آیا کردها به احزاب سیاسی نیاز دارند؟
به گزارش کردپرس، کردها در یک قرن گذشته بیش از هر چیز درگیر مسئله بقا، حفظ هویت، مقابله با سرکوب، دفاع از سرزمین و دستیابی به حقوق سیاسی بوده اند. در چنین شرایطی، احزاب سیاسی برای سازماندهی جامعه، نمایندگی مطالبات مردم و پیشبرد اهداف کردها نقشی مهم ایفا کردهاند. اما امروز، با تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی، پرسش تازهای مطرح است: آیا کردها همچنان به همان نوع سیاست حزبی گذشته نیاز دارند یا زمان آن رسیده است که رابطه میان شهروندان و احزاب سیاسی نیز تغییر کند؟
این پرسش بهویژه در اقلیم کردستان عراق اهمیت بیشتری دارد؛ جایی که طی چند دهه گذشته نهادهای سیاسی، پارلمان، دانشگاهها، فرودگاهها، شرکتهای اقتصادی و ساختارهای حکومتی شکل گرفتهاند و جامعه کرد به دستاوردهایی رسیده است که نسلهای پیشین شاید تصور آن را نیز دشوار میدانستند.
بنابراین، مسئله امروز صرفاً این نیست که چه حزبی باید حکومت کند، بلکه این است که جامعه کردستان چگونه میتواند به مرحلهای برسد که زندگی، آینده و فرصتهای شهروندان کمتر به وابستگی آنان به احزاب سیاسی گره بخورد.
در واقع، شاید یکی از مهمترین ایدههای سیاسی برای آینده کردستان این باشد که مردم روزبهروز کمتر برای تأمین نیازهای عادی زندگی خود به احزاب نیاز داشته باشند.
اقتصاد مستقل، شهروند مستقل
یکی از مشکلات ساختاری اقلیم کردستان، پیوند تاریخی میان سیاست، اشتغال و اقتصاد است. بخش بزرگی از اقتصاد اقلیم طی سالهای گذشته به اشتغال دولتی و شبکههای سیاسی و حزبی وابسته بوده و در مواردی، دسترسی به شغل، قراردادهای اقتصادی یا فرصتهای تجاری با میزان نزدیکی افراد به مراکز قدرت سیاسی ارتباط پیدا کرده است. این وضعیت فقط یک مشکل اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً به مسئله دموکراسی نیز مربوط میشود.
وقتی یک شهروند برای یافتن شغل، دریافت وام، راهاندازی کسبوکار یا برخورداری از یک فرصت اقتصادی به یک حزب سیاسی نیاز داشته باشد، آزادی انتخاب سیاسی او نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. کسی که معیشتش به یک جریان سیاسی وابسته است، در هنگام رأی دادن یا بیان نظر خود نمیتواند کاملاً فارغ از این وابستگی تصمیم بگیرد.
به همین دلیل، استقلال اقتصادی شهروندان را میتوان بخشی از آزادی سیاسی آنها دانست.
جامعهای را تصور کنیم که در آن یک فارغالتحصیل برای یافتن شغل مجبور نباشد بداند کدام حزب یک وزارتخانه را در اختیار دارد؛ کارآفرین برای راهاندازی شرکت خود به حمایت یک مقام سیاسی نیاز نداشته باشد و جوانی که ایدهای برای ایجاد کسبوکار دارد، بتواند از طریق یک نظام بانکی شفاف و رقابتی منابع مالی دریافت کند.
در چنین شرایطی، نقش احزاب نیز تغییر خواهد کرد. حزب دیگر منبع اصلی اشتغال، درآمد و فرصت نخواهد بود، بلکه باید برای جلب اعتماد شهروندان بر اساس برنامه، عملکرد و دیدگاه سیاسی خود رقابت کند.
پرچم بهتنهایی کشور نمیسازد
این تحول به معنای کنار گذاشتن هویت کردی نیست. برعکس، میتواند به معنای جدیتر گرفتن آن باشد. ملیگرایی و میهندوستی زمانی میتوانند به نیرویی سازنده تبدیل شوند که در زندگی روزمره مردم نیز نمود پیدا کنند. پرچم بهتنهایی کشور نمیسازد. آنچه به یک پرچم معنا میدهد، جامعهای است که زیر آن زندگی میکند.
معلمی که بدون دخالت سیاسی بتواند آموزش دهد، بخشی از ساختن کردستانی واقعی است. کارآفرینی که بتواند بدون حمایت حزبی با رقبای خود رقابت کند، بخشی از روند ساختن کردستان است. زنی که از حمایت قانون برخوردار باشد، کشاورزی که بتواند از کار خود درآمد مناسبی داشته باشد، پژوهشگری که به آزمایشگاه و منابع علمی دسترسی پیدا کند و فارغالتحصیلی که بتواند بر اساس توانایی خود شغل پیدا کند نیز بخشی از ساختن کردستان هستند.
در چنین نگاهی، حاکمیت تنها به معنای کنترل بیشتر بر سرزمین نیست؛ بلکه به معنای آن است که مردم بتوانند کنترل بیشتری بر آینده خود داشته باشند.
کردستانی که شهروندانش برای ساختن آینده خود ناچار به جستوجوی یک حامی سیاسی نیستند، از نظر نهادی قدرتمندتر از کردستانی خواهد بود که بخش بزرگی از فرصتهای آن از مسیر روابط حزبی توزیع میشود.
استعدادهایی که هنوز کشف نشدهاند
یکی از مهمترین پرسشها درباره آینده کردستان این است که چه تعداد استعداد ناشناخته در جامعه وجود دارد که تاکنون فرصت شکوفایی پیدا نکردهاند.
آگیت کابایل، قهرمان سنگینوزن بوکس جهان، در آلمان از خانوادهای کرد اهل پازارجیک متولد شد و هرو مصطفی، دیپلمات کرد متولد اربیل، در آمریکا رشد کرد و به مقام سفیر این کشور رسید.
موفقیت این افراد بیش از هر چیز حاصل استعداد، تلاش و پشتکار خود آنهاست. اما داستان زندگی آنها یک نکته مهم دیگر را نیز نشان میدهد: استعداد زمانی میتواند به دستاورد تبدیل شود که در کنار آموزش مناسب، نهادهای کارآمد و فرصت واقعی قرار گیرد.
پرسش اساسی این نیست که آیا استعدادهایی در سطح آنها وجود دارد یا خیر؛ مسئله این است که چه تعداد از این استعدادها هنوز شناسایی نشدهاند.
شاید در اربیل، دهوک، سلیمانیه، یا آمد(دیاربکر)، جوانانی زندگی کنند که در صورت برخورداری از مدرسه مناسب، دانشگاه باکیفیت، نظام مالی سالم، زیرساخت ورزشی و بازار کار رقابتی، بتوانند به دانشمند، کارآفرین، ورزشکار یا هنرمندی در سطح جهانی تبدیل شوند.
جامعه کردهای مقیم خارج از منطقه نشان داده است که استعداد، سرمایه کمیاب کردها نیست. آنچه کمبود آن احساس میشود، شبکهای از نهادها و فرصتهاست که بتواند این استعدادها را در داخل کردستان شناسایی و پرورش دهد.
از مدرسه آغاز کنیم
اگر قرار است اقلیم کردستان در آینده دانشمند، کارآفرین، ورزشکار و نویسنده در سطح جهانی داشته باشد، این مسیر باید از مدرسه آغاز شود.
نتایج نخستین ارزیابی برنامه بینالمللی سنجش دانشآموزان، موسوم به «پیزا»، که در سال ۲۰۲۵ در اقلیم کردستان انجام شد، تصویری نگرانکننده از وضعیت آموزشی ارائه کرده است. بر اساس دادههای مطرحشده در این گزارش، تنها هفت درصد از دانشآموزان ۱۵ ساله اقلیم به سطح پایه مهارت در ریاضیات و خواندن رسیدهاند و این رقم در علوم ۱۹ درصد بوده است؛ در حالی که میانگین کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در این سه حوزه به ترتیب ۶۵، ۶۹ و ۷۴ درصد اعلام شده است.
هیچ شعار ملیگرایانهای نمیتواند جای آموزش باکیفیت را بگیرد
اگر اقلیم کردستان بخواهد در آینده دانشمندان، پزشکان، مهندسان، ورزشکاران و کارآفرینان موفق داشته باشد، باید زنجیرهای از فرصتها را ایجاد کند؛ زنجیرهای که از مدرسه باکیفیت و آموزش فنی و حرفهای آغاز شود، به دانشگاه و بازار کار برسد و در ادامه با دسترسی به منابع مالی، زیرساخت، برق پایدار، نظام قضایی مستقل و قراردادهای شفاف دولتی تکمیل شود.
هدف چنین ساختاری، تولید صرف نیروی کار نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که هر فرد بتواند استعداد خود را کشف کند و امکان تبدیل آن به یک زندگی مستقل و موفق را داشته باشد.
البته بازار آزاد به تنهایی نمیتواند این مشکل را حل کند. بدون نهادهای قدرتمند و قانونمند، ممکن است انحصار سیاسی به انحصار اقتصادی تبدیل شود. بنابراین، کردستان به دولتی نیاز دارد که بتواند از رقابت اقتصادی حمایت کند، مانع شکلگیری انحصار شود و از اقشار آسیبپذیر حمایت کند، اما در عین حال اجازه ندهد یک حزب یا جریان سیاسی بر اشتغال، اقتصاد و فرصتهای اجتماعی مسلط شود.
دولت قوی، شهروندان مستقل
مسئله اصلی، ایجاد دولت ضعیفتر نیست؛ بلکه ساختن دولتی کارآمدتر است که شهروندانی مستقلتر ایجاد کند.
در چنین مدلی، حزب سیاسی همچنان میتواند وجود داشته باشد، اما نقش آن تغییر میکند. حزب دیگر نباید دروازه ورود به شغل، اقتصاد، آموزش و فرصتهای اجتماعی باشد. وظیفه حزب باید ارائه برنامه سیاسی، نمایندگی مطالبات اجتماعی و رقابت برای کسب رأی مردم باشد.
در یک دموکراسی بالغ، شهروند میتواند به یک حزب رأی دهد، بدون آنکه نگران از دست دادن شغل خود باشد؛ میتواند از عملکرد دولت انتقاد کند، بدون آنکه آینده اقتصادیاش به روابط سیاسی وابسته باشد؛ و میتواند در انتخابات از یک جریان حمایت نکند، بدون آنکه دسترسیاش به حقوق و فرصتهای عمومی محدود شود.
در چنین شرایطی، حتی خود احزاب نیز ناچار خواهند شد برای حفظ جایگاه خود بیش از گذشته به عملکرد واقعی و برنامههایشان تکیه کنند.
از سیاست بقا به سیاست امکان
سیاست کردها در بخش بزرگی از یک قرن گذشته، ناگزیر با مسئله بقا سروکار داشته است؛ حفظ هویت، مقابله با سرکوب، دفاع از سرزمین و تلاش برای دستیابی به حقوق سیاسی.
این مبارزات فضای سیاسی امروز را ایجاد کردهاند. اما شاید مرحله بعدی سیاست کردی نیازمند تغییر پرسش باشد: از «چگونه باقی بمانیم؟» به «چگونه بهتر زندگی کنیم؟»
معیارهای موفقیت نیز در این صورت تغییر خواهد کرد: تعداد شرکتهایی که بدون حمایت سیاسی ایجاد میشوند، تعداد فارغالتحصیلانی که شغل مناسب پیدا میکنند، زنانی که کسبوکار خود را راهاندازی میکنند، پژوهشگرانی که منابع لازم برای تحقیقات خود را دریافت میکنند، ورزشکارانی که از آموزش حرفهای برخوردار میشوند و جوانانی که برای تحقق آرزوهای خود مجبور به ترک سرزمینشان نیستند.
از این منظر، بزرگترین سرمایه اقلیم کردستان نه فقط نفت و منابع طبیعی، بلکه سرمایه انسانی آن است؛ سرمایهای که در مدارس، دانشگاهها، محلهها و جامعه کردهای خارج از منطقه وجود دارد.
بنابراین، پرسش «آیا کردها به احزاب سیاسی نیاز دارند؟» شاید پاسخ سادهای نداشته باشد. احزاب میتوانند همچنان بخشی از ساختار سیاسی و دموکراتیک جامعه باشند، اما آینده کردستان میتواند به سمتی حرکت کند که شهروندان برای ساختن زندگی خود کمتر به آنها وابسته باشند.
شاید یکی از مهمترین ایدههای سیاسی نسل آینده کردها همین باشد: ساختن توانمند کردن مردم دو پروژه جدا از یکدیگر نیستند. اقلیم کردستان زمانی نیرومندتر خواهد شد که شهروندانش بتوانند بدون وابستگی سیاسی، استعدادهای خود را کشف کنند، آینده خود را بسازند و فرصت داشته باشند تا ببینند تا کجا میتوانند پیش بروند.
دکتر بمو نوری پژوهشگر دانشگاه لندن
نشریه آمارجی
دیدگاه کاربران