دستاورد حکمرانی کردها در سوریه چه بود؟
به گزارش کردپرس،
دکتر دنیا باشول در شبکه اجتماعی ایکس با طرح این پرسش که «دستاورد حکمرانی کردها چه بود؟» معتقد است شکست نظامی یگانهای مدافع خلق و انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه پایان آثار ۱۳ تا ۱۴ سال حکمرانی ایدئولوژیک بر مناطق کردنشین سوریه نیست. به باور او، کنترل سرزمینی ممکن است پایان یابد، اما تغییرات اجتماعی، هویتی و سیاسی ایجادشده در این مدت میتواند برای نسلهای آینده باقی بماند.
او استدلال میکند که جنگ صرفاً بر سر کنترل زمین نیست، بلکه نبردی برای تغییر ذهنیت و ساختار اجتماعی جوامع نیز محسوب میشود. از نگاه باشول، نسلی که در دوران کودکی و نوجوانی تحت نظام آموزشی و سیاسی تحت تأثیر ایدئولوژی اوجالانی رشد کرده، حتی پس از پایان این ساختارها ممکن است همچنان برداشت متفاوتی از دولت، اقتدار، هویت کردی و رابطه با دمشق داشته باشد.
باشول همچنین به عادیشدن ساختارهای موازی قدرت اشاره میکند؛ از شوراها و نهادهای محلی گرفته تا نیروهای امنیتی، دادگاهها و سازوکارهای اقتصادی تحت کنترل احزاب. به اعتقاد او، تجربه طولانیمدت چنین ساختارهایی میتواند وابستگی عاطفی جامعه به دولت مرکزی را کاهش دهد و در صورت ایجاد خلأ قدرت، زمینه روانی و اجتماعی برای بازگشت اعتراضات یا مطالبات خودمختارانه را فراهم کند.
از دید او، حافظه جمعی نیز یکی از مهمترین میراثهای این دوره است. روایت کشتهشدگان، ترانهها، خاطرات خانوادگی، گورستانها، داستانهای محلی و محتوای آموزشی میتوانند به سرمایهای برای جنبشهای سیاسی آینده تبدیل شوند؛ بهگونهای که یک حرکت سیاسی در آینده لزوماً مجبور نیست از نقطه صفر آغاز شود.
باشول در عین حال معتقد است تجربه مشارکت سیاسی، شکلگیری یک کادر اداری و امنیتی گسترده و تقویت هویت قومی کردی از دیگر پیامدهای بلندمدت این دوره است. به گفته او، هزاران فرد دارای تجربه مدیریتی، سازمانی و امنیتی اکنون در جامعه سوریه حضور دارند و حتی در صورت فروپاشی سازمانهای سیاسی و نظامی، خود این افراد از بین نمیروند و میتوانند در نهادهای دولتی، جامعه مدنی، سازمانهای غیردولتی یا شبکههای سیاسی آینده نقش ایفا کنند.
او همچنین هشدار میدهد که افزایش برجستگی هویت قومی کردی میتواند بر مناطق مرزی ترکیه نیز اثرگذار باشد و در صورت بازشدن مرزها، ارتباطات فرامرزی میان کردهای سوریه و ترکیه، این روند را تقویت کند. در نگاه او، حضور اقلیم کردستان عراق در همسایگی سوریه نیز میتواند بهعنوان الگویی برای مطالبات سیاسی آینده کردهای سوریه عمل کند.
باشول در نهایت تأکید میکند که دمشق با یک «جمعیت فتحشده» مواجه نیست، بلکه با جامعهای روبهروست که از نظر سیاسی فعالتر، از نظر هویتی آگاهتر، از نظر نهادی باتجربهتر و نسبت به اقتدارگرایی متمرکز بدبینتر شده است. به اعتقاد او، برخورد صرفاً امنیتی با این جامعه میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
او راهکار جلوگیری از بازتولید بحران را حکمرانی فراگیر، حاکمیت قانون، برابری شهروندان، ادغام اقتصادی، بهرسمیتشناختن حقوق و فرهنگ کردی و اقدامات هدفمند برای کاهش رادیکالیسم ایدئولوژیک میداند.
باشول بر این باور است که شکست نظامی YPG و انحلال SDF الزاماً به معنای پایان میراث سیاسی و اجتماعی آنها نیست. از نظر او، پرسش اصلی برای دمشق دیگر این نیست که «چه کسی امروز زمین را کنترل میکند»، بلکه این است که «چه کسی ذهنیت و معماری سیاسی نسل آینده این سرزمین را شکل خواهد داد؟»
دیدگاه کاربران