کردپرس
دکتر یوسف گوران در یادداشتی نوشته است:
«اقلیم کردستان ۳۴ سال پیش، بهعنوان نخستین تجربه حکمرانی خودمختار کردها پس از پایان جنگ سرد، به دست دو نیروی اصلی یعنی اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان شکل گرفت. این اقلیم از همان آغاز، زیر چتر سیاسی و امنیتی کشورهای غربی و با فداکاریهای مردم کردستان حفظ شد. اما اکنون، پس از گذشت ۳۴ سال و در پی تحولات عمیق داخلی، منطقهای و جهانی، موجودیت اقلیم کردستان با شکل کنونی خود، در معرض پرسشهای جدی داخلی و خارجی قرار گرفته است.»
وی با اشاره به شرایط بینالمللی زمان تأسیس اقلیم افزود:
«در اواخر قرن گذشته، همزمان با شکلگیری اقلیم کردستان، موجی جهانی برای حمایت از ملتهای تحت ستم به وجود آمده بود. پیروزی غرب در جنگ سرد، گرایش به حمایت از دموکراسی را در سیاست بینالملل تقویت کرده بود. روند صلح فلسطین، حمایت از تیمور شرقی، کشورهای یوگسلاوی سابق، سومالیلند و سودان جنوبی نیز در همین چارچوب قرار داشتند. کردستان نیز با وجود فشار کشورهای منطقه، توانست از این فضای بینالمللی بهرهمند شود و ساختار نیمهخودمختار خود را ایجاد کند.»
به گفته گوران، چتر حمایتی غرب، اقلیم کردستان را در برابر تهدیدهای عراق و کشورهای منطقه حفظ کرد و این حمایت حتی پس از سقوط رژیم صدام حسین در سال ۲۰۰۳ نیز ادامه یافت؛ بهویژه زمانی که داعش اقلیم را تهدید کرد و کشورهای غربی از نیروهای پیشمرگه برای مقابله با این خطر حمایت کردند.
وی در ادامه تصریح کرد:
«اکنون به دلایل مختلف، غرب نه تمایل و نه توان ایفای نقش گذشته را دارد. اروپا که پیشتر یکی از مهمترین حامیان اقلیم بود، پس از جنگ اوکراین بیشتر بر مسائل امنیتی خود متمرکز شده است. آمریکا نیز دکترین سیاسی و راهبردی خود را تغییر داده و توجه کمتری به اقلیم کردستان و خاورمیانه دارد. بنابراین کردستان دیگر نمیتواند مانند گذشته بر حمایت متحدان غربی تکیه کند و بیش از هر زمان دیگری به تدوین یک راهبرد سیاسی و امنیتی جدید برای حفظ موجودیت خود نیازمند است.»
رئیس مرکز پژوهشهای راهبردی همچنین یادآور شد که طی ۳۴ سال گذشته، با وجود نفوذ گسترده ایران و ترکیه در معادلات داخلی اقلیم، حضور پررنگ آمریکا و متحدانش مانع از آن شده بود که این دو کشور نقش تعیینکنندهای در آینده اقلیم ایفا کنند؛ موضوعی که بهویژه پس از سقوط صدام حسین و آزادی عمل کردها در تعیین رابطه خود با عراق جدید، آشکار بود.
او افزود:
«در دو دهه گذشته، بهویژه پس از خروج رسمی نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۰، قدرتهای منطقهای نقش بسیار پررنگتری در تحولات ژئوپلیتیکی منطقه ایفا کردند. ایران و ترکیه به بازیگران اثرگذار در عراق، سوریه، لبنان و دیگر کشورهای منطقه تبدیل شدند و بیتردید اقلیم کردستان نیز از این تحولات تأثیر پذیرفت.»
رفراندوم؛ یک خطای راهبردی
دکتر گوران با اشاره به همهپرسی استقلال سال ۲۰۱۷ نوشت:
«درک نادرست از تحولات منطقهای و بینالمللی، اقلیم کردستان را به سوی یک خطای راهبردی مانند برگزاری رفراندوم سوق داد؛ اقدامی که در نهایت جایگاه اقلیم را در منطقه تضعیف کرد.»
ضرورت بازنگری در ساختار حکمرانی
وی با تأکید بر اینکه منطقه در حال تجربه دگرگونیهای ژئوپلیتیکی عمیق است، گفت:
«این تحولات، ایران، ترکیه، سوریه، عراق، لبنان و اسرائیل را نیز دربر گرفته است. در چنین شرایطی، آیا اقلیم کردستان میتواند همچنان با همان شیوه گذشته اداره شود؟ آیا وضعیت جدید تهدید است یا فرصت؟ و آیا با حفظ ساختار کلاسیک حکمرانی، میتوان از اقلیم محافظت کرد؟»
گوران بار دیگر تأکید کرد:
«از منظر سیاسی، اقلیم کردستان از زمان یکپارچه شدن دو اداره در سال ۲۰۰۶ تاکنون، هرگز تا این اندازه دچار شکاف و قطببندی نبوده است. روحیه همکاری و هماهنگی که پس از سال ۲۰۰۳ میان مام جلال و مسعود بارزانی وجود داشت، اکنون به پایینترین سطح خود رسیده و کابینه نهم آشکارا در اداره اقلیم بهعنوان یک واحد یکپارچه و در رفتار برابر و عادلانه با همه مناطق و شهروندان ناکام بوده است.»
به گفته وی، حاشیهراندن مناطق مختلف از نظر جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی، شکاف عمیقی در نهادهای حکومتی ایجاد کرده و عملاً ساختار حکومت را دوپاره ساخته است.
او هشدار داد:
«به جای آنکه اقلیم در این شرایط حساس منطقهای قویتر و منسجمتر شود، بیش از پیش تضعیف شده است؛ تا جایی که برای نخستین بار، در خارج از اقلیم نیز درباره آینده خود اقلیم کردستان سخن گفته میشود. از یک سو، تمایل به انحصارطلبی و هژمونیخواهی و از سوی دیگر، تلاش برای نپذیرفتن قدرت تحمیلشده، اقلیم را در برابر آیندهای خطرناک قرار داده است.»
بحران، بحران کابینه نیست؛ بحران نظام حکمرانی است
دکتر گوران معتقد است:
«وجود بحران داخلی ویژگی بسیاری از نظامهای سیاسی است، اما تفاوت در این است که ملتها در زمان بحران، آن را میپذیرند و برای حل ریشهای آن تلاش میکنند. آنچه امروز در اقلیم وجود دارد، صرفاً بحران یک کابینه یا دولت نیست؛ بلکه بحران در شیوه حکمرانی، ساختار قدرت و رابطه دولت با مردم است و راهحل نیز باید در همین چارچوب جستوجو شود.»
وی با اشاره به تجربه کشورهایی مانند فرانسه در دوره جمهوری پنجم، آلمان و ترکیه، تأکید کرد اقلیم کردستان نیز برای جلوگیری از تعمیق شکافها، نیازمند «تولد دوباره» و ایجاد «اقلیم دوم» با ساختاری نوین است.
چهار پیشنهاد برای اصلاح
دکتر یوسف گوران چهار محور اصلی برای اصلاح ساختار اقلیم پیشنهاد کرده است:
- نزدیک کردن قدرت به مردم از طریق تقویت حکومتهای محلی و واگذاری اختیارات خدماتی به استانها و ادارات مستقل.
- تدوین یک راهبرد واحد در سیاست خارجی اقلیم در قبال بغداد، کشورهای همسایه و جامعه جهانی بر اساس منافع همه شهروندان کردستان.
- بازنگری در دکترین نظامی و امنیتی از طریق یکپارچهسازی نیروهای امنیتی و نظامی، تقویت روابط با دولت فدرال عراق و بهرهگیری از ظرفیت قانون اساسی و متحدان داخلی و خارجی.
- تدوین برنامهای ملی برای توسعه متوازن اقتصادی و فرهنگی و تقویت زبان، فرهنگ و تاریخ کردستان بهعنوان پایههای هویت ملی.
پیشینه
این اظهارات در حالی مطرح میشود که بحران سیاسی در اقلیم کردستان همچنان ادامه دارد و حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان هنوز بر سر فعالسازی پارلمان و تشکیل کابینه جدید به توافق نرسیدهاند.
گوران در پایان هشدار داد:
«تحولات کنونی، کردها و اقلیم کردستان را در برابر یک دوراهی تاریخی قرار داده است؛ یا همانند سالهای ۱۹۹۲ و ۲۰۰۶ با تدبیر از فرصتهای منطقهای برای تقویت اقلیم بهره خواهند گرفت، یا مانند سال ۲۰۱۷ با ضعف، انفعال، شکاف بیشتر و بحرانی خطرناکتر روبهرو خواهند شد؛ بحرانی که میتواند به شکست بزرگترین تجربه حکمرانی کردها در دوران معاصر بینجامد.»

نظر شما