یحیی سنوار؛ شجاعت در آخرین سنگر/ ماموستا عابد نقیبی
کرد پرس- در اکتبر ۲۰۲۴، تصاویر سنوار در میان ویرانههای رفح، در حالی که زخمی بود و چوبی را به سوی پهپاد اسرائیلی پرتاب میکرد، در رسانههای جهان بازتاب گستردهای یافت. برای بسیاری از فلسطینیان و حامیان مقاومت، این صحنه نمادی از ایستادگی و تسلیمنشدن بود؛ تصویری که بار دیگر پرسشی اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار داد: شجاعت چیست و چرا گاهی یک لحظه از سالها سخنرانی و تبلیغات ماندگارتر میشود؟
بااینحال، شناخت منصفانه سنوار مستلزم آن است که از مرز یک تصویر فراتر برویم؛ سالهای اسارت، مسیر سیاسی، ویژگیهای شخصیتی و پیامدهای تصمیمهای او را در کنار یکدیگر ببینیم. تاریخنگاری مسئولانه نه به قهرمانسازی بیچونوچرا نیاز دارد و نه به انکار واقعیتهایی که با پیشداوریهای سیاسی سازگار نیستند.
شجاعت؛ وقتی اراده از توان جسمی فراتر میرود
صحنه پایانی زندگی سنوار از نظر نظامی تغییری در نتیجه درگیری ایجاد نکرد، اما از نظر نمادین معنایی گسترده یافت. انسانی زخمی، در شرایطی که توان جسمیاش بهشدت کاهش یافته بود، در برابر پهپادی مهاجم واکنش نشان داد. همین تصویر برای بسیاری از ناظران به نمادی از تقابل اراده انسانی با برتری فناوری و قدرت نظامی تبدیل شد.
برخی نویسندگان عرب، این صحنه را جلوهای از شجاعت و پایداری دانستند؛ برخی دیگر، در کنار توجه به این ویژگی، درباره معنای سیاسی و پیامدهای انسانی جنگ پرسشهایی مطرح کردند. همین تفاوت دیدگاهها نشان میدهد که حتی یک تصویر تأثیرگذار نیز میتواند تفسیرهای متفاوتی داشته باشد.
شجاعت را باید در جایگاه خود دید. ایستادگی در برابر خطر، ویژگیای انسانی است؛ اما این ویژگی بهتنهایی درستی همه تصمیمهای سیاسی و نظامی یک فرد را اثبات نمیکند. ممکن است کسی در مواجهه با مرگ شجاعت نشان دهد، اما عملکرد او در مقام رهبری همچنان نیازمند بررسی و نقد باشد.
شجاعت میتواند یک لحظه را ماندگار کند، اما داوری تاریخی درباره یک انسان، به شناخت تمام زندگی و انتخابهای او نیاز دارد.
این تمایز برای فهم شخصیت سنوار اهمیت اساسی دارد؛ زیرا نه ستایش یک صحنه به معنای تأیید همه عملکردهای اوست و نه نقد تصمیمهایش باید ما را از دیدن ویژگیهای انسانی و واقعیتهای تاریخی زندگیاش بازدارد.
زندان؛ سالهای دشوار صبر و پایداری
برای شناخت سنوار، باید به سالهای طولانی زندان بازگشت. او در سال ۱۹۸۸ بازداشت و به حبس ابد محکوم شد و در سال ۲۰۱۱، در چارچوب مبادله اسرا در برابر گیلعاد شالیط، آزاد شد. این دوره طولانی، بخش مهمی از تجربه شخصی و سیاسی او را شکل داد.
گزارشهای عربی درباره زندگی سنوار در زندان، از فردی سخن میگویند که در مناسبات تشکیلاتی زندانیان نقش داشت، به مطالعه و آموزش توجه میکرد و در روابط روزمره با همبندان نیز حضور فعالی داشت. این روایتها تصویری پیچیدهتر از شخصیتی ارائه میکنند که بعدها به یکی از مهمترین رهبران حماس تبدیل شد.
سالهای اسارت، برای سنوار تنها دورهای از محرومیت نبود؛ به عرصهای برای شکلگیری تجربه سیاسی و تقویت ارتباطات تشکیلاتی او نیز تبدیل شد. تحمل سالهای طولانی زندان، از توانایی انسان برای صبر و پایداری حکایت میکند؛ هرچند این ویژگی بهتنهایی برای ارزیابی تمام مواضع و تصمیمهای سیاسی یک رهبر کافی نیست.
در شناخت شخصیتها، باید میان ویژگیهای فردی و کارنامه سیاسی آنان تفاوت گذاشت. انسانها مجموعهای از تواناییها، باورها، انتخابها و خطاها هستند و هیچکدام از این ابعاد را نباید به سود دیگری نادیده گرفت.
چرا سنوار به نماد مقاومت تبدیل شد؟
هیچ نمادی در خلأ شکل نمیگیرد. شخصیتهایی که در حافظه جمعی ملتها جایگاه پیدا میکنند، معمولاً با تجربههای تاریخی، رنجهای مشترک و امیدهای برآوردهنشده یک جامعه پیوند دارند.
برای فهم جایگاه سنوار در بخشی از افکار عمومی فلسطین، باید به تاریخ طولانی مسئله فلسطین توجه کرد؛ تاریخی همراه با آوارگی، اشغال، محاصره، جنگ و ناکامی در دستیابی به راهحلی پایدار. در چنین شرایطی، تصویر رهبری که سالهای طولانی زندان را تجربه کرده و سرانجام در میدان درگیری کشته شده است، میتواند برای گروهی از مردم به نمادی از ایستادگی تبدیل شود.
این پدیده را نمیتوان صرفاً با تبلیغات توضیح داد؛ همانگونه که نباید نقش رسانهها در برجستهکردن و گسترش یک تصویر را نادیده گرفت. نمادهای سیاسی از ترکیب تجربههای واقعی، احساسات جمعی، روایتهای رسانهای و تفسیرهای تاریخی شکل میگیرند.
بااینحال، نماد شدن یک شخصیت به معنای پایان پرسشگری درباره او نیست. تاریخ زمانی به فهم جامعه کمک میکند که میان شجاعت فردی، محبوبیت اجتماعی، موفقیت سیاسی و درستی اخلاقی تصمیمها تفاوت بگذارد.
وظیفه پژوهشگر، تکرار بیچونوچرای روایتهای سیاسی نیست؛ وظیفه او بررسی واقعیتها، شناخت زمینهها و کمک به داوری آگاهانه است.
مسئله فلسطین؛ فراتر از سرنوشت یک رهبر
اهمیت تاریخی سنوار را نمیتوان از مسئله فلسطین جدا کرد؛ اما مسئله فلسطین نیز به زندگی و مرگ یک شخصیت محدود نمیشود. این مسئله با حقوق یک ملت، حق تعیین سرنوشت، امنیت، کرامت انسانی و آینده مردمی پیوند دارد که دههها با آوارگی و منازعه روبهرو بودهاند.
عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ گسترده پس از آن، پیامدهای سنگینی برای مردم فلسطین و اسرائیل به همراه داشت. کشتهشدن غیرنظامیان، گروگانگیری، ویرانی گسترده غزه و رنج خانوادههایی که عزیزان خود را از دست دادند، واقعیتهایی هستند که در هر ارزیابی تاریخی و اخلاقی باید مورد توجه قرار گیرند.
دفاع از حقوق مردم فلسطین، مستلزم نادیدهگرفتن جان غیرنظامیان نیست؛ همانگونه که محکومکردن آسیب به غیرنظامیان نباید بهانهای برای چشمپوشی از حقوق مشروع فلسطینیان و رنج تاریخی آنان شود.
به باور نگارنده، یکی از خطاهای رایج در تحلیل منازعات منطقهای آن است که مسئلهای تاریخی و انسانی به رقابت میان چند شخصیت یا جریان سیاسی فروکاسته میشود. در چنین رویکردی، گاهی موفقیت نظامی جای عدالت را میگیرد و گاهی مرگ یک رهبر، بهاشتباه پایان مسئلهای تلقی میشود که ریشههای عمیق تاریخی دارد.
فلسطین نه با مرگ سنوار از میان میرود و نه صرفاً با برجستهکردن نام او به آیندهای عادلانه میرسد. راهحل پایدار، به پایاندادن به اشغال و آوارگی، تضمین حقوق مردم فلسطین، حفاظت از غیرنظامیان و شکلگیری ترتیباتی عادلانه برای امنیت و زندگی مردم منطقه نیاز دارد.
شجاعت در ترازوی اخلاق و اندیشه اسلامی
در سنت اخلاقی و اسلامی، شجاعت از فضیلتهای مهم انسانی است؛ اما شجاعت از حکمت، عدالت و مسئولیت جدا نیست. دلیری در برابر خطر میتواند ارزشمند باشد، ولی پاسداری از جان انسانهای بیگناه و جلوگیری از گسترش خشونت نیز مسئولیتی بنیادین است.
از این منظر، میتوان شجاعت سنوار در واپسین لحظات زندگی را بررسی کرد، بیآنکه از نقد تصمیمهای سیاسی و نظامی او چشم پوشید. چنین نگاهی نه به ستایش بیحدوحصر نیاز دارد و نه به انکار شجاعت فردی؛ بلکه بر استقلال فکری و رعایت معیارهای یکسان اخلاقی تأکید میکند.
اگر عدالت را تنها زمانی بپذیریم که به سود جریان مورد علاقه ما باشد، در حقیقت عدالت را به ابزاری سیاسی تبدیل کردهایم. معیار اخلاقی باید برای همه یکسان باشد؛ چه درباره متحدان ما و چه درباره مخالفانمان.
از منظر یک پژوهشگر ادیان و مذاهب اسلامی، دفاع از مظلوم و مخالفت با بیعدالتی، مسئلهای فراتر از مرزهای مذهبی و قومی است. رنج مردم فلسطین نباید به ابزار اختلاف میان مسلمانان تبدیل شود. سنی و شیعه میتوانند بر هویتهای مذهبی خود پایبند بمانند و در عین حال، درباره حقوق انسانها و ضرورت عدالت به تفاهم برسند.
وحدت واقعی به معنای حذف تفاوتها نیست؛ به معنای آن است که تفاوتها، مانع دفاع از عدالت و کرامت انسانی نشوند.
این اصل، امکان گفتوگویی اخلاقی و مسئولانه درباره فلسطین را فراهم میکند؛ گفتوگویی که در آن، هم از حقوق یک ملت دفاع شود و هم پرسشگری، نقد و حرمت جان انسانها جایگاه خود را حفظ کنند.
استقلال فکری؛ نه اسیر تبلیغات باشیم و نه اسیر تعصب
یکی از آسیبهای جدی فضای رسانهای امروز، تبدیلشدن داوری سیاسی به پیروی از روایتهای آماده است. گاهی یک رسانه شخصیتی را قهرمان معرفی میکند و مخاطب، بدون بررسی شواهد، همان داوری را میپذیرد. گاهی نیز رسانهای دیگر، همان شخصیت را یکسره محکوم میکند و هر ویژگی مثبت او را نادیده میگیرد. در هر دو حالت، اندیشیدن جای خود را به پیروی میدهد.
به باور نگارنده، وظیفه ما آن است که درباره شخصیتهایی چون یحیی سنوار، از سطح ستایش و نفرت عبور کنیم؛ شجاعت را در جای خود ببینیم، تصمیمهای سیاسی را با معیارهای روشن بسنجیم و پیامدهای انسانی را فراموش نکنیم.
استقلال فکری یعنی بتوانیم در برابر ظلم بایستیم، بیآنکه از پرسشگری بترسیم؛ از حقوق مردم فلسطین دفاع کنیم، بیآنکه رنج غیرنظامیان را کماهمیت بدانیم؛ و از یک ویژگی مثبت در شخصیت کسی سخن بگوییم، بیآنکه مجبور باشیم تمام کارنامه او را تأیید کنیم.
چنین رویکردی، نه نشانه تردید در عدالتخواهی، بلکه نشانه بلوغ فکری است. جامعهای که میخواهد از تاریخ درس بگیرد، باید میان حقیقت و تبلیغات، میان آرمان و ابزارهای رسیدن به آن، و میان شجاعت و خرد تمایز قائل شود.
سخن پایانی؛ شجاعت یک لحظه، مسئولیت یک تاریخ
یحیی سنوار در اکتبر ۲۰۲۴ کشته شد؛ اما مسئله فلسطین با مرگ او پایان نیافت. تصویر واپسین لحظاتش برای بسیاری به نمادی از ایستادگی تبدیل شد، اما داوری تاریخی درباره او همچنان به بررسی همه ابعاد زندگی، تصمیمها و پیامدهای عملکردش نیاز دارد.
تاریخ، تنها صحنه مرگ انسانها را ثبت نمیکند؛ انتخابهای آنان و تأثیری را که بر سرنوشت دیگران گذاشتهاند نیز به یاد میسپارد. ازاینرو، نه باید شجاعت فردی را انکار کرد و نه باید آن را جایگزین ارزیابی مسئولانه کارنامه سیاسی کرد.
برای مردم فلسطین، آیندهای شایسته زمانی دستیافتنی خواهد بود که حقوق و کرامت آنان تضمین شود، چرخه آوارگی و خشونت پایان یابد و نسلهای آینده مجبور نباشند امید خود را تنها در تصاویر میدان نبرد جستوجو کنند.
شجاعت میتواند یک لحظه را جاودانه کند؛ اما عدالت است که به تاریخ معنا میبخشد.
اگر قرار است از زندگی و مرگ سنوار درسی بگیریم، آن درس نباید صرفاً ستایش یک تصویر یا محکومکردن یک شخصیت باشد. درس بزرگتر، ضرورت دفاع از مظلوم، استقلال در اندیشیدن، مسئولیتپذیری در تصمیمگیری و پاسداری از کرامت انسان است.
فلسطین به همدلی جهانی نیاز دارد؛ اما بیش از هر چیز، به راهحلی عادلانه و پایدار نیازمند است. راهحلی که در آن، حقوق مردم فلسطین نادیده گرفته نشود، غیرنظامیان قربانی محاسبات قدرت نشوند و عدالت، نه شعاری سیاسی، بلکه معیار مشترک داوری و عمل باشد.
منابع و ارجاعات
»طارق اسماعیل، «یحیی سنوار؛ پایان یک مرد شجاع»
«یحیی سنوار از نگاه همبندان زندان
»»یحیی سنوار؛ از آزادی در مبادله اسرا تا طوفان الاقصی
»» ابراهیم الدویری، «سنوار؛ ریشههای اسطوره و سرنوشت آن در حافظه و تاریخ»
نویسنده پژوهشگر ادیان و مذاهب اسلامی
دیدگاه کاربران