کرد پرس- از جمله این شاعران، خانمنصور (خانمهسۊر، خانمەسۆر، خانمهسیر) شاعر کوردیسرای ایوانی و زوج دیگر شاعر کوریسرای ایلامی یعنی شاکه است. اشعاری که خانمنصور در فراق شاکه؛ زوج هنری خود و شاهپرور زوجهی خود سروده زبانزد نسلهای پیشین ایلامیان و تقریبا تمامی اهالی غرب کشور است.
علاوه بر این دو زوج که وجود آنان نشانهی رفاقت با مثال (شاکهو خانمهسوور) شده، الماسخان کندولهای شاعر صاحبنام و سرهنگ مقتدر و سرلشکر فوج کوردستان در دوران والیان اردلان معروفترین شاعران کورد دوران نادری است
وی فرزند رضا از شاعران حماسهسرای کورد کرمانشاهی و خاستگاه او دینور (دینهوهر) دیار شعر و عرفان و دانش کوردی بوده است
او یک فرماندهی نظامی مقتدر بود که بسیار شیفتهی نادرشاه بود و علیرغم مقبولیت او در نزد پادشاه جنگجوی ایران، به دلیل شکست سپاه ایران از سپاه عثمانی در سرحدات کرکوک از مقام خود عزل شد و به ناچار به خانه پدری و پیشهی پدری خود یعنی شعر و شاعری و حماسهسرایی روی آورد. شکستی نظامی که در حقیقت سرآغاز یک پیروزی فرهنگی برای او و تمامی کوردها بوده است
شاید منظومهی حماسی نادرینامهی او که به زبان کوردی (کوردی گووران) سروده شده یکی از دلایل شیفتگی و حضور جنگاوران کورد در سپاه نادرشاه بوده است حضوری که چنان کثرت یافته که علیرغم ادعای تورک بودن افشاریان و به ویژه نادرشاه، کوردها او و اێل افشار را از ایلات بزرگ کورد کرمانج میدانند
از دیگر وقایع مهم در زندگی الماسخان، ارتباط وی با میرزاشفیعخان کندولهای، شاعر و عارف بزرگ کوردیسرای دینهوری، مراوده و مشاعره داشته و هر دو در حدود نیمه دوم سده ۱۲ میزیستهاند.
این ارتباط تا بدان حد دوستانه بوده که میرزا شفیع مرثیهای در ارتباط با مرگ الماس خان سروده که بخش مهمی از اطلاعات موجود دربارهٔ وی از همین مرثیه اخذ شدهاست.
میرزام خامووشان مبارهکت بوو
ماوای خامووشاننووشت بوو
بهرق نهوبههار بواروو پێدا
بایهقۆش و موور بوانووش تێدا
پهری ئهو خاسهن وه خاک نەی بوو
شهنیار تی نیشوو، شهماڵ وه پەی بوو
تا «شهفی» دنیاش بوو وه تووز و گهرد
ئاخ پهری ئهڵماس، سهد ئاخ و سهد دهرد
دمای ئهڵماسخان، خان لاڵ شێوه
کزهێ تهمۊره کهس نهبوو پێوه
پهی چیمهن میرزام هاوسهرای گوڵ؟
گل وه دیدهم بوو پهی چیشمهن گوڵ؟
بار تا بپووشم بهرگی جه پلاس
بپووشوو «شهفی» جه دمای ئهڵماس
از الماسخان، آثار متعددی به جای مانده که معروفترین آنان عبارتند از منظومههای کوردی خورشید و خرامان، هفتلشکر، موش و گربه، شیرین و فرهاد (شیرین و خسرو)، و نادرنامه یا نادرینامه (نادر و پالا)
همگی این آثار کوردی گووران (اورامانی، دینهوهری، لکی) سروده شدهاند. اما معروفترین کار وی سرایش شاهنامه کوردی است که مجموعهای از افسانهها و داستانهای حماسی جنوب کوردستان است
هدف از این نوشتار معرفی الماسخان کندولهای برای کوردزبانان نیست که آنان به یاد دارند که والدین و یا لااقل پدربزرگان و مادربزرگانشان با شور و اشتیاقی زایدالوصف منظومههای حماسی شاهنامهی کوردی و نادرینامهی الماسخان را همتراز شاهنامهی فردوسی میخواندهاند و نیز منظومههای عاشقانهی او ورد زبان عاشقان کورد در معاشقهها و تفالها و شبشعرگونههای موسوم به چلسروو و شهوشهمهکی و ... و تنبورهزنان و مقامخوانان و هوورهچڕان و موورەوهاران کورد بوده است، این نوشتار را خطاب به مسئولین فرهنگی استان کرمانشاه تقدیم میکنند تا مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمانشاه و یا مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری آن استان و در راس همه استاندار کرمانشاه به عنوان مسئول شورای فرهنگ عمومی استان با مرور این متن را بخوانند و شان الماسخان کندولهای را که علاوه بر سرداری در مرزداری، سرحدات فرهنگی و زبانی بخشی از ایران را راهبری نموده و تاکنون اثر آثار وی در زبان و ادبیات و موسیقی و فرهنگ کوردی پدیدار است، مقایسه کنند با مقبرهی غریبانه و سنگ قبر محقر او
آن گاه از آنان خواهش دارم که آن را با مجسمه و مقبرهی سردارانی همچون نادرشاه افشار و یا محمدتقیخان پسیان و حتی رییسعلی دلواری مقایسه کنند و خود قضاوت کنند
این سنگ و این قبر مایهی شرمساری ماست حتی اگر مسئولین استانی احساس شرمساری نکنند

نظر شما