تأثیر منازعه منطقهای بر صنعت نفت اقلیم کردستان
به گزارش کردپرس، صنعت نفت اقلیم کردستان در جریان جنگ آمریکا و ایران بهشدت تحت تأثیر ناامنیهای منطقهای، حملات پهپادی و موشکی و اختلال در مسیرهای صادراتی قرار گرفت و تولید نفت این منطقه پس از آغاز جنگ بیش از ۷۰ درصد کاهش یافت. اگرچه تولید و صادرات نفت در ماههای اخیر تا حدودی احیا شده است، تداوم تهدیدهای امنیتی و حلنشدن اختلافات مالی و سیاسی میان اربیل، بغداد و شرکتهای بینالمللی نفتی، روند احیای این بخش را همچنان شکننده کرده است.
پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، تولید نفت اقلیم کردستان حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز بود و آمار فوریه نیز تولیدی در حدود ۳۱۴ هزار بشکه در روز را نشان میداد. اما پس از آغاز درگیری، تولید بیش از ۷۰ درصد کاهش یافت؛ یکی از مهمترین عوامل این افت، نگرانی از حملات پهپادی و موشکی به تأسیسات انرژی اقلیم بود.
در پی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران، بسیاری از شرکتهای نفتی فعال در اقلیم کردستان برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی، فعالیتهای خود را متوقف کردند. این وضعیت نشان داد که صنعت انرژی اقلیم، علاوه بر چالشهای سیاسی و مالی، بهشدت در برابر تحولات امنیتی منطقه آسیبپذیر است.
پیش از آغاز جنگ نیز زیرساختهای انرژی اقلیم کردستان بارها هدف حملات قرار گرفته بود. میدان گازی کورمور در فاصله سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ هفت بار هدف حمله قرار گرفت و پالایشگاه گروه کار نیز دو بار مورد حمله قرار گرفت. در جریان جنگ اخیر، میدان سرسنگ که توسط شرکتهای اچکیان و شاماران اداره میشود، در پنجم مارس و اول آوریل هدف حمله قرار گرفت و در ۱۳ مارس نیز یک پهپاد به پالایشگاه لاناز در اربیل اصابت کرد.
کوژین احمد، کارشناس مدیریت نفت و گاز، با اشاره به پیامدهای این وضعیت گفته است که درگیری آمریکا و ایران تأثیر منفی بر بخش نفت و گاز اقلیم گذاشته و شرکتهای بینالمللی به دلیل نگرانیهای امنیتی فعالیت خود را متوقف کردهاند. به گفته او، توقف تولید به معنای کاهش درآمد اقلیم کردستان است. این در حالی است که این منطقه قبلا نیز با مشکلات مالی روبهرو بوده است.
شدت تأثیر ناامنی بر شرکتهای نفتی نیز در آمار تولید آنها نمایان شده است. تولید شرکت گلف کیستون در میدان شیخان در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ به ۱۴ هزار و ۶۰۰ بشکه در روز کاهش یافت، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال ۲۰۲۵ حدود ۴۴ هزار و ۱۰۰ بشکه بود. این شرکت در واکنش به تهدیدهای امنیتی، دو بار فعالیتهای خود را بهطور احتیاطی متوقف کرد؛ نخست از ۲۸ فوریه تا ۲۳ ژوئن و بار دوم از ۱۹ ژوئیه تا ۱۵ اوت. تولید شرکت دیاناو نیز از ۵۹ هزار و ۹۴۵ بشکه معادل نفت در روز در سهماهه نخست سال به تنها ۵ هزار و ۸۱۱ بشکه در سهماهه دوم کاهش یافت.
توقف فعالیت میادین نفت و گاز تنها بر درآمدهای اقلیم تأثیر نگذاشت، بلکه پیامدهای مستقیمی برای بخش برق نیز داشت. میدان گازی کورمور که یکی از منابع اصلی تأمین برق شبانهروزی دولت اقلیم است، در جریان جنگ دو بار تعطیل شد و تعطیلی آن در مقطعی بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ مگاوات از ظرفیت تولید برق اقلیم را از مدار خارج کرد. تعطیلی دوباره میدان در ماه ژوئیه، پس از فروپاشی آتشبس آمریکا و ایران، همزمان با ازسرگیری حملات پهپادی به اربیل بود.
با وجود این شرایط، تولید نفت اقلیم کردستان در ماه اوت بار دیگر افزایش یافت و وزیر منابع طبیعی اقلیم اعلام کرد که تولید به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۰ هزار بشکه در روز رسیده است. در سطح عراق نیز صادرات نفت در اوایل سپتامبر از سه میلیون بشکه در روز عبور کرد که بالاترین میزان صادرات ماهانه در دوره جنگ منطقهای بود. با این حال، ادامه حملات به نفتکشها در تنگه هرمز همچنان خطر مهمی برای روند احیای صادرات عراق محسوب میشود.
در چنین شرایطی، اهمیت مسیر صادراتی شمال عراق از طریق اقلیم کردستان و خط لوله اقلیم ـ جیحان افزایش یافته است. بستهشدن تنگه هرمز نشان داد که عراق برای صادرات نفت خود به مسیرهای جایگزین نیاز دارد و مسیر شمالی از طریق ترکیه میتواند بخشی از این وابستگی را کاهش دهد. اربیل و بغداد نیز در ماه مارس برای ازسرگیری صادرات نفت از طریق خط لوله اقلیم به ترکیه به توافق رسیدند.
عراق و ترکیه نیز در اول اوت یک توافق موقت یکساله برای انتقال نفت امضا کردند. این توافق پس از پایان اعتبار قرارداد قدیمی سال ۱۹۷۳ شکل گرفت. صادرات نفت اقلیم کردستان در سال ۲۰۲۳، پس از رأی داوری بینالمللی علیه ترکیه، متوقف شده بود و در سپتامبر ۲۰۲۵ پس از توافق میان بغداد، اربیل و شرکتهای بینالمللی نفتی از سر گرفته شد.
با وجود احیای نسبی صادرات، کارشناسان وضعیت صنعت نفت اقلیم را همچنان شکننده میدانند. به گفته هری ایستپانیان، تا زمانی که تهدیدهای امنیتی ادامه داشته باشد و اختلافات مالی میان اربیل، بغداد و شرکتهای بینالمللی نفتی حل نشود، احتمال اختلال دوباره در صادرات وجود دارد. از نگاه او، احیای پایدار این بخش به تضمینهای امنیتی، پرداختهای قابل اتکا و توافقی باثبات نیاز دارد تا شرکتهای سرمایهگذار بتوانند فعالیت خود را با اطمینان از سر بگیرند.
شوان زولال، مدیر شرکت مشاوره کاردوچی، نیز تأکید کرده است که احیای صنعت نفت اقلیم صرفاً یک مسئله فنی نیست، بلکه مسئلهای سیاسی است. این دیدگاه با اظهارات ریبر احمد، وزیر داخلی اقلیم،همخوانی دارد که در ۱۰ سپتامبر اعلام کرد برخی میادین نفتی همچنان به دلیل انتظار برای دریافت تضمینهای امنیتی و پدافند هوایی در حالت تعطیل باقی ماندهاند.
در کنار تهدیدهای امنیتی، اختلافات دیرینه میان بغداد و اربیل درباره مدیریت منابع نفتی همچنان یکی از موانع اصلی توسعه این بخش است. مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان، بارها خواستار تصویب قانون جدید نفت و گاز شده است. قانون نفتی فعلی عراق متعلق به دوره صدام است و پیشنویس قانون جدید که در سال ۲۰۰۷ تهیه شده بود، تاکنون به تصویب پارلمان عراق نرسیده است. قانون نفت اقلیم نیز که مبنای صادرات مستقل نفت و عقد قرارداد با شرکتهای بینالمللی بود، در سال ۲۰۲۲ از سوی دادگاه فدرال عراق خلاف قانون اساسی اعلام شد و در پی حکم داوری بینالمللی، صادرات مستقل اقلیم در سال ۲۰۲۳ متوقف شد.
در همین حال، بغداد به دنبال ایجاد مسیرهای جدید صادرات نفت است؛ طرحهایی که میتوانند در بلندمدت وابستگی عراق به تنگه هرمز را کاهش دهند، اما از سوی دیگر نگرانیهایی را در اقلیم کردستان ایجاد کردهاند. یکی از این طرحها ایجاد خطوط لوله راهبردی از میادین نفتی عراق به منطقه فیشخابور در شمال و بندر بانیاس سوریه در دریای مدیترانه است. بغداد همچنین قصد دارد ظرفیت صادرات نفت از مسیر سوریه و بندر جیحان ترکیه را افزایش دهد.
برخی جریانها در اقلیم کردستان نگرانند که این طرحها، همراه با پروژه «جاده توسعه» عراق، در نهایت نقش اقلیم را در معادلات انرژی عراق کاهش دهد و مسیرهای صادراتی جدیدی ایجاد کند که وابستگی بغداد به خط لوله اقلیم ـ جیحان را کمتر کند. با این حال، محمد صالح، پژوهشگر ارشد مؤسسه سیاست خارجی، معتقد است ایجاد مسیرهای جدید لزوماً خط لوله کرکوک و اقلیم کردستان به جیحان را بیاهمیت نخواهد کرد. به گفته او، مسیر ترکیه به دلیل ثبات این کشور همچنان از اهمیت برخوردار است، در حالی که بیثباتی احتمالی سوریه میتواند مسیر این کشور را با ریسک بیشتری مواجه کند.
در مجموع، جنگ آمریکا و ایران آسیبپذیری ساختاری صنعت نفت اقلیم کردستان را آشکار کرد. این بحران نشان داد که تولید و صادرات نفت اقلیم نهتنها به قیمتها و ظرفیتهای فنی، بلکه به امنیت منطقهای، روابط اربیل و بغداد، رفتار شرکتهای بینالمللی و وضعیت مسیرهای انتقال نفت وابسته است. هرچند تولید و صادرات پس از کاهش شدید دوباره در حال افزایش است، ادامه حملات، بیثباتی پیرامون تنگه هرمز و حلنشدن اختلافات میان بغداد، اربیل و شرکتهای نفتی میتواند این روند را دوباره متوقف کند.
از این منظر، منازعه منطقهای برای اقلیم کردستان تنها یک تهدید کوتاهمدت برای تولید نفت نبوده، بلکه معادلات آینده انرژی این منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داده است؛ بهویژه آنکه بغداد همزمان در حال تلاش برای ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات است. با این حال، ایجاد این مسیرها به سرمایهگذاری و صرف چند سال زمان نیاز دارد و در کوتاهمدت، خط لوله اقلیم کردستان ـ جیحان همچنان یکی از مسیرهای مهم صادرات نفت عراق خارج از تنگه هرمز باقی خواهد ماند.
مرکز مطالعات کردی آلمان
دیدگاه کاربران