مطبوعات ارمنی و بازتاب وضعیت کردها در فاصله ۱۸۵۰ تا ۱۹۲۰
به گزارش کردپرس، بررسی مجموعهای از مطالب منتشرشده در مطبوعات ارمنی میان سالهای ۱۸۵۰ تا ۱۹۲۰، تصویری گسترده از وضعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کردها، روابط کردها و ارامنه، آموزش کودکان کرد و تحولات فکری جامعه کرد در واپسین دهههای امپراتوری عثمانی ارائه میدهد.
به گزارش نشریه «آگوس»، این مجموعه بر اساس کتاب «کردها در نشریات ادواری ارمنی؛ کتابشناسی ۱۸۵۰ تا ۱۹۲۰» تهیه شده است. این اثر ۱۹۰ صفحه دارد که در سال ۱۹۸۰ در ایروان و با همکاری ه. پارسقیان، آ. خاچادوریان و ی. غازاروسیان منتشر شد. مقدمه این کتاب را گارلن چاچانی، رئیس وقت بخش نویسندگان کرد در اتحادیه نویسندگان ارمنستان، نوشته است.
چاچانی در این اثر، مطالب منتشرشده درباره کردها را از طیف گستردهای از نشریات ارمنی گردآوری کرده و موضوعاتی مانند وضعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کردها در مناطق مختلف آناتولی، فعالیت آغابیکها و شیوخ کرد، اختلافات داخلی، مسئله زمین، جامعه ایزدی و روابط کردها و ارامنه را بررسی کرده است.
این اسناد فقط به مسائل سیاسی محدود نمیشوند. در بخشی از آنها از پیوندهای فرهنگی میان دو جامعه، وضعیت اجتماعی و اقتصادی کردها، فرهنگ و فولکلور آنان و همچنین تلاش برای آموزش زبان کردی سخن گفته شده است. از جمله، به ایجاد الفبای کردی، انتشار کتابهای آموزشی کرمانجی با الفبای ارمنی و آموزش کودکان کرد در مدارس ارمنی اشاره شده است.
بر اساس این کتابشناسی، در فاصله سالهای ۱۸۵۰ تا ۱۹۲۰، در نشریات ارمنی هزار و ۳۰۲ عنوان مطلب درباره کردها منتشر شده است. روزنامهها و نشریاتی مانند «آزادامارد» در استانبول، «آرتساکانک»، «تروشاگ» در ژنو و پاریس، «هنچاک» در لندن، «آرشالویس آراراتیان» در ازمیر، «پوزانتیون» در استانبول، «هاندس آمسوریا» در اتریش، «هورایزون»، «ماسیس»، «مغو هایاستانی»، «مشاک»، «نور تار» و «داراز» از جمله این منابع هستند.
«آگوس» در ادامه این پژوهش، مطالب مربوط به هر یک از این نشریات را به صورت مجموعهای دنبال میکند و نخستین بخش را به روزنامه «آزادامارد» اختصاص داده است.
«آزادامارد» روزنامهای روزانه بود که در فاصله سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۴ و بار دیگر از ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱ در استانبول منتشر میشد. روبن زارتاریان و هاگوپ جولولیان، معروف به سیرونی، از جمله سردبیران این روزنامه بودند و شماری از روشنفکران ارمنی نیز با آن همکاری داشتند. این روزنامه ارگان رسمی حزب داشناکسیون بود و در بسیاری از مناطق محل سکونت کردها و ارامنه، نمایندگان و هوادارانی داشت.
بر اساس بررسی انجامشده، «آزادامارد» تنها در فاصله سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۴، ۱۶۲ گزارش، مقاله و یادداشت درباره کردها منتشر کرده است.
در شمارههای نخست سال ۱۹۰۹، مطالبی درباره وضعیت اجتماعی و سیاسی کردها در ولایت خارپوت، روابط کردها و ارامنه و سیاست دولت عثمانی در قبال این روابط منتشر شد.
شمارههای دیگر این روزنامه به تاریخ، جمعیت، شیوه زندگی و باورهای ایزدیان، روابط دوستانه کردها و ارامنه، وضعیت حینی، تحولات درسیم، ساختارهای طایفهای در کیغی و اختلافات میان برخی آغابیکهای کرد پرداختند.
در یکی از مطالب سال ۱۹۰۹، احمد فازی از آنچه «توطئه» برخی رهبران قبایل کرد برای حمله به روستاهای ارمنی در اطراف سیلوان توصیف شده بود، گزارش داد. در مقابل، در مطالب دیگری بر وجود روابط دوستانه میان کردها و ارامنه در برخی مناطق تأکید شد و از تلاش دولت عثمانی برای ایجاد اختلال در این روابط سخن به میان آمد.
در بخش دیگری از مطالب «آزادامارد» به وضعیت روابط کردها و ارامنه در وان و بیتلیس، فعالیت رهبران قبایل کرد، اختلافات طایفهای و روابط کردها با روسیه اشاره شده است.
یکی از مطالب قابل توجه این مجموعه، مقالهای درباره زبان و ادبیات کردی است که در سال ۱۹۰۹ منتشر شد. این مقاله در کنار بررسی روابط دوستانه میان کردها و ارامنه، به تلاش برای تهیه نخستین کتاب آموزشی کرمانجی با استفاده از الفبای ارمنی نیز اشاره میکند.
در شماره ۱۸۲ «آزادامارد» در سال ۱۹۱۰ نیز مقالهای با عنوان «پشت کوهها» منتشر شد که موضوع اصلی آن روابط کردها و ارامنه بود. در این مطلب، از فراخوان یکی از احزاب سیاسی ارمنی به کارگران کرد برای همکاری و مبارزه مشترک سخن گفته شده است.
همان شماره مطالب دیگری نیز درباره مسلح شدن کردها، نشست سران کرد در ساسون و فراخوان مبارزه علیه آنچه نویسنده «غارت ترکی» خوانده، منتشر کرده بود.
بخش دیگری از این مجموعه به آموزش کودکان کرد اختصاص دارد. بر اساس مقالهای که در شماره ۱۹۰ «آزادامارد» در سال ۱۹۱۰ منتشر شده، شماری از روشنفکران کرد در استانبول مدرسهای برای کودکان کرد با عنوان «مدرسه مشروطه» راهاندازی کرده بودند.
نویسنده مقاله، ایجاد این مدرسه را اتفاقی مهم در جامعه کرد میدانست؛ زیرا برای نخستین بار، خود کردها و یک انجمن آموزشی درصدد برآمده بودند مسئولیت آموزش کودکان کرد را بر عهده بگیرند.
در این مقاله، نویسنده با نگاهی انتقادی به سیاستهای آموزشی دولت عثمانی در دوره عبدالحمید دوم، معتقد است مدارسی که برای فرزندان رهبران قبایل کرد ایجاد میشد، در مواردی بیشتر با هدف جلب وفاداری این رهبران به حکومت دنبال میشد تا توسعه واقعی آموزش.
در برابر این سیاست، مقاله از تلاش شماری از روشنفکران کرد برای مقابله با بیسوادی و گسترش آموزش تمجید میکند و آن را نشانهای از آغاز یک حرکت فکری تازه در جامعه کرد میداند.
با این حال، نویسنده تأکید دارد که فعالیت آموزشی کردها نباید تنها در استانبول متمرکز بماند. از نگاه او، مرکز اصلی این حرکت باید مناطق کردنشین باشد؛ جایی که بخش عمده جمعیت کرد در آن زندگی میکردند. به همین دلیل، روشنفکران و فعالان اجتماعی کرد باید فعالیت خود را به روستاها و مناطق کردنشین منتقل میکردند تا زمینه برای شکلگیری یک حرکت اجتماعی گستردهتر فراهم شود.
این مقاله در پایان با عنوان «بیداری کرد نخستین نشانههای خود را نشان میدهد»، بر ضرورت ادامه این مسیر تأکید میکند و اقدامات محدود شماری از روشنفکران کرد را گامی اولیه در روندی میداند که میتواند در آینده اهمیت تاریخی پیدا کند.
مجموعه اسناد بررسیشده از سوی «آگوس» نشان میدهد که مطبوعات ارمنی در فاصله ۱۸۵۰ تا ۱۹۲۰، کردها را در موضوعاتی بسیار فراتر از تحولات سیاسی و درگیریهای منطقهای دنبال؛ از آموزش و زبان و فرهنگ گرفته تا روابط اجتماعی، مسائل اقتصادی و تحولات فکری میکردند. این منابع، بخشی از تصویری تاریخی از مناسبات دو جامعه در سالهای پایانی امپراتوری عثمانی را در اختیار پژوهشگران قرار میدهند و قرار است بررسی آنها در بخشهای بعدی این مجموعه ادامه یابد.
دیدگاه کاربران