دودکش نماد قدرت یا شایان شرمساری؟/صلاح الدین خدیو
کردپرس- این آمار به معنای آن نیست که ایران سومین کشور آلودهکننده جهان است، بلکه بدین معناست که ایران در حالیکه هشتمین کشور تولید کننده گازهای گلخانهای محسوب میشود، در سال گذشته با ضریب بالاتری به تولید دیاکسید کربن پرداخته است.
بهرهوری پایین صنایع، مشعل سوزی بیهوده در میدانهای گازی و نفتی، مازوت سوزی در نیروگاههای برق، فنآوری عقبمانده در کنار تحریم و سوئ مدیریت باعث ارتقای جایگاه ایران شده است. بر اساس این گزارش اقتصاد ایران بابت تولید یک حجم مشخص از صنعت و خدمات 2/5 برابر میانگین جهانی، کربن در فضا میپراکند. اما مساله فقط بهرهوری پایین صنایع نیست. سوزاندن بیهوده گاز در میدانهای نفتی برای کشوری که با کمبود شدید انرژی روبروست از این هم بدتر و نشاندهندهی عدم دسترسی به فنآوریهای روز و نداشتن قابلیتهای فنی لازم است.
باز جای شکرش باقیست که امروز آگاهی زیست محیطی آنقدر ترقی کرده که تولید کربن نشانه قدرت اقتصادی تلقی نمیشود. در دهه ۱۹۸۰ با وجود آنکه ده سالی از تولد جنبشهای محیط زیست میگذشت، حتی در میان بخشی از چپهای غربی، جایگاه بالای شوروی در انتشار دیاکسید کربن میتوانست نشانهای از عظمت اقتصاد صنعتی آن تلقی شود. گویی تولید بیشتر، حتی اگر با سوزاندن بیرویه سوختهای فسیلی و تخریب محیط زیست همراه بود، خودبهخود به معنای پیشرفت و عظمت تولید کمونیستی بود.
نگاهی که یکی از تناقضهای اندیشه توسعه در قرن بیستم را آشکار میکند: چپ و راست، با وجود اختلافهای عمیق ایدئولوژیک، گاه در ستایش رشد تولید و قدرت صنعتی اشتراک نظر داشتند و هزینههای زیستمحیطی آن را به حاشیه میراندند.
امروز که ایران در میان کشورهای دارای بیشترین افزایش انتشار گازهای گلخانهای قرار گرفته، این خاطره تاریخی معنایی دوباره پیدا میکند. بزرگی اقتصاد را نباید با حجم سوختی که میسوزاند سنجید؛ همانطور که قدرت صنعتی، بدون توجه به بهرهوری، کیفیت زندگی و پایداری محیط زیست شایسته ارزیابی نیست. اندازه اقتصاد شوروی سابق حدودا نصف آمریکا بود اما تقریبا به اندازه آن کربن در فضا میپراکند.
دیدگاه کاربران