-تغییر آرام نقشه سیاسی مناطق کردنشین سوریه

سرویس جهان بازگشت تدریجی کردهای عفرین و همزمان کاهش عمق جمعیتی مناطق کردنشین شمال‌شرق، ممکن است توازن جغرافیایی و سیاسی کردهای سوریه را وارد مرحله‌ای تازه کند.

به گزارش کردپرس،  تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که مسئله کردهای سوریه تنها یک بحران سیاسی یا امنیتی نیست، بلکه ریشه‌ای عمیق در جغرافیا و ساختار جمعیتی این کشور دارد. اگرچه در یک دهه گذشته نیروهای کرد توانستند در شمال و شمال‌شرق سوریه به بازیگری تعیین‌کننده تبدیل شوند، اما واقعیت‌های جمعیتی و جغرافیایی همچنان محدودیت‌های جدی برای پروژه سیاسی آنان ایجاد می‌کند؛ محدودیت‌هایی که اکنون بیش از گذشته آشکار شده‌اند.
در نگاه نخست، کردهای سوریه همواره در حاشیه مراکز اصلی قدرت این کشور قرار داشته‌اند. دمشق، حلب، حمص و حماه، طی دهه‌ها کانون شکل‌گیری سیاست ملی سوریه بودند؛ شهرهایی که نخبگان سیاسی، ساختارهای اداری و روایت رسمی دولت در آنها شکل گرفت. کردها هرچند در این شهرها حضور داشتند، اما عمدتاً به‌عنوان اقلیت و در چارچوب اجتماعی همان شهرها جذب شدند. در مقابل، هویت و فعالیت سیاسی کردی بیشتر در شهرهای مرزی، مناطق روستایی و نواحی دور از مرکز قدرت رشد کرد.
همین مسئله باعث شد جنبش سیاسی کردها در دوران پس از ۲۰۱۱، با وجود گسترش نفوذ میدانی، از نظر مشروعیت ملی، نمایندگی نخبگان و پیوند با ساختارهای سنتی دولت سوریه در موقعیتی شکننده قرار گیرد. به بیان دیگر، دور بودن از مراکز تاریخی تولید قدرت در سوریه، تنها یک مسئله جغرافیایی نبود؛ بلکه بر جایگاه سیاسی کردها و نوع نقشی که می‌توانستند در ساختار آینده سوریه ایفا کنند، تأثیر مستقیم گذاشت.
اما در داخل مناطق تحت کنترل نیروهای کرد نیز واقعیتی پیچیده‌تر وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. کردها در شمال‌شرق سوریه عمدتاً در مراکز شهری و شهرهای کوچک متمرکز هستند. قامشلو مهم‌ترین مرکز سیاسی و فرهنگی کردها به شمار می‌رود و عامودا نیز هویتی آشکارا کردی دارد. در مقابل، شهر حسکه ترکیبی‌تر است؛ عرب‌ها بزرگ‌ترین گروه جمعیتی آن را تشکیل می‌دهند، اما کردها و مسیحیان نیز حضور قابل توجهی دارند و ساختار اداری و سیاسی شهر بازتاب همین تنوع است.
با این حال، شکاف اصلی میان ادعای سیاسی و واقعیت جمعیتی، نه در شهرها بلکه در مناطق روستایی میان آنها دیده می‌شود. در بسیاری از مسیرهای میان قامشلو و حسکه، روستاهای عرب‌نشین و قبایل عرب حضوری گسترده دارند. در نتیجه، تصور یک کمربند پیوسته و یکپارچه کردی در شمال‌شرق سوریه، بیش از آنکه بر کل جغرافیا استوار باشد، بر تمرکز کردها در چند مرکز شهری تکیه دارد.
این واقعیت معمولاً به‌صورت مستقیم در مباحث سیاسی مطرح نمی‌شود، اما در گزارش‌های روزمره محلی، خدمات شهری، روایت‌های روستایی و ساختارهای قبیله‌ای به‌وضوح دیده می‌شود. حتی رسانه‌های نزدیک به ساختار خودگردان شمال و شرق سوریه نیز ناخواسته این تنوع جمعیتی را بازتاب می‌دهند؛ چرا که بسیاری از روستاهای واقع در محدوده اداری نیروهای دموکراتیک سوریه، نه عمدتا کردنشین بلکه عرب، مختلط یا وابسته به قبایل محلی هستند.
در این میان، مسئله آوارگی و بازگشت جمعیت نیز معادله را پیچیده‌تر کرده است. بازگشت کردهای عفرین به خانه‌هایشان پس از سال‌ها آوارگی، از نظر حقوقی و انسانی موضوعی روشن و قابل دفاع است. اما اهمیت عفرین تنها به بازگشت ساکنانش محدود نمی‌شود. این منطقه از نظر قومی، منسجم‌ترین منطقه کردی سوریه محسوب می‌شود و از نظر جغرافیایی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا در نزدیکی مدیترانه قرار گرفته است.
همین موقعیت بود که عملیات نظامی ترکیه در سال ۲۰۱۸ را به نقطه‌ای راهبردی تبدیل کرد. هدف آنکارا تنها مقابله امنیتی با نیروهای کرد نبود، بلکه جلوگیری از شکل‌گیری پیوند جغرافیایی کردی در نزدیکی ساحل مدیترانه نیز به شمار می‌رفت. اکنون بازگشت دوباره کردها به عفرین، حتی در شرایط حضور نظامی ترکیه و نیروهای وابسته به دمشق، می‌تواند بار دیگر این منطقه را به یک کانون مهم جمعیتی و سیاسی برای کردها تبدیل کند.
در مقابل، وضعیت شمال‌شرق سوریه برای کردها مبهم‌تر و شکننده‌تر است. در شهرهایی مانند تل‌ابیض و رأس‌العین یا گری سپی و سریکانی، کردها هرگز در اکثریت قاطع نبودند، بلکه بخشی ریشه‌دار اما محدود از بافت اجتماعی منطقه محسوب می‌شدند. پراکندگی تدریجی این جمعیت، چه در نتیجه جنگ و چه مهاجرت و فرسایش آرام جمعیتی، عملاً به نفع نظم سیاسی جدید سوریه عمل می‌کند؛ زیرا مانع شکل‌گیری تمرکز جمعیتی کردی می‌شود که بتواند مطالبات سیاسی یا اداری مشخصی را تحمیل کند.
همزمان، بخشی از کردهای ساکن شمال‌شرق که در سال‌های گذشته از عفرین کوچ کرده بودند، اکنون به مناطق اصلی خود بازمی‌گردند. از سوی دیگر، عرب‌های آواره مناطق روستایی حسکه نیز در حال بازگشت به روستاهای خود هستند. این روند، عمق جمعیتی مناطق تحت نفوذ کردها در شمال‌شرق را به‌تدریج کاهش می‌دهد و تعریف مناطقی با «اکثریت کرد» را دشوارتر می‌سازد.
بر این اساس، آنچه امروز در شمال سوریه جریان دارد، صرفاً یک فروپاشی جمعیتی برای کردها نیست، بلکه نوعی بازتوزیع جغرافیایی و انسانی است که انسجام سرزمینی کردها در شمال‌شرق را تضعیف می‌کند، اما در مقابل ممکن است جایگاه عفرین را تقویت کند.
در یک دهه گذشته، شمال‌شرق سوریه مرکز ثقل پروژه سیاسی کردها بود و عفرین بیشتر به‌عنوان شکست از دست‌رفته‌ای تلقی می‌شد که به حاشیه رانده شده است. اما تحولات جمعیتی جدید ممکن است به‌آرامی این معادله را تغییر دهد و عفرین را بار دیگر به مهم‌ترین نقطه راهبردی کردهای سوریه تبدیل کند. در نتیجه، این تغییر می‌تواند بر آینده سیاسی کردها و شکل تعامل آنان با دمشق، ترکیه و بازیگران منطقه‌ای اثر تعیین‌کننده‌ای بگذارد. 

نشنال کانتکست 

کد مطلب 2795427

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha