وضعیت دانشگاهها در مناطق کردنشین سوریه
به گزارش کردپرس، نشریه آمارجی در گزارشی درباره آینده دانشگاههای مناطق کردنشین سوریه هشدار داد که روند ادغام ساختارهای اداره خودگردان در نهادهای دولت مرکزی سوریه، تنها آینده سیاسی و اداری این مناطق را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه سرنوشت نظام آموزشی و دانشگاههایی را نیز که طی بیش از یک دهه در این مناطق شکل گرفتهاند، در معرض تغییر قرار داده است.
به گزارش نشریه آمارجی، پس از سقوط حکومت بشار اسد و شکلگیری دولت جدید در دمشق، تلاش برای انتقال نهادهای مناطق شمال و شرق سوریه به ساختار دولت مرکزی آغاز شده است. در همین چارچوب، دانشگاهها و مراکز آموزشی ایجادشده در مناطق تحت اداره کردها نیز با آیندهای نامشخص روبهرو هستند.
بر اساس این گزارش، دانشگاه الشرق در رقه پس از کنترل نیروهای دولتی بر این شهر در ژانویه ۲۰۲۶، به نظام آموزش عالی دولتی منتقل شد و دانشکدههای آن در دانشگاه الفرات ادغام شدند. در همین حال، دانشگاه روژاوا و دانشگاه کوبانی همچنان فعالیت میکنند، اما جایگاه و آینده آنها در ساختار جدید سوریه مشخص نیست.
آمارجی تأکید میکند که مسئله اصلی صرفاً حفظ ساختمانها، نام دانشگاهها یا ادامه فعالیت اداری آنها نیست، بلکه موضوع اساسی، سرنوشت اصول آموزشی و دانشگاهی است که طی سالهای گذشته در مناطق کردنشین سوریه شکل گرفته است.
این نشریه با اشاره به توافقهای میان دمشق و نیروهای دموکراتیک سوریه درباره حقوق فرهنگی و آموزشی کردها، مینویسد احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، نیز در ژانویه ۲۰۲۶ با صدور فرمانی، زبان کردی را به عنوان زبان ملی به رسمیت شناخت و آموزش آن را در مدارس مجاز اعلام کرد. با این حال، آمارجی میان «حق آموزش زبان کردی» و «حق آموزش به زبان کردی» تفاوت اساسی قائل میشود.
به نوشته این نشریه، اجازه تدریس زبان کردی به عنوان یک درس، به معنای برخورداری از حق تحصیل به زبان مادری نیست. همچنین وعده کلی درباره حقوق آموزشی، بهتنهایی مشخص نمیکند چه نهادی برنامههای درسی را تعیین خواهد کرد و دانشگاههایی که خارج از ساختار دولت مرکزی شکل گرفتهاند، تا چه اندازه میتوانند استقلال آموزشی خود را حفظ کنند.
در مدارس مناطق شمال و شرق سوریه، کودکان طی سالهای گذشته به زبانهای کردی، عربی و سریانی تحصیل کردهاند. در دانشگاه روژاوا نیز زبان کردی به زبانی برای تدریس و بحث درباره تاریخ، جامعهشناسی، فلسفه و دیگر حوزههای علوم انسانی و اجتماعی تبدیل شده است. به نوشته آمارجی، این تحول برای بسیاری از دانشجویان نخستین تجربه ورود زبان مادریشان به فضای آموزش عالی به عنوان زبان تولید دانش بوده است.
این گزارش هشدار میدهد که اگر زبان کردی صرفاً به یک درس اختیاری در نظام آموزشی جدید سوریه تبدیل شود و سایر آموزشها بار دیگر به زبان عربی متمرکز شوند، ساختار آموزشی ایجادشده طی یک دهه گذشته به تدریج تضعیف خواهد شد. در چنین شرایطی، دانشگاهها دانشجویانی را که برای تحصیل به زبان کردی آماده شدهاند از دست خواهند داد و مدارس نیز در آینده با کمبود معلمانی مواجه خواهند شد که توانایی آموزش این زبان را دارند.
آمارجی همچنین بر اهمیت استقلال برنامههای درسی دانشگاهها تأکید میکند. به نوشته این نشریه، دانشگاههای ایجادشده پس از خیزش موسوم به خیزش روژاوا با هدف فاصله گرفتن از نظام آموزشی متمرکزی شکل گرفتند که در دوران حکومت بعث، در خدمت روایت رسمی دولت و ملیگرایی عربی قرار داشت.
برنامههای درسی دانشگاههای مناطق کردنشین تلاش کردهاند تاریخهای سرکوبشده، دانش محلی و دیدگاههای انتقادی را در کنار رویکردهای فمینیستی و مطالعات مرتبط با استعمارزدایی قرار دهند. در همین چارچوب، جینئولوژی نیز در دانشگاههای این منطقه جایگاه مشخصی پیدا کرده است.
این گزارش میافزاید که جینئولوژی تنها یک رشته دانشگاهی نیست، بلکه در ساختار مدیریتی دانشگاهها نیز تأثیر گذاشته و الگوهایی مانند ریاست مشترک، مشارکت برابر زنان در تصمیمگیری و شوراهای زنان را به بخشی از ساختار نهادی تبدیل کرده است. از نگاه آمارجی، این ساختارها صرفاً ویژگیهای نمادین دانشگاههای مناطق کردنشین نیستند، بلکه درباره این موضوع تصمیم میگیرند که چه کسی در دانشگاه قدرت دارد و چه تجربههایی به عنوان دانش معتبر شناخته میشوند.
بر اساس این گزارش، مسئله اصلی در مرحله کنونی این نیست که دمشق تا چه اندازه با تدریس زبان کردی موافقت خواهد کرد، بلکه پرسش اساسی این است که آیا دولت جدید سوریه نهادهایی را که خارج از اقتدار آن شکل گرفتهاند به رسمیت خواهد شناخت و به آنها اجازه خواهد داد کنترل زندگی آموزشی و دانشگاهی خود را حفظ کنند یا خیر.
آمارجی در ادامه به تاریخچه دانشگاههای مناطق تحت اداره کردها اشاره میکند و مینویسد از سال ۲۰۱۵ به بعد چهار دانشگاه در این مناطق ایجاد شد. دانشگاه عفرین پس از اشغال عفرین توسط ترکیه در سال ۲۰۱۸ تعطیل شد. دانشگاه روژاوا در پردیسهای خود در قامیشلو، رمیلان و حسکه توسعه یافت، دانشگاه کوبانی در شهری که در جریان جنگ با داعش به شدت آسیب دیده بود شکل گرفت و دانشگاه الشرق نیز در رقه با هدف کمک به بازسازی زندگی اجتماعی و آموزشی پس از شکست داعش آغاز به کار کرد.
این دانشگاهها علاوه بر علوم انسانی، در حوزههایی مانند علوم پایه، کشاورزی و مهندسی نیز برنامههای آموزشی ایجاد کردند. تحصیل در آنها رایگان بود و خوابگاهها امکان ادامه تحصیل دانشجویان مناطق دورتر را فراهم میکردند.
به نوشته آمارجی، اهمیت این دانشگاهها تنها در مدارک و رشتههای تحصیلی آنها خلاصه نمیشود. این مراکز تلاشی برای ایجاد الگویی از دانشگاه بودهاند که وابستگی کمتری به دولت-ملت و منطق بازار داشته باشد و رابطه میان آموزش، جامعه و قدرت سیاسی را از نو تعریف کند.
در همین چارچوب، مؤسسه علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه روژاوا نیز از سال ۲۰۲۰ فعالیت خود را آغاز کرد و با همکاری استادان منطقه و شبکهای از دانشگاهیان بینالمللی به توسعه برنامههای تحصیلات تکمیلی، تدوین برنامههای درسی آزاد و برگزاری نشستها و دورههای آموزشی پرداخت.
ترجمه متون دانشگاهی و نظری به زبان کردی نیز بخشی از این روند بود. از جمله، آثار فرانتس فانون به کردی ترجمه شد تا منابع نظری بیشتری در اختیار دانشجویان قرار گیرد و زبان کردی در حوزه نظریهپردازی و مباحث دانشگاهی گسترش یابد.
آمارجی مینویسد دانشگاه روژاوا همچنین در سالهای گذشته روابط علمی متعددی با دانشگاهها و پژوهشگران خارج از سوریه ایجاد کرده است. برگزاری سخنرانیها، سمینارها و کارگاههای علمی با حضور استادان و متفکران بینالمللی و همکاری با دانشگاههایی در اروپا و آمریکای شمالی، بخشی از این فعالیتها بوده است.
به نوشته این نشریه، همکاری دانشگاه برمن با دانشگاههای مناطق کردنشین نمونهای از روابطی است که صرفاً به پروژههای کوتاهمدت محدود نمانده است. همچنین برگزاری چند مدرسه تابستانی با مشارکت دانشگاه برمن و مدرسه عالی مطالعات علوم اجتماعی پاریس، از جمله اقداماتی بوده که ارتباط دانشگاههای این منطقه را با فضای علمی بینالمللی تقویت کرده است.
با وجود این، آمارجی معتقد است دانشگاههای مناطق کردنشین سوریه با یک مشکل اساسی روبهرو بودهاند: فقدان شناسایی رسمی. بسیاری از این دانشگاهها، به دلیل قرار داشتن خارج از چارچوب رسمی دولت سوریه، از سوی نهادهای بینالمللی و ساختارهای رسمی آموزش عالی به رسمیت شناخته نشدند. پیامد این وضعیت بیش از همه متوجه دانشجویان و فارغالتحصیلانی بود که مدارک دانشگاهی خود را در شرایط جنگ، محاصره و بیثباتی دریافت کردند.
این نشریه در عین حال تأکید میکند که حمایت بینالمللی از دانشگاههای مناطق کردنشین نباید به رویکردی از بالا به پایین تبدیل شود. دانشگاههای کشورهای خارجی نباید این مراکز را صرفاً دریافتکنندگان کمک، محل انجام پژوهش یا نمونهای الهامبخش از مقاومت تلقی کنند؛ بلکه باید آنها را به عنوان تولیدکنندگان دانش و طرفهای برابر در همکاریهای علمی به رسمیت بشناسند.
آمارجی پیشنهاد میکند دانشگاهها و اتحادیههای علمی در دیگر کشورها برای ایجاد همکاری مستقیم با دانشگاههای روژاوا و کوبانی، برگزاری دورههای مشترک، فراهم کردن دسترسی استادان و دانشجویان این منطقه به کتابخانهها و شبکههای پژوهشی و همچنین به رسمیت شناختن مدارک صادرشده از سوی این دانشگاهها تلاش کنند.
این نشریه همچنین خواستار آن شده است که وزارت آموزش عالی سوریه در روند ادغام، وضعیت دانشگاههای روژاوا و کوبانی و مدارک تحصیلی صادرشده از سوی آنها را به رسمیت بشناسد و در عین حال، آموزش به زبان مادری، استقلال برنامههای درسی و جایگاه جینئولوژی در ساختار دانشگاهی حفظ شود.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که آینده دانشگاههای مناطق کردنشین را نمیتوان از آینده خودگردانی در شمال و شرق سوریه جدا کرد. تلاش دولت جدید برای ادغام کامل ساختارهای اداری و نظامی این مناطق، در حوزه آموزش نیز پیامدهای خود را خواهد داشت؛ زیرا دانشگاهها بخشی از نهادهایی هستند که طی سالهای گذشته در کنار جامعه محلی ایجاد شده و به بازسازی زندگی اجتماعی پس از جنگ کمک کردهاند.
آمارجی در عین حال تأکید میکند که دفاع از این دانشگاهها به معنای نادیده گرفتن مشکلات و کاستیهای آنها نیست. این مراکز در طول فعالیت خود با کمبود منابع، تنشهای داخلی، محدودیتهای ناشی از جنگ، تحریم و نبود حمایت رسمی روبهرو بودهاند. اما به اعتقاد این نشریه، حمایت از استقلال آنها نیازمند آرمانیسازی این تجربه نیست، بلکه مستلزم درک آن چیزی است که این دانشگاهها ایجاد کردهاند و آنچه در صورت از بین رفتن استقلالشان ممکن است از دست برود.
این گزارش در نهایت تأکید دارد که دانشگاه روژاوا و دانشگاه کوبانی همچنان فعال هستند و دانشجویان و استادان آنها به فعالیت خود ادامه میدهند. از این رو، مسئله امروز صرفاً حفظ نام یا ساختمان این دانشگاهها نیست؛ بلکه جلوگیری از آن است که «به رسمیت شناختن» به ابزاری اداری برای جذب و حذف تدریجی ساختارهای آموزشی شکلگرفته در مناطق کردنشین سوریه تبدیل شود.
آمارجی نتیجه میگیرد که آزمون اصلی در مرحله کنونی این است که آیا نظام جدید سوریه میتواند در کنار به رسمیت شناختن هویت و زبان کردی، حق جامعه مناطق کردنشین برای مشارکت در تعیین محتوای آموزشی و حفظ نهادهای دانشگاهی خود را نیز بپذیرد یا اینکه روند ادغام، استقلال آموزشی ایجادشده طی بیش از یک دهه را به تدریج از میان خواهد برد.
دیدگاه کاربران