خبر ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ ۱۱:۲۴ زمان مطالعه: 7 دقیقه (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

لزوم تغییر روایت‌ در ترکیه برای باورپذیری صلح با کردها

سرویس جهان- برای ابن که روند صلح میان ترکیه و کردها از یک توافق سیاسی و امنیتی فراتر رود و در جامعه باورپذیر شود، نیازمند تغییر روایت‌های رسمی و عمومی درباره مسئله کردها، تاریخ، هویت و مطالبات آنان است.

به گزارش کردپرس، آنکارا در حالی وارد مرحله تازه‌ای از روند صلح با کردها شده است که تصویب قانون جدید در پارلمان، اگرچه چارچوب حقوقی لازم برای ادامه این روند را فراهم کرده، به‌تنهایی نمی‌تواند زمینه‌ساز صلحی پایدار در ترکیه باشد. مسئله اصلی اکنون تنها پایان درگیری مسلحانه نیست، بلکه تغییر روایتی است که جامعه ترکیه طی دهه‌ها از مسئله کردها، خشونت و مفهوم شهروندی پذیرفته است.

پارلمان ترکیه ۱۰ اوت ۲۰۲۶ قانون «تقویت همبستگی ملی و انسجام اجتماعی» را تصویب کرد؛ قانونی که پس از انتشار در روزنامه رسمی در ۱۸ اوت، زمینه حقوقی مرحله جدید روند صلح را فراهم کرد. با این حال، تصویب این قانون همزمان شکاف‌ها و نگرانی‌هایی را در فضای سیاسی ترکیه آشکار کرد و نشان داد که عبور از منازعه تاریخی میان دولت و کردها صرفاً با تصویب قوانین امکان‌پذیر نیست.

یکی از پرسش‌های اساسی در این مرحله آن است که چه کسی باید روند صلح را برای جامعه ترکیه توضیح دهد و این روند با چه زبانی باید برای افکار عمومی روایت شود. در جریان رأی‌گیری پارلمان، حتی در میان حزب به رهبری اوزگور اوزل نیز اختلاف‌نظرهایی درباره این قانون وجود داشت. بخشی از نمایندگان خواستار «روی آوردن به مردم» و جلب نظر پایگاه اجتماعی حزب بودند؛ موضعی که نشان می‌دهد حمایت سیاسی از روند صلح لزوماً به معنای شکل‌گیری اجماع اجتماعی درباره آن نیست.

نمایندگان حزب برابری و دموکراسی خلق نیز تلاش کرده‌اند درباره روند صلح با افکار عمومی گفت‌وگو کنند و به پرسش‌های موجود پاسخ دهند. این تلاش‌ها، به‌ویژه در میان جامعه کرد و علوی و دیگر گروه‌های سیاسی، اهمیت دارد، اما دامنه این ارتباط نمی‌تواند صرفاً به جوامعی محدود بماند که خود طی دهه‌ها درگیر بحث درباره منازعه، پیامدهای آن و مسئله حقوق کردها بوده‌اند.

چالش اصلی آن است که چگونه می‌توان این گفت‌وگو را به بخش‌های گسترده‌تری از جامعه ترکیه منتقل کرد. آیا روند صلح همچنان عمدتاً با ادبیات رسمی «ترکیه عاری از تروریسم» توضیح داده خواهد شد یا اینکه در کنار پایان خشونت، مفاهیمی مانند حقوق بنیادین، برابری شهروندی، حق برخورداری از هویت فرهنگی و حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی نیز وارد ادبیات عمومی خواهند شد؟

این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که واژگانی که در آغاز یک روند صلح به کار گرفته می‌شوند، تا حد زیادی تعیین می‌کنند جامعه چه ابعادی از منازعه را ببیند و چه بخش‌هایی را نادیده بگیرد. روایت صرفاً امنیتی از صلح، از جامعه می‌خواهد پایان خشونت را بپذیرد، بدون آنکه الزاماً درباره شرایط سیاسی و تاریخی شکل‌گیری منازعه پرسش کند. در مقابل، روایت مبتنی بر حقوق، جامعه را با پرسش‌های دشوارتری روبه‌رو می‌کند؛ از جمله مسئله به‌رسمیت‌شناختن هویت‌ها، پذیرش تجربه‌های تاریخی متفاوت و بررسی بخش‌هایی از گذشته که برای سال‌ها از روایت رسمی کنار گذاشته شده‌اند.

مسئله روایت تاریخی و نقش آموزش در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. در بسیاری از جوامع، هویت ملی نه تنها از طریق سیاست و رسانه، بلکه از سال‌های نخست مدرسه شکل می‌گیرد. زمانی که یک روایت واحد از هویت ملی به کودکان آموزش داده شود، ممکن است یک هویت مشخص نه به‌عنوان یکی از هویت‌های موجود، بلکه به‌عنوان تعریف طبیعی و انکارناپذیر ملت تصور شود.

نمونه بارز این مسئله در ترکیه «سوگند دانش‌آموزی» یا «آندیمیز» بود. این سوگند که نخستین‌بار در سال ۱۹۳۳ در مدارس ترکیه اجرا شد، با جمله «من ترک هستم؛ صادق و سختکوشم» آغاز می‌شد و در نسخه‌های بعدی نیز عبارت معروف مصطفی کمال آتاتورک، «چه خوشبخت است آن کس که می‌گوید من ترک هستم»، به آن افزوده شد. دانش‌آموزان ترکیه برای دهه‌ها این متن را به شکل آیینی در مدارس تکرار کردند تا اینکه در سال ۲۰۱۳ اجرای آن متوقف شد.

اهمیت این سوگند صرفاً در محتوای چند جمله آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در استمرار یک الگوی آموزشی نهفته است که طی نسل‌های مختلف، تعلق به ملت را در چارچوب یک هویت واحد ترکی تعریف می‌کرد. هنگامی که چنین روایتی از سال‌های ابتدایی زندگی در ذهن کودکان تثبیت شود، مطالبات مربوط به به‌رسمیت‌شناختن هویت کردی، آموزش زبان کردی یا حقوق جمعی کردها ممکن است نه به‌عنوان مطالبه حقوقی یک جامعه، بلکه به‌عنوان تهدیدی علیه هویت ملی تلقی شود.

البته شکل‌گیری هویت ملی در ترکیه را نمی‌توان تنها به سوگند دانش‌آموزی نسبت داد. نظام آموزشی، رسانه‌ها، روایت رسمی تاریخ، سخنان سیاسی، سیاست‌های امنیتی و محدودیت‌های اعمال‌شده بر مخالفان، همگی در تعیین مرزهای گفت‌وگو و آنچه می‌توان درباره هویت و تاریخ بیان کرد، نقش داشته‌اند. بنابراین جامعه‌ای که امروز قرار است از آن برای حمایت از صلح خواسته شود، خود محصول همین نهادها و روایت‌های تاریخی است.

از این منظر، مسئله آموزش اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. اگر روند صلح تنها از جامعه بخواهد پایان خشونت را بپذیرد، اما از آن نخواهد درباره ریشه‌های تاریخی منازعه، تجربه کردها و مسئله تبعیض و انکار هویت گفت‌وگو کند، بخشی از زمینه اجتماعی منازعه همچنان دست‌نخورده باقی خواهد ماند.

تجربه جوامع دیگر نیز نشان می‌دهد که بازنگری در روایت ملی می‌تواند بخشی از مسیر آشتی باشد. در استرالیا، برای نمونه، بحث درباره تاریخ و حقوق بومیان این کشور نشان داده است که چگونه یک روایت ملی می‌تواند تجربه و تاریخ جوامعی را که پیش از شکل‌گیری دولت مدرن در آن سرزمین زندگی می‌کرده‌اند، به حاشیه براند. مستند «اوتوپیا» ساخته جان پیلجر نیز با تمرکز بر وضعیت بومیان استرالیا، فاصله میان روایت رسمی کشور و تجربه جوامع بومی را به تصویر کشید.

این تجربه‌ها برای ترکیه یک پرسش مهم ایجاد می‌کند: آیا می‌توان بدون بازنگری در روایت تاریخی، به صلحی پایدار دست یافت؟

پاسخ به این پرسش، روند کنونی صلح را از یک توافق صرفاً امنیتی فراتر می‌برد. صلح پایدار تنها زمانی امکان‌پذیر است که پایان خشونت با تغییر در نگاه جامعه نسبت به مطالبات سیاسی، فرهنگی و هویتی همراه شود. جامعه باید بتواند میان خشونت و مطالبات مشروع برای برخورداری از حقوق و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن تمایز قائل شود.

در چنین شرایطی، تاریخ کردها نیز نمی‌تواند صرفاً در چارچوب تاریخ جمهوری ترکیه بررسی شود. برای درک پیچیدگی مسئله کردها، باید تاریخ منطقه در دوره‌های عثمانی و سلجوقی و حتی پیش از آن نیز مورد توجه قرار گیرد و تاریخ مردمان و تمدن‌های آناتولی و میان‌رودان در روایت گسترده‌تری از گذشته منطقه جای گیرد.

این تغییر نگاه می‌تواند زمینه را برای شکل‌گیری ادبیاتی متفاوت درباره صلح فراهم کند؛ ادبیاتی که در آن صلح صرفاً به معنای شکست تروریسم یا تحقق «ترکیه عاری از تروریسم» نباشد، بلکه مفاهیمی مانند حقوق، زبان، حافظه تاریخی، هویت و برابری شهروندی نیز در مرکز گفت‌وگو قرار گیرد.

در نهایت، مرحله کنونی روند صلح ترکیه بیش از آنکه تنها به قانون‌گذاری یا ترتیبات امنیتی وابسته باشد، به توانایی جامعه برای بازتعریف روایت خود از گذشته وابسته است. اگر قرار است روند صلح از مرحله خلع سلاح و پایان خشونت عبور کند و به آشتی اجتماعی برسد، جامعه ترکیه باید فرصت مواجهه با بخش‌هایی از تاریخ خود را پیدا کند که تاکنون کمتر درباره آنها سخن گفته شده است.

صلح پایدار زمانی آغاز می‌شود که جامعه نه با شعار، بلکه با تاریخ واقعی خود مواجه شود؛ تاریخی که در آن، روایت یک هویت واحد جای همه روایت‌های دیگر را نگیرد و پذیرش حقوق کردها به‌عنوان تهدیدی علیه هویت ترکی تلقی نشود.

نشریه آمارجی 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
(۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.