خبر ۱۴۰۵/۰۶/۲۸ ۱۲:۵۱ زمان مطالعه: 7 دقیقه (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

جان های نازنینی که در جاده های کردستان از دست می رود و حسرتی که انتها ندارد

در کردستان، بعضی خبرها را نمی‌شود فقط خواند و از کنارشان گذشت. باید چند لحظه مکث کرد و از خود پرسید پشت چند خط خبر، چراغ چند خانه برای همیشه خاموش شده است.

کرد پرس- پنجشنبه‌شب، در محور سقز ـ بوکان، یک زوج جوان جان باختند و راننده خودروی مقابل نیز که سرپرست یک خانواده بود، زندگی‌اش در همان جاده پایان یافت. در همان روزها، در محور مریوان ـ سنندج، چهار عضو یک خانواده در حادثه‌ای دیگر جان خود را از دست دادند؛ مسافرانی که برای وداع با جوان خانواده‌شان راهی سنندج بودند؛ جوانی که قرار بود حکم قصاص درباره او اجرا شود اما با گذشت اولیای دم، فرصت ادامه زندگی پیدا کرد. این بار، کسی که قرار بود برای وداعش بروند، ماند؛ اما چهار نفر از کسانی که برای بدرقه او راه افتاده بودند، دیگر به خانه بازنگشتند.

این فقط یک تلخی بزرگ نیست؛ یک پرسش بزرگ هم هست. چرا باید جاده‌های کردستان همچنان چنین سهم سنگینی از رنج و مرگ را بر دوش خانواده‌ها بگذارند؟

پاسخ دادن به این پرسش با گفتن یک جمله ساده، مثل «بی‌احتیاطی راننده» آسان است؛ اما اگر قرار باشد واقعاً مسئله را حل کنیم، باید از این پاسخ‌های ساده عبور کنیم. تصادف یک رویداد چندعاملی است و وقتی حوادث مرگبار در یک محور، یک منطقه یا یک نقطه بارها تکرار می‌شوند، دیگر نمی‌توان همه چیز را به شانس بد یا خطای یک راننده نسبت داد. آنجا دیگر با یک «حادثه» تنها مواجه نیستیم؛ با مسئله‌ای به نام ایمنی جاده مواجهیم.

جاده‌ای که سال‌ها از آن سخن گفته می‌شود، اما هنوز بخش‌هایی از آن نیازمند اصلاح است؛ پروژه‌ای که سال‌ها در فهرست طرح‌های عمرانی باقی می‌ماند؛ نقطه‌ای که همه می‌دانند خطرناک است اما اصلاح آن به آینده موکول می‌شود؛ و مسیری که مردم ناچارند هر روز از آن عبور کنند، حتی اگر بدانند شرایط آن مطلوب نیست. این‌ها حلقه‌هایی از یک زنجیره‌اند که در نهایت ممکن است هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر از اعتبار یک پروژه عمرانی روی دست جامعه بگذارد: جان انسان‌ها.

مسئله دقیقاً همین‌جاست. مردم با «پروژه در حال اجرا» رانندگی نمی‌کنند. با «درصد پیشرفت فیزیکی» به مقصد نمی‌رسند. برای خانواده‌ای که عزیزی را راهی جاده می‌کند، مهم نیست یک طرح راهسازی در چند جلسه تصویب شده یا چه میزان اعتبار برای آن در نظر گرفته‌اند. مردم فقط یک چیز می‌خواهند: جاده‌ای که امکان سالم برگشتن را بیشتر کند.

طولانی شدن اجرای پروژه‌های راهسازی، به‌ویژه در محورهای مهم کردستان، نیازمند توضیح روشن و شفاف است. اگر مشکل اعتبار است، مردم باید بدانند چه میزان اعتبار لازم است و چه میزان تأمین شده است. اگر مشکل پیمانکار است، باید مشخص باشد پروژه در چه مرحله‌ای قرار دارد و چه اقدامی برای رفع مانع انجام شده است. اگر مشکل فنی یا تملک اراضی است، باید درباره آن اطلاع‌رسانی شود. نمی‌توان سال‌ها از یک پروژه سخن گفت و در نهایت، تنها پاسخ مردم این باشد که «پروژه در حال اجراست».

این پاسخ برای خانواده‌ای که یکی از اعضایش را در همان جاده از دست داده، کافی نیست.

البته نقد عملکرد دستگاه‌های مسئول نباید به معنای نادیده گرفتن مسئولیت رانندگان باشد. جاده هر اندازه هم اصلاح شود، سرعت غیرمجاز، سبقت پرخطر، خواب‌آلودگی، بی‌توجهی به شرایط جوی، استفاده نکردن از کمربند ایمنی و رفتارهای پرریسک همچنان می‌تواند حادثه‌آفرین باشد. فرهنگ رانندگی نیز بخشی جدی از مسئله است و نمی‌توان همه تقصیرها را متوجه جاده کرد.

اما همین نکته، مسئولیت متولیان را کم نمی‌کند؛ برعکس، آن را دقیق‌تر می‌کند.

ایمنی زمانی شکل می‌گیرد که همه حلقه‌ها هم‌زمان درست کار کنند: جاده ایمن، خودروی ایمن، راننده مسئول، نظارت مؤثر و امدادرسانی سریع. اگر یکی از این حلقه‌ها ضعیف باشد، احتمال آنکه یک اشتباه انسانی به حادثه‌ای جبران‌ناپذیر تبدیل شود، افزایش پیدا می‌کند.

در این میان، خودرو نیز نباید از معادله ایمنی حذف شود. مردم نباید میان «جاده نامناسب» و «خودروی ناایمن» گرفتار انتخابی ناخواسته باشند. ارتقای استانداردهای ایمنی خودروها، معاینه فنی واقعی و نظارت جدی بر وضعیت وسایل نقلیه، بخشی از همان پازلی است که باید برای کاهش تلفات تکمیل شود.

با این حال، یک سؤال اساسی همچنان باقی است: پس از هر تصادف مرگبار چه اتفاقی می‌افتد؟

آیا فقط آمار ثبت می‌شود، مقصر احتمالی مشخص می‌شود، خانواده‌ای عزادار می‌شود و چند روز بعد همه‌چیز به روال عادی بازمی‌گردد؟ یا اینکه هر حادثه مرگبار باید به یک «پرونده ایمنی» نیز تبدیل شود؟

اگر در نقطه‌ای چندین حادثه رخ داده، باید بررسی شود چرا. اگر یک محور مرتباً شاهد تصادفات شدید است، باید علت آن به شکل تخصصی بررسی شود. اگر یک پیچ، تقاطع، شیب، مسیر دسترسی یا محدوده خاصی خطرآفرین است، نباید منتظر حادثه بعدی ماند تا دوباره درباره آن جلسه برگزار شود.

مدیریت ایمنی یعنی پیش از آنکه مرگ اتفاق بیفتد، خطر را ببینیم. این همان جایی است که انتظار از مسئولان باید جدی‌تر شود. مردم حق دارند بدانند وضعیت پروژه‌های مهم راهسازی استان چیست، چه میزان پیشرفت واقعی دارند، چه موانعی بر سر راه آنهاست و چه زمان‌بندی مشخصی برای تکمیل بخش‌های اولویت‌دار وجود دارد. انتشار منظم این اطلاعات، نه لطف به افکار عمومی، بلکه بخشی از پاسخگویی دستگاه‌های اجرایی است.

از سوی دیگر، تا زمانی که پروژه‌ای به پایان نرسیده، نباید ایمنی مردم معطل بماند. برای محورهایی که تکمیل آنها زمان‌بر است، باید برنامه موقت و فوری ایمنی وجود داشته باشد؛ از اصلاح نقاط پرخطر و خط‌کشی و تابلوگذاری مناسب گرفته تا کنترل سرعت، روشنایی نقاط حساس، ساماندهی تقاطع‌ها و تقویت حضور نیروهای امدادی و نظارتی در محدوده‌های پرحادثه.

این اقدامات شاید هیچ‌کدام به اندازه افتتاح یک پروژه بزرگ، تصویر تبلیغاتی جذابی نداشته باشند؛ اما برای خانواده‌ای که عزیزش سالم به خانه برمی‌گردد، ارزش آنها بسیار بیشتر است.

کردستان برای حل مسئله جاده‌هایش به وعده تازه احتیاج ندارد؛ به برنامه، زمان‌بندی، نظارت و نتیجه قابل اندازه‌گیری احتیاج دارد.

باید از خود بپرسیم وقتی درباره یک محور جاده‌ای صحبت می‌کنیم، معیار موفقیت چیست؟ چند کیلومتر ساخته شده؟ چند میلیارد تومان اعتبار هزینه شده؟ چند جلسه برگزار شده؟ یا تعداد انسان‌هایی که سالم از آن مسیر عبور کرده‌اند؟

اگر پاسخ، گزینه آخر است، آن‌وقت نگاه ما به راهسازی تغییر خواهد کرد.

آن روز دیگر کافی نیست بگوییم فلان پروژه چند درصد پیشرفت دارد؛ باید بگوییم میزان تصادفات و تلفات در آن محور چقدر کاهش یافته است. دیگر کافی نیست از افتتاح یک قطعه راه سخن بگوییم؛ باید دید آیا آن قطعه واقعاً خطر سفر را کمتر کرده است یا نه. دیگر نباید منتظر بمانیم تا یک خانواده داغدار شود و بعد به فکر اصلاح یک نقطه حادثه‌خیز بیفتیم.

حادثه‌های اخیر دوباره زنگ خطر را به صدا درآورده‌اند؛ زنگ خطری که سال‌هاست در جاده‌های کردستان شنیده می‌شود.

این بار اما نباید فقط چند روز درباره آن حرف زد و بعد فراموشش کرد.

پشت هر عدد در آمار تلفات، یک انسان ایستاده است؛ یک پدر، یک مادر، یک فرزند، یک همسر، یک برادر یا یک خواهر. برای دستگاه اداری، یک حادثه ممکن است یک شماره پرونده باشد؛ اما برای یک خانواده، آغاز سال‌هایی است که هیچ تصمیم و بودجه‌ای نمی‌تواند عزیز از دست‌رفته را بازگرداند.

جاده‌های کردستان باید از «مسیرهای در حال اصلاح» به «مسیرهای واقعاً ایمن» تبدیل شوند. این تغییر با یک افتتاحیه، یک وعده یا یک جلسه اتفاق نمی‌افتد؛ با تصمیم‌های جدی، اعتبار پایدار، اجرای دقیق، نظارت مستمر و پاسخگویی روشن اتفاق می‌افتد.

و شاید امروز، پس از این همه حادثه، وقت آن رسیده باشد که یک سؤال ساده اما جدی از همه متولیان بپرسیم:

برای اینکه حادثه بعدی اتفاق نیفتد، دقیقاً چه کاری قرار است انجام شود و چه زمانی؟

مردم کردستان پاسخ کلی نمی‌خواهند. آنها تاریخ، برنامه و اقدام می‌خواهند.

چون جاده باید محل عبور زندگی باشد، نه جایی که زندگی متوقف شود.

آخر جاده باید خانه باشد؛ نه مجلس ختم.

یادداشت/ منصور  اولی

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
(۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.