به گزارش کردپرس، دو ارزیابی متفاوت اما در برخی نقاط همپوشان از انتخابات پارلمانی اخیر سوریه در مناطق کردنشین، در بحثی میان «مگان بودت» رئیس مؤسسه صلح کردی و «سث فرانتزمن» کارشناس مسائل خاورمیانه، در شبکه اجتماعی ایکس، تصویری پیچیده از شکافهای سیاسی و نسلی در شمال و شرق سوریه ارائه میدهد؛ شکافهایی که تنها به اختلاف میان احزاب محدود نیست، بلکه به تفاوت تجربه تاریخی نسلها، مفهوم خودمختاری، و حتی تعریف «مشارکت سیاسی» بازمیگردد.
مگان بودت در تحلیل خود، نخست بر شکاف نسلی در جامعه کرد سوریه تأکید میکند. به گفته او، کردهایی که پیش از ۲۰۱۱ تجربه سیاسی داشتهاند، وضعیت کنونی را در مقایسه با دوران حکومت بعث نوعی پیشرفت میدانند. این نسل، حتی امکان «مطالبه حقوق» را نیز یک دستاورد سیاسی تلقی میکند؛ زیرا در گذشته اساساً چنین فضایی وجود نداشت. اما نسل جوانتر که پس از شکلگیری خودگردانی کردها وارد حوزه سیاسی شده، نگاه متفاوتی دارد. از دید این نسل، ادغام ساختارهای خودگردان در دولت مرکزی سوریه نوعی عقبنشینی و واگذاری دستاوردهای تثبیتشده است، نه موفقیتی سیاسی.
بودت توضیح میدهد که نسل قدیمیتر در دورهای رشد سیاسی یافت که تصور میشد کردهای سوریه نمیتوانند بازیگر اصلی جنبش کردی در منطقه باشند و تحولات اصلی باید ابتدا در ترکیه یا عراق رخ دهد. حتی مناطق کردنشین سوریه را «باشور کوچک» مینامیدند؛ اشارهای به این تصور که اقلیم کردستان عراق مرکز ثقل مسئله کردی است. اما نسل جوانتر در فضایی شکل گرفت که کردهای سوریه خود را در مرکز تحولات منطقه میدیدند؛ نسلی که شاهد حضور داوطلبانی از دیاربکر، اربیل، مهاباد و اروپا در جنگ علیه داعش برای دفاع از کردهای سوریه بود.
او همچنین مشروعیت انتخابات اخیر را زیر سؤال میبرد و معتقد است آنچه برگزار شد، «انتخابات آزاد و چندحزبی» نبود. به گفته بودت، ترکیب رأیدهندگان، نامزدها و نهادهای تصمیمگیرنده از ابتدا محدود و کنترلشده بود و در عمل، نتیجه بیشتر بازتاب دیدگاه گروه کوچکی از مردان بالای ۴۰ سال است که از سوی دولت انتخاب شدهاند، نه نماینده واقعی جامعه یا احزاب کردی.
در عین حال، بودت رفتار حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) را نیز متناقض توصیف میکند. او یادآور میشود که این حزب و نهادهای وابسته به آن؛ از پیوستن نیروهای یگانهای مدافع خلق (YPG) به ارتش گرفته تا ادغام کارمندان اداره خودگردان شمال و شرق سوریه در ساختار اداری دولت، عملاً در حال ادغام در ساختار دولت سوریه هستند. بنابراین، از نگاه او، تحریم روند انتخاباتی پارلمان در حالی که دیگر بخشهای ساختار سیاسی و نظامی در حال ادغاماند، برای بسیاری قابل فهم نیست.
بودت در عین انتقاد از وضعیت موجود، برای نمایندگان نزدیک به شورای میهنی کرد سوریه (KNC/ENKS) نیز فرصتی سیاسی قائل است. او معتقد است این نمایندگان؛ مشابه نمایندگان حزب HEP در ترکیه دهه ۱۹۹۰ که با سخن گفتن به زبان کردی و ایستادن در کنار قربانیان خشونت دولتی، فضای سیاسی را به چالش میکشیدند، میتوانند به چهرههایی فعال در دفاع از حقوق ملی کردها تبدیل شوند. با این حال، او تردید دارد که آیا این نمایندگان چنین نقشی را ایفا خواهند کرد یا نه.
در بخش دیگری از این بحث، بودت استدلال رایج درباره جلوگیری ترکیه از برگزاری انتخابات چندحزبی در مناطق کردنشین سوریه را نیز زیر سؤال میبرد. او میگوید ترکیه پیشتر عفرین و سپس سریکانیه را اشغال کرده و حملات خود را ادامه داده بود؛ بنابراین این استدلال که «ترکیه ما را مجبور کرد نظام تکحزبی ایجاد کنیم» برای او قانعکننده نیست. وی همچنین به بازداشت اعضای ENKS و حتی افرادی که پرچم کردستان را حمل میکردند اشاره میکند و این روند را «تراژیک» میخواند؛ مسیری که به گفته او از حاکمیت تکحزبی آغاز شد و اکنون به عدم مشارکت در روند سیاسی رسیده است.
در مقابل، سث فرانتزمن بخشی از نگرانیهای بودت را میپذیرد، اما در مورد نقش تهدیدات خارجی، بهویژه ترکیه، دیدگاه متفاوتی دارد. او تأکید میکند که تهدید حمله مجدد ترکیه واقعی بوده و نهتنها PYD بلکه ائتلاف بینالمللی ضد داعش نیز بارها نسبت به آن هشدار داده بود. فرانتزمن میگوید شخصاً در منطقه حضور داشته و با مقامهای آمریکایی، PYD، KNC، حزب یکیتی، نیروهای پیشمرگه روژ و شهروندان عادی گفتوگو کرده است.
او برخورد با شورای میهنی کرد سوریه را «اشتباهی تأسفبار» توصیف میکند و معتقد است توافق وحدت کردی باید بسیار زودتر حاصل میشد. با این حال، برخلاف بودت، یادآور میشود که در سال ۲۰۱۷ انتخابات محلی برگزار شد و قرار بود انتخابات پارلمانی نیز برگزار شود، اما حمله ترکیه به عفرین روند را متوقف کرد. او همچنین تأکید میکند که احزاب مختلف کردی، چه در داخل اداره خودگردان و چه خارج از آن، همواره فعال بودهاند؛ حتی اگر برخی از آنها انتخابات را تحریم کرده باشند.
فرانتزمن نیز همانند بودت انتخابات اخیر را «آزاد و عادلانه» نمیداند، اما تأکید میکند که باید میان مشارکت کردها در ساختار دولت سوریه و ماهیت محدود روند انتخاباتی اخیر تفاوت قائل شد. از دید او، مشکل اصلی تمرکز بیش از حد قدرت در ساختار سیاسی سوریه است؛ بهویژه اینکه رئیسجمهور اختیار انتصاب نمایندگان پارلمان را داشته باشد. او این میزان تمرکز قدرت را حتی در شرایط پساجنگ نیز غیرقابل قبول میداند.
در مجموع، بحث این دو تحلیلگر نشان میدهد که مسئله انتخابات در مناطق کردنشین سوریه تنها به رقابت PYD و KNC محدود نیست، بلکه به پرسشهای عمیقتری درباره آینده خودگردانی، رابطه کردها با دولت مرکزی، مشروعیت ساختار سیاسی جدید سوریه و شکاف میان نسلهای مختلف کردها گره خورده است.

نظر شما