چرا هیچ‌کس نمی‌داند موضع کردهای عراق دقیقاً چیست؟

سرویس جهان- به‌گفته یک کارشناس مسائل کردها، در بسیاری از بحران‌های سیاسی، آنچه به نام «موضع کردی» در اقلیم کردستان مطرح می‌شود، در واقع مجموعه‌ای از دیدگاه‌های متضاد حزبی است.

به گزارش کردپرس،  هیوا عثمان، کارشناس مسائل کردها، در تحلیلی که به زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی X منتشر کرده، با اشاره به ترجمه عربی کتاب Jonathan Randal درباره کردها، تلاش کرده بحران چندپارگی سیاسی در اقلیم کردستان و عراق را واکاوی کند. او یادآوری می‌کند که کتاب راندل در اصل با عنوان «پس از این رسوایی، چه بخشایشی؟» منتشر شده بود، اما ناشران عربی عنوان متفاوت را برای آن برگزیدند که در زمان انتشار، برای بسیاری از کردها تحقیرآمیز و ناعادلانه به نظر می‌رسید. با این حال، عثمان می‌گوید تحولات امروز حوزه سیاست کردی باعث شده آن عنوان بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک به نظر برسد؛ واقعیتی که در آن، اختلافات حزبی و نبود یک صدای واحد، به یکی از مهم‌ترین موانع سیاسی کردها تبدیل شده است.

هیوا عثمان معتقد است هرچه بیشتر به وضعیت امروز سیاست کردی نگاه می‌کند، کمتر می‌تواند با آن عنوان مخالفت کند. نه به این دلیل که کردها فاقد تاریخ، هویت، فداکاری یا وزن سیاسی‌اند، بلکه به این دلیل که هنوز نتوانسته‌اند به پرسشی اساسی پاسخ دهند: آیا در لحظه‌های حساس می‌توانند به‌عنوان یک بازیگر واحد عمل کنند؟
او برای توضیح این مسئله به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا اشاره می‌کند.  ترامپ مدعی شد تسلیحاتی در اختیار کردها قرار داده شده است. به‌گفته هیوا عثمان، واکنش جریان‌های کردی به این ادعا، خود نشانه‌ای از بحران عمیق‌تر بود. تکذیب‌ها سریع انجام شد، اما نه از سوی یک موضع مشترک. هر یک از دو حزب اصلی کردستان عراق تلاش کردند مسئولیت را از خود دور کرده و به‌طور غیرمستقیم دیگری را مقصر جلوه دهند؛ الگویی تکراری از رقابت و بی‌اعتمادی که سال‌هاست بر فضای سیاسی اقلیم سایه انداخته است.
هیوا عثمان می‌گوید برای سال‌ها، توضیح رایج درباره مسئله کردها در خاورمیانه این بود که قدرت‌های بزرگ از آن‌ها استفاده می‌کنند و سپس کنارشان می‌گذارند. به باور او، این توضیح هنوز بخشی از واقعیت را بیان می‌کند، اما دیگر کافی نیست. مسئله امروز فقط این نیست که دیگران با کردها چه می‌کنند؛ بلکه این است که آیا خود کردها می‌توانند در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی به‌عنوان یک بازیگر واحد ظاهر شوند یا نه.
به اعتقاد او، شکاف داخلی دیگر یک استثنا نیست، بلکه به قاعده تبدیل شده است. این وضعیت را می‌توان در روند تشکیل دولت اقلیم کردستان دید؛ چرا که با گذشت بیش از یک سال از برگزاری انتخابات، مذاکرات همچنان در بن‌بست چانه‌زنی‌های بی‌پایان گرفتار مانده است. در بغداد نیز هیچ نمایندگی واحد کردی وجود ندارد و هر جریان در مسیری جداگانه مذاکره می‌کند. حتی منصب ریاست‌جمهوری عراق، که زمانی به‌عنوان یک سهم تاریخی کردها شناخته می‌شد، اکنون به عرصه رقابت درون‌کردی تبدیل شده است.
او می‌نویسد این شکاف‌ها باعث شده صحنه‌ای تکراری در سیاست عراق شکل بگیرد: نخست‌وزیر مکلف به اربیل می‌رود، سپس به سلیمانیه سفر می‌کند و در نهایت با چند موضع متفاوت به بغداد بازمی‌گردد، بدون این که با یک دیدگاه مشترک کردی مواجه باشد. در ساختار سیاسی عراق که بر موازنه‌های پیچیده قومی، مذهبی و حزبی بنا شده، این پراکندگی عملاً قدرت چانه‌زنی را تضعیف می‌کند.
به باور او، در سیاست فقط بازیگران ضعیف حذف نمی‌شوند؛ بازیگرانی که موضع واحد ندارند نیز به حاشیه رانده می‌شوند. قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بیش از آنکه به‌دنبال عدالت باشند، به‌دنبال شفافیت‌اند؛ یعنی طرفی که بداند چه می‌خواهد و بتواند بر سر آن تعهد بدهد. اما در پرونده کردها، اغلب چند روایت، چند تفسیر و چند جهت‌گیری متفاوت به‌طور همزمان وجود دارد.
هیوا عثمان تأکید می‌کند که شکاف داخلی دیگر صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه به ساختاری پایدار تبدیل شده است؛ ساختاری که در آن هر بحران خارجی به نزاعی داخلی بدل می‌شود و هر فرصت سیاسی به رقابتی برای کسب امتیاز حزبی.
او در بخش دیگری از تحلیل خود، مسئله را فراتر از اختلافات داخلی کردها می‌برد و معتقد است در تاریخ خاورمیانه، بسیاری از منازعات داخلی عمداً به‌سمت حل‌وفصل نهایی سوق داده نمی‌شوند. نه لزوماً چون یک طرف توان پیروزی ندارد، بلکه چون محیط منطقه‌ای اساساً از شکل‌گیری یک مرکز تصمیم‌گیری قدرتمند و مستقل استقبال نمی‌کند. به همین دلیل، بحران‌ها نه حل می‌شوند و نه اجازه می‌یابند به نتیجه‌ای قطعی برسند؛ بلکه صرفاً «مدیریت» می‌شوند تا نوعی توازن شکننده حفظ شود.
در چنین شرایطی، اختلاف داخلی فقط یک مشکل درونی نیست، بلکه بخشی از معادله‌ای بزرگ‌تر است؛ معادله‌ای که نه وحدت می‌خواهد و نه حل نهایی بحران را، بلکه بر تداوم وضعیت تعلیق و پراکندگی تکیه دارد.
این کارشناس مسائل کردها نتیجه می‌گیرد که به همین دلیل، هر بار که لحظه‌ای تعیین‌کننده فرا می‌رسد ــ چه در جنگ، چه در مذاکره و حتی در برابر یک اتهام سیاسی ــ پرسش اصلی این نیست که «چه باید کرد»، بلکه این است که «چه کسی از طرف کردها سخن می‌گوید؟»؛ پرسشی که به‌گفته او، کردهای عراق هنوز پاسخ روشنی برای آن نیافته‌اند.
او در پایان می‌نویسد بزرگ‌ترین مانع پیش‌روی کردها امروز نه صرفاً فشارهای خارجی، بلکه ناتوانی در تقدم‌دادن به هویت و منافع جمعی بر رقابت‌های حزبی است. از همین منظر، وقتی ترامپ از «کردها» به‌عنوان یک بازیگر واحد سخن گفت، در واقع نه یک واقعیت موجود، بلکه خلأ آن را به‌کار گرفت؛ زیرا می‌دانست پاسخ کردها نه از یک صدا، بلکه از چند صدای پراکنده شنیده خواهد شد

کد مطلب 2795333

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha