کارناوال برلین و روح قرارداد مونیخ 1938 / چنگیز آکتار*
این بار نه تنها رسانه های ترکی طرفدار حکومت ترکیه، بلکه مطبوعات خارجی نیز دربارۀ گشوده شدن صفحه ای جدید در روابط آلمان – ترکیه (و حتی هلند – ترکیه) سخن می گویند. رسانه های ترکیه به هر حال، اما این که رسانه های بین المللی این تغییر در نگرش را تشویق می کنند هم چیز جدیدی است و هم مهم است. برای کسانی که از کابوسی که در ترکیه جریان است متأثر شده اند، مهم است.
هنگام دیدار ماه می رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه از انگلستان نوشتم: «از زمان کودتای نافرجام 15 جولای 2016، انگلستان مشتاق ترین کشور نسبت به رژیم ترکیه بوده است. حکومت علیا حضرت، وزارت امور خارجه و دیپلمات های برتانیایی نسبت به آنکارا کاملاً پذیرا بوده اند.»
دولت های انگلستان همواره عمل گرا و منفعت طلب بوده اند. وقتی پای منافع انگلستان در میان باشد، این دولت ها در تعامل با فاسدترین حکومت ها کوچک ترین تردیدی به خود راه نداده اند. آنها در این کار تبحر دارند. آنها به آسانی می توانند با اقدامات دیپلماتیک خود کشورهای اروپای قاره ای را دور بزنند.
دولت های اروپایی معمولاً وانمود می کنند اندکی به اصول پایبند ترند و چنین به نظر می رسد برای این که از انگلستان عقب نمانند گاهی ناچارند از اصول اخلاقی خود عدول کنند.
امروزه همۀ دولت های اروپایی، بدون استثنا، بیش از همیشه حقوق بشر، حاکمیت قانون، محیط زیست و امثال این ها را در قبال منافع شیرین زیر پا می گذارند.
به نظر می رسد دولت های اروپای قاره ای، به تبعیت از انگلستان، متقاعد شده اند که پس از پیروزی اردوغان در انتخابات ژوئن باید با وی مدارا کنند و آماده اند نظام ارزشی خود را نادیده بگیرند. اردوغان نیز اهمیتی نمی دهد که آنها چه فکری می کنند؛ او فقط پول آنها را می خواهد.
اینک که همۀ چشم اندازهای عضویت ترکیه در اتحادیۀ اروپا و قراردادهای در حال انعقاد (مانند اصلاح اتحادیۀ گمرکی، برداشتن ویزا برای شهروندان ترکیه و غیره) به تیرگی گراییده است، اروپایی ها نسبت به رژیم فعلی ترکیه پذیراتر شده اند. از این به بعد ترکیه تنها یک کشور ثالث برای اتحادیۀ اروپا است. تنها تفاوت ترکیه با بقیۀ کشورهای غیر عضو و نامزد عضویت در اتحادیۀ اروپا این است که ترکیه درست در مجاورت اتحادیۀ اروپا قرار دارد.
اتحادیۀ اروپا که از احتمال عضویت ترکیه در این اتحادیه رها شده است، دو مشکل حل نشده با ترکیه دارد که هر دو مبنای جغرافیایی دارند. آنکارا با نزدیک شدن به روسیه می تواند امنیت اتحادیه را تهدید کند و احتمال مهاجرت سوری ها و ترک ها به اروپا نیز وجود دارد. مسألۀ سومی نیز هست که عبارت است از سرمایه گذاری شرکت های اروپایی در ترکیه.
کمک به سرمایۀ صنعتی، تجاری و مالی اتحادیۀ اروپا در پس همۀ گفتگوها دربارۀ حمایت از اقتصاد ترکیه نهفته است. اما این تنها فرافکنی و خود را به آن راه زدن است.
اتحادیۀ اروپا نمی تواند به کشوری در قوارۀ ترکیه کمک کند و مانع غرق شدنش شود. و حتی اگر بتواند راهی برای این کار پیدا کند، با دشواری عظیمی برای توجیه این امر در افکار عمومی اروپا روبرو خواهد شد. بهترین کمکی که اروپا می تواند به ترکیه بکند این است که دورۀ بازپرداخت تعدادی از وام هایی را که به بانک های ترکیه پرداخت شده است، تمدید کند. شرکت های اروپایی می توانند سرمایه گذاری های خود را در ترکیه فراموش کنند. این را نیز نباید از خاطر دور داشت که بر اساس گزارش بانک تسویه حساب های بین المللی، بخش خصوصی و دولتی ترکیه 223 میلیارد دلار به بانک های بین المللی، عمدتاً بانک های اروپایی، بدهی دارند.
دربارۀ موضوع پناه جویان نیز باید گفت هیچ کشوری در جهان قدرت آن را ندارد که مهاجران را متوقف کند. مهاجران و پناه جویان سوری و ترک، اگر به واسطۀ شرایط کشورهایشان مورد تهدید واقع شوند، راهی برای فرار به اروپا پیدا خواهند کرد.
بنابراین، تنها واقعیت قابل توجه روح خندان مونیخ است. قرارداد 1938 مونیخ را [که به موجب آن ایتالیا، فرانسه و بریتانیا با واگذاری نواحی آلمانی نشین کشور چکسلواکی به آلمان موافقت کرده و دولت چکسلواکی به پذیرش آن وادار کردند] خبط بزرگ سیاسی، نظامی و دیپلماتیک تاریخ اروپا و جهان می دانند. اغلب ملت ها از خطر معاملۀ منافع اساسی در قبال مماشات در برابر یک دیکتاتور آگاه شدند. از آنجا که دیکتاتوری ها و دموکراسی ها هرگز به یک زبان سخن نمی گویند، مصالحه با دیکتاتورها نه تنها تأثیر مثبتی ندارد، بلکه مرگبار است. قرارداد مونیخ با آلمان نازی راه را برای نسل کشی و ویرانی در سراسر قارۀ اروپا هموار کرد.
مماشات، علی رغم خاطرات ننگین و شرم آورش، مجدداً به ابزار اروپا برای تعامل با دو همسایه اش تبدیل شده است: روسیۀ [ولادیمیر] پوتین و ترکیۀ اردوغان. و این دو حکومت توتالیتر همواره سهم بیشتر می خواهند، زیرا اروپا با آنها مدارا می کند.
وقتی حتی روسیه، با آن همه منابع سوخت فسیلی و قدرت استراتژیک خود، تاب تحمل عواقب مواجهۀ دائمی با غرب را ندارد، ترکیه چگونه تاب خواهد آورد؟
ضعف های ساختاری اقتصاد ترکیه و بی ثباتی این کشور در سیاست هایش در قبال سوریه، در حال ایجاد درگیری و تضاد در داخل کشور هستند.
رژیم اردوغان دارد همان اشتباه را تکرار می کند و از انجام اصلاحات ساختاری عمیق خودداری می ورزد و در نهایت اقتصاد کشور خود را به نرخ بالای بهره وابسته خواهد کرد تا با جذب پول چرخ اقتصاد را در حرکت نگاه دارد.
قانون گریزی گسترده و ادارۀ خودسرانۀ امور عمومی، ضبط دارایی های خصوصی و فقدان امنیت سرمایه گذاری، نرخ بالای بیکاری، رشد محدود تنها بر اساس زیرساخت ها – انرژی – مصرف داخلی، ضعف در تحقیق و توسعه، نظام آموزشی بیمار، فقدان منابع طبیعی، نرخ بسیار پایین پس انداز، نظام مالیاتی کهنه و منسوخ، کاهش سرمایه گذاری خارجی، و اینک فرار گستردۀ مغزها... همه به ما می گویند که اقتصاد ترکیه پایدار و قابل نجات نیست.
سیاست های ترکیه در قبال سوریه و بحران ادلب که اینک اردوغان برای آن سر و صدا می کند، نشان می دهند که ترکیه هنوز راه دشواری در پیش دارد. ده ها هزار ستیزه جوی افراط گرا در ترکیه هستند و بسیاری دیگر در ادلب هستند و ناچار خواهند شد به سوی ترکیه بگریزند، به علاوۀ این که عقب نشینی نیروهای نظامی ترکیه از شمال سوریه که دیر یا زود روی خواهد داد. وقتی این ها را به بحران اقتصادی و آنارشی قانونی موجود در ترکیه بیافزاییم، احتمال یک انفجار داخلی را نمی توان نادیده گرفت.
هنگام گشودن صفحۀ جدید در روابط با ترکیه، صفحات سیاه زیادی هست که پول پرست های اروپایی نمی خواهند ببینند. سروران من بخت یارتان باد!
* چنگیز آکتار استاد علوم سیاسی، روزنامه نگار و نویسندۀ ترک است. آکتار چندین کتاب در زمینۀ روابط اتحادیۀ اروپا با ترکیه به رشتۀ تحریر در آورده است. وی اینک با سازمان ملل متحد و اتحادیۀ اروپا همکاری می کند. آکتار از جملۀ کسانی است که معتقدند ترک ها باید به خاطر نسل کشی ارمنیان عذر خواهی کنند.
منبع: پایگاه خبری – تحلیلی احوال
ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس ترکیه
بیشتر بخوانید:
تشریح وضعیت نابسامان کردستان ترکیه در مصاحبۀ ریجن با مدیر سازمان حقوق بشر استانبول
آوارگان ایزدی در ترکیه؛ بی پناه و بی سرنوشت / نورجان بایسل
ترکیه با توافق ادلب زمان می خرد و زمین از دست می دهد / یاووز بایدار
منطقۀ حائل ادلب چه تأثیری برآیندۀ ترکیه در سوریه دارد؟ / پل ایدون
سرنوشت اوجالان در ترکیۀ گریزان از صلح / امبرین زمان
سخنگوی YPG در مصاحبه با ریجن: نخستین اولویت YPG بیرون راندن ارتش ترکیه از سوریه است
ادلب: آخرین نبرد / چنگیز آکتار
اردوغان؛ تزار بی رقیب اقتصاد ترکیه / فهیم تاشتکین
سکوت عجیب آنکارا در قبال سرکوب مسلمانان اویغور توسط چین / متین گورجان
دیدگاه کاربران