به گزارش کردپرس، نشانههای درگیری در دیاربکر، مرکز استان کردنشین جنوبشرق ترکیه، بهوضوح دیده میشود. دیوارهای سیاه و شاخص این شهر که از سنگ بازالت آتشفشانی ساخته شدهاند، هنوز آثار گلوله و ترکش را بر خود دارند. در آسمان نیز جنگندهها و بالگردهای نظامی همچنان روزانه چندین بار بر فراز شهر به پرواز درمیآیند.
در چنین فضایی، دولت ترکیه در اکتبر ۲۰۲۴ ابتکار تازهای برای صلح معرفی کرد. این روند که به ابتکار دولت باغچلی، متحد اصلی رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، آغاز شد و «ترکیه عاری از ترور» نام گرفت، هدفش پایان دادن به شورشی چهلساله است.
با این حال، مذاکرات صلح میان دولت ترکیه و حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) با مانع روبهرو شده است. اختلافات بیشتری در حال ظهور است که بهنظر میرسد هر روز حلناشدنیتر میشوند.
در رأس این اختلافات، سرنوشت نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) ائتلاف نزدیک به پ.ک.ک است که هماکنون با نیروهای وفادار به احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، مورد حمایت آنکارا در تعامل است. مسائل دیگر شامل عفو نیروهای پکک، آزادی زندانیان کرد و گنجاندن حقوق فرهنگی و سیاسی کردها در قانون اساسی است.
با این حال، حتی اگر سیاستمداران در آنکارا و فرماندهان پ.ک.ک بتوانند برای همیشه به این درگیری پایان دهند، پرسش این است: آیا جامعه آماده عبور از گذشته است؟
درگیری با پکک خونینترین و دوقطبیترین منازعه در تاریخ معاصر ترکیه بوده است. این خشونتها باعث شده میلیونها نفر، مطالبات کردها برای کسب حقوق برابر را عملاً معادل «تروریسم» و «تجزیهطلبی» بدانند. در سوی دیگر، میلیونها نفر دولت ترکیه را سرکوبگر میبینند.
در حالی که دولت آنکارا میکوشد به درگیری پایان دهد، مردمی که در خط مقدم زندگی کردهاند، همچنان مردد هستند. زخمهای عمیق یک دهه گذشته باعث شده شهروندان در هر دو سوی مناقشه، به ابتکار جدید اعتماد نکنند. بدتر آنکه برداشتهای آنان از گذشته و مسیر آینده ؛ صرفنظر از نتیجه تحولات در سوریه غالباً کاملاً متضاد است.
زخمهای جنگ
دیاربکر و مناطق اطراف آن یادآور هزینه سنگین شکست روندهای پیشین صلحاند. اردوغان در سال ۲۰۱۳ روندی مشابه را آغاز کرد، اما پس از فروپاشی مذاکرات در سال ۲۰۱۵، درگیریهای شدیدی آغاز شد اما این بار نه در کوهستان، بلکه در مراکز شهری جنگ در گرفت. تا زمانی که ارتش ترکیه کنترل اوضاع را بهدست گرفت، شمار کشتهشدگان به حدود دوهزار نفر رسیده بود.
ارکان ییلماز، رئیس دفتر انجمن حقوق بشر ترکیه در دیاربکر میگوید: «در سال ۲۰۱۵ در سور [محله قدیمی دیاربکر]، جیزره و نصیبین درگیریهای بسیار سنگینی رخ داد. این وضعیت شکاف جدی میان جامعه ترک و کرد ایجاد کرد.»
به گفته او، شمار بالای کشتهشدگان—که شامل غیرنظامیان، اعضای پکک، سربازان و نیروهای پلیس بود—تنشهای موجود را تشدید کرد.
او ادامه میدهد: «از نگاه ترکها، کشتهشدن سربازان و نیروهای پلیس، نفرت نسبت به منطقه را افزایش داد. در میان کردها نیز خشم عمیقی نسبت به دولت بهدلیل کشتهشدن غیرنظامیان شکل گرفت.»
ییلماز میگوید قربانیان از کودکان سهساله تا سالمندان ۷۳ یا ۷۴ ساله را شامل میشدند و گاه اجساد در میانه درگیریها در خیابانها باقی میماندند.
او میافزاید: «نیروهای امنیتی پیکر برخی اعضای پکک را به خودروها بستند و در خیابانها گرداندند. آسیب روانی این وقایع هنوز بسیار تازه است. این مسئله برای ترکها نیز صدق میکند؛ آنان هم عزیزانشان را در این درگیریها از دست دادهاند.»
بخشهایی از سور بهشدت آسیب دید و آنچه باقی مانده بود، تخریب و با ساختمانهایی شبهتاریخی جایگزین شد. بسیاری از ساکنان محلی با تلخی از این محله یاد میکنند و معماری آن را به زندان تشبیه میکنند.
توهین به نیروهای امنیتی
اما نگاه دولت ترکیه متفاوت است. اورکون اوزلر، سرهنگ بازنشسته ارتش ترکیه که ۲۷ سال در نیروهای مسلح خدمت کرده، بخش عمدهای از دوران خود را در عملیات ضدپکک گذرانده و شخصاً در درگیریهای دیاربکر در سال ۲۰۱۵ حضور داشته است.
او میگوید: «جنگ شهری آن دوره در جهان بیسابقه بود. نه ارتش و نه پلیس تجربهای در این زمینه نداشتند. آنها با الگوی جدیدی از جنگ روبهرو شدند.»
به گفته او، اگر در جریان درگیریها نیروهای امنیتی بهاشتباه یک غیرنظامی را میکشتند، احتمال بروز قیام عمومی وجود داشت. او مدعی است نیروهای ارتش و پلیس «با نهایت دقت» تلاش کردند از تلفات غیرنظامی جلوگیری کنند.
اوزلر بهشدت با روند جدید صلح مخالف است. او حتی بهدلیل انتقاد از ابتکار باغچلی بازداشت شد و ۵۷ روز در زندان ماند اما در نوامبر گذشته آزاد شد.
او میگوید: «گفتمان “ترکیه عاری از ترور” در واقع توهینی به نیروهای امنیتی است که ۴۰ سال جنگیدهاند. این رویکرد در حق نیروهای مسلح ترکیه که با فداکاری و پرداخت هزینه سنگین تلاش کردند ترور را پایان دهند، ناعادلانه است.»
او میپرسد: «کدام دولت با شرافتی با یک سازمان تروریستی پای میز مذاکره مینشیند؟ من که از ۱۹۹۳ در مبارزه با تروریسم حضور داشتهام و روندهای صلح را از نزدیک دیدهام، معتقدم مذاکره با سازمانی مانند پکک درست نیست.»
روستاهای خالی از سکنه
نشانههای جنگ در مناطق روستایی نیز دیده میشود. روستاهای بسیاری بهظن کمک به چریکها از سوی نیروهای امنیتی تخلیه شدند.
در دو دهه گذشته، بازگشت تدریجی آغاز شد، اما بیشتر آنها سالمندانی هستند که بهدنبال آرامش دوران بازنشستگیاند. در این روستاها، ساختمانهای سنگی نیمهویران از خانههای بازسازیشده بیشترند.
سیفی تونجل از روستای ماعاراکوی در استان شرناخ میگوید: «روستای ما در دهه ۹۰ تخلیه شد. ما ایزدی هستیم و حتی اینجا هم اقلیت محسوب میشویم. کسی از ما حمایت نکرد.»
او بیش از سه دهه در آلمان زندگی کرد و سپس بازگشت و خانهاش را بازسازی کرد، اما روستا همچنان عمدتاً متروکه است.
او میگوید: «آلمان کشور خوبی برای زندگی است. دموکراسی و حقوق بشر وجود دارد. اما قبرهای پدربزرگ و مادربزرگم اینجاست. بیشتر دلتنگ همانها بودم. فرزندانم میگویند چرا برگردیم؟ اینجا فقط سنگ است. واقعیت این است که کار و کارخانهای وجود ندارد.»
او درباره روند صلح میگوید: «ما دولتمان را دوست داریم و به آن اعتماد داریم. امیدواریم. صلح میخواهیم—و بسیار هم میخواهیم.»
نظرسنجیهای مؤسسات استانپل و راوست در مه ۲۰۲۵ نشان داد ۶۴ درصد پاسخدهندگان از روند صلح حمایت میکنند.
کسانی که بیشترین هزینه را پرداختند
عمیقترین زخمها نه بر ساختمانها، بلکه بر انسانها باقی مانده است. سیابند دمیر سه خواهر و برادر خود را که به پکک پیوسته بودند، در درگیریها از دست داده است. او خود عضو پکک نشد، اما در حزب طرفدار کردها «دم» پارتی فعالیت سیاسی دارد.
او میگوید: «هنوز در خواب میبینم که برمیگردند. وقتی پیکرشان را دیدیم، فهمیدیم بازنمیگردند. اما اگر حتی دوستانشان که زندهاند، برگردند، برای ما مرهمی بر زخمها خواهد بود.»
او از تجربه شخصی خود با دولت میگوید: «در سال ۱۹۹۳ در حمله به خانهمان پدرم را بردند. ما کودک بودیم. جلوی چشممان اسلحه را به پشت پدرم چسباندند و او را بردند. دعا میکردم پسرم چنین چیزی را تجربه نکند.»
اما سال گذشته، در ۲۷ نوامبر، نیروهای امنیتی بار دیگر خانهاش را بازرسی کردند. او میگوید: «مرا چهار روز بازداشت کردند. پسرم را کنار من روی زمین خواباندند و اسلحه را به پشتش چسباندند. به او گفتم نترس؛ اینها برادران و عموهای تو هستند، فقط مأمور شدهاند.»
با وجود این تجربهها، دمیر میگوید آماده آشتی است: «من حتی از پلیس هم کینه ندارم. مقصر قوانین تصویبشده در آنکاراست. اگر آن قوانین تغییر کند، آنها هم مرا خواهند پذیرفت.»
او تأکید میکند که دو طرف باید اشتباهات خود را بپذیرند و حقوق فرهنگی و سیاسی کردها تضمین شود.
عدم آمادگی برای بخشش
در مقابل، برخی امکان صلح با گروهی که آن را «قاتل» میدانند، متصور نیستند.
پاکیزه آکبابا ۳۳ سال پیش پسرش را در درگیری با پکک از دست داد. او میگوید: «دیگر چهرهاش را نمیتوانم ببینم. هرگز صدایش را نمیشنوم. فقط بویش و خاطراتش را در ذهنم دارم.»
او با خشم میگوید: «هیچکس نمیتواند قاتل این همه شهید را ببخشد. مادری نمیتواند قاتل فرزندش را ببخشد.»
او از عبدالله اوجالان با نفرت یاد میکند و همچنان او را «قاتل نوزادان» مینامد؛ عبارتی که سالها در رسانههای نزدیک به دولت استفاده میشد.
با این حال، درباره حقوق کردها دیدگاهی متفاوت دارد: «وقتی آتاتورک جمهوری ترکیه را تأسیس کرد، حقوق برابر به همه شهروندان داد. ما صد سال است این را دیدهایم. حتی دخترانمان را به شهروندان کرد دادهایم. دشمنیای وجود ندارد.»
با وجود این، او دولت کنونی را مسئول آسیبهای فراوان به کشور میداند.
این روایتها نشان میدهد که فراتر از چالشهای سیاسی و نظامی، بزرگترین مانع در مسیر صلح، بیاعتمادی عمیق و روایتهای متضاد از گذشته است؛ شکافی که صرف توافق رهبران، لزوماً آن را پر نخواهد کرد.
Turkey recap

نظر شما