سنجرخان کرد در تسخیر ناآشنایان به فرهنگ کردستان
آمارهای موجود نشان میدهد کردستان استانی توسعه نیافته، عقب مانده و براساس شاخصها و نماگرهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... کمبرخوردار است. هرچند بعد از انقلاب شاهد خدمات ارزشمندی توسط نظام جمهوری اسلامی ایران به این استان هستیم اما ضعف ها و فلاکت در گذشته کردستان به حدی بوده که جبران آن نیاز به بودجههای جهشی و توجه ویژه و متفاوت با سایر استانها دارد. امری که بیشتر در شعارهای نامزدهای انتخاباتی دیده میشود و در عمل خلاف آن به وقوع میپیوندد. عقبماندگی کردستان از یک سو و عدم تخصیص مناسب منابع و استفاده از ظرفیتهای بومی و استانی دردی مضاعف و دوچندان به دردهای کردستان افزوده است.
در این میان انتخاب استاندار بومی (که یکی از وعدههای رییسجمهور روحانی بود) بذر امید را در دل کردستانیها پاشید و همگان منتظر اتفاقات خوب و متمایز از گذشته بودند. استاندار هم که خود فردی اقتصادی است با بینش اقتصادی، مبنای کار خود را بر سرمایهگذاری و توسعهی اقتصادی در جهت جبران نارساییها و کمبودهای گذشته بنا نهاد. اما در روزها و ماه های اخیر اتفاقاتی رخ داده است که نشان میدهد استاندار بیجاری، خواسته یا ناخواسته در دام توسعه فرهنگی و غلبه آن بر توسعه اقتصادی افتاده است؛ امری که بسیاری از صاحب نظران توسعه، خصوصا در جهان سوم، با آن مخالفند و معتقدند راه رسیدن به توسعه از دروازه اقتصاد میگذرد و تا مادامی که زیر ناهای و زیر ساختهای اقتصادی ایجاد نشود، مسیر نیل به توسعه فرهنگی هموار نمیشود. برای نمونه حضور استاندار در برنامه «چریکهی شهو» و اهدای جوایز به برندگان و عوامل این برنامه شبکه استانی کردستان و گرفتن عکس سلفی و یادگاری نه تنها دردی از دردهای دور و دراز این دیار کهن دوا نخواهد کرد بلکه در شأن و جایگاه بالاترین مقام دولتی در استان نیز هرگز نخواهد بود.
استاندار {حالا فرهنگی و نه اقتصادی} کردستان در حالی با افتخار از اختصاص 20 میلیارد تومان به ساخت مجموعه «سنجرخان» نام میبرد که پیرمرد 80 ساله کرد برای بقا و تأمین حداقل نیازمندیهای زندگی باید کوله های 120 کیلویی را در مریوان، سروآباد و بانه بر روی دوش بکشد. در جامعهای که با اطمینان میتوان گفت نرخ بیکاری بیش از 15 درصد و نرخ بیکاری جوانان فارغالتحصیل دانشگاهی آن بیش از 50 درصد است و زنان تحصیلکرده بیکار در کردستان با 3/75 درصد در سال 95 بیشترین بیکاران کشور را به خود اختصاص میدهد. در جامعهای که غم نان، بزرگترین درد مردمان آن است، آیا هنوز توسعه فرهنگی بر اقتصادی مقدمتر است؟ آیا بهتر نیست همین مقدار پول را به راههای استان که به قتلگاه معروف شدهاند اختصاص داد؟ بیش از یک دهه است که مردم منتظر افتتاح جاده مریوان سنندج هستند و به خاطر کمبود اعتباری در همین مایهها (20 میلیارد تومان) این پروژه به اتمام نرسیده و هر روز همگان شاهد کشتار جوانان و مردم بیگناه زیر لاستیکهای تانکرهای عراقی و از طرف دیگر آلوده شدن محیط زیست و آبهای استان، ناشی از همین تصادفات هستند.
جناب استاندار بهتر است به خودتان بیایید! کسی مخالف توسعه فرهنگی و توجه به مشاهیر و دلیرمردان و نام آوران کرد نیست. کسی با ثبت حافظههای شفاهی قوم کرد و به درام درآوردن آن مخالف نیست اما همگان به اولویتبندی براساس نیازها (خصوصا سلسه مراتب نیازهای مازلو) معتقدند و کسی موافق «فروش زندگی امروز برای خرید نان فردا» نیست. جناب استاندار این نیت خیرخواهانه جنابعالی در خوشبینانه ترین حالت، مشکوک به نظر میرسد و رنگ و بوی ائتلاف در سراسر رفتارهای گذشته و امروز مدیران اجرایی استان طی سالهای اخیر به مشام میرسد. نمونه دیگر این ائتلاف و خطای بزرگ، برگزاری جشنواره تولیدات رادیویی و تلویزیونی (هدهد بیستم) در کردستان و هزینه کرد بیش از 8 میلیارد تومان توسط رییس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان (آقای نصرالهی زاده بیجاری) و مدیرکل صداو سیمای مرکز کردستان (آقای امانالهی بیجاری) است. به راستی تا حالا به دستاورد و نتایج این جشنواره اندیشیدهاید؟ آیا میدانید که این جشنواره تقریبا هیچ عایدی برای مردم استان و توسعه آن نداشته است؟ اگر می دانید پس چرا باز هم خطا میکنید و اگر نمیدانید که وامصیبتا!
در هر حال امروز اکثر قریب به اتفاق نخبگان فرهنگی استان از اتفاق روی داده (تحویل نویسندگی و کارگردانی مجموعه سنجرخان به فردی غیربومی و کسانی که با فرهنگ کردستان اشنایی ندارند به نام ضیاءالدین دری)، تهیه یک سریال با قهرمانی کردی و در لوکیشن کردستان و با رویداد تاریخی کردی اما تولید به زبان فارسی بسیار ناراضی و ناخرسند هستند. جناب استاندار عزیز اگر نمیدانید، لطفا بدانید کار تحقیق و پژوهش این مجموعه توسط جمیل رستمی و پیشتر توسط عباس کمندی انجام شده بود. امید راستبین و دیگران، طرح و فیلمنامه «مستوره اردلان» را پیشتر نگاشتهاند. در استانی که دکتر قطبالدین صادقی، مرد درجه یک تئاتر و نمایش ایران خواستگاهش کردستان بوده، چرا باید نگارش یک فیلمنامه به دُریها داده شود؟ آیا حضور چنین افرادی به بهبود وضعیت و تراز فیلمسازی و فرهنگ در کردستان کمک خواهد کرد یا جوانان ما را وابسته تر و محتاج تر از گذشته خواهد کرد؟
البته به دنبال اعتراضات گسترده هنرمندان در روزهای ابتدایی سال و با پیگیری نمایندگانی همچون آقای علوی و آقای فرشادان، استاندار محترم کردستان شتابزده و در اقدامی احتمالا اجباری و صرفا برای خواباندن التهابات و مسائل پیش آمده و اقناع افکار عمومی، دکتر قطبالدین صادقی را به عنوان نماینده و مشاور خود برای نظارت بر ساخت این سریال انتخاب کرد و حکمی در این ارتباط برای ایشان صادر کردند که در رسانههای مختلف نیز منتشر شد. از دکتر قطبالدین صادقی که دارای شخصیتی برجسته و وارسته و کمنظیر در میان هنرمندان ایرانی و کرد زبان است، انتظار می رفت که چنین حکمی را به راحتی نپذیرد و مثل همیشه با خرد و تدبیر مناسب، تصمیم مناسب تری را برای تغییر عوامل ساخت سریال سنجرخان اتخاذ نمایند. لذا به ضرس قاطع میتوان گفت اکثر قریب به اتفاق هنرمندان و صاحبنظران کرد از دکتر صادقی انتظار دارند به شیوه متفاوت برخورد نموده و از پذیرش چنین حکمی جدا خودداری نمایند.
در نهایت مردم عزیز و همیشه در صحنه بدانید امروز رسانه استانی طعمه یک سری جریان ها، جناح ها و گروه های خاص شده که اهدافی به ظاهر پنهان اما روشن دارند و از شما انتظار می رود از حقانیت فرزندان این مرز و بوم دفاع کنید و با راهاندازی پویشهای مردمی همچون «نه به ضیاءالدین دری و «سنجرخان حق ماست و «بژی_نووسهری_کورد» و «ساخت سنجرخان حق ماست» ... به حمایت از نویسندگان استان بپردازید. جناب استاندار شما و هم فکرانتان نیز بدانید کردستان فقط منحصربه یک شهر نیست و مدیران ارشد استان با ائتلافی متوهمانه به بهارستان نخواهند رسید.
آنچه خواندید دیدگاه یکی از مخاطبان خبرگزاری کرد پرس بود و لزوما بازتاب دهنده دیدگاه های این رسانه نیست
دیدگاه کاربران