خبر ۱۴۰۵/۰۷/۰۶ ۱۳:۵۷ زمان مطالعه: 5 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

ارتباط مسئله کردهای ترکیه با معادلات منطقه‌ای

سرویس جهان- استاد حقوق دانشگاه آمریکایی قبرس با استناد به دیدگاه یک فعال فقید قبرسی، مسئله کردها را با معادلات سیاسی قبرس و نقش منطقه‌ای ترکیه مرتبط کرده و معتقد است تحولات روند صلح در ترکیه می‌تواند فراتر از مرزهای این کشور پیامدهایی برای منطقه داشته باشد.

به گزارش کردپرس، توماس جیمز فیلیپس، استاد حقوق دانشگاه آمریکایی قبرس، در یادداشتی در روزنامه «سایپروس میل» با بررسی روند تازه صلح میان دولت ترکیه و جنبش سیاسی کردها، این روند را فرصتی محدود اما مهم برای انتقال مسئله کردها از میدان نظامی به عرصه سیاسی و دموکراتیک دانسته است؛ با این حال، او هشدار می‌دهد که این روند می‌تواند در صورت فقدان اصلاحات سیاسی در ترکیه، به معامله‌ای پرهزینه برای کردها تبدیل شود.

فیلیپس در این یادداشت با استفاده از ایده‌ای از فئودور داستایفسکی درباره ضرورت برداشتن گام‌های کوچک برای دستیابی به تغییرات بزرگ، وضعیت کنونی جنبش کردها در ترکیه را به تلاش برای برداشتن یک «گام پنج اینچی» تشبیه می‌کند. به باور او، رهبران کرد با وجود اهداف بلندپروازانه خود درباره دموکراسی، تکثر قومی و مذهبی، حقوق فرهنگی، توانمندسازی زنان و ایجاد الگویی فراتر از دولت-ملت‌ها، در شرایط کنونی ناچارند بخشی از این بلندپروازی‌ها را کنار بگذارند و وارد مرحله‌ای محدودتر اما عملی‌تر شوند.

این نویسنده معتقد است شرایط منطقه‌ای نیز کردها را به اتخاذ چنین رویکردی سوق داده است. به نوشته او، در شرایطی که حمایت آمریکا از نیروهای کرد در شمال سوریه در حال کاهش است و محیط منطقه‌ای و جهانی نیز دستخوش تغییر شده، رهبران جنبش سیاسی کردها دعوت دولت باغچلی، رهبر حزب حرکت ملی‌گرا، برای خلع سلاح را پذیرفته‌اند؛ اقدامی که از نگاه فیلیپس در شرایطی غیرمنتظره، نشانه آمادگی کردها برای ورود به مرحله‌ای سیاسی است.

فیلیپس می‌نویسد اگر این روند بتواند به مشارکت سیاسی معنادار کردها، تضمین حقوق فرهنگی، آموزش به زبان مادری کردی، پایان خشونت و برخی سازوکارهای عدالت انتقالی منجر شود، این امتیازات می‌تواند ارزش چنین «گام کوچکی» را داشته باشد. از دیدگاه او، انتقال مسئله کردها از مسیر نظامی به مسیر سیاسی و دموکراتیک همچنین می‌تواند در آینده زمینه را برای تغییرات عمیق‌تر در ساختار سیاسی ترکیه فراهم کند و از شدت رویکرد ملی‌گرایی در این کشور بکاهد.

با این حال، نویسنده بر خطرهای موجود در این روند تأکید می‌کند و مهم‌ترین مسئله را زمان‌بندی سیاسی آن می‌داند. او معتقد است روند صلح در مقطعی دنبال می‌شود که رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، به آرای کردها برای انتخابات احتمالی آوریل ۲۰۲۸ نیاز دارد. از نگاه فیلیپس، همین مسئله این نگرانی را ایجاد می‌کند که روند صلح بیش از آنکه بخشی از یک تحول دموکراتیک باشد، به ابزاری برای تأمین منافع سیاسی اردوغان تبدیل شود.

فیلیپس در ادامه استدلال می‌کند که در سیاست ترکیه نشانه روشنی از حرکت دولت به سوی یک تحول دموکراتیک گسترده دیده نمی‌شود. او به اقداماتی مانند برکناری شهرداران منتخب، استفاده سیاسی از دستگاه قضایی و زندانی کردن مخالفان اشاره می‌کند و معتقد است روش‌هایی که ابتدا در مواجهه با کردها به کار گرفته شدند، اکنون در سطح وسیع‌تری علیه مخالفان سیاسی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

این استاد حقوق، برای توصیف این وضعیت به تحلیلی از «اروغورول کورکچو» در نشریه آمریکایی «جاکوبین» استناد می‌کند که روند موسوم به «ترکیه عاری از تروریسم» را نه نشانه آغاز یک تحول دموکراتیک، بلکه نوعی توافق محدود برای کاهش درگیری در چارچوب تداوم اقتدارگرایی در ترکیه دانسته است.

فیلیپس در بخش دیگری از یادداشت خود به ارتباط مسئله کردها با قبرس می‌پردازد و به جمله مشهور تئوفیلوس جورجیادیس، روزنامه‌نگار و فعال قبرسی، اشاره می‌کند که گفته بود «آزادی قبرس از کوه‌های کردستان می‌گذرد». او توضیح می‌دهد که نخستین‌بار این عبارت را در جریان نشست کمیسیون مدنی اتحادیه اروپا و ترکیه در پارلمان اروپا شنیده و از همان زمان آن را دارای معنای سیاسی روشنی دانسته است.

به باور او، ارتباط میان مسئله کردها و قبرس از آن جهت اهمیت دارد که هر دو موضوع به تعامل با یک قدرت منطقه‌ای واحد، یعنی ترکیه، مربوط می‌شوند؛ کشوری که به گفته نویسنده، دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد. با این حال، فیلیپس تأکید می‌کند که حمایت قبرس از کردها نباید ماهیتی معامله‌گرایانه داشته باشد و تلاش کردها برای کنار گذاشتن مسیر نظامی و ورود به عرصه سیاسی، مستقل از منافع کوتاه‌مدت دیگر بازیگران، شایسته حمایت است.

او در عین حال نسبت به سرنوشت این روند ابراز تردید می‌کند و می‌پرسد آیا این «گام پنج اینچی» می‌تواند در نهایت به ایجاد ترکیه‌ای معتدل‌تر، انعطاف‌پذیرتر و صلح‌آمیزتر منجر شود یا نه. از دیدگاه فیلیپس، احتمال دیگری نیز وجود دارد که این روند به نوعی «معامله فاوستی» تبدیل شود؛ به این معنا که کردها در ازای صلح، بخشی از آزادی‌های اساسی خود را واگذار کنند و در مقابل، ساختار اقتدارگرای دولت ترکیه تقویت شود.

نویسنده سناریوی دیگری را نیز خطرناک می‌داند: اینکه دولت ترکیه نتواند یا نخواهد از فرصت ایجادشده برای پیشبرد اصلاحات سیاسی استفاده کند و پس از پایان یافتن ملاحظات سیاسی و امنیتی خود، روند صلح را کنار بگذارد. فیلیپس برای هشدار درباره این احتمال به شکست تلاش قبلی صلح در سال ۲۰۱۵ اشاره می‌کند که به گفته او، پیامدهای خونینی به دنبال داشت.

از نگاه نویسنده، بنابراین سرنوشت روند کنونی هنوز مشخص نیست و نمی‌توان با اطمینان گفت که آیا رابطه میان مسئله کردها و آینده دموکراتیک ترکیه به نتیجه‌ای پایدار خواهد رسید یا خیر. با این حال، او معتقد است در شرایط کنونی گزینه‌ای جز امید باقی نمانده است.

فیلیپس در جمع‌بندی یادداشت خود می‌نویسد هنوز زود است که بتوان گفت آیا «آزادی قبرس از کوه‌های کردستان می‌گذرد» یا نه، اما روند کنونی نشان می‌دهد که تحولات مربوط به مسئله کردها می‌تواند فراتر از مرزهای ترکیه پیامدهایی برای معادلات منطقه‌ای، از جمله قبرس، داشته باشد.

 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.