آینده حمل و نقل کامیونی نفت عراق به سوریه

سرویس جهان- انتقال روزانه صدها محموله نفت عراق با کامیون به بندر بانیاس، همزمان با تلاش بغداد و دمشق برای احیای خط لوله کرکوک ـ بانیاس، می‌تواند یک مسیر اضطراری را به بخشی از شبکه دائمی انرژی منطقه تبدیل کند.

به گزارش کردپرس، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و مسدود شدن تنگه هرمز، عراق را به سمت احیای یک مسیر قدیمی اما در شرایطی جدید سوق داده است. بغداد اکنون بخشی از نفت کوره خود را از طریق جاده‌های سوریه به بندر بانیاس در ساحل مدیترانه منتقل می‌کند که در شرایط عادی از نظر اقتصادی گزینه‌ای پرهزینه محسوب می‌شود، اما در شرایط بحران می‌تواند برای عراق یک مسیر جایگزین حیاتی باشد.

بر اساس یادداشت دکتر سردار عزیز در موسسه آمارجی، روزانه حدود ۵۰۰ کامیون نفتکش در این مسیر تردد می‌کنند. این کامیون‌ها نفت کوره، موسوم به «نفت سیاه»، را حمل می‌کنند  که عمدتاً در کشتیرانی و تولید برق مورد استفاده قرار می‌گیرد. همزمان، عراق و سوریه در واشنگتن توافقی برای بازسازی و احیای خط لوله نفت کرکوک ـ بانیاس امضا کرده‌اند که در صورت بازسازی می‌تواند ظرفیت بسیار بیشتری نسبت به حمل‌ونقل جاده‌ای ایجاد کند.

با این حال، شکل‌گیری مسیر کامیونی صرفاً واکنشی موقت به بحران انرژی نیست و می‌تواند پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی گسترده‌تری برای روابط بغداد و دمشق داشته باشد.

صادرات نفت عراق از مسیر سوریه با سازوکاری متمرکز و تحت مدیریت دولت عراق انجام می‌شود و هماهنگی‌های طرف سوری نیز از سوی مقامات دمشق صورت می‌گیرد. رانندگانی که قصد مشارکت در این عملیات را دارند باید اطلاعات شخصی، خانوادگی و محل سکونت خود را در اختیار مقامات عراقی قرار دهند و پس از طی مراحل امنیتی و دریافت مجوز، کامیون‌های آنان به سامانه ردیابی مجهز می‌شوند.

هر کامیون دو دستگاه GPS دریافت می‌کند تا حرکت آن در مسیر بازگشت نیز تحت نظارت باشد. این نظارت برای جلوگیری از انحراف کامیون‌ها از مسیر تعیین‌شده و با هدف تأمین ملاحظات امنیتی اعمال می‌شود و بنا بر اطلاعات محلی، حتی مواردی از بازداشت رانندگان به دلیل تخلف از مسیر تعیین‌شده گزارش شده است.

کامیون‌ها از گذرگاه مرزی الولید در استان الانبار وارد خاک سوریه می‌شوند. این گذرگاه در سمت سوریه به استان حمص متصل است و مسیر از مناطق عمدتاً بیابانی عبور می‌کند. پس از ورود به سوریه، کامیون‌ها در کاروان‌هایی متشکل از ۵۰ تا ۱۰۰ دستگاه سازمان‌دهی می‌شوند و نیروهای پلیس و نظامی سوریه آنها را تا مقصد اسکورت می‌کنند.

دولت سوریه برای هر کامیون ۲۵۰ دلار هزینه ورود دریافت می‌کند که اگرچه برای طرف عراقی هزینه اضافی محسوب می‌شود، اما برای دولت سوریه در شرایط اقتصادی دشوار کنونی یک منبع درآمد قابل توجه است.

مقصد نهایی، بندر بانیاس در ساحل مدیترانه است که پالایشگاه نفت بانیاس، بزرگ‌ترین پالایشگاه سوریه، در آن قرار دارد. این پالایشگاه در دهه ۱۹۷۰ و با مشارکت یک شرکت رومانیایی ساخته شد و اکنون بار دیگر می‌تواند در چارچوب تحولات جدید منطقه‌ای نقشی مهم در انتقال و فرآوری نفت عراق ایفا کند.

یکی از نکات قابل توجه در ارزیابی این مسیر، مقایسه آن با مسیر پیشین انتقال نفت است. به گفته یکی از رانندگان، سفر از عراق تا بانیاس حدود ۱۰ روز طول می‌کشد. با وجود طولانی بودن مسیر، برخی رانندگان و فعالان محلی آن را از مسیر قبلی امن‌تر و کم‌دردسرتر می‌دانند و معتقدند موانع و فساد اداری در آن کمتر است.

اما این مسیر محدودیت‌های خاص خود را دارد. رانندگان در سوریه آزادی عمل چندانی ندارند و تقریباً در تمام طول سفر تحت نظارت و همراهی نیروهای امنیتی قرار دارند. در واقع، مدل جدید حمل‌ونقل نفت عراق در سوریه بیش از آنکه یک شبکه تجاری آزاد باشد، یک کریدور امنیتی‌شده و دولتی است.

این وضعیت نشان می‌دهد که دوام مسیر کامیونی تنها به مسائل اقتصادی وابسته نیست، بلکه به ثبات سیاسی و امنیتی سوریه و توانایی دمشق برای تضمین امنیت این کریدور نیز بستگی دارد.

حرکت نفتکش‌های عراقی به سوی بانیاس از نظر سیاسی نیز اهمیت دارد. تنها چند ماه پیش، تصور همکاری گسترده بغداد با دولت انتقالی سوریه دشوار بود. ائتلاف سیاسی حاکم در عراق، نسبت به رویکرد سیاسی و مذهبی دولت جدید سوریه بدبین بود. احمد الشرع نیز همچنان در برخی ساختارهای سیاسی و امنیتی عراق با سابقه جهادی خود شناخته می‌شد.

اما بحران انرژی و جنگ منطقه‌ای محاسبات بغداد را تغییر داده است. عراق که اقتصادی به شدت وابسته به درآمدهای نفتی دارد، نمی‌تواند در شرایطی که مسیرهای سنتی صادرات و انتقال انرژی با اختلال مواجه شده‌اند، گزینه‌های جایگزین را نادیده بگیرد. از این منظر، همکاری نفتی با سوریه بخشی از یک تغییر بزرگ‌تر در مناسبات دو کشور است؛ تغییری که فشار و حمایت آمریکا نیز در آن نقش دارد.

مسیر عراق ـ سوریه همچنین با طرح موسوم به «چهار دریا» که در محافل سیاست‌گذاری آمریکا مطرح شده، همخوانی دارد؛ چارچوبی که هدف آن ایجاد شبکه‌ای از مسیرهای انرژی و ترانزیتی میان خلیج فارس، دریای خزر، دریای مدیترانه و دریای سیاه از طریق سوریه و ترکیه است. در این چارچوب، سوریه می‌تواند از یک کشور درگیر جنگ به یک حلقه ترانزیتی در شبکه انرژی منطقه تبدیل شود.

برای دمشق، اهمیت این مسیر فقط به درآمد حاصل از دریافت عوارض کامیون‌ها محدود نمی‌شود. دولت سوریه تلاش دارد خود را به عنوان یک مسیر ترانزیتی امن و قابل اتکا در منطقه معرفی کند. انتقال نفت عراق به بانیاس فرصتی برای اثبات این ادعاست.

در شرایطی که سوریه با بحران اقتصادی، کمبود منابع مالی و نیاز فوری به بازسازی زیرساخت‌ها مواجه است، درآمد حاصل از عبور نفت و کالا می‌تواند به تقویت منابع دولت کمک کند. از سوی دیگر، ایجاد کریدورهای تجاری و انرژی می‌تواند جایگاه ژئوپلیتیکی سوریه را نیز ارتقا دهد.

فشار آمریکا بر دمشق برای کاهش واردات نفت روسیه نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. اگر سوریه بتواند همزمان واردات نفت روسیه را کاهش دهد و به مقصد یا مسیر انتقال نفت عراق تبدیل شود، ساختار انرژی این کشور به تدریج از وابستگی‌های دوران جنگ فاصله خواهد گرفت.

پرسش اصلی این است که اگر خط لوله کرکوک ـ بانیاس بازسازی و فعال شود، آیا انتقال نفت با کامیون پایان خواهد یافت؟ از نظر اقتصادی، احتمالاً خط لوله گزینه‌ای کارآمدتر و ارزان‌تر خواهد بود و می‌تواند حجم بسیار بیشتری از نفت را منتقل کند. با این حال، برخی فعالان محلی معتقدند کامیون‌ها حتی پس از احیای خط لوله نیز به فعالیت خود ادامه خواهند داد. دلیل این ارزیابی آن است که حمل‌ونقل جاده‌ای انعطاف‌پذیری بیشتری دارد و می‌تواند مناطقی را پوشش دهد که دسترسی مستقیم به خط لوله ندارند.

افزون بر این، تحولات اخیر در روابط عراق و ترکیه نیز اهمیت دارد. توافق جدید بغداد و آنکارا درباره صادرات نفت می‌تواند شمال سوریه و مسیرهای پیرامونی آن را به بخشی از شبکه گسترده‌تر صادرات انرژی عراق تبدیل کند. بنابراین، مسیر کامیونی سوریه ممکن است از یک راهکار اضطراری برای عبور از بحران به بخشی از یک شبکه چندمسیره صادرات انرژی تبدیل شود.

با این حال، نباید این چشم‌انداز را قطعی دانست. حمل نفت با کامیون نسبت به خط لوله هزینه بیشتری دارد و در مقیاس بزرگ، از نظر اقتصادی دشوارتر است. تداوم آن تنها زمانی منطقی خواهد بود که مزایای امنیتی، انعطاف‌پذیری و دسترسی به بازارهای مدیترانه‌ای بتواند هزینه‌های بالاتر حمل‌ونقل را جبران کند.

مسیر جدید نفتی عراق ـ سوریه در نقطه تلاقی سه عامل قرار گرفته است: نیاز فوری عراق به مسیرهای جایگزین صادرات انرژی، نیاز سوریه به درآمد و بازسازی اقتصادی و تلاش آمریکا برای شکل دادن به یک شبکه جدید انرژی و ترانزیت در خاورمیانه.

به همین دلیل، اهمیت این مسیر فراتر از ۵۰۰ کامیون نفتکش روزانه و درآمد حاصل از آنهاست. این کریدور می‌تواند نشانه‌ای از تغییر تدریجی جایگاه سوریه در اقتصاد منطقه باشد و روابط بغداد و دمشق را نیز از مناسبات عمدتاً امنیتی و سیاسی به سمت همکاری اقتصادی سوق دهد.

اما آینده آن به یک متغیر تعیین‌کننده به نام امنیت وابسته است.

اگر سوریه بتواند مسیر عراق تا مدیترانه را امن نگه دارد، همکاری دو کشور می‌تواند گسترش پیدا کند و حتی پس از بازسازی خط لوله کرکوک ـ بانیاس، حمل‌ونقل جاده‌ای به عنوان یکی از اجزای شبکه صادراتی عراق باقی بماند. اما در صورت ورود سوریه به دور جدیدی از درگیری‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در ارتباط با تحولات لبنان یا سایر جبهه‌های جنگ، تمام این محاسبات می‌تواند تغییر کند.

در نتیجه، صادرات نفت عراق از طریق سوریه را نمی‌توان صرفاً یک راهکار موقت برای عبور از بحران تنگه هرمز دانست. این مسیر در حال تبدیل شدن به آزمونی برای توانایی بغداد و دمشق در ایجاد یک کریدور تجاری و انرژی پایدار است که موفقیت یا شکست آن می‌تواند بر نقشه انرژی و ترانزیت خاورمیانه در سال‌های آینده اثر بگذارد.

کد مطلب 2798104

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha