کشمکش میان دو جنگ‌سالار کرد و عرب بر سر آینده سوریه

سرویس جهان- در حالی که سوریه وارد مرحله‌ای نامطمئن از گذار سیاسی پس از اسد شده است، رقابت میان دو فرمانده بانفوذ کرد و عرب بر سر حدود اختیارات، ساختار قدرت و آینده حکمرانی، به یکی از عوامل تعیین‌کننده در مسیر ثبات یا بازتولید بحران در این کشور تبدیل شده است.

به گزارش کردپرس، دو فرمانده رقیب کرد و عرب که به سیاست‌مدار بدل شده‌اند، اکنون بر گذار نامطمئن سوریه سیطره دارند. تداوم رقابت آن‌ها در سال ۲۰۲۶ می‌تواند کشور را بار دیگر به سوی درگیری سوق دهد، یا زمینه‌ساز تغییری دیرهنگام در فرهنگ سیاسی سوریه شود.

دو مرد جنگ سالار، که در ظاهر تفاوت‌های آشکاری با یکدیگر دارند، آینده سوریه را در دست گرفته‌اند. احمد الشرع، رئیس‌جمهور سوریه، شخصیتی کاریزماتیک و نمایشی دارد و به ساعت‌های سوئیسی و رفتارهای پرطمطراق علاقه‌مند است. در مقابل، ژنرال مظلوم عبدی فردی کم‌حرف و فروتن است که محصول انضباط سخت‌گیرانه حزب کارگران کردستان ترکیه یا پ.‌ک.‌ک است. زمانی که این دو در مارس سال گذشته توافقی را امضا کردند، سوری‌ها از طیف‌های سیاسی و اجتماعی مختلف با آسودگی خاطر از آن استقبال کردند. به نظر می‌رسید که سرانجام، رهبری محتاطانه مانع از فروپاشی گذار پس از اسد شده است. با این حال، ده ماه بعد، این گذار همچنان ناتمام مانده و سرنوشت آن بیش از هر چیز به نحوه تعامل همین دو نفر وابسته است.

با وجود تفاوت‌های سبک و شیوه حکمرانی، الشرع و عبدی شباهت‌های مهمی نیز دارند. هر دو فرمانده دارای نیروهای مسلح قدرتمندی هستند؛ هر دو تا حدی به حمایت خارجی متکی‌اند؛ و اقتدار هیچ‌یک هنوز بر رضایت عمومی استوار نشده است. همچنین، هر دو نسبت به نوع دولتی که باید بازسازی شود و جامعه‌ای که آن دولت بر آن حکومت خواهد کرد، تردیدهایی عمیق دارند.

معضل «عمق و انسجام»

احمد الشرع اغلب به‌عنوان نماینده سیاسی اکثریت سنی عرب سوریه معرفی می‌شود. از نظر جمعیتی، این ادعا قابل دفاع است، اما از منظر سیاسی نه. ائتلافی که او را به دمشق رساند، گسترده اما کم‌عمق است و بیش از آنکه بر سر آینده توافق داشته باشد، بر دشمنی با حکومت سابق متحد شده است. اسلام‌گرایان، معتمدان محلی، شورشیان سابق و نیروهای مصلحت‌جو همگی با الشرع همراهی می‌کنند، اما رضایت‌مند نیستند. از این‌رو، جای تعجب نیست که دولت دمشق نهادهای مستقل سنی — از اخوان‌المسلمین گرفته تا نهادهای دینی مانند دفتر مفتی که در دوره اسد منحل و در دوران الشرع تنها به‌شکلی ضعیف احیا شد — را رقبایی خطرناک تلقی می‌کند.

این وضعیت، نگاه ابزاری الشرع به دولت را نیز توضیح می‌دهد. او به‌راحتی از حاکمیت و وحدت سخن می‌گوید، اما نهادها را ابزار تثبیت سلطه سیاسی خود می‌بیند و اگر برنامه‌ها مطابق انتظار پیش برود، انتخابات ریاست‌جمهوری را وسیله‌ای برای اعطای مشروعیت و دوام قدرت خود می‌داند. سازوکارهای تقسیم قدرت، مراکز خودمختار اقتدار، و نظارت پارلمانی مؤثر، همگی کنترل او بر ماشین دولتی را تضعیف می‌کنند و در نگاه بخشی از اعراب سنی، نشانه ضعف به شمار می‌روند. از این منظر، بدبینی الشرع نسبت به نهادسازی و تکثرگرایی — که هسته اصلی هر توافق بالقوه با عبدی است — امری کارکردی است: دولتی با ترمز گرفتن های زیاد، نه می‌تواند به‌سرعت حرکت کند و نه تا دوردست‌ها حرکت کند.

مشکل مظلوم عبدی (کوبانی) متفاوت است اما شباهت‌هایی نیز دارد. او منسجم‌ترین نیروی مسلح خارج از کنترل دمشق را رهبری می‌کند، اما مناطقی که اداره می‌کند عمدتاً عرب‌نشین‌اند. تداوم حاکمیت کردها در این مناطق، به‌واسطه حمایت نظامی و مالی آمریکا ممکن شده و اعراب، در نبود گزینه‌ای بهتر، آن را به‌عنوان وضعیتی دوفاکتو پذیرفته‌اند. این پایه‌ای شکننده برای بقا در بلندمدت است.

برای عبدی، دولت سوریه دشمنی تاریخی است با سابقه‌ای طولانی در سرکوب هویت و حقوق کردها. تقویت این دولت از طریق پذیرش رهبری بی‌رقیب الشرع، اقدامی خودویرانگر خواهد بود و احتمالاً از سوی پایگاه اجتماعی او رد می‌شود. اما خودمختاری دائمی نیز راه‌حل نیست. حمایت آمریکا نامطمئن است، خصومت ترکیه پایدار، و رضایت اعراب تضمین‌شده نیست. پروژه عبدی برای بقا ناگزیر از گسترش پایگاه اجتماعی خود است.

به‌این‌ترتیب، هر دو ژنرال جنگ از موضعی اقلیت‌گونه حکومت می‌کنند. الشرع بر جامعه‌ای با اکثریت آماری اما فاقد عمق و انسجام سیاسی تکیه دارد؛ عبدی هم پروژه‌ای منسجم را رهبری می‌کند که از عمق جمعیتی کافی برخوردار نیست. بقای هر دو در گرو گسترش فراتر از هسته‌های اولیه حامیان‌شان است.

رقابتی که می‌توان از آن استقبال کرد

رقابت میان الشرع و عبدی لزوماً ویرانگر نیست. اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند سوریه را به‌سوی مصالحه‌ای کارآمد سوق دهد. هیچ‌یک آن‌قدر قوی نیست که حکمرانی بی‌رقیب را تحمیل کند و هیچ‌یک آن‌قدر ضعیف نیست که نادیده گرفته شود. گزینه «عدم توافق» همواره وجود دارد، اما برای هر دو طرف قمار پرهزینه‌ای خواهد بود. توافق، گزینه بهتر است.

چنین توافقی می‌تواند به شکل‌گیری دولتی بینجامد که نه کاملاً متمرکز است و نه به‌طور مرگبار پراکنده. چنین دولتی که از طریق تضمین‌های قانون اساسی، اختیارات واقعی را واگذار می‌کند اما قدرت مرکزی مؤثری را حفظ می‌کند؛ دولتی است که به رضایت مردم از طریق انتخابات نیاز دارد.

از این منظر، الشرع و عبدی صرفاً دو فرد قدرتمند نیستند، بلکه تجسم یک تعارض عمیق‌تر در تاریخ سیاسی سوریه‌اند. دهه‌ها، سیاست در سوریه به‌مثابه نبردی وجودی تعریف می‌شد که شکست در آن به حذف یا نابودی می‌انجامید؛ منطقی صفر و یک که عامدانه در دوران اسد پرورش یافت. آنچه سوریه امروز نیاز دارد، گذار از این الگوی ستیزه‌جویانه به چیزی نزدیک به «آگونیسم» است یعنی: رقابتی پایدار میان رقبایی که یکدیگر را به‌عنوان مخالف مشروع به رسمیت می‌شناسند. چنین گذاری شکاف‌ها را از میان نمی‌برد، اما می‌تواند آن‌ها را متمدن کند.

نشانه‌های اولیه‌ای وجود دارد که هر دو اردوگاه این منطق را درک کرده‌اند. طرح الشرع برای راه‌اندازی یک حزب «میهنی» با مشارکت اعضایی از همه فرقه‌ها، تلاشی برای عبور از پایگاه اسلام‌گرایان و سنی‌های غیرشهری تلقی می‌شود. حزب اتحاد دموکراتیک (PYD)، شاخه سیاسی احزاب سوری نزدیک به پ.‌ک.‌ک در سوریه، نیز در حال جلب اقلیت‌ها و سنی‌های سکولار است. اگر این پروژه‌ها در چارچوب قانون اساسی تکمیل شوند، رقابت سیاسی به‌تدریج از درگیری‌های شبه‌نظامی به سمت برنامه‌های سیاسی و اقتصادی معطوف به رأی‌دهندگان عادی منتقل خواهد شد.

البته همین تنش میان الشرع و عبدی ممکن است سوریه را از سرنوشت آشنای خود نجات دهد. سوریه‌ای که با رقابت سالم شکل بگیرد، دست‌کم شانس پرهیز از افراط‌گرایی و حاکمیت تک‌حزبی را دارد. اما مشروط به آن است که این دو و حامیان‌شان به نهادهای شورایی و مشورتی مقید شوند؛ امری که در سال ۲۰۲۶ و در چارچوب توافق ۱۰ مارس به‌شدت محل چانه‌زنی خواهد بود. سوریه شاید به معنای ایده‌آل دموکراتیک نشود، اما پس از بیش از یک دهه جنگ، شاید «به‌اندازه کافی» دموکراتیک باشد.

منبع: نشریه دولت انتقالی

کد مطلب 2792471

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha