اردوغان ثابت می کند حق با ساموئل هانتینگتون بود
قتل عام نیوزیلند قوی ترین یادآور اعتبار نظریۀ ساموئل هانتینگتون، موسوم به «برخورد تمدن ها» است، که زمانی نادیده گرفته شد، مورد حمله قرار گرفت و به عنوان پروژه ای بر مبنای تئوری توطئه به حاشیه رانده شد. اما این نظریه همچنان معتبر است و باید جدی گرفته شود. نوشتۀ او مملو از پیش بینی ها است.
هانتینگتون گفت ترکیه از زمان جنگ جهانی اول به یک «کشور چندپارۀ کلاسیک» تبدیل شده است؛ ملتی با یک فرهنگ اسلامی غالب که این کشور را در یک حوزه از تمدن قرار می دهد، در حالی که رهبران آن از [مصطفی کمال] آتاترک تا سال های دهۀ 1990 می خواستند به یک تمدن دیگر وارد شوند.
هانتینگتون استدلال می کند: بنابراین همچنان که برخورد تمدن ها به صورتی کاملاً بطئی یک تغییر تکتونیک را در سطح جهان پس از جنگ سرد هدایت می کرد، ترکیه روی حساس ترین گسل فرهنگی و سیاسی قرار داشت.
همۀ آنچه زمانی در آنکارا اتفاق می افتاد پیش بینی های هانتینگتون را اثبات می کرد. گویی رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه کتاب هانتینگتون را خوانده است، با ایده های آن موافق است و هر کاری از دستش بر آید انجام می دهد تا ثابت کند که هانتینگتون درست گفته است. اردوغان در مقیاس وسیعی تلاش کرده ترکیه را در خط مقدم ضدیت با غرب قرار دهد.
البته هیچ دلیلی در دست نیست که اردوغان از محتوای آن کتاب آگاه است و به سادگی می توان استدلال کرد که تنها انگیزۀ لحن تند اردوغان (که مرز نفرت پراکنی را در نوردیده است) معطوف به منافع شخصی و برای بقا است، اما اثری که انتخاب واژه ها توسط او دارد به تضعیف آن زمینۀ فرهنگی منجر می شود که جامعۀ پیچیدۀ ترکیه روی آن ایستاده است.
در حالی که کشتار در دو مسجد نیوزیلند باعث گسترش حالتی از اندوه در سطح جهان و موج ابراز همدردی از سوی همۀ باورها شد، اردوغان و مردانش در اتخاذ موضع مخالف تردیدی به خود راه ندادند و از این قتل عام برای پراکندن نفرت علیه «غرب صلیبی» استفاده کردند.
برخی معتقدند این قتل عام برای اردوغان «موهبت الهی» بود تا توجه مردم را از اقتصاد نابسامان داخلی ترکیه، که اردوغان راه حلی برای آن ندارد، منحرف کند و حمایت رأی دهندگان را [برای انتخابات پیش رو] کسب کند.
مردم بسیاری در ترکیه با این گفتمان زهرآگین مسخ شده اند. اردوغان هر چه بیشتر به تهدیدهای خیالی پیرامون خود آگاه می شود، در شکستن همۀ موانع پیش رویش قاطع تر و بی ملاحظه تر می شود. بنابراین جای تعجب ندارد که پس از کشتار کرایست چرچ، اردوغان از یادآوری قتل عام گالیپولی [یا چناق قلعه] در جنگ جهانی اول به عنوان ابزاری برای بی حرمتی به رنجی که هنوز در خاطرۀ نیوزیلند و استرالیا باقی است، استفاده می کند.
اردوغان گفت: «پدربزرگ های شما به اینجا آمدند... بسیاری از آنها در تابوت هایشان باز گشتند. اگر شما نیز با همان قصد بیایید، منتظرتان هستیم... ما می دانیم که نفرت و کینۀ شما هنوز زنده است... تردید نکنید که ما شما را نیز مانند پدربزرگ هایتان باز خواهیم گرداند.»
اردوغان خاطرۀ آتاترک و تاریخ ترکیه را با پرده ای از شرم پوشاند و هر تصویری را که ترکیه به عنوان عضوی از تمدن از خود به جا گذاشته بود، مخدوش کرد. این همان کاری است که برای اثبات حقانیت هانتینگتون انجام می شود.
تردیدی نیست که ترکیه تحت حاکمیت اردوغان، که با هم قطاران هم فکرش احاطه شده، در این جهت پا را از حد خود فراتر خواهد نهاد. ظاهراً اردوغان احساس می کند موفقیت و شکست ناپذیریش را تنها به خودش مدیون است. دلیل این که کسی در پیرامون وی نیست که در مقابلش بایستد، همین است. اگر کسی چنین کند خود را به خطر انداخته است. اردوغان را نمی توان در دنبال کردن برنامۀ شخصیش متوقف کرد.
روزنامۀ واشنگتن پست پس از کشتار کرایست چرچ با انتشار مقاله ای که نام اردوغان را بر خود داشت، [احتمالاً] خوانندگانش را حیرت زده کرد. اردوغان در این یادداشت با یک چرخش 180 درجه ای نسبت به مواضعی که پیش از آن نشان داده بود، با زیرکی خود را رهبری صلح طلب و پیرو منطق و استدلال معرفی کرد.
بدون تردید هدف این یادداشت نشان دادن این چرخش بود و آشکار بود که توسط مشاوران هراسان اردوغان نوشته شده است. آنها به خاطر موفقیت در انتشار یادداشت از خود راضی بودند، اما این کار اعتبار واشنگتن پست را به عنوان سنگر قضاوت انتقادی دچار تزلزل کرد. رسانه های جریان اصلی در غرب باید در فراهم کردن فضا برای رهبران خودکامه هوشیارتر باشند، در غیر این صورت آنها نیز به عنوان اثبات کنندگان پیش بینی های هانتینگتون مبنی بر یک برخورد سراسری جهانی دیده خواهند شد.
نویسنده: یاووز بایدار
منبع: پایگاه خبری – تحلیلی احوال
ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس ترکیه
بیشتر بخوانید:
دیدگاه کاربران