سالمندان در قرن 21
کردپرس- تغییرات سریع در همەی جنبەهای زندگی موجب فشارهای روانی عصبی بر همەی انسانها برای سازگاری و انطباق خویش با تغییرات بودەاست. در این میان سالمندان بە نسبت گذشتەی نەچندان دور بە حاشیەی جامعە راندەشدە و ظرفیت سازگاری با الگوی زندگی حاضر را بە تدریج از دستدادەاند. این تغییرات در زندگی ایشان بە وجود آمدەاست
۱- در گذشتە بزرگ و تصمیمگیرندە بودند ولی اکنون مطرود خانوادە و جامعەاند. خانوادەهای گستردەی پیشین بە خانوادەهای هستەای تغییریافتە کە در خانوادەهای اخیر جایگاهی برای وی بە ندرت تصورمیشود.
۲-ثروت و سامان خانوادەی گستردە در اختیار وی بود، ولی اکنون نیازمند تامین نیازهای اولیەاش از جانب دیگران میباشد.
۳- در گذشتە اعتبار احتماعی در اختیار سالمندان بود، ولی اکنون، جامعە بسیار پیچیدەشدەو در این میان سالمندان قربانیان ظواهر مدرنیتە در جامعەای همچون جامعەی ما شدەاند.
موارد فوق در غرب و جوامع پیشرفتەی شرق دور بە عنوان یک مسالەی اجتماعی مورد توجە قرارگرفت و سعی شد کە حداقل پیوندهای عاطفی و حمایت روانی خانوادە و اجتماع برای سالمندان بازسازی شود. بە همین دلیل از چند دهەی قبل بە برنامەریزی جهت بازگرداندن سالمندان از خانەی سالمندان بە کانون خانوادەها همت گماشتند. و حتی برای سالخوردگان تنها خانوادەهایی را مهیا میکردند کە در طول سال فرد سالمند با ایشان زندگی کند.
جوامع در حال توسعە از تجربەهای جوامع پیشرفتە درسنمیگیرند، در مرحلە حداقل ۸۰-۹۰ سال قبل آنان میباشند. و از این میان جامعەی ما بە صورت عام و شهر سقز بەطور خاص نمونەی بارزی از مداخلات غیر مددکارانە میباشد.
سالمند در زمان طرد از خانوادە و یا آشفتگی درون آن اولین گزینەی حذف میباشد. مداخلەی مددکاری بایستی بر بازسازی سیستم خانوادە و بازتعریف جایگاه همەی اعضا من جملە سالمندان باشد. ولی با درخواست خانوادە برای ارجاع سالمند بە سرای سالمندان، بدون مداخلەی مددکاری پروندە تشکیلشدە و سالمند ارجاع دادە میشود. البتە محدودیتهای حوزەی توانبخشی ادارەی بهزیستی مبنی بر عدم توان تعیین یک مددکار ویژە بایستی مدنظر باشد، ولی بە عنوان یک نقص بایستی در برنامهای آتی رفعگردد. سرای سالمندان غیرتخصصی ادارە میشود، بە نیازهای روحی و حتی معیشتی سالمندان بە صورت حرفەای توجە نمیشود. سالمند کە بالاجبار یا حتی داوطلبانە وارد سرای سالمندان میشود خود را در انتهای مسیر زندگی میبیند. این فرد نیازمند ارضای نیاز بەتوجە مثبت و احترام و تغذیە و حفظ سلامت جسمی و روحی است کە سرای سالمندان بە این مهم بیتوجە بودەاست، چرا کە تصمیمگیرندگان و مدیر آنجا فاقد تخصص و درک لازم در این خصوص میباشند. اولین وظیفەی سرای سالمندان بازهم خدمات مددکاری و کمک بە بازگشت سالمند بە درون خانوادە است کە این نیز مستلزم مشاورە و مددکاری خانوادە میباشد. ولی بالعکس سعی در جذب سالمند بە عنوان شتری دارند و بە سالمندی کە ملکی بە نامش است، از شروط پذیرش، انتقال ملک بە اسم سرای سالمندان میباشد. سالمند در آنجا با نیروهای غیرحرفەای روەرواست کە نیازهای وی را درک نمیکنند. و این مسالەای اجتماعیاست کە متولیان امر بایستی برایش چارەاندیشی و برنامەریزیکنند
در سطوح پیشگیری راهبردهای زیر پیشنهاد میگردد:
پیشگیری اولیە: آگاهسازی جامعە بە نیازهای دوران سالمندی. تا از این طریق جامعە حساسیت لازم را بازیابد.
پیشگیری ثانویە: مشاورە و مددکاری خانوادە برای خانوادەهایی کە سالمند عضو خود را طرد میکنند. زمانی کە در کلانتری، دادگستری و بهزیستی حضور مییابند، اولین مداخلە بایستی مددکاری و مشاورە باشد
پیشگیری سطح سوم و توانبخشی: فرد موقتا با توجە بە لزوم تامین نیازهایش، نگهداری و همزمان مداخلات مشاورە، مددکاری، و احتمالا پزشکی و حقوقی از جانب سرای سالمندان و با نظارت بهزیستی صورت گیرد
با اعمال این سە سطح حضور سالمندان در سرایی بە این اسم بە حداقل میرسد و جامعە ایشان را بازخواهدپذیرفت. جوامع غربی بە ارزشهایی بازگشتەاند کە ما سالهات مدعی آنها میباشیم. ولی ایشان بە آن عمل کردە و ما غافل ماندە یا عدولکردە و یا تجارت را جایگزین آن ارزشها کردەایم.
دیدگاه کاربران