راهبرد الشرع و کوبانی برای جلوگیری از بروز جنگ جدید در سوریه
به گزارش کردپرس، مجله نیولاینز آمریکا درباره علت عدم ادامه درگیری میان نیروهای الشرع و مظلوم کوبانی نوشت روند ادغام نیروهای کرد در ساختار دولت سوریه با انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) وارد مرحله نهایی شده است؛ روندی که به نوشته نیولاینز، بهرغم اختلافات عمیق میان دمشق و کردها، تاکنون مانع از وقوع جنگی گسترده در شمالشرق سوریه شده است. احمد الشرع، رئیسجمهوری انتقالی سوریه، و مظلوم عبدی، فرمانده کل نیروهای دموکراتیک سوریه، با مهار نیروهای تندرو در دو سوی مناقشه، توانستهاند راهحلی سیاسی برای منطقهای پیدا کنند که در آستانه تبدیل شدن به میدان جنگ داخلی و رویارویی قدرتهای خارجی قرار داشت.
مظلوم عبدی روز ۲۵ اوت اعلام کرد که نیروهای دموکراتیک سوریه منحل شدهاند. این تصمیم در چارچوب روند ادغام نیروهای این گروه در وزارت دفاع سوریه اتخاذ شد. بر اساس ترتیبات جدید، سه تیپ کاملاً کرد ارتش سوریه در حسکه و قامیشلو مستقر شدهاند و یک تیپ دیگر نیز در کوبانی حضور دارد. به این ترتیب، مناطق کردنشین سوریه دستکم در سطح نیروهای محلی، توسط نیروهای کرد اداره امنیتی و نظامی میشوند، نه نیروهای خارجی یا گروههای مسلح وابسته به دیگر طرفها.
عبدی نیز به عنوان مشاور ریاستجمهوری سوریه منصوب شده است.
این توافق برای هر دو طرف یک مصالحه محسوب میشود. انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه همزمان با پایان یافتن ساختار اداره خودگردان شمال و شرق سوریه و تجربه موسوم به «روژاوا» صورت گرفته است؛ تحولی که برای بخشی از اعراب و دیگر ساکنان شمالشرق سوریه پایان حاکمیتی تلقی میشود که آن را سرکوبگرانه میدانستند. در مقابل، بسیاری از کردها پایان تجربه خودگردانی را از دست دادن یکی از مهمترین دستاوردهای سیاسی و امنیتی خود میدانند و نسبت به آینده حقوقشان در سوریه نگران هستند.
از سوی دیگر، شماری از اعراب سوری نیز نسبت به باقی ماندن برخی ساختارهای محلی تحت مدیریت افرادی که تا همین اواخر یک پروژه سیاسی مستقل را اداره میکردند، نگرانی دارند. با این حال، مهمترین نتیجه روند کنونی این است که شمالشرق سوریه بار دیگر به میدان جنگ تبدیل نشده و اختلافات عمدتاً از مسیر مذاکره دنبال میشود.
این وضعیت اما در اواخر سال ۲۰۲۴ بسیار بعید به نظر میرسید.
در اواخر نوامبر و اوایل دسامبر ۲۰۲۴، همزمان با پیشروی نیروهای هیئت تحریر الشام به رهبری احمد الشرع در شهرهای غربی سوریه و فروپاشی حکومت بشار اسد، نیروهای موسوم به ارتش ملی سوریه که تحت حمایت ترکیه بودند، به مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه در شمالشرق حمله کردند.
ارتش ملی سوریه با پشتیبانی نیروی هوایی ترکیه تل رفعت و منبج را از کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه خارج کرد. در منبج، به گفته نویسنده، برخی جنگجویان این گروه و ساکنان عرب، کردها را از خانههایشان بیرون راندند و اموال آنها را غارت کردند.
نیروهای ارتش ملی سوریه که برخی از آنها در جریان جنگ با داعش از مناطق شرقی سوریه رانده شده بودند و امکان بازگشت به خانههایشان را پیدا نکرده بودند، انگیزههای زیادی برای ادامه جنگ داشتند. در همان زمان، نشانههایی از آمادگی بخشی از جمعیت عرب شمال و شرق سوریه برای ورود به درگیری گستردهتر دیده میشد.
با سقوط دمشق، این خطر وجود داشت که جنگ در شمالشرق سوریه نیز شعلهور شود. در دیرالزور، غیرنظامیان مسلح به ایستهای بازرسی حمله کردند و شماری از نیروهای عرب عضو نیروهای دموکراتیک سوریه نیز از این گروه جدا شدند. شهر دیرالزور تا ۱۱ دسامبر، سه روز پس از فرار بشار اسد به مسکو، عملاً از کنترل نیروهای کرد خارج شده بود.
شرایط برای آغاز یک جنگ تمامعیار فراهم بود. هر دو طرف نیز میتوانستند از حمایت قدرتهای منطقهای برخوردار شوند: ترکیه از دمشق حمایت میکرد و اسرائیل نیز از نیروهای دموکراتیک سوریه پشتیبانی میکرد. نیروهای دموکراتیک سوریه تمایلی به سازش با دشمنان دیرینه خود نداشتند و نیروهای ارتش ملی سوریه نیز برای ادامه جنگ آماده بودند.
در این نقطه، نقش احمد الشرع و مظلوم عبدی تعیینکننده شد.
الشرع مانع ادامه پیشروی نیروهای تحت حمایت ترکیه شد و به جای روی آوردن به گزینه نظامی، با عبدی وارد مذاکره شد. نتیجه این مذاکرات توافق ۱۰ مارس ۲۰۲۵ برای ادغام شمالشرق سوریه در ساختار دولت مرکزی بود؛ توافقی که از سوی ایالات متحده حمایت شد، اما مخالفانی جدی در میان تندروهای دو طرف داشت.
با وجود آنکه دو طرف برداشتهای متفاوتی از مفاد توافق داشتند و روند اجرای آن بارها در آستانه شکست قرار گرفت، الشرع و عبدی تلاش کردند نیروهای تندرو و فرماندهان میدانی خود را مهار کنند.
به نوشته نویسنده، نقطه قوت اصلی این دو رهبر نه الزاماً تمایل ذاتی به صلح، بلکه توانایی آنها در تشخیص محدودیتهای سیاسی و نظامی و درک «هنر ممکن» بوده است. هر دو در طول جنگ سوریه توانستهاند با ارزیابی تغییر موازنه قدرت، میان جنگ و مذاکره انتخاب کنند و برخلاف بشار اسد یا بنیامین نتانیاهو، کمتر اجازه دادهاند غرور و بلندپروازی سیاسی تصمیمهایشان را تحت تأثیر قرار دهد.
توافق مارس ۲۰۲۵ نیز در شرایطی به دست آمد که حکومت الشرع با مشکلات جدی روبهرو بود. چند روز پیش از آن، شورشیان وابسته به حکومت سابق در مناطق ساحلی دست به شورش زده بودند و پس از آن، نیروهای حامی حکومت در جریان کشتارهای فرقهای، شمار زیادی از علویان را هدف قرار دادند.
در چنین شرایطی، برخی از کردها معتقد بودند عبدی با توافق با الشرع در واقع به او فرصت نجات از یک بحران سیاسی و بینالمللی داده است. اما از نگاه دیگر، عبدی ممکن است زمان مناسبی را برای مذاکره انتخاب کرده باشد؛ زمانی که توانایی دمشق برای اداره سوریه بدون جلب رضایت اقلیتها بهشدت زیر سؤال رفته بود.
با این حال، احمد الشرع نیز در مقطعی محاسبه اشتباهی انجام داد.
در ژوئیه ۲۰۲۵، حکومت سوریه نیروهای خود را برای مداخله در درگیری میان گروههای مسلح دروزی و عشایر بدوی به سویدا اعزام کرد. هدف دمشق برقراری انحصار دولتی بر استفاده از زور بود، اما حکومت با انتخاب راهحل نظامی سریع به جای مذاکره سیاسی، با شکست جدی مواجه شد.
دروزیها که پیشتر دچار اختلاف بودند، در برابر حمله نیروهای خارجی متحد شدند. نیروهای حامی حکومت نیز بار دیگر به کشتارهای فرقهای متهم شدند و برخی روستاها به آتش کشیده شد. اسرائیل نیز به نیروهای حکومت سوریه حمله کرد.
در نتیجه، دمشق نهتنها نتوانست کنترل خود بر سویدا را افزایش دهد، بلکه این منطقه پس از درگیریها از مرکز فاصله بیشتری گرفت.
شکست سویدا در مقابل، موضع مخالفان سازش با دمشق در داخل نیروهای دموکراتیک سوریه را تقویت کرد. نیروهای کرد عملیات بسیج نیرو، ساخت تونل و دیگر اقدامات آمادگی برای جنگ را در شمالشرق سوریه آغاز کردند.
اما بار دیگر محاسبات واقعگرایانه بر گرایش به جنگ غلبه کرد.
برای احمد الشرع، شکست سویدا نشان داد که اتکا به قدرت نظامی و اعتماد بیش از حد به توانایی حکومت میتواند هزینه سنگینی داشته باشد. برای مظلوم عبدی نیز روشن بود که تداوم ساختار نیروهای دموکراتیک سوریه در بلندمدت از نظر راهبردی امکانپذیر نیست.
مهمترین تغییر در موقعیت کردها، کاهش نقش نیروهای دموکراتیک سوریه به عنوان نیروی زمینی ائتلاف بینالمللی علیه داعش بود. دمشق به تدریج این نقش را بر عهده میگرفت و ایالات متحده نیز تمایل خود را برای خروج نیروهایش از سوریه نشان داده بود. واشنگتن دیگر حاضر نبود مانند گذشته نقش حامی اصلی نیروهای دموکراتیک سوریه را ایفا کند.
فرانسه تا حدودی در حمایت از کردها وارد عمل شد، اما این حمایت نیز به معنای مخالفت با حاکمیت سوریه بر شمالشرق نبود.
در سوی دیگر، ترکیه همچنان ارتش خود را در مرزهای مناطق کردنشین سوریه مستقر نگه داشته بود. همزمان، پارلمان ترکیه روند صلح با عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کردستان، را تصویب کرده بود؛ سازمانی که نیروهای دموکراتیک سوریه ریشههای خود را در آن دارد.
در چنین شرایطی، تهدید اقدام نظامی ترکیه از یک سو و روند صلح با اوجالان از سوی دیگر، هر دو به عاملی برای تشویق نیروهای دموکراتیک سوریه به سازش با دمشق تبدیل شدند.
با وجود این، حل نهایی اختلافات بدون یک دور دیگر درگیری امکانپذیر نشد.
در ژانویه ۲۰۲۶، نیروهای حکومت سوریه ابتدا نیروهای دموکراتیک سوریه را از شهر حلب عقب راندند و سپس برای خارج کردن آنها از مناطق اطراف سد فرات وارد نبرد شدند. در این مرحله، نیروهای عرب عضو نیروهای دموکراتیک سوریه به صورت گسترده از این گروه جدا شدند و نیروهای دولتی و گروههایی از غیرنظامیان مسلح، نیروهای کرد را به سمت مناطق کردنشین عقب راندند.
در جریان این درگیریها، مواردی از نقض حقوق و خشونت از سوی هر دو طرف گزارش شد، اما ابعاد آن به مراتب محدودتر از وقایع سویدا بود. همزمان با نبرد، مذاکرات فشرده نیز ادامه داشت و تام باراک، فرستاده آمریکا، میان اربیل و دمشق رفتوآمد میکرد.
سرانجام توافق جدیدی برای اجرای توافق ۱۰ مارس ۲۰۲۵ به دست آمد. بر اساس این توافق، گذرگاههای مرزی و میادین نفتی به دولت مرکزی بازگردانده شدند، نیروهای دموکراتیک سوریه در ارتش ملی ادغام شدند و حقوق شهروندی کامل، به همراه حقوق فرهنگی و زبانی، برای کردهای سوریه به رسمیت شناخته شد.
با این حال، پایان ساختار نظامی نیروهای دموکراتیک سوریه به معنای پایان اختلافات میان کردها و دمشق نیست.
کردهایی که پیشتر فاقد ثبت رسمی بودند، اکنون به عنوان شهروند سوریه شناخته شدهاند، اما به دلیل باقی ماندن عنوان رسمی «جمهوری عربی سوریه»، در روند ثبت رسمی خود با عنوان «عرب سوری» مواجه میشوند.
در حسکه نیز معترضان چندین بار تابلوی دولتی را که به زبان کردی نوشته نشده بود پایین کشیدهاند. از سوی دیگر، قبایل عرب برای نشان دادن نارضایتی خود از ادامه حضور کادرهای نیروهای دموکراتیک سوریه در ایستهای بازرسی، «چادرهای جنگ» برپا کردهاند.
آینده یگانهای مدافع زنان، شاخه زنانه نیروهای دموکراتیک سوریه، نیز همچنان محل اختلاف است. وضعیت آموزش زبان کردی در مدارس نیز هنوز به طور کامل حل نشده است.
با وجود این اختلافات، یک تفاوت اساسی با گذشته وجود دارد: مناقشات شمالشرق سوریه بار دیگر به جنگ مسلحانه تبدیل نشده است.
مذاکرات سیاسی، گفتوگوهای اجتماعی و حتی جدال در شبکههای اجتماعی جای درگیریهای مسلحانه را گرفتهاند. شمالشرق سوریه تاکنون نه به جنگ داخلی تازهای سقوط کرده و نه به میدان رویارویی مستقیم قدرتهای بینالمللی تبدیل شده است.
از نگاه نویسنده، این مهمترین دستاورد احمد الشرع و مظلوم عبدی است: آنها در مقاطع حساس، محدودیتهای واقعیت سیاسی و نظامی را پذیرفتند و اجازه ندادند جاهطلبی یا غرور، سوریه را وارد جنگی تازه کند. آینده این سازش هنوز قطعی نیست، اما تا اینجا، مسیر سوریه از جنگی که بسیاری انتظارش را داشتند، به سوی مذاکره و ادغام تغییر کرده است.
دیدگاه کاربران