کردستان و آزمون وفاداری ملی/ محمد هادیفر

سرویس کردستان- تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴، صف‌بندی‌های جدیدی را در داخل و خارج از کشور به وجود آورد. با وجود اینکه این حمله پس از دو ماه از یک بحران داخلی کشور صورت گرفته بود، اما این تجاوز خارجی موجب تقویت ناسیونالیسم ایرانی گردید.

کردپرس- مقاومت ایران و جسارت در پاسخ‌گویی به این تجاوز ،توجه ملل و دول کشورهای جهان و منطقه را بخود جلب کرد. مردم ایران با فشارهای روانی و اقتصادی متجاوزین تاب‌آوری خوبی از خود نشان دادند. صف‌بندی‌های سیاسی ناشی از این تجاوز نه تنها در داخل، بلکه مخالفان و منتقدان خارج‌نشین را نیز تحت تأثیر قرار داد. در حوزه کُردی، علی‌رغم اینکه رژیم اسرائیل و آمریکا با تقویت اپوزسیون فشارهای زیادی را بر علیه ایران وارد کردند، اما این خون ایرانی در رگ‌های برخی خارج‌نشینان بود که به خیانت تن در ندادند.

بنا بر گزارش‌هایی که در گرماگرم جنگ از درون برخی جریان‌های خارج‌نشین منتشر گردید،با توجه به فضای همدلی مردم کردستان اراده‌ای برای همراهی این جریانات با دولت‌های متخاصم علیه ایران به وجود نیامد این رویکرد موجب شد مردمان مناطق کردنشین از یک آزمون جدی، با سربلندی خارج شوند. در حالی که زمینه‌های یک تغییر سیاسی در این مناطق آماده شده بود، این کردها بودند که نجیبانه در کنار ایران ایستادند و وطن‌داری را به رخ همگان کشیدند.

اینک، پس از قریب به چهار ماه از تجاوز آمریکا به ایران، میادین شهرها و روستاهای کشور شاهد حضور مؤثر شبانه مردم است. در مناطق کردستانی این حضور به شکل دیگری رخ داده است. برخلاف نظر برخی که معتقدند کردستان در برابر جنگ و تجاوز به ایران سکوت کرده است، چنین نیست. همراه نشدن کردستان  با جریان‌های برانداز و کشورهای متخاصم، بالاترین حضوری بود که کردها با سکوت معنادار خود آن را به اثبات رساندند. به تعبیر دیگر، سکوت معنادار کردها هم سنگ و همجنس خروش مردم در خیابان‌های دیگر شهرهای کشور کمتر نبود.

این اقدام غیررسمی، نوعی گفتمان مقاومت و مبارزه کردها علیه کشورهای متجاوز بود سکوتی که معنای مقاومت داشت بهمنی دلیل موجب عصبانیت برخی کشورها گردید. اتهام ترامپ به کردها، مبنی بر سرقت سلاح، مزید بر این رویکرد کردها در پیوستن به صفوف ملی گردید و موجی از بی‌اعتمادی را در میان جامعه کردها در منطقه نسبت به آمریکا به وجود آورد که در نوع خود، نوعی واقع‌گرایی اجتماعی را پدید آورد و حلقه بی‌اعتمادی کردها به آمریکا را تنگ‌تر کرد.

جا دارد حاکمیت نسبت به این رویکرد ملی کردها واکنش لازم را نشان دهد و پیوند میان مردم و حاکمیت مورد بازبینی قرار گیرد. در شرایطی که همه نگاه‌های خارج‌نشینان به کردها دوخته شده بود تا از فضای جنگ نهایت استفاده را برده و به زعم برخی، به آرزوهای دیرینه خود برسند، نه تنها حرکتی برخلاف مصالح ملی و منطقه‌ای صورت نگرفت، بلکه کردها با سکوت هوشمندانه خود موجب تثبیت جایگاه تاریخی خویش در ایران شدند.

وقت آن است که کردها با حاکمیت رابطه‌ای مستقیم داشته باشند و نقش برخی کاتالیزورهای واسطه‌ای کمرنگ شود. شایسته است به پاس این ایران‌مداری کردها، برخی زنگاره‌های تاریخی از میان برداشته شود. شایسته است عفو عمومی شامل برخی شهروندان خارج‌نشین صورت گیرد کسانی که با قهر یا جهر از کشور رانده و یا خارج شده‌اند. تخفیف برخی مجازات‌های جرایم سیاسی، برای کسانی که در فضای پیش از جنگ گرفتار قانون شده‌اند، از دیگر بسته‌های وحدت‌آفرین خواهد بود.

گسترش حضور مدیران کرد، به عنوان شهروندانی مستحق خدمت، در نقاط مختلف کشور، برداشتن گام‌های اساسی در راستای تقریب عملی و تعایش حقیقی میان اقوام و مذاهب، از بایستگی‌های شرایط کنونی است. توجه به توسعه زیرساخت‌های منطقه‌ای با نگاه توسعه متوازن، می‌تواند امیدآفرین باشد. ورود کردها به ساختارها و مدیریت‌های کلان امنیتی و نظامی و مناصب حاکمیتی، از دیگر حلقه‌های ناگسستنی پیوند حاکمیت و مردم خواهد بود.

فرماندهی نیروی راهبردی دریایی، تجربه موفقی بود که رهبر شهید انقلاب آن را پایه‌گذاری کرد و ثابت گردید که کردها لیاقت حضور در عالی‌ترین سطوح مدیریت‌های راهبردی کشور در عصر جدید جمهوری اسلامی ایران را دارند. امید می‌رود فضای پس از جنگ، فصل نوینی از همبستگی ملی و پیوستگی نژادی را با خود به ارمغان بیاورد.

کد مطلب 2797462

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha