خبر ۱۴۰۵/۰۶/۰۷ ۱۱:۲۷ زمان مطالعه: 5 دقیقه (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

نقش استان‌های مرزی در جنگ اقتصادی/ محمد هادیفر

سرویس استانها - آنچه از فحوای کلام و مواضع متذبذب و گاه تا حدودی متعادل ترامپ و همچنین از شرایط داخلی و خارجی ایالات متحده برمی‌آید، این است که آمریکا فعلاً جنگ اقتصادی و محاصره پیرامونی را گزینه مناسب‌تری برای اعمال فشار بر ایران می‌داند. شاید این رویکرد از آن جهت باشد که واشنگتن از گزینه نظامی نتیجه مورد انتظار خود را نگرفته است و ترجیح می‌دهد تا زمان مشخص شدن آرایش سیاسی داخلی آمریکا، همین مسیر را در قبال ایران ادامه دهد.
نسخه صوتی خلاصه خبر | کمتر از ۳ دقیقه

دانلود فایل صوتی

کرد پرس- البته مواضع همه کشورها در قبال فراخوان ترامپ یکسان نبوده است. برخی کشورها با توجه به ملاحظات روابط بین‌الملل و نقش ایران در منطقه، حاضر به همراهی کامل با این سیاست نیستند؛ برخی تحت تأثیر تهدیدهای آمریکا قرار گرفته‌اند و برخی دیگر نیز به دلیل شرایط اقتصادی و منافع خود، اساساً توان یا تمایل پذیرش چنین سیاستی را ندارند.

از سوی دیگر، آمریکا تاکنون تقریباً از تمام ظرفیت‌های محدودکننده خود علیه ایران استفاده کرده است. بنابراین به نظر می‌رسد این حربه نیز نمی‌تواند کارآمدی چندانی داشته باشد و بیش از آنکه یک ابزار تعیین‌کننده اقتصادی باشد، نوعی پروپاگاندای رسانه‌ای و روانی برای همراه کردن افکار عمومی داخل و خارج با سیاست‌های واشنگتن است.

اما در کنار اقدامات تقابلی و سیاست‌هایی که کشور برای مقابله با فشارهای خارجی اتخاذ می‌کند، استان‌های مرزی نیز می‌توانند نقش بسیار مهمی در خنثی کردن بخش قابل توجهی از این فشارها ایفا کنند.

بر کسی پوشیده نیست که مرزهای آبی و خاکی ایران با کشورهای متعدد همسایه، ظرفیت منحصربه‌فردی است که در کمتر کشوری با چنین گستره‌ای وجود دارد. باید این واقعیت را پذیرفت که مرز همیشه تهدید نیست؛ مرز می‌تواند یک فرصت بزرگ اقتصادی باشد.

مرز بیش از ۲۶۰۰ کیلومتری ایران، از خرمشهر تا آذربایجان، با کشورهای مختلف و با گرایش‌ها و مناسبات سیاسی متفاوت، ظرفیتی بی‌مانند برای توسعه تجارت و تأمین بخشی از نیازهای کشور فراهم کرده است. سهم استان‌های غربی و شمال‌غرب کشور از این مرزها نیز قریب به ۱۸۰۰ کیلومتر است.

اگر اراده‌ای جدی و مدیریتی کارآمد در مرزهای استان‌های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام شکل بگیرد، این استان‌ها می‌توانند بخش قابل توجهی از نیازهای کشور را از مسیر تجارت مرزی تأمین کنند و حتی بار سنگینی از تأمین مایحتاج اقتصادی کشور را بر دوش بکشند.

اما شرط نخست این اتفاق آن است که مدیران این استان‌ها شرایط موجود را به درستی درک کنند و بپذیرند که کشور در شرایط جنگ اقتصادی قرار دارد.

جنگ اقتصادی، برخلاف جنگ نظامی، لزوماً با موشک و بمباران نمود پیدا نمی‌کند؛ بلکه مستقیماً سفره مردم را هدف قرار می‌دهد و از این جهت می‌تواند از بمب و پهپاد نیز خطرناک‌تر باشد.

در چنین شرایطی، استانداران استان‌های مرزی باید ستادهای پشتیبانی جنگ اقتصادی را با هدف تأمین مایحتاج کشور در مناطق مرزی فعال کنند. دستگاه‌های نظارتی نیز باید نقش تسهیل‌گر داشته باشند، نه اینکه با تفسیرهای محدودکننده و ایجاد موانع اداری، مسیر فعالیت اقتصادی را مسدود کنند.

کارگزاران دولت باید شرایط اقتصادی کشور را جدی بگیرند و فعالان اقتصادی شهرهای مرزی را به سمت اقدامات عملیاتی و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود سوق دهند.

یکی از این ظرفیت‌ها، کولبری است که در شرایط فعلی می‌تواند نقش مهمی در مبادلات مرزی ایفا کند. نهادهای متولی مرز باید این ظرفیت را به رسمیت بشناسند و به جای ایجاد مزاحمت برای مبادلات ضروری، سازوکارهای قانونی، شفاف و قابل نظارتی برای آن ایجاد کنند.

 

بدیهی است که ساماندهی و فعال کردن ظرفیت‌های مرزی، علاوه بر رونق اقتصادی مناطق مرزی و بهبود وضعیت معیشتی مرزنشینان، می‌تواند کشورهای همجوار را نیز به تحرک اقتصادی بیشتر وادار کند.

واقعیت این است که حتی اگر آمریکا اراده کند، نمی‌تواند به سادگی بر تمام ظرفیت‌های مرزی ایران مسلط شود. گستردگی جغرافیایی، تنوع همسایگان و تفاوت منافع سیاسی و اقتصادی آنها، خود ظرفیتی است که می‌توان از آن برای کاهش اثرگذاری محاصره اقتصادی استفاده کرد.

ممکن است در این میان برخی نسبت به کاهش درآمدهای گمرکی نگرانی داشته باشند. اما باید پرسید در شرایط جنگ اقتصادی، اولویت نخست چیست؟ تأمین نیازهای مردم یا افزایش درآمدهای گمرکی؟

نخست اینکه شرایط کشور عادی نیست و تصمیم‌گیری نیز نمی‌تواند کاملاً بر اساس قواعد شرایط عادی صورت گیرد. دوم اینکه مشکلات و نارضایتی‌های موجود در فرآیندهای گمرکی بر کسی پوشیده نیست. سوم اینکه حتی اگر درآمد بیشتری نیز از محل گمرکات وارد اقتصاد کشور شود، باید مراقب بود که این منابع به جای خدمت به مردم، در مسیرهای غیرشفاف و فسادزا قرار نگیرد.

به جای آنکه با افزایش بروکراسی و محدودیت‌های غیرضروری، ظرفیت‌های اقتصادی مرزنشینان را تعطیل کنیم، باید به اقتضائات شرایط موجود توجه داشته باشیم. فعال کردن ظرفیت‌های مرزی می‌تواند هم به شکست یا کاهش اثرگذاری محاصره اقتصادی کمک کند و هم خدمتی واقعی به جامعه مرزنشینانی باشد که سال‌ها در خط مقدم مرزهای کشور زندگی کرده‌اند.

یقیناً در شرایط جنگ اقتصادی، در کنار سیاست‌گذاری‌ها و مدیریت‌های کلان، استفاده از ظرفیت‌های مرزی و کشورهای همسایه یکی از کاربردی‌ترین تاکتیک‌های مقابله با فشار اقتصادی است.

جنگ فعلی، جنگی نامتقارن و غیرمتعارف است و در آن الزاماً اصول و قواعد متعارف جنگ‌های کلاسیک رعایت نمی‌شود. بنابراین مقابله با چنین جنگی نیز نمی‌تواند صرفاً بر مبنای روش‌های سنتی و متعارف باشد.

اکنون زمان آن است که مرز را از یک تهدید بالقوه به یک فرصت بالفعل تبدیل کنیم. به همه افراد با هر سلیقه و گرایشی اجازه کمک به وضعیت اقتصادی در شرایط جنگی داده شود

استان‌های مرزی باید در خط مقدم جنگ اقتصادی قرار گیرند؛ نه با سلاح، بلکه با تجارت، تولید، مبادله و استفاده هوشمندانه از ظرفیت همسایگان.

ظرفیت کشورهای همجوار باید در خدمت تأمین نیازهای کشور قرار گیرد و از تمام ظرفیت‌های قانونی و قابل مدیریت مرزها برای کاهش آثار محاصره اقتصادی استفاده شود. اگر مدیریت صحیح، اراده سیاسی و هماهنگی دستگاه‌های مسئول در کنار یکدیگر قرار گیرد، بخش قابل توجهی از فشار اقتصادی دشمن را می‌توان در همین مرزها خنثی کرد.

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
(۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.