از مین جنگ تا مین معیشت/ *امید حوریان
جنگ هشت ساله در مناطق کردنشين نزديک به 35 سال است ادامه دارد و هر سال نيز قربانيان بيشتري ميگيرد. اگر اين گزاره که ايران بزرگترين قرباني مين در جهان است را صحيح بدانيم* بايد اين واقعيت را نيز بپذيريم که کردها بزرگترين قربانيان اين سلاح کاشتني در کشور و به تبع آن در جهان معاصر هستند.
در زمان جنگ ايران و عراق 16 تا 20 ميليون قطعه انواع مين در خاک ايران کاشته شد. قاعده اين است که سربازان دو سوي درگيري، بر اساس نقشههاي دقيق جنگي و تحت شرايطي خاص در مناطقي خاص، براي جلوگيري از پيشروي نيروهاي دشمن، مين بکارند تا امکان کنترل آنها و بعدها پاکسازي منطقه از مين وجود داشته باشد. اما به هر دليل امروزه چنين نقشههايي در دست نيست يا اگر هست به دلايل مختلفي چون رانش زمين، فرسايش خاک، زلزله، باد، باران، سيل و ... معادلات نقشهها بهم ريخته است. ما از تعداد دقيق مينهاي عمل نکرده در زمان جنگ هم بيخبريم اما ميدانيم که تعداد بسيار زيادي انواع مين عمل نکرده هنوز در خاک استان هاي نوار مرزي کشور پنهان است و با کوچکترين اشاره منفجر ميشود. اين يعني جنگ هشت ساله حالا حالاها ادامه دارد و هر بار به شمار قربانيانش اضافه ميکند. قربانياني که سالها پس از پايان رسمي جنگ، هنوز با دشمن پنهان شده در زير خاک ميجنگند و جان ميسپارند. ياد آن معلم جوان نوسودي ميافتم که در باغچه کوچک خانه اش مين منفجر شد و چشمهايش را گرفت، ياد کولبري که با 50 کيلو بار در سراشيبي برفگير کوه از کمين گريخت اما مين امانش را نداد، ياد مينروبهاي جان برکفي که هر سال ترک يار ميکنند و در غربت ديارشان ميآيند تا عمليات خنثيسازي انجام دهند و هرگز برنميگردند.
سي سال از جنگ گذشته است، کاش مينها نيز بازنشسته ميشدند. سال 97 يعني در سي سالگي پايان جنگ، بيشتر از 60 نفر در ايران و عمدتا در مناطق کردنشين قرباني مين شدند. البته آمارهاي رسمي از تلفات مربوط به دامهاي کشاورزان منطقه اطلاع دقيقي ندارند و زيان مالي ناشي از اين گونه تلفات را در خانوادههاي کشاورزي چندان برنميشمارند. هر سال هزينههاي بسياري براي خنثي کردن مينها مصرف ميشود و روند خنثيسازيها به رغم دشوار بودن کار و عدم وجود اطلاعات کافي و دقيق از ميدانهاي مين و ابعاد و مختصات مينکاريها همچنان ادامه دارد. در سي سال گذشته بيش از 5 ميليون عدد انواع مين ضد نفر، ضد خودرو و ضد تانک کشف و خنثي شده است. چيزي در حدود هزار نفر از يگانهاي ويژه مينروبي نيز در اين مدت قرباني مين شدهاند؛ از اين شمار 850 نفر زخمي و بقيه شهيد شدهاند.
با اين همه بناي ما روضه خواندن نيست. «مارف ئاغايي» کتابي دارد به نام «زهوي سهخت و ئاسمان دوور». نام اين کتاب حکايت امروز کردستان ماست. گويي وضعيت معلق ميان زمين و آسمان ما را بيان کرده است. اما همه مينها در زير زمين نيست. بيکاري، فقر، توسعه نيافتگي، کمتوجهي و ويژهخواري، ولنگاري مديريتي و ... مينهاي روي زمين هستند. مينهايي که البته صدام حسين نکاشته است. مينهاي صدام تنها يکبار منفجر ميشوند و خلاص. مينهاي روي زمين هر روز بارها منفجر ميشوند و هر روز قرباني ميگيرند. ما نميتوانيم کنترل کاملي روي مينهاي زيرزميني داشته باشيم. اطلاعات دقيقي هم از آنها نداريم اما ميتوانيم بخواهیم تا در کنار خنثيسازي مينهاي باقي مانده از جنگ، سطح رفاه و شيوه معيشتي مردم منطقه را به ميانگين کشور نزديک کنيم. هيچ معني ندارد شهرها و استانهايي که در زمان جنگ بيشترين آسيبها را ديدند، 30 سال بعد از جنگ همچنان در فقر و بيکاري به سر ببرند. هيچ معني ندارد که در يک استان مرزي بيکاري بيش از 20 درصد باشد و در استاني ديگر کمتر از 7 درصد. مينهاي معيشتي کشندهتر از مينهاي جنگي هستند و متاسفانه ما هر دو را با هم داريم.
(*در آمارهاي رسمي کشور مصر به عنوان بزرگترين قرباني مين معرفي شده است اما برخي معتقدند که عدم اطلاعات کافي در مورد تعداد مينهاي موجود در خاک ايران و عدم دسترسي به نيروهاي متخصص بينالمللي براي خنثيسازي، جايگاه ايران را بغرنجتر از مصر کرده است.)
*روزنامهنگار
دیدگاه کاربران