ز گهواره تا گور رای بجوی/ امیر شریفی
سخن پیشینیان گاهی آنچنان موثر واقع می شود که حتی در رفتارشناسی یک نسل هم اثر می گذارد. روزگاری که فردوسی ضرب المثل شهیر ز گهواره تا گور دانش بجوی را به رشته تحریر درآورد خبر نداشت که در آینده جمعی از خدومان مردم با الهام از این ضرب المثل امان از گهواره و گور ملت می بُرند و آرامستان متوفیان را به آرای-بستان خود تبدیل می کنند و الا شاید در این قالب موزون از نقل حدیث نبوی صرف نظر می کرد. خلاصه اینکه کلنگ پوسیده سیاست به قبور مردگان هم رسید و آرامشی را که سالهاست از زندگان دریغ نموده است بر مردگان نیز حرام داشت.
از فردوسی و پشیمانیش در تحریر این ضرب المثل گر گذر کنیم داستان آرامستان بدعتی نو دارد. بهرحال بعد از آنکه جلسات سیاسی در ادارات و منازل و باغات و پشت بام ها به وادی کهنهگی سپرده شد؛ این مهم، رهی نو پیش روی مبدعان به اصطلاح سیاسی و دکانداران انتخاباتی گشوده است. البته این گشایش را نباید دست کم گرفت. شاید اگر این ابداع را بتوان در جشنواره ای به عرصه رقابت گذاشت اسکارها و نوبل های سیاسی را از آن خود می کرد.
متاسفانه گذر تاجران انتخاباتی از دنیای زندگان به دنیای مردگان موجبات ناراحتی و غم و اندوه بسیاری از شهروندان شده است. جمعی از شهروندان که تاب و توانی برای دوری این مسئولان خدوم ندارند ده ها غزل بر این فرقت خوانده اند و از رثای آنان بر مزار مردگان بسی رشک می برند.
ابعاد این حرکت عظیم را نباید به این موارد اندک تقلیل داد. بی تردید جمعی از مردگان نیز برای این حضور سبز مسئولین پرچم شادی برافراشته اند و گویا بر این باورند که این بزرگواران بعد از حل و فصل مشکلات شهر، حال در پیگیری امورات آنان در این آرامستان به شور نشسته اند.
در این خصوص برخی دستگاه های ناظر بر عملکرد مدیران نیز خوشحال به نظر می رسند. چون پیشتر لازم بود جلسات ادارای با خروجی های گرانبار مدیران را رصد کنند و حضور و خروج و فعالیت مدیران را مستند کنند. حال که این تحول جدیدی که به وجود آمده است آنان نیز با فراغت کاری جالب توجهی روبرو شده اند.
دیدگاه کاربران