جلال طالبانی؛ روایت یک سیاستمدار در میان جنگ، صلح و قدرت
کردپرس- نهمین سالگرد درگذشت جلال طالبانی، بار دیگر نام سیاستمداری را به میان میآورد که بیش از شش دهه از تحولات سیاسی عراق و کردستان را از نزدیک تجربه کرد. طالبانی در ۱۲ نوامبر ۱۹۳۳ در روستای کلکان، در نزدیکی دوکان و در منطقه سلیمانیه، به دنیا آمد و در ۳ اکتبر ۲۰۱۷ در برلین درگذشت. او در زمان مرگ ۸۳ سال داشت.
اما برای فهم جایگاه او، یک زندگینامه ساده کافی نیست. طالبانی را باید در متن تاریخی بزرگتری دید؛ تاریخی که در آن سلطنت عراق سقوط کرد، جمهوری و حکومتهای نظامی شکل گرفتند، حزب بعث به قدرت رسید، صدام حسین بر عراق حکومت کرد، جنگ ایران و عراق رخ داد، کردهای عراق با عملیات انفال و حمله شیمیایی حلبچه مواجه شدند، پس از جنگ خلیج فارس یک منطقه خودگردان کردی شکل گرفت و سرانجام در سال ۲۰۰۳ حکومت بعث سقوط کرد. در تمام این مراحل، نام طالبانی به شکلی با تحولات سیاسی عراق گره خورده بود.
از نوجوانی سیاسی تا ورود به جنبش کردستان
مام جلال از نوجوانی وارد فعالیت سیاسی شد و در حزب دموکرات کردستان به رهبری مصطفی بارزانی فعالیت کرد. او بعدها تحصیلات خود را در عراق ادامه داد و در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به یکی از چهرههای شناختهشده نسل جدید سیاستمداران کرد تبدیل شد. منابع تاریخی، او را از سیاستمدارانی میدانند که در کنار فعالیت سیاسی، با محافل روشنفکری و جریانهای چپ و سوسیالیستی نیز ارتباط داشتند.
این تفاوت فکری اهمیت داشت. جنبش کردی عراق در آن سالها تنها یک جریان سیاسی یکدست نبود. در کنار جریان اصلی حزب دموکرات کردستان، گروههایی از روشنفکران و فعالان شهری به دنبال الگوهای متفاوتی برای سازماندهی جنبش کردی بودند. در این فضای سیاسی بود که طالبانی به تدریج از یکی از چهرههای جوان جنبش کردی به یک رهبر مستقل تبدیل شد.
1975؛ سال شکست و آغاز یک مسیر تازه
سال ۱۹۷۵ نقطه عطفی در تاریخ جنبش کردی عراق و زندگی سیاسی طالبانی بود. با امضای توافق الجزایر میان ایران و عراق در مارس ۱۹۷۵، حمایت ایران از جنبش مسلحانه کردهای عراق متوقف شد و شورش مسلحانه تحت رهبری مصطفی بارزانی فروپاشید. این شکست خلأ بزرگی در جنبش کردی ایجاد کرد. طالبانی و گروهی از فعالان سیاسی کرد در چنین شرایطی به دنبال ایجاد سازمانی جدید رفتند؛ سازمانی که قرار بود هم از تجربه شکست ۱۹۷۵ درس بگیرد و هم شکل متفاوتی از سازماندهی سیاسی را دنبال کند.
سند تاریخی موجود در آرشیو دانشگاه اکستر، اعلامیه بنیانگذاری اتحادیه میهنی کردستان را با تاریخ اول ژوئن ۱۹۷۵ ثبت کرده و نسخهای از متن دستنویس طالبانی را نیز نگهداری میکند. اتحادیه میهنی کردستان حاصل فعالیت یک فرد به تنهایی نبود. آرشیو دانشگاه اکستر از مجموعهای از بنیانگذاران و فعالان اولیه، از جمله جلال طالبانی، فؤاد معصوم، نوشیروان مصطفی، عادل مراد و دیگر چهرههای سیاسی کرد نام میبرد.
بنابراین، اگرچه طالبانی رهبر و چهره محوری اتحادیه میهنی کردستان بود، شکلگیری این حزب را باید بخشی از تحولات گستردهتر جنبش سیاسی کردستان عراق دانست.
بازگشت به مبارزه مسلحانه
اتحادیه میهنی کردستان پس از تأسیس، مبارزه علیه حکومت بغداد را دنبال کرد و در سال ۱۹۷۶ فعالیت مسلحانه خود را در داخل کردستان عراق از سر گرفت. این مرحله آغاز چند دهه مبارزه سیاسی و نظامی بود که طالبانی را به یکی از شناختهشدهترین رهبران کرد عراق تبدیل کرد.
اما سیاست طالبانی از ابتدا تنها به میدان نظامی محدود نبود. او به مذاکره، ارتباط با دولتهای منطقه و ایجاد شبکهای از روابط خارجی نیز اهمیت میداد. رابطه با ایران یکی از مهمترین نمونههای این سیاست بود؛ رابطهای که در سالهای جنگ ایران و عراق اهمیت بیشتری پیدا کرد.
این روابط بعدها همواره بخشی از بحثها و اختلافنظرها درباره کارنامه طالبانی باقی ماند. برای فهم آن، باید شرایط ژئوپلیتیکی آن دوره را نیز در نظر گرفت. کردهای عراق در حال جنگ با حکومت بغداد بودند و همزمان ایران و عراق درگیر یکی از طولانیترین جنگهای منطقهای قرن بیستم بودند.
دهه ۱۹۸۰؛ سالهای سیاه کردستان عراق
در دهه ۱۹۸۰، درگیری میان حکومت صدام حسین و گروههای کرد به یکی از خشنترین فصلهای تاریخ معاصر عراق تبدیل شد.
عملیات انفال در سال ۱۹۸۸ و حمله شیمیایی به حلبچه در همان سال، از شناختهشدهترین وقایع این دوره هستند. اتحادیه میهنی کردستان در آن سالها یکی از نیروهای اصلی مخالف حکومت بعث بود و طالبانی نیز در خارج و داخل عراق فعالیت سیاسی و نظامی خود را ادامه میداد.
در همین دوره بود که روابط اتحادیه میهنی کردستان با ایران اهمیت ویژهای پیدا کرد. بررسی این روابط بدون توجه به جنگ ایران و عراق و رقابتهای درون جنبش کردی، تصویری ناقص از سیاست طالبانی ارائه میدهد. از سوی دیگر، سرکوب گسترده کردها در این دوره، مسئله کردستان عراق را بیش از گذشته به یک موضوع بینالمللی تبدیل کرد.
۱۹۹۱؛ پنجرهای که پس از جنگ خلیج فارس باز شد
جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نظم سیاسی عراق را تغییر داد. پس از شکست عراق، قیامهایی در شمال و جنوب کشور شکل گرفت. در شمال، نیروهای کرد توانستند کنترل بخش بزرگی از مناطق کردنشین را به دست بگیرند. ایجاد منطقه امن و منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق، عملاً فضای سیاسی تازهای برای کردها ایجاد کرد.
در سال ۱۹۹۲ انتخابات در مناطق کردنشین برگزار شد و حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان در تشکیل نهادهای سیاسی جدید مشارکت کردند. این روند سرانجام به شکلگیری حکومت اقلیم کردستان انجامید.
اما این پیروزی، پایان اختلافات نبود. در واقع، مرحلهای تازه آغاز شده بود. رقابت دو حزب اصلی کردستان بر سر قدرت، درآمدها و مناطق تحت کنترل.
جنگی که دو حزب کرد را مقابل هم قرار داد
در سال ۱۹۹۴ رقابت میان حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان به جنگ مسلحانه تبدیل شد. این جنگ یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین فصلهای کارنامه سیاسی طالبانی است. دو طرف بر سر قدرت سیاسی، درآمدهای گمرکی و منابع اقتصادی و حوزه نفوذ با یکدیگر اختلاف داشتند. در جریان جنگ، ائتلافها نیز تغییر کرد و هر دو طرف در مقاطع مختلف از حمایت خارجی برخوردار شدند.
در سال ۱۹۹۶، نیروهای حزب دموکرات کردستان با حمایت نیروهای حکومت صدام حسین وارد اربیل شدند و اتحادیه میهنی کردستان را از این شهر عقب راندند؛ رویدادی که نشان داد رقابت داخلی کردها تا چه اندازه با سیاست منطقهای و بغداد درهم تنیده شده بود. جنگ سرانجام در سال ۱۹۹۸ به توافق واشنگتن رسید.
در ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۸، جلال طالبانی و مسعود بارزانی در واشنگتن بر سر توافقی برای پایان دادن به درگیریها و تقسیم قدرت و منابع به تفاهم رسیدند. وزارت خارجه آمریکا در همان زمان این توافق را گامی برای گشودن فصل جدیدی در همکاری دو جریان اصلی کردستان توصیف کرد.
این نقطه در کارنامه طالبانی اهمیت ویژهای دارد. رقیبی که زمانی در میدان جنگ مقابل بارزانی قرار گرفته بود، سرانجام با او پشت میز مذاکره نشست.
۲۰۰۳؛ بغداد دیگر همان بغداد سابق نبود
سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ مسیر زندگی سیاسی طالبانی را برای همیشه تغییر داد. او که سالها یکی از مخالفان حکومت بغداد بود، اکنون وارد ساختار سیاسی جدید عراق شد. طالبانی عضو شورای حکومتی عراق شد و در مذاکرات مربوط به شکلدهی ساختار سیاسی موقت کشور مشارکت کرد.
این تحول یکی از مهمترین نقاط عطف زندگی او بود. طالبانی از مخالف حکومت مرکزی به یکی از سازندگان حکومت جدید عراق تبدیل شد. دیگر مسئله تنها آینده کردستان نبود. اکنون باید درباره آینده کل عراق تصمیم گرفته میشد.
۶ آوریل ۲۰۰۵؛ یک کرد در رأس دولت عراق
در ۶ آوریل ۲۰۰۵، مجلس عراق جلال طالبانی را به ریاستجمهوری انتخاب کرد. او نخستین رئیسجمهور غیرعرب عراق بود و انتخابش یکی از نمادهای مهم تغییر ساختار سیاسی کشور پس از سقوط صدام حسین به شمار میرفت.طالبانی در سخنرانی پس از انتخاب، از عراق متحد، دموکراتیک و فدرال سخن گفت.این موضع، نکتهای کلیدی برای شناخت سیاست اوست.
طالبانی در دوره ریاستجمهوری خود از چارچوب عراق فدرال دفاع میکرد؛ یعنی حفظ کشور عراق در کنار به رسمیت شناختن اختیارات گسترده اقلیم کردستان. به این ترتیب، سیاستمداری که دههها درگیر مبارزه با حکومتهای مرکزی بغداد بود، اکنون در رأس همان دولت قرار گرفته بود.
«مام جلال» و سیاست میانجیگری
در میان کردها، طالبانی با عنوان «مام جلال» شناخته میشود. این نام در طول سالها به بخشی از هویت سیاسی او تبدیل شد.
طالبانی در عراق پس از ۲۰۰۳ تلاش کرد میان گروههای سیاسی مختلف ارتباط برقرار کند. این نقش برای او اهمیت ویژهای داشت، زیرا رئیسجمهور از یک سو رهبر یکی از بزرگترین احزاب کرد بود و از سوی دیگر میبایست در مقام رئیس کشور با گروههای عرب شیعه، عرب سنی و دیگر جریانهای سیاسی کار کند.
البته نباید این نقش را به معنای حلشدن همه اختلافات عراق دانست. ساختار سیاسی جدید عراق همچنان با بحرانهای عمیق قومی، مذهبی و حزبی روبهرو بود. اما توانایی ایجاد کانال گفتوگو میان گروههای مختلف، یکی از ویژگیهایی بود که در روایتهای مختلف درباره طالبانی بارها به آن اشاره شده است.
دوره دوم ریاستجمهوری و عراق پرتنش
طالبانی در سال ۲۰۱۰ برای دومین دوره به ریاستجمهوری رسید و تا سال ۲۰۱۴ در این سمت باقی ماند. این دوره همزمان با افزایش اختلافات سیاسی میان بغداد و اقلیم کردستان بود. مسائلی مانند بودجه اقلیم، صادرات نفت، اختیارات دولت مرکزی و وضعیت مناطق مورد مناقشه، از جمله کرکوک، روابط بغداد و اربیل را پیچیده کرده بود.
رئیسجمهور در نظام سیاسی عراق پس از ۲۰۰۳ اختیارات اجرایی نخستوزیر را نداشت؛ بنابراین نقش طالبانی را باید بیش از هر چیز در چارچوب ریاست کشور، میانجیگری سیاسی و ایجاد ائتلافها فهمید.
بیماری؛ آغاز پایان حضور سیاسی
در دسامبر ۲۰۱۲، طالبانی دچار سکته مغزی شد و برای درمان به آلمان منتقل شد. پس از آن، نقش فعال او در سیاست عراق به میزان زیادی کاهش یافت.
او در سال ۲۰۱۴ به عراق بازگشت، اما دیگر نتوانست نقش سیاسی سابق خود را به طور کامل از سر بگیرد. در همان سال عراق با بحران گسترده ناشی از ظهور داعش مواجه شد. از اینجا به بعد، نسلی از سیاستمداران جدیدتر به تدریج جای رهبران نسل طالبانی را در صحنه سیاسی عراق و اقلیم کردستان گرفتند.
در چنین فضای پرتنشی، خبر درگذشت طالبانی در ۳ اکتبر ۲۰۱۷ منتشر شد. او در برلین درگذشت؛ جایی که برای درمان پزشکی در آنجا حضور داشت.
مرگ «مام جلال»؛ پایان یک نسل
درگذشت طالبانی تنها خبر مرگ یک رئیسجمهور سابق نبود. او یکی از آخرین چهرههای نسل سیاستمدارانی بود که تاریخ خود را از دوران مبارزه مسلحانه و کوهستان آغاز کرده و در نهایت به ساختار رسمی دولت عراق رسیده بودند. پیکر او به سلیمانیه منتقل شد و مراسم تشییعش در شرایطی برگزار شد که کردستان عراق یکی از حساسترین مقاطع سیاسی خود را پس از همهپرسی استقلال تجربه میکرد.
زمان مرگ او به همین دلیل معنای نمادین خاصی داشت. در حالی که مسئله آینده کردستان بار دیگر به موضوعی بزرگ در سیاست منطقه تبدیل شده بود، یکی از مهمترین معماران تاریخ سیاسی معاصر کردستان دیگر حضور نداشت.
میراث طالبانی چیست؟
پاسخ به این پرسش ساده نیست. برای هوادارانش، طالبانی سیاستمداری است که دههها برای حقوق کردها مبارزه کرد و در نهایت توانست یک کرد را به ریاستجمهوری عراق برساند.
برای منتقدانش، بخشهایی از کارنامه او ــ از روابط منطقهای تا جنگ داخلی کردستان ــ پرسشها و انتقادهای جدی ایجاد میکند. اما نگاه تاریخی الزاماً مجبور نیست یکی از این دو تصویر را انتخاب کند.
طالبانی همزمان چند نقش متفاوت داشت. مبارز کرد بود، رهبر حزبی بود، مذاکرهکننده بود، رقیب بارزانی بود، متحد برخی قدرتهای منطقهای بود، مخالف صدام بود و سرانجام رئیسجمهور عراق شد. همین چندلایگی است که مطالعه زندگی او را برای فهم تاریخ عراق مهم میکند.
جلال طالبانی؛ میراثی که هنوز تمام نشده است
9 سال پس از مرگ طالبانی، بسیاری از پرسشهایی که او با آنها روبهرو بود همچنان پابرجاست. رابطه بغداد و اقلیم کردستان هنوز یکی از مسائل مهم سیاست عراق است. مسئله نفت و درآمدها همچنان محل اختلاف است. وضعیت مناطق مورد مناقشه همچنان حساس است. رقابت میان دو جریان اصلی سیاسی کردستان ادامه دارد و پرسش درباره رابطه میان هویت کردی و دولت عراق هنوز پاسخی نهایی پیدا نکرده است.
به همین دلیل، سالگرد درگذشت طالبانی فقط یادآوری مرگ یک سیاستمدار نیست؛ فرصتی برای بازخوانی دورهای از تاریخ است که هنوز آثارش در سیاست امروز عراق دیده میشود.
از کوهستان تا کاخ ریاستجمهوری؛ از مبارزه مسلحانه تا مذاکره سیاسی؛ و از مخالفت با بغداد تا ریاست بر دولت عراق. شاید همین مسیر طولانی است که جلال طالبانی را به یکی از مهمترین شخصیتهای سیاسی کردستان و عراق در نیمه دوم قرن بیستم و آغاز قرن بیستویکم تبدیل کرده است.
و «مام جلال» نه فقط به عنوان یک نام سیاسی، بلکه به عنوان بخشی از حافظه سیاسی نسلی باقی مانده است که بخش بزرگی از تاریخ عراق را با جنگ، شکست، مذاکره و امید به آینده پشت سر گذاشت.
دیدگاه کاربران