خبر ۱۴۰۵/۰۶/۲۸ ۱۰:۱۸ زمان مطالعه: 10 دقیقه (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

۱۰ فیلمی که برای شناخت سینمای کردی باید دید

سرویس جهان- سینمای کردی طی دهه‌های گذشته در جغرافیاها و نظام‌های تولید متفاوتی شکل گرفته و به همین دلیل، یک مرکز واحد ندارد. فیلمسازان کرد در عراق، ایران، ترکیه، سوریه و کشورهای محل زندگی مهاجران و جوامع دیاسپورا فعالیت داشته و آثار آنان به زبان‌ها و شیوه‌های مختلف تولید شده است.

به گزارش کردپرس، بر اساس گزارش نشریه آمارجی، این پراکندگی جغرافیایی سبب شده است موضوعاتی مانند مرز، تبعید، خشونت سیاسی، جنگ، حافظه تاریخی و سرکوب در بسیاری از آثار سینمای کردی تکرار شود؛ اما این سینما به این موضوعات محدود نمانده و در ژانرهایی مانند کمدی، عاشقانه، تریلر و وسترن نیز تجربه‌های قابل توجهی ارائه کرده است.

نشریه آمارجی در گزارشی با عنوان «۱۰ فیلم کردی که باید ببینید»، این آثار را به‌عنوان نقطه‌ای برای ورود به سینمای کردی معرفی کرده و تأکید می‌کند که این فهرست یک فهرست قطعی یا جامع از آثار سینمای کردی نیست، بلکه تنها تلاشی برای معرفی بخشی از این سینماست.

«جاده»؛ روایت آزادی در سایه سرکوب

فیلم «جاده» (Yol) محصول سال ۱۹۸۲ به کارگردانی ییلماز گونِی و شریف گورن، یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ سینمای کردی است. این فیلم که در سال ۱۹۸۲ نخل طلای جشنواره کن را به‌طور مشترک با فیلم «مفقود» ساخته کوستا گاوراس دریافت کرد، داستان زندانیانی را روایت می‌کند که از یک زندان جزیره‌ای برای یک هفته مرخصی می‌گیرند و راهی خانه می‌شوند.

سفر آنان در ترکیه تحت حاکمیت نظامی، آنها را با فقر، تعهدات خانوادگی و قواعد سختگیرانه اجتماعی مواجه می‌کند. آزادی که قرار بود با خروج از زندان آغاز شود، در بیرون از دیوارهای زندان نیز دست‌نیافتنی باقی می‌ماند.

گونِی فیلمنامه و دستورالعمل‌های ساخت فیلم را در دوران زندان نوشت و شریف گورن فیلمبرداری را انجام داد. گونِی پس از فرار از ترکیه، تدوین فیلم را برعهده گرفت.

«جاده» همچنین از نخستین آثاری بود که زندگی کردها را در شرایطی به تصویر کشید که زبان و هویت کردی در ترکیه با محدودیت‌های شدید روبه‌رو بود. حضور موسیقی، زندگی روستایی و اشاره به نام «کردستان» در فیلم، اهمیت سیاسی ویژه‌ای پیدا کرد.

از دیگر آثار مهم ییلماز گونِی می‌توان به «امید» (۱۹۷۰)، «گله» (۱۹۷۸) و «دیوار» (۱۹۸۳) اشاره کرد.

«لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند»؛ کودکان در آستانه جنگ

«لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» ساخته بهمن قبادی در سال ۲۰۰۴، زندگی کودکان یک اردوگاه پناهندگان در نزدیکی مرز عراق و ترکیه را در آستانه حمله آمریکا به عراق روایت می‌کند.

رهبر غیررسمی کودکان نوجوانی به نام «ساتلایت» است که با نصب آنتن‌های ماهواره‌ای و ترجمه اخبار تلویزیونی تلاش می‌کند از تحولات جهان باخبر شود. او همچنین کودکان دیگر را برای جمع‌آوری مین‌های زمینی به کار می‌گیرد.

ورود «آگرین»، برادر بدون دستش «هنگاو» و کودکی خردسال، وضعیت این گروه را تغییر می‌دهد. هر یک از این کودکان زخم‌های جنگ‌های پیشین را با خود حمل می‌کنند.

قبادی در این فیلم تنها تصویری از رنج ارائه نمی‌دهد. کودکان در کنار کار خطرناک خود، شوخی می‌کنند، رقابت می‌کنند، عاشق می‌شوند و با یکدیگر درگیر می‌شوند. جنگ از سطح تصمیم‌های سیاسی و نظامی به زندگی روزمره کودکانی منتقل می‌شود که باید با بقایای آن دست‌وپنجه نرم کنند.

«لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» از نخستین فیلم‌های بلند ساخته‌شده در کردستان عراق پس از سقوط حکومت صدام حسین بود و در سال ۲۰۰۴ در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد.

از دیگر آثار بهمن قبادی می‌توان به «زمانی برای مستی اسب‌ها» (۲۰۰۰)، «آوازهای سرزمین مادری» (۲۰۰۲) و «نیوه‌مانگ» یا «نیمه ماه» (۲۰۰۶) اشاره کرد.

«زِر»؛ جست‌وجوی یک ترانه در حافظه تاریخی

فیلم «زِر» ساخته کاظم اوز در سال ۲۰۱۷، داستان «جان»، دانشجوی موسیقی در نیویورک را روایت می‌کند که پس از دیدار دوباره با مادربزرگ کرد خود، «ظریفه»، با ترانه‌ای از دوران کودکی او آشنا می‌شود.

پس از مرگ مادربزرگ، جان برای یافتن ریشه این ترانه به ترکیه سفر می‌کند و این جست‌وجوی موسیقایی او را به تاریخ خانواده و سرکوب کردهای علوی و زازاکی در درسیم می‌رساند.

فیلم به کشتار و آوارگی گسترده در جریان عملیات نظامی سال‌های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ می‌پردازد، اما گذشته را در قالب یک درس تاریخی عرضه نمی‌کند. شهادت‌ها، موسیقی و چشم‌انداز منطقه به‌تدریج سکوت تاریخی را آشکار می‌کنند.

اوز همچنین تجربه سانسور را به بخشی از ساختار فیلم تبدیل کرده است. مقام‌های ترکیه خواستار حذف بخش‌هایی از فیلم شدند و اوز در جشنواره فیلم استانبول در سال ۲۰۱۷، در محل صحنه‌های حذف‌شده، قاب‌های سیاه را به نمایش گذاشت؛ اقدامی که خود به بخشی از معنای فیلم تبدیل شد.

«نامه‌ای برای پادشاه»؛ زندگی در انتظار

فیلم «نامه‌ای برای پادشاه» ساخته هشام زمان در سال ۲۰۱۴، داستان پنج ساکن یک مرکز پناهندگان در نروژ را روایت می‌کند که اجازه پیدا می‌کنند یک روز را در اسلو بگذرانند.

هر یک از این افراد هدف متفاوتی دارد. در میان آنها «میرزا»، مرد سالخورده کرد، نامه‌ای برای پادشاه نروژ با خود حمل می‌کند.

فیلم در خلال این سفر یک‌روزه، تجربه مهاجرت را از زاویه‌های متفاوت بررسی می‌کند؛ از تنهایی و سردرگمی گرفته تا امید، غرور، روابط انسانی و انتظار برای تعیین تکلیف وضعیت مهاجرت.

هشام زمان، فیلمساز کرد-نروژی که خود در کودکی تجربه جابه‌جایی و آوارگی داشته است، در آثارش بارها به موضوع مهاجرت و تعلق پرداخته است. «نامه‌ای برای پادشاه» تلاش می‌کند پناهجویان را نه به‌عنوان نمادهای صرفاً سیاسی، بلکه به‌عنوان انسان‌هایی با ویژگی‌ها، ضعف‌ها و تناقض‌های متفاوت به تصویر بکشد.

«آزمون»؛ آموزش، زنان و فساد

«آزمون» ساخته شوکت امین کورکی در سال ۲۰۲۱، داستان «روژین» را دنبال می‌کند؛ دختری که در اقلیم کردستان عراق برای ورود به دانشگاه آماده می‌شود.

پدر روژین آینده او را به قبولی در آزمون گره زده است؛ قبولی می‌تواند راه او را به سوی تحصیلات عالی باز کند و شکست ممکن است او را به ازدواجی ناخواسته سوق دهد.

خواهر بزرگ‌تر او، «شیلان»، که خود در ازدواجی ناموفق گرفتار شده، تصمیم می‌گیرد به هر شکل ممکن به روژین کمک کند. این دو در نهایت وارد شبکه‌ای سازمان‌یافته برای تقلب در آزمون می‌شوند.

کورکی این موضوع را هم‌زمان در قالب یک درام اجتماعی و تریلری پرتنش روایت می‌کند. تلفن‌های همراه، واسطه‌ها، تجهیزات مخفی و مذاکرات شتاب‌زده، آزمون دانشگاه را به بازاری برای خریدوفروش موفقیت تبدیل می‌کنند.

فیلم در عین حال نشان می‌دهد که مسئله آموزش زنان تنها به دسترسی به مدرسه و دانشگاه محدود نیست و ساختارهای خانوادگی، قدرت اقتصادی، نفوذ و سنت‌های مردسالارانه نیز بر آینده آنان تأثیر می‌گذارد.

از دیگر آثار شوکت امین کورکی می‌توان به «عبور از گرد و غبار» (۲۰۰۶)، «کیك‌آف» (۲۰۰۹) و «خاطرات روی سنگ» (۲۰۱۴) اشاره کرد.

«کوه‌های قندیل»؛ جست‌وجوی گم‌شدگان

«کوه‌های قندیل» ساخته طاها کریمی در سال ۲۰۱۰، در منطقه‌ای روایت می‌شود که مرزهای عراق، ایران و ترکیه در آن به یکدیگر نزدیک می‌شوند؛ منطقه‌ای که معمولاً در روایت‌های سیاسی و امنیتی با گروه‌های مسلح، عملیات نظامی و حملات هوایی شناخته می‌شود.

کریمی اما قندیل را از زاویه دیگری به تصویر می‌کشد. مادرانی از دو سوی مرز برای یافتن فرزندان ناپدیدشده خود راهی کوهستان می‌شوند و مسیر آنان با داستانی عاشقانه و خاطرات سه مرد از دوران جوانی پیوند می‌خورد.

فیلم به جای آنکه در پی حل معمای تک‌تک ناپدیدشدگان باشد، بر انتظار، فقدان و تأثیر مرزهای نظامی‌شده بر زندگی انسان‌ها تمرکز می‌کند.

کریمی در فیلم «۱۰۰۱ سیب» نیز به بازماندگان عملیات انفال پرداخت. او در سال ۲۰۱۳ در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد و فیلم‌شناسی کوتاه اما متمرکزی درباره مرز، ناپدیدشدن، آسیب‌های زیست‌محیطی و حافظه جمعی از خود بر جای گذاشت.

«۱۴ ژوئیه»؛ مقاومت در زندان دیاربکر

فیلم «۱۴ ژوئیه» ساخته هاشم آیدمیر در سال ۲۰۱۷، به مقاومت زندانیان سیاسی در زندان نظامی دیاربکر پس از کودتای سال ۱۹۸۰ ترکیه می‌پردازد.

زندانیان سیاسی در این زندان با تحقیر و شکنجه سیستماتیک مواجه هستند؛ اقداماتی که هدف آنها شکستن مقاومت سیاسی و هویت کردی زندانیان است.

عنوان فیلم به ۱۴ ژوئیه ۱۹۸۲ اشاره دارد؛ روزی که چهار زندانی سیاسی در اعتراض به شرایط زندان دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند.

آیدمیر در این اثر تلاش می‌کند تجربه زندان و مقاومت زندانیان را به بخشی از حافظه جمعی کردها تبدیل کند. فیلم در عین حال برای مخاطبانی که با تاریخ کودتای ۱۹۸۰، زندان دیاربکر و تحولات پس از آن آشنایی ندارند، نیازمند زمینه تاریخی بیشتری است.

«سرزمین سخت و آسمان دور»؛ زخم‌های باقی‌مانده از جنگ

«سرزمین سخت و آسمان دور» ساخته هوراز محمد در سال ۲۰۲۵، داستان «هارون»، یکی از بازماندگان جنگ داخلی کردستان، را روایت می‌کند که با خاطرات، کابوس‌ها و احساس گناه گذشته دست‌وپنجه نرم می‌کند.

او در ادامه مسیر زندگی خود با «مریم»، زنی سالخورده که همچنان در سوگ پسر مفقودشده‌اش است، همراه می‌شود. این دو برای یافتن بقایای پسر مریم راهی سفری می‌شوند تا بتوانند آیین‌های ناتمام ناشی از جنگ را به پایان برسانند.

فیلم به جای تمرکز بر نبردها و اختلافات سیاسی دهه ۱۹۹۰، پیامدهای طولانی‌مدت جنگ را در زندگی انسان‌ها بررسی می‌کند. سفر هارون و مریم، دو شکل متفاوت از سوگ و فقدان را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

«سرزمین فلفلی شیرین من»؛ وسترنی در کردستان

«سرزمین من، فلفل شیرین من» ساخته هینر سلیم در سال ۲۰۱۳، یکی از متفاوت‌ترین نمونه‌های استفاده از ژانر در سینمای کردی است.

«باران» پس از سقوط صدام حسین، زندگی نظامی را ترک می‌کند و به‌عنوان پلیس در روستایی دورافتاده در اقلیم کردستان عراق مشغول به کار می‌شود. اما او به‌سرعت درمی‌یابد که قدرت رسمی دولت در برابر نفوذ «عزیز آقا»، فرد بانفوذ محلی که تجارت، سلاح و رفتار اجتماعی مردم را کنترل می‌کند، محدود است.

در سوی دیگر، «گووند»، معلمی مستقل قرار دارد که حضورش با مخالفت خانواده‌های محافظه‌کار مواجه شده است.

سلیم داستان را در قالب یک وسترن کردی روایت می‌کند؛ اسب‌ها، کوهستان، پاسگاه مرزی و پلیسی تنها، عناصر آشنای این ژانر را به فضایی منتقل می‌کنند که جامعه‌ای در حال عبور از دیکتاتوری همچنان با سنت‌های مردسالارانه و مناسبات قدرت محلی مواجه است.

عشق آرام و تدریجی باران و گووند نیز در دل همین کشمکش شکل می‌گیرد. گلشیفته فراهانی، بازیگر ایرانی، در این فیلم ایفای نقش کرده است.

«سرزمین من، فلفل شیرین من» در سال ۲۰۱۳ در بخش «نوعی نگاه» جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد.

از دیگر آثار هینر سلیم می‌توان به «ودکا لیمون» (۲۰۰۳)، «کیلومتر صفر» (۲۰۰۵)، «دول؛ سرزمین طبل‌ها» (۲۰۰۷) و «شب‌بخیر سرباز» (۲۰۲۲) اشاره کرد.

«رنج یک ملت»؛ پیوند ادبیات و سینما

«رنج یک ملت» یا «ژانی گه‌ل» ساخته جمیل رستمی در سال ۲۰۰۷، داستان «جوامر» را روایت می‌کند که برای یافتن ماما برای همسر باردارش از خانه خارج می‌شود، اما در جریان درگیری میان معترضان کرد و نیروهای پلیس عراق در سلیمانیه بازداشت و زندانی می‌شود.

سال‌ها بعد، آزادی او به معنای بازگشت ساده به زندگی گذشته نیست. او باید همسر و فرزندی را پیدا کند که سال‌ها بدون او زندگی کرده‌اند.

داستان فیلم در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ می‌گذرد و اقتباسی از رمان «رنج یک ملت» نوشته ابراهیم احمد است. تمرکز بر خانواده و پیامدهای زندان، نشان می‌دهد که آثار سرکوب تنها به فرد زندانی محدود نمی‌شود و اعضای خانواده نیز سال‌ها با پیامدهای آن زندگی می‌کنند.

این فیلم همچنین نمونه‌ای از پیوند ادبیات و سینمای کردی است؛ روایتی که ابتدا در قالب رمان ثبت شده، از طریق سینما به مخاطبان دیگری منتقل می‌شود و بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی کردها را بازنمایی می‌کند.

فهرست آمارجی در مجموع نشان می‌دهد که سینمای کردی را نمی‌توان تنها با فیلم‌هایی درباره جنگ، سرکوب و آوارگی تعریف کرد. این سینما در کنار بازنمایی تجربه‌های تاریخی و سیاسی، به موضوعاتی مانند آموزش، روابط خانوادگی، مهاجرت، عشق، زنان، فساد، حافظه جمعی و زندگی روزمره نیز پرداخته است؛ سینمایی پراکنده در جغرافیا، اما پیوسته در دغدغه‌هایی که تجربه تاریخی کردها را شکل داده‌اند.

 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
(۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.