خبر ۱۴۰۵/۰۶/۱۹ ۱۱:۱۴ زمان مطالعه: 5 دقیقه (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

گلوب‌تروتر: زمان بازنگری چپ در مسئله کرد فرا رسیده است

سرویس جهان- نشریه گلوب تروتر نوشت: تحولات سال ۲۰۲۶ تناقض‌های تجربه سیاسی کردها در سوریه را آشکار کرده و چپ جهانی باید از همبستگی صرف با ساختارهای سیاسی کردی به دفاع اصولی از حقوق مردم تغییر مسیر دهد.


به گزارش کردپرس، رزگار عکراوی در مقاله‌ای برای گلوب‌تروتر با اشاره به تحولات اخیر سوریه و پایان فعالیت مستقل نیروهای دموکراتیک سوریه، از جریان‌های چپ می‌خواهد نگاه خود به مسئله کرد را مورد بازنگری قرار دهند و میان دفاع از حقوق کردها و حمایت بی‌قیدوشرط از احزاب و ساختارهای سیاسی کرد تفاوت قائل شوند.

نویسنده با اشاره به اعلام پایان مأموریت و انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه و پایان فعالیت اداره خودگردان و نهادهای نظامی و غیرنظامی وابسته به آن در ۲۵ اوت ۲۰۲۶، این تحول را از یک سو پایان‌دهنده خطر تشدید جنگ و درگیری قومی می‌داند، اما از سوی دیگر معتقد است توافق حاصل‌شده نتوانسته است برخی مطالبات اساسی مورد تأکید جریان‌های چپ، از جمله حقوق زنان، سکولاریسم، حمایت از بخش عمومی، مخالفت با خصوصی‌سازی، حقوق کارگران و برگزاری انتخابات دموکراتیک را به‌طور روشن تضمین کند.

عکروی معتقد است پایان تجربه اداره خودگردان سوریه پرسش‌های مهمی را درباره تصویری که طی سال‌های گذشته از این تجربه به‌عنوان یک «انقلاب اجتماعی، فمینیستی و دموکراتیک از پایین» ارائه می‌شد، مطرح کرده است. به نوشته او، تصمیم نهایی نه از طریق همه‌پرسی عمومی و نه بر اساس تصمیم روشن شوراها و کمون‌هایی که در ساختار اداره خودگردان از آنها به‌عنوان مراکز واقعی قدرت یاد می‌شد، بلکه از کاخ ریاست‌جمهوری سوریه اعلام شد.

او همچنین وابستگی نیروهای دموکراتیک سوریه به حمایت نظامی و سیاسی آمریکا را یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف این تجربه می‌داند و می‌گوید اتکا به یک قدرت بزرگ خارجی، به‌ویژه آمریکا، در نهایت پروژه را در برابر تغییر اولویت‌های واشنگتن آسیب‌پذیر کرد. از نگاه نویسنده، این تجربه باید برای جنبش‌هایی که خود را رهایی‌بخش و انقلابی می‌دانند، یک درس مهم باشد: نمی‌توان یک پروژه مستقل را بر پایه حمایت یک قدرت امپریالیستی بنا کرد.

با این حال، عکروی تأکید می‌کند که تحولات اخیر تنها به معنای از دست رفتن دستاوردهای کردها نیست. او به رسمیت شناخته شدن کردها به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از مردم سوریه، شناسایی زبان کردی به‌عنوان زبان ملی، به رسمیت شناختن نوروز به‌عنوان تعطیلی ملی و لغو پیامدهای سرشماری سال ۱۹۶۲ حسکه اشاره می‌کند و این موارد را دستاوردهای واقعی نسل‌هایی از مبارزه کردها می‌داند. به اعتقاد او، این حقوق باید در قانون اساسی سوریه تثبیت شوند تا سرنوشت آنها صرفاً به احکام و تصمیماتی وابسته نباشد که امکان تغییرشان وجود دارد.

نویسنده در بخش دیگری از مقاله، به تناقض میان گفتمان «کنفدرالیسم دموکراتیک» و عملکرد سیاسی و نظامی اداره خودگردان می‌پردازد. به باور او، بخشی از جریان چپ بین‌المللی تحت تأثیر نظریات عبدالله اوجالان، تجربه اداره خودگردان را الگویی فراتر از دولت-ملت می‌دانستند، اما عملکرد واقعی نشان داد که بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌های نظامی و مالی در اختیار کادرهای حزبی قرار داشته و با ادعای دموکراسی از پایین فاصله گرفته است.

عکروی همین معیار انتقادی را درباره اقلیم کردستان عراق نیز به کار می‌گیرد. او معتقد است حمایت از مردم کرد نباید به معنای حمایت بدون قیدوشرط از احزاب و نخبگان حاکم باشد. به نوشته او، در اقلیم کردستان نیز نفوذ گسترده احزاب حاکم، ثروت و قدرت سیاسی، مناسبات خانوادگی و حزبی و محدودیت آزادی‌ها در کنار مشکلاتی مانند بیکاری، فساد و کاهش کیفیت خدمات عمومی ادامه داشته است.

او در عین حال تأکید می‌کند که نقد نیروهای دموکراتیک سوریه به معنای مخالفت با حقوق کردها نیست و انتقاد از احزاب حاکم در اقلیم کردستان نیز نباید به‌عنوان مخالفت با مسئله کرد تلقی شود. از نگاه او، چپ باید یک معیار واحد برای ارزیابی نقض حقوق بشر داشته باشد؛ صرف‌نظر از اینکه ناقض حقوق، یک دولت، حزب ملی‌گرا یا جنبشی باشد که خود را جنبش آزادی‌بخش معرفی می‌کند.

در نهایت، عکروی ایجاد یک دولت-ملت کردی را در شرایط کنونی، پروژه‌ای قابل تحقق در آینده نزدیک نمی‌داند و پیشنهاد می‌کند کردها و دیگر ملیت ها و جوامع منطقه برای ایجاد یک «دولت دموکراتیک شهروندی» تلاش مشترکی را دنبال کنند. این دولت، از نظر او، باید بر قانون اساسی دموکراتیک، برابری ملی و فرهنگی، نظام فدرال و امکان خودگردانی گسترده در چارچوب یک کشور متحد، انتخابات آزاد، تکثر سیاسی، استقلال قضایی، آزادی مطبوعات و فعالیت اتحادیه‌های کارگری و سیاسی استوار باشد.

نویسنده همچنین بر رعایت عدالت اجتماعی، حفاظت از بخش عمومی، مخالفت با خصوصی‌سازی و سیاست‌های نئولیبرالی و تضمین حقوق کارگران و دیگر گروه‌های اجتماعی تأکید دارد. او در پایان از منظر تجربه شخصی خود می‌گوید که دفاع از حقوق کردها مستلزم دفاع از همه ساختارهای سیاسی کردی نیست و رد دولت-ملت نیز به معنای رد هویت یا حقوق ملی کردها نیست؛ بلکه می‌تواند تلاشی برای عبور از ملی‌گرایی افراطی و حرکت به سوی شهروندسالاری، رعایت عدالت اجتماعی و دیدگاهی برای حفظ حقوق همگانی باشد.

 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
(۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.