در اوایل دهه ۱۹۸۰ و اخذ مدرک دکترای فلسفه از دانشگاه صوفیه در سال ۱۹۸۷ با نگارش رسالهای در باب هویت ملی، و متعاقباً اقامت طولانیمدت در کشور سوئد از سال ۱۹۸۹، اندیشه ادبی او با مکاتب فکری و فلسفی غرب پیوندی وثیق یافت؛ زیست علمی و آکادمیکی که در کنار ذوق سرشارش، او را به یکی از برجستهترین چهرههای اندیشه معاصر تبدیل کرد، تا آنکه سرانجام در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، پس از سالها غربت و مبارزه با بیماری ، در سن ۷۶ سالگی در استُکهُلم چشم از جهان فروبست و پس از انتقال پیکرش به اقلیم کردستان، در خاک زادگاهش آرام گرفت.
این پیشینه فلسفی، شعر رفیق صابر را به متنی متفکرانه، پیوسته و عاری از تکلفهای کلاسیک بدل کرد که در آن زبان نمادین با جهانبینی انتقادی و تعهد اجتماعی درهم میآمیزد. تشخُص زبان او در بهرهگیری از فرمهای نو و روان نمود مییابد که مفاهیمی چون غربت، تنهایی انسان معاصر و اضطراب وجودی را از سطح احساسات آنی به لایههای عمیق معرفتشناسی ارتقا میدهد. او در مقام شاعری متعهد، بازتابدهنده بحرانهای تاریخی و ژئوپلیتیک ملت خویش نیز بود، چنانکه منظومه ماندگار او در خصوص فاجعه حلبچه (تحت عنوان مرا تنها مگذار)، از نمونههای فاخر ادبیات پایداری به شمار میرود که رنج اقلیمی را به رنجی انسانگرایانه و جهانشمول پیوند میزند. در این افق فکری که آثارش به بیش از نه زبان زنده دنیا ترجمه شده و جوایز معتبری همچون جایزه ادبی «کلاس دی ویلده» سوئد را برایش به ارمغان آورد، وطن نه یک مفهوم جغرافیایی انتزاعی، بلکه ساحت تجلی آزادی انسان، و غربت به مثابه بیگانگی انسان مدرن با خویشتن تبیین میشود.
در کارنامه مبارزاتی او، نامهای بزرگی چون شیرکو بیکس، بختیار علی و همرزمانش در جنبشهای رهاییبخش کردستان به چشم میخورد. او در کنار این قلههای ادبی و سیاسی، جبههای فرهنگی گشود که قدرتِ تخریبیاش برای دیکتاتوری، کمتر از سلاحهای سنگین نبود.
کارنامه ادبی و مکتوب استاد رفیق صابر که در قالب ۱۱ دفتر شعری متعددی نظیر «پشکوی فرامۆشی» (اخگر فراموشی)، «ڕێژنە» (رگبار)، «سۆز و گریه»، «ئاوێنە و سێبەر» (آینه و سایه)، «ژوان» (میعادگاه نور) و «امپراطوری شن» انتشار یافته و در مجموعهای جامع تحت عنوان «دیوانی ڕەفیق سابیر» گردآوری شده است، سیر تکوین و تثبیت شعر نوگرای کردی را به نمایش میگذارد. این آثار که گزیدهای از آنها نیز در کتابهایی مانند «عاشقانههای یک چریک پیر» به فارسی برگردانده شدهاند، بر اساس منابع معتبر دانشگاهی، به عنوان مراجعی ساختارمند و دقیق در تبیین تحولات شعر مدرن سورانی تحلیل میشوند که در آنها فرم و محتوا در ساختاری همگن، منسجم و بههمپیوسته به تکامل رسیدهاند و به عنوان میراثی پویا و ماندگار در تاریخ ادبیات خاورمیانه ثبت شدهاند.
«اندیشه رفیق صابر» در سطر سطرِ کتابهایش و در شریانهای مرکز کوردولوژی جاری است. او به تعبیرِ مکتبِ «ادبیاتِ متعهد»، نویسندهای بود که در کلماتش زندگی کرد و در راهِ رهاییِ انسان، فراتر از مرزهای جغرافیایی گام برداشت.
کارگردان خبری/ میلاد مرادی

نظر شما